دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٨١ - ابن بهلول
ابن بهلول
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٧ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بُهْلول، ابوجعفر احمد بن اسحاق تنوخی انباری (٢٣١- ٣١٨ ق/ ٨٤٦-٩٣٠ م)، قاضی حنفی، اديب، لغوی، نحوی و شاعر. وی در انبار (عراق) زاده شد. پدرش از حافظان بزرگ بود كه ابن عُيينه و طبقهاش را دريافته بود و برادرش بهلول نيز محدثی معتبر بود كه از سعيد ابنمنصور و طبقهاش روايت میكرد (وكيع، ٣/ ٢٨٥، ذهبی، ١٤/ ٤٩٧- ٤٩٨). ابنبهلول از پدرش اسحاق، ابراهيم بن سعيد جوهری، محمد بن زُنبور مكی، ابويعقوب دَورَقی، محمد بن مثنی، ابوسعيد اشج، مؤمل بن اهاب، ابوهشام رفاعی، سفيان بن محمد مصيصی، سعيد بن يحيی اموی، عبدالرحمن بن يونس رقی و ابوعبيدة بن ابی السفر حديث شنيد (خطيب، ٤/ ٣٠؛ ابن ابی الوفا، ١/ ٥٧؛ ذهبی، همانجا؛ ابنجوزی، ٦/ ٢٣١). وی از ابوكُريب نيز يك حديث نقل كرده است (همانجا؛ ابنكثير، ١١/ ١٦٥). محمد بن اسماعيل وراق، ابوحفص بن شاهين، ابوالحسن جراحی، ابوالحسن دارقطنی، ابو طاهر مخلص و ديگران از او روايت كردهاند (ذهبی، ١٤/ ٤٩٧؛ خطيب، ٤/ ٣٠). ابنبهلول در ٢٧٦ ق/ ٨٨٩ م از سوی موفق بالله نايب الخلافۀ معتمد عباسی به فضای انبار، هيت و طريق الفرات گمارده شد. در عهد معتضد نيز در همين مقام بود. در ٢٩٢ ق قضای نواحی جبل را نيز به وی سپردند و در ٢٩٦ ق، پس از توطئۀ ابنمعتز كه بر ضد مقتدر ترتيب يافته بود، قاضی مدينة المنصور گشت و حدود ٢٠ سال در آن مقام بود. به علاوه قضای طسوجی، قطربُل، مسكن، انبار، هيت و طريق الفرات و پس از مدتی قضای اهواز نيز به وی تعلق داشت (ابنجوزی، ٦/ ٢٣١-٢٣٢؛ ياقوت، ١/ ١٣٨). آزادگی و امانت ابنبهلول در امر قضا معروف است، چنانكه وقتی مادر مقتدر خليفه يك قطعه زمين وقفی را كه شرعاً قابل خريد و فروش نبود، خريداری كرده بود، خواست تا وقفنامه را كه در دفتر موقوفات و نزد ابنبهلول بود پاره كند و موقوفه را متصرف شود. ابنبهلول در برابر مادر خليفه ايستاد و از سپردن دفتر موقوفات سربازد زد و تهديد كرد كه از كار كناره خواهد گرفت (ابنجوزی، ٦/ ٢٣٣؛ ابنكثير، ١١/ ١٦٥). وی توانست در زمان حامد بن عباس از ابن فرات و در زمان ابنفرات از علی بن عيسی كه متهم به طرفداری از قرمطيان بودند دفاع كند (ياقوت، ١/ ١٤٤-١٥٤). همچنين در امر حسين بن منصور حلاج او را به عنوان قاضی احضار كردند. وی گفت به آنچه دربارۀ حلاج شايع كردهاند، نمیتوان استناد كرد، برای اثبات جرايم منسوب به حلاج يا بايد شهود معتبر وجود داشته باشند و يا خود وی بدان اقرار كند و چون هيچ كدام از اين دو حاصل نبود، از فتوا دادن به كفر حلاج خودداری كرد (همدانی، ١/ ٢٣). از داستان گفت و گوهای وی با محمد بن جرير طبری برمیآيد كه ابنبهلول خويشتن را در دانش و معلومات از او فراتر میدانسته است (خطيب، ٤/ ٣٢؛ ابنجوزی، ٦/ ٢٣٢؛ ذهبی، ١٤/ ٥٠٠). ابنبهلول در علوم گوناگون، از جمله در نحو مبتنی بر مكتب كوفيان دانشی گسترده داشت و كتاب فی النحوِ او در همين زمينه بوده است. همچنين شاعری پر سخن بود و اشعار بسياری از خود و ديگران از برداشت. قوت حافظۀ او را در شعر قديم و جديد و اخبار و سير ستودهاند (خطيب، ٤/ ٣١-٣٢). در حديث و ادب كتابهای ناسخ الحديث و منسوخه، ادب القاضی (ناتمام) و كتاب الدعا، و كتاب فی النحو از اوست (حاجی خليفه، ١/ ٤٦، ١٤١٧، ٢/ ١٩٢٠). وی در ٨٧ سالگی درگذشت (سيوطی، ١٢٨؛ ابن عماد، ١/ ٢٧٦).
مآخذ
ابن ابی الوفاء، عبدالقادر بن محمد، الجواهر المضيئة، حيدرآباد دكن، ١٣٣٢ ق؛
ابنجوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق؛
ابنعماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
ابنكثير، البداية؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق/ ١٩٣٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشی، بيروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
سيوطی، جلالالدين، بغية الوعاة، به كوشش محمد امين خانجی و احمد بن امين شنقيطی، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
وكيع، محمد بن خلف، اخبار القضاة، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٤٧ م؛
همدانی، محمد بن عبدالملک، تكملة تاريخ الطبری، به كوشش آلبرت، يوسف كنعان، بيروت، ١٩٦١ م؛
ياقوت، ادبا.
محمد آصف فكرت