دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٦ - ابن جزری، شمس الدین
ابن جزری، شمس الدین
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَزَری، شمسالدين ابوالخير محمدبن محمد بن يوسف (٧٥١-٨٣٣ ق/ ١٣٥٠-١٤٣٠ م)، مقری، محدث و فقيه شافعی. نسبت جزری به جزيرۀ ابن عمر واقع در جنوب شرقی تركيه كنونی است (سخاوی، ٩/ ٢٥٥). او در دمشق متولد شد (نک : سخاوی، كه داستانی دربارۀ تولد وی نقل كرده است، ٩/ ٢٥٦-٢٥٥) و در ٧٦٦ ق در همانجا به فراگيری قرائت و حديث آغاز كرد (ابنجزری، غاية، ٢/ ٢٤٧؛ همو، النشر، ١/ ٢، ٢٤٠؛ همو، اسنی، ٩٩). او در ٧٦٨ ق به سفر حج رفت و پس از عمل به مناسك و استماع از مشايخ مكه و مدينه به دمشق بازگشت (همو، غاية، همانجا؛ همو، النشر، ١/ ٦٩). ابن جزری در نيمۀ دوم سال بعد عازم مصر شد (همو، غاية، ١/ ٣٦٤، ٢/ ١٦٤) و پس از استماع از مشايخ آنجا، پيش از شعبان ٧٧٠ ق به دمشق مراجعت كرد (همو، ١/ ٨٥) و دستكم تا ربيعالاول سال بعد در آنجا ماند (همان، ١/ ٨٢). ابنجزری سپس مجدداً برای كسب علم عازم مصر شد (همو، غاية، ١/ ١٦٤، ٢٤٨) و باز پيش از شوال ٧٧٢ ق به دمشق بازگشت و ظاهراً در همانجا به دست ابوحفص عمر بن حسن مراغی خرقه پوشيد (همو، اسنی، ١٣٨؛ قس: غاية، ١/ ٥٩٠). در ذيحجۀ همان سال در بعلبك استماع حديث كرد (همو، اسنی، ٨٤). در مورد سال ٧٧٣ ق در آثار خود ابن جزری اشارهای ديده نمیشود، اما سخاوی (٩/ ٢٥٦) گويد وی در شعبان ٧٧٣ ق به قضاء دمشق منصوب شد و چند روز بعد، پيش از ورود به دمشق از آن سمت عزل گرديد، و اين نشان میدهد كه در نيمۀ اول اين سال در محلی غير از دمشق و احتمالاً مصر بوده است. به هر حال وی در ٧٧٤ ق در دمشق بوده (ابن جزری، غاية، ٢/ ٤٠١- ٤٠٩) و از عمادالدين ابن كثير در آخرين ماههای عمرش اجازۀ افتاء گرفته است (همان، ٢/ ٢٤٨). در فاصله سالهای ٧٧٥-٧٧٧ ق نيز از حضور او در دمشق گزارشهايی ديده میشود (همو، النشر، ١/ ٨٧؛ همو، غاية، ٢/ ٣٥١). ابن جزری در ٧٧٨ ق مجدداً عازم سفر مصر گرديد (همان، ١/ ٣٦٤، ٢/ ٢٤٨) و در همين سال در آنجا از ضياءالدين قزوينی اجازۀ افتاء گرفت. سفر وی به اسكندريه نيز گويا در همين اوقات صورت گرفته است (همان، ٢/ ٢٤٨؛ نيز قس: ١/ ٤٨٢). سخاوی (٩/ ٢٥٦) میگويد: ابن جزری در ٧٧٩ ق متولی «توقيع الدست» بوده، ليكن در مورد محل اين سمت و نيز گمارندۀ او توضيحی نداده است. ابن جزری پس از بازگشت مجدد به دمشق چندی به تدريس قرائات در جامع اموی پرداخت و پس از وفات استادش عبدالوهاب بن سلادر در ٧٨٢ ق متولی مشيخۀ كبری اقراء در تربت ام صالح دمشق گرديد (ابن جزری، غاية، ٢/ ٢٤٨؛ نيز قس: ١/ ٤٨٣). سخاوی (همانجا) يادآور شده كه وی پيش از تولی در تربت ام صالح، مشيخۀ اقراء در مدرسۀ عادليه و نيز مشيخۀ دارالحديث اشرفيه را نيز عهدهدار بوده (قس: ابنجزری، غاية، ١/ ١٣٠) و مدتی نيز در مدرسۀ اتابكيه دمشق تدريس كرده است. ابن جزری در ٧٨٥ ق از شيخ الاسلام بلقينی نيز اجازۀ افتاء گرفت و در ٧٨٨ ق مجدداً عازم مصر گرديد، ليكن در اواسط سال بعد به وطن بازگشت (همان، ٢/ ٢٤٨، ٢٥٢). در ٧٩٢ ق برای بار دوم به سفر حج رفت و پس از بازگشت در ٧٩٣ ق به قضاء شام منصوب شد (همان، ١/ ١٩٤، ٢/ ٢٤٩)، اما در تاريخ نامعلومی كه پيش از رمضان ٧٩٥ ق بوده است به دليل نه چندان روشنی اين سمت را رها كرد و به مصر رفت (همان، ٢/ ٤٠٩). از عبارت سخاوی (همانجا) برمیآيد كه او بخشی از سال ٧٩٥ ق تا آغاز ٧٩٧ ق را در مدرسۀ صلاحيۀ قدس به تدريس پرداخته (نک : ابنعليمی، ٢/ ١٠٩ كه به صراحت مدرسۀ صلاحيۀ مزبور را در قدس دانسته است)، ليكن ابن جزری ( غاية، ١/ ١٣٠) تصريح میكند كه آن مدرسۀ صلاحيه كه وی مدرسی آن را بر عهده داشته، در دمشق بوده است. سخاوی (همانجا) يكی از علل آمد و شد ابن جزری بين مصر و دمشق را كارگزاری او برای امير قطلوبك دانسته، و نيز از تصدی خطابت جامع توته و نزاع با شهابالدين حسبانی بر سر آن، ياد كرده است. به هر صورت وی در مصر مورد بیمهری حكمران وقت واقع شد و اموال او مصادره گرديد و سرانجام در ٧٩٨ ق مصر را ترك گفت و از راه اسكندريه عازم آسيای صغير گرديد (ابن جزری، غاية، ٢/ ٢٤٩؛ سخاوی، همانجا). او در١٤ رجب همان سال در انطاليه بود (سيد، فهرس، ٢(٣)/ ٢٩١؛ قس: ملی، ٧/ ٣٩٢، كه آن را انطاكيه ضبط كرده است؛ هر دو به نقل از تاريخ الجزری) تا اينكه پيش از ربيعالاول ٧٩٩ ق به بورسا (پايتخت آن روز عثمانی) رسيد (ابن جزری، النشر، ٢/ ٤٦٩) و در آنجا اقامت گزيد (همو، غاية، همانجا). در اوايل ٨٠٥ ق بورسا به دست تيمور سقوط كرد و تيمور ابن جزری را همراه خود به پايتختش كش منتقل ساخت (همانجا) و او تا اوايل ٨٠٧ ق در كش بود (همان، ٢/ ٢٥٣؛ قس: حاجی خليفه، ١/ ٣٨٩)، ليكن شايد به دليل انتقال مركزيت از كش به سمرقند، راهی سمرقند گرديد و در ربيعالاول همان سال در آنجا حضور داشت (مركزی، ١٢/ ٢٩٥٦، به نقل از بداية النهايۀ ابن جزری؛ قس: ابن جزری، غاية، ٢/ ٢٤٩). از لحن گفتار ابن جزری (همانجا) به روشنی برمیآيد كه وی پادشاه عثمانی را عادل میدانسته (همان، ١/ ١٣٠)، اما برعكس نسبت به تيمور نظر خوشی نداشته است. با وفات تيمور در شعبان ٨٠٧ ق/ فوريۀ ١٤٠٥ م اقامت اجباری ابن جزری در ماوراءالنهر پايان پذيرفت و وی در مسير بازگشت وارد هرات گرديد (همان، ٢/ ٢٥٠). پس از هرات از يزد و اصفهان گذشت و در رمضان ٨٠٨ ق وارد شيراز شد (همان، ١/ ٣٤٠). پيرمحمد حكمران وقت او را به قضاء شيراز و توابع آن گماشت و ابن جزری از آنجا راه بصره را در پيش گرفت. وی پس از سفری به يمن يك سال تمام (٨٢٨ ق) در مكه مجاورت گزيد (همانجا؛ سخاوی، ٩/ ٢٥٧) و در اوايل ٨٢٩ ق ابتدا به مصر و سپس به شام رفت و از آنجا عازم عجم (شيراز) شد (ابن جزری، غاية، ١/ ١٣٠-١٣١) و در آنجا سكنی گزيد (قس: حاجیخليفه، ١/ ٦٦٩) تا اينكه سرانجام در همانجا وفات يافت (ابن جزری، غاية، ٢/ ٢٥١). ابن جزری يك مدرسه در رأس عقبة الكتان دمشق (نک : حاجی خليفه، ١/ ٦٦٩، به نقل از الحصن الحصين ابن جزری؛ قس: همو، غاية، ٢/ ٤٠٩) و يك درالقرآن در شيراز (همان، ١/ ٣٤٠-٣٤١) تأسيس كرده بود.
از مهمترين مشايخ او در قرائت و حديث میتوان از محمد بن عبدالرحمن بن الصائغ، محمد بن رافع سلامی، عبدالوهاب بن يوسف ابن السلار، عبدالله بن ايدغدی ابن الجندی، ابوالمعالی محمد بن الكبان و محمد بن احمد بن قدامۀ مقدسی نام برد. ابن جزری حدود ١٠ سال ملازم همين محمد مقدسی بود و بيشتر از ٠٠٠‘١٥حديث از او شنيده است (همو، النشر، ١/ ٥٨، ٦٢، ٦٣، ٦٤، ٧٣؛ همو، اسنی، ١٣٤؛ در مورد ديگر مشايخ نک : همو، النشر، اسنی و نيز غاية، جم ). از استادان او در فقه نيز میتوان عبدالرحيم اسنوی و سراجالدين بلقينی را ياد كرد (همان، ٢/ ٢٤٨؛ سخاوی، ٩/ ٢٥٦). وی نزد ضياءالدين قزوينی نيز اصول فقه و معانی و بيان آموخته است (ابن جزری، غاية، همانجا). (نيز برای فهرستی از شاگردان و راويان وی نک : همان، ٢/ ٢٤٨-٢٥١؛ ضباع، «ح»).
ابن جزری به رغم اينكه محضر استادان برجستهای را در فقه شافعی درك كرده بود، هيچ گاه به عنوان فقيهی برجسته شناخته نشد و گاه به روش قضاء او خرده گرفتهاند (نک : سخاوی، ٩/ ٢٥٩)، مع ذلك در مطاوی آثار موجود وی برخی اطلاعات فقهی قابل توجهی آمده است (به عنوان نمونه نک : ابن جزری، النشر، ١/ ٢٨- ٢٩). هر چند حديث ابن جزری تحتالشعاع قرائت او قرار دارد، ولی بر هر حال قابل اعتناست. بررسی آثاری چون اسنی المطالب و مباحث پراكندۀ حديثنی در كتاب النشر (همو، ١/ ٢١، ١٩٤-١٩٧) و به خصوص گردآوری اسانيد حديث تكبير در سورۀ ضحی از طرق بسيار (همان، ٢/ ٤١١-٤١٥) نشان دهندۀ اين واقعيت است كه وی در حديث بهرغم قلت روايت، سندی عالی و بر اسانيد آن وقوف قابل تحسينی دارد. با اين حال او از سوی برخی از معاصرانش به مجازفه متهم شده كه قابل ترديد است (سخاوی، ٩/ ٢٨٥- ٢٥٩). آنچه موجب اشتهار ابنجزری گشته مقام او در علم قرائت است. وی در ١٣ سالگی قرآن را حفظ كرده بود (ابنجزری، غاية، ٢/ ٢٤٧) و تلاش او برای استماع از بزرگترين مقريان بلاد اسلامی باعث شد كه قرائت او نه تنها از حيث تعدد طرق، بلكه از حيث علو اسناد نيز چشمگير باشد (به عنوان نمونه نک : همو، النشر، ١/ ١٩٤؛ همو، غاية، ١/ ٢٠٨). ابنجزری در زمانی پيشتاز علم قرائت گرديد كه اين علم روی به ضعف نهاده بود (همو، النشر، ١/ ٥٤، ١٩٣) و يك رشته تصورات باطل چون مرادف دانستن قرائات سبع با «اَحْرُف سبعه» در حديث نبوی (در مورد مصـادر حديث نک : ونسينك، ٣٩٨) و عدم عنايت به كتب قرائت بجز التيسير و شاطبيه، راه تحقيق را در قرائت سد كرده بود (نک : ابن جزری، تحبير، ٧). با توجه به كوششهای ابن جزری در ابطال اين تصورات و مطرح نمودن قرائات غير سبعه بايد او را بازگردانندۀ روح تحقيق به كالبد قرائت پس از مدتها ركود دانست.
ابن جزری با مطرح كردن كتب منسوخ قرائت، و گردآوری محتوای آن با سبكی نو، به خصوص در دو كتاب النشر، و غاية النهاية، درواقع دائرة المعارفی در علم قرائت تدوين كرد كه سايۀ آن تا امروز بر اين علم گسترده است. آنچه به اين دو كتاب جنبۀ دائرة المعارفی میدهد، وجود مشخصاتی در آنهاست كه در آثار پيش از وی ديده نمیشود. از جملۀ اين مشخصات اين است كه ابنجزری در اين دو كتاب به طور نسبی ذكر مآخذ نقل را به عنوان يك روش ثابت پذيرفته و جز در موارد غيرلازم و ملالآور از ذكر مآخذ تخلف نكرده است. ديگر اينكه رجوع به اين دو كتاب تا حد زيادی مراجعه كننده را از كتب پيشين بینياز میكند. ترتيب الفبايی يا موضوعی و سهولت يافتن مطلب موردنظر، و دادن اطلاعات زياد در حجم كم نيز از جمله اين مشخصات است. اينكه ابن جزری به مشايخ برجسته و متعدد زمان خود پيوسته بود و نيز تأليفات بديع و مباشرت او به اقراء در هر فرصت ممكن و در هر گوشه از سرزمينهای اسلامی موجب شد تا رياست اين علم در ممالك مختلف را احراز كند (سخاوی، ٩/ ٢٥٩؛ قس: ابن جزری، غاية، ٢/ ٢٤٨-٢٥١).
آثار ابن جزری به خصوص النشر در تأليفات متأخر تأثير انكارناپذيری داشته است، اما در النشر يك نقيصۀ عمده وجود داشت كه محققان اين فن به زودی متوجه آن شدند و آن فروگذاری ضبط قرائات غير عشره بود. از جمله آثاری كه در تكميل كار ابن جزری تأليف شده میتوان از ايضاح الرموز ابن قباقبی (قسطلانی، ١/ ٩١) و لطائف الاشارات قسطلانی كه هر دو با كمتر از يك قرن فاصله و در موضوع قرائات اربعة عشر نوشته شدهاند، نام برد، ولی بايد تأكيد كرد كه اسوه و مأخذ عمدۀ آنان آثار ابنجزری بوده است.
آثار
چاپی
١. اسنی المطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، مكه، ١٣٢٤ ق، نيز اين كتاب به كوشش محمد هادی امينی در اصفهان (١٤٠٠ ق) و تهذيبی از آن به كوشش محمدباقر محمودی در بيروت (١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م) به چاپ رسيده است؛ ٢. تحبير التيسير فی قراءات الائمة العشرة، بيروت، ١٤٠٤ ق؛ كه در آن قرائات ثلاث برالتيسير ابوعمرودانی افزوده شده است؛ ٣. الحصن الحصين من كلام سيد المرسلين، مجموعهای از احاديث در ادعيه و اذكار كه تأليف آن در ٢٢ ذيحجۀ ٧٩١ ق به پايان رسيده است (نک : حاجی خليفه، ١/ ٦٦٩). چاپهای متعدد دارد كه از جمله الجزاير، ١٣٢٨ ق، با ترجمۀ اردو، دهلی، ١٨٧١ م (در مورد شروح، تلخيصها و ترجمهها نک : همانجا)؛ ٤. الدرة المضيئة فی قراءات الائمة الثلاثة المرضية لتتميم القراءات العشر، مصر، ١٢٨٥، ١٣٠٨ ق، منظومهای كه در ٨٢٣ ق/ ١٤٢٠ م به اتمام رسيده است (در مورد شروح نک : همو، ١/ ٧٤٣)؛ ٥. الزهر الفائح فی ذكر من تنزه عن الذنوب و القبائح، مصر، ١٣٠٥، ١٣١٠ و ١٣١٣ ق؛ ٦. طيبة النشر فی القراءات العشر، قاهره، ١٢٨٢ ق، ارجوزهای در قرائات عشر كه در شعبان ٧٩٩ ق سروده شده است. ضمن يك مجموعه، قاهره، ١٣٠٨ ق (در مورد شروح نک : همو، ٢/ ١١١٨)؛ ٧. عرف التعريف بالمولد الشريف، با ترجمۀ هندی فتح محمد تائب، لكهنو، ١٣٠٨ ق/ ١٨٩١ م (در مورد ترجمه و تفصيل فارسی آن توسط فاضل حسين واعظ نک : همو، ١/ ٤٢١، ٢/ ١١٣٢)؛ ٨. غاية النهاية فی طبقات القراء، كه اختصاری از كتاب النهايۀ مؤلف بود و در رمضان ٧٩٥ م به انجام رسيده است (نک : مآخذ همين مقاله)؛ ٩. كاشف الخصاصة عن الفاظ الخلاصة، كه شرحی بر الفيۀ ابنمالك در نحو است. دكتر مصطفی احمد النماس در ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م اين كتاب را در مصر به چاپ رسانده و در مقدمه به بررسی سبك نحوی ابن جزری پرداخته است؛ ١٠. المصعد الاحمد فی ختم مسند الامام احمد، مصر، ١٣٤٧ ق/ ١٩٢٩م؛ ١١. المقدمة الجزرية، ارجوزهای در تجويد قرآن، قاهره، ١٢٨٢، ١٣٠٧ ق و تهران، ١٣١٦ ق و دهلی، ١٨٨٨ م. بر اين ارجوزه شروح متعددی نوشته شده است؛ ١٢. منجد المقرئين و مرشد الطالبين، قاهره، به كوشش محمد حبيبالله شنقيطی و احمد محمد شاكر، ١٣٥٠ ق؛ ١٣. النشر فی القراءات العشر، كه تأليف آن در ذيحجۀ ٧٩٩ ق به پايان رسيده است، در مصر به كوشش علی محمد الضباع و در دمشق، به كوشش محمد احمد دهمان، ١٣٤٥-١٣٤٦ ق، به چاپ رسيد.
خطی
١. الاربعون مسالة فی القراءات، ظاهريه (علوم القرآن، ٣٠١-٣٠٣)، مصر، دارالكتب (سيد، خطی، ٣/ ٥٦)؛ ٢. تاريخ الجزری، كه تلخيص تاريخ الاسلام ذهبی است (حاجی خليفه، ١/ ٢٧٧، ٢٩٠) و در رجب ٧٩٨ ق به اتمام رسيده است. نسخههايی از آن در كتابخانههای ملی، (٧/ ٣٩١-٣٩٢)، مجلس شورا (شورا، ١٢/ ٢٨١)، عارف حكمت مدينه (سيد، فهرس، ٢(٣)/ ٢٩٠) وجود دارد؛ ٣. تقريب النشر فی القراءات العشر، كه مختصری از كتاب النشر مؤلف است و نسخههايی از آن در كتابخانههای مختلف ازجمله دارالكتب مصر (سيد، خطی، ١/ ١٧٣)، ظاهريه (علوم القرآن، ٨٤)، مجلس شورا (شورا، ٧/ ٥١)، آيتالله مرعشی (مرعشی، ١٤/ ٢٦٢)، كوپريلی (كوپريلی، ١/ ٢٨)، جامع كبير صنعا (رقيحی، ١/ ٣٠)، چستربيتی (آربری، شم ٤٦٢٣) و برلين (آلوارت، شم ٦٥٨) موجود است؛ ٤. التمهيد فی علم التجويد، مصر، دارالكتب (سيد، خطی، ١/ ١٨٣)، ظاهريه (علوم القرآن، ٣٢-٣٣)؛ ٥. ذات الشفاء فی سيرة النبی (ص) و الخلفاء، كه منظومه است، و نسخههای خطی آن در كتابخانههای دارالكتب مصر، بريل (GAL, S, II/ ٢٧٧)، برلين (آلوارت، شم ٢٦٩٢)، ظاهريه (مجاميع، ٥٨) موجود است؛ ٦. عدة الحصن الحصين، كه مختصر الحصن الحصين مؤلف است و نسخههای آن در كتابخانههای مختلف جهان از جمله دارالكتب مصر، اياصوفيا، بريل، رامپور (GAL, S, II/ ٢٧٧)، آمبروزيانا (لوف گرن، شم ٢٣٨) و جامع كبير صنعاء (رقيحی، ١/ ٤٠٥- ٤٠٨) موجود است، ٧. مفتاح الحصن الحصين، كه شرحی است بر همان الحصن الحصين و نسخههای آن در كتابخانههای دارالكتب مصر، موصل، رامپور (GAL, S, II/ ٢٧٧)، اوقاف بغداد (طلس، ١٤١)، ظاهريه (مجاميع، ٩٢) و جز آن موجود است؛ ٨. الهداية فی علم الدراية (الراوية)، منظومهای در علوم الحديث كه نسخههای آن در كتابخانههای گوتا (پرچ، شم ٥٨٢) و اوقاف بغداد (طلس، ٢٤٩) موجود است (نيز نک : GAL, S, II/ ٢٧٧). بجز آثار ياد شده، نسخ خطی بسياری به نام ابن جزری در فهارس ثبت شده است (برای فهرستی از برخی آثار ياد نشده نک : ابنجزری، غابة، ٢/ ٢٥٤٠-٢٥١؛ سخاوی، ٩/ ٢٥٧؛ بغدادی، ٢/ ١٨٧- ١٨٨).
مآخذ
ابنجزری، محمد بن محمد، اسنی المطالب، به كوشش محمد هادی امينی، اصفهان، ١٤٠٠ ق؛
همو، تحبير التيسير، بيروت، ١٤٠٤ ق؛
همو، غاية النهاية، به كوشش برگشترسر و پرتزل، استانبول، ١٩٣٣-١٩٣٥ م؛
همو، النشر، به كوشش علی محمد الضباع، مصر، مكتبة مصطفی محمد؛
ابنعليمی، عبدالرحمن بن محمد، الانس الجليل، بيروت، ١٩٧٣ م؛
بغدادی، اسماعيل پاشا، هدية؛
حاجی خليفه، كشف؛
رقيحی، احمد عبدالرزاق و ديگران، فهرست مخطوطات مكتبة الجامع الكبير بصنعاء، يمن، ١٩٤٨ م؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٥ ق؛
سيد، خطی؛
سيد، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، التاريخ، قاهره، ١٩٥٩ م؛
شورا، خطی؛
ضباع، علی محمد، مقدمه بر النشر (نک : ابن جزری در همين مآخذ)؛
طلس، محمد اسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن الاوقاف، بغداد، ١٩٥٣ م؛
ظاهريه، خطی (علوم القرآن، مجاميع)؛
قسطلانی، احمد بن محمد، لطائف الاشارات، به كوشش عامر السيد عثمان و عبدالصبور شاهين، قاهره، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
كوپريلی، خطی؛
مرعشی، خطی؛
مركزی، خطی؛
ملی، خطی؛
ونسينگ، ا.ی.، مفتاح كنورالسنه، ترجمۀ محمد فؤاد عبدالباقی، مصر، ١٣٥٣ ق/ ١٩٣٤ م؛
نيز:
Ahlwardt;
Arberry;
GAL, S;
Löfgren, O. & R. traini, Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Biblioteca Ambrosiana, vicenza, ١٩٧٥;
Pertsch, w., Die arabischen Handschriften der herzoglichen Bibliothek zu Gotha, Gotha, ١٩٨٧.
احمد پاكتچی