دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩١ - ابن جباب
ابن جباب
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَبّاب، ابو عمر احمد بن خالد بن يزيد قُرْطُبی (٢٤٦-٣٢٢ ق/ ٨٦٠-٩٣٤ م)، محدث و فقيه مالكی. وی را به جَيانی (ابن ماكولا، ٢/ ١٣٨؛ نيز نک : سمعانی، ٣/ ١٨٠ كه به اشتباه جِبٰابی نوشته است) و ابوعمرو (ابن فرحون، ١/ ١٥٩) نيز ياد كردهاند كه مورد اخير نادرست به نظر میرسد. جبّاب كه به زبان اهل اندلس به معنی جبّه فروش است (سمعانی، همانجا)، شغل او (ابن ماكولا، همانجا) و شغل پدرش (ذهبی، العبر، ٢/ ١٦) بوده است. اصل وی از جيّان (از شهرهای اندلس) ولی ساكن قرطبه بوده است (حميدی، ١١٣). در اندلس از اساتيد بزرگی چون قاسم بن محمد (اولين كسی كه مذهب شافعی را به اندلس برد)، محمد بن وضاح، محمد بن عبدالسلام خشنی، بقی بن مَخْلد و ديگران حديث شنيد، سپس به مكه رفت و از علی بن عبدالعزيز بغوی، محمد بن علی صائغ و ابوبكر احمد بن عمرو مكی حديث آموخت، آنگاه به صنعا رفته از اسحاق بن ابراهيم دَبَری و عبيدالله بن محمد كَشْوَری و ديگران حديث شنيد (ابن فرضی، ١/ ٤٢؛ حميدی، همانجا؛ ذهبی، تذكره، ٣/ ٨١٥). ابن جباب بهكْرِت (اقطريطش) و افريقيه سفر نمود (ابن فرحون، ١/ ١٦٠) و به دليل روايتش از ابوزكريا يحيی بن ايوب علاف كه وی را فقيه اهل مصر خوانده، میتوان نتيجه گرفت كه سفری نيز به مصر داشته است (ذهبی، سير، ١٣/ ٤٥٣). وی بعداً به اندلس بازگشت (ابنفرضی، همانجا) و روزگاری دراز در آنجا به روايت حديث پرداخت و فرزندش محمد، ابومحمد عبدالله بن محمد ابن علی باجی، محمد بن محمد بن ابی دُلَيم (حميدی، ١١٣-١١٤). محمد بن حزم معروف به ابن مدينی (مقری، ٢/ ١٥٠) و ديگران از او روايت كردهاند. ابن فرضی (همانجا) وی را امام دوران در فقه و حديث و عبادت معرفی كرده است. ذهبی ( سير، ١٣/ ٣٢٩) از قول ابوعلی غسانی، از ابن عبدالبر نقل كرده كه در اندلس كسی فقيهتر از قاسم بن محمد و ابن جباب نبوده است. همو از قاضی عياض نقل میكند ( العبر، ٢/ ١٦) كه او در مذهب مالك، امام دوران و در حديث بلامنازع است. همچنين ذهبی میگويد ( سير، ١٥/ ٢٤١) كه اندلس حافظی چون ابنجباب و ابنعبدالبر نداشته است. ابنفرحون (١/ ١٦٠) نيز در مقايسۀ ميان قاسم بن اصبغ و ابن جباب از قول ابن ابی الفوارس مینويسد كه يك روز ابنجباب از تمام عمر قاسم ارزشمندتر است. بالاخره ذهبی ( سير، ١٥/ ٢٤٠) وی را بینظير و صفدی (٦/ ٣٧١) او را حافظ كبير خوانده است. با اين وصف نه تنها اطلاعات حاضر در مورد وی ناچيز است بلكه به دليل عدم وجود يا شناسايی اثری از او اظهارنظر در مورد مقام علمی و نقش اجتماعی ابن جباب ميسر نيست. حميدی (ص ١١٣) گفته است كه او در مسند حديث مالك بن انس و غير از او [كتاب] نوشته است و ذهبی ( سير، ١٥/ ٢٤١) كتاب الايمان، كتاب الصلاة، كتاب قصص الانبياء و ابن فرحون (همانجا) كتاب فضائل الوضوء و الصلاة و حمدالله و خوفه را به وی نسبت دادهاند. مقری (همانجا) گفته است كه وی كتابی در مورد [حليت قبول] هدايای سلطان نوشته و پالنسيا (ص ٣٢٧) «صحيفه»ای در خصوص نقد رأی و عقيدۀ محمد بن عبدالله بن مسرۀ قرطبی (د ٣١٨ ق) ــ اولين متفكر اندلسی كه به آراء معتزله گرايش داشته ــ به او نسبت داده است. اما منبع سخن اين دو نفر معلوم نيست.
مآخذ
ابنحجر، احمد بن علی، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن فرحون، ابراهيم بن علی، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٩٧٤ م؛
ابنفرضی، عبدالله بن محمد، تاريخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٣ ق/ ١٩٥٤ م؛
ابن ماكولا، علی بن هبةالله، الاكمال، حيدرآباد دكن، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٣ م؛
پالنسيا، آنخل گونزالس، تاريخ الفكر الاندلسی، ترجمۀ حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥ م؛
حميدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس، به كوشش محمد بن تاويت طنجی، قاهره، ١٩٥٢ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعيد بن بسيونی زغلول، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سمعانی، عبدالكريم، الأنساب، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ ق؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م.
محمدهادی مؤذن جامی