دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨٦ - ابن ثلجی
ابن ثلجی
نویسنده (ها) :
فریدون شیرین کام
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ ثَلْجی، ابوعبدالله محمدبن شجاع (١٨١-٢٦٦ ق/ ٧٩٧- ٨٨٠ م)، فقيه و محدث حنفی در بغداد. علت اشتهارش به ثلجی انتساب وی به جدش «ثلج» است (سمعانی، ٣/ ١٤٤). او فقه را نزد حسن بن زياد لؤلؤی آموخت و از پيشوايان فقهی زمان خود شد (ابن تغری بردی، ٣/ ٤٢). از يحيی بن آدم، اسماعيل بن علية، ابی اُسامة، وُكيع، عبيدالله ابن موسی و محمد بن عمر واقدی حديث نقل كرده است. از ميان كسانی كه از ابنثلجی نقل حديث كردهاند میتوان از يعقوب بن شيبه و نوهاش محمد بن احمد، عبدالوهاب بن ابی حية، عبدالله بن احمد بن ثابت بزاز نام برد (خطيب، ٥/ ٣٠٥).
در روزگار ابن ثلجی بحث حدوث و قدم قرآن به شدت در ميان مسلمانان مطرح بود و بنابر روايت ذهبی ( ميزان الاعتدال، ٣/ ٥٧٨) وی به مخلوق بودن قرآن اعتقاد داشت، ولی همو در جای ديگر ( سير اعلام النبلاء، ١٢/ ٣٨٠) میگويد كه ابن ثلجی در اين مسأله نظر خاصی نداشت.
ابنثلجی به زهد و پارسايی و مهارت بسيار در فقه و حديث ستوده شده است (ابن ابیالوفاء، ٢/ ٦٠)، ولی قواريری، ابوالفتح ازْدی (نک : ابن جوزی، الضعفاء و المتروكين، ٢/ ٧٠)، ابن عدی (٦/ ٢٢٩٣) و ذهبی ( العبر، ١/ ٣٨٢) او را غيرثقه دانستهاند. به گفتۀ ابن نديم (ص ٢٥٩) او به معتزله گرايش داشت. مذهب فقهی ابوحنيفه را نيز شرح و بسط داد و دلايل بسيار برای تقويت آراء و فتاوی فقه حنفی اقامه نمود. نسبت به امام شافعی نظر مساعدی نداشت، ولی به هنگام مرگ از او ستايش كرد و گفت كه در مورد او از نظر خود عدول كرده است (ابن عدی، ٦/ ٢٢٩٢). احمد بن حنبل با او سخت مخالف بود و در نكوهش او تا حد تكفير اصرار میورزيد و هنگامی كه متوكل، خليفۀ عباسی در مورد ابن ثلجی برای تصدی امر قضا از او سؤال كرد، ابن حنبل وی را شايستۀ اين مقام ندانست (ابن جوزی، المنتظم، ٥/ ٥٨). به گفتۀ بغدادی (همانجا) ابن ثلجی در ٤ ذيحجۀ ٢٦٦ ق، در حال سجده درگذشت و او را، چنانكه وصيت كرده بود، در خانهاش كه در جوار مسجد بود دفن كردند. ابننديم (ص ٢٦٠) تاريخ درگذشت او را ٢٥٧ ق ذكر كرده است. آثار ابن ثلجی عبارتند از: تصحيح الآثار؛ النوادر فی الفروع؛ الكبير؛ كتاب المضاربة (همو، ٢٦٠)؛ كتاب الكفارات (حاجی خليفه، ٢/ ١٤٥٣، ١٤٥٩)؛ مناسك (ذهبی، سير اعلام النبلاء، ١٢/ ٣٨٠)؛ الرد علی المشبهة (ابن ابی الوفاء، ٢/ ٦١). از اين آثار اطلاعی در دست نيست، ولی به گفتۀ سزگين مطالب بسياری از كتابهای او را مؤلفان حنفی متأخر در آثار خود جای دادهاند (١(٣)/ ٨٥).
مآخذ
ابن ابی الوفاء، عبدالقادر بن محمد، الجواهر المضيئة، حيدرآباد دكن، ١٣٣٢ ق/ ١٩١٤ م؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، الضعفاء و المتروكين، به كوشش ابوالفداء عبدالله قاضی، بيروت، ١٩٨٦ م؛
همو، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
ابن عدی، عبدالله، الكامل فی ضعفاء الرجال، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن نديم، الفهرست؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق/ ١٩٣٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و صالح السمر، بيروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش محمد زغلول، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٦ ق/ ١٩٦٦ م؛
سزگين، فؤاد، تاريخ التراث العربی، ترجمۀ محمود فهمی حجازی، رياض، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
سمعانی، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمن معلمی يمانی، حيدرآباد، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م.
فريدون شيرين كام