دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٥١ - حلیمی
حلیمی
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٧ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَلیمی، ابوعبدالله حسین بن حسن بخاری (٣٣٨-٤٠٣ ق/ ٩٤٩-١٠١٢ م)، فقیه، قاضی و محدث پرشهرت شافعی در ماوراءالنهر. وی در خانوادهای اهل دانش در گرگان به دنیا آمد. پدرش ابومحمد حسن بن محمد از فقیهان و محدثان بود و حاکم نیشابوری (د ٤٠٥ ق/ ١٠١٤ م) از او حدیث شنیده بوده است.
حلیمی کودک بود که به همراه پدرش به بخارا نقل مکان کرد و آموزشهای اولیۀ خود را در آن دیار سپری نمود. او در دو زمینۀ فقه و حدیث دانشاندوزی کرد، فقه شافعی را نزد قَفّال چاچی و ابوبکر محمد بن عبدالله اَودَنی آموخت و حدیث را از کسانی مانند احمد بن عبدالله هیثمی مؤدب، ابوعبدالله محمد بن علی جباخانی، بکر بن محمد بن حمدان، خلف بن محمد خیام و بکر بن محمد مروزی دخُمسینی فراگرفت (سمعانی، ٢/ ٢٥٠؛ ذهبی، ٣/ ١٠٣٠). وی در ٣٧٧ ق/ ٩٨٧ م حج گزارد و خیلی زود مسیر ترقی در دانش را پیمود و در ماوراءالنهر و خراسان، مخصوصاً در شهرهای بخارا و مرو حضور علمی چشمگیری پیدا کرد.
حلیمی در بخارا و دیگر نواحی منطقه بهعنوان قاضی به امر قضا اشتغال داشت و پساز استادش، قفال چاچی، زعامت فقهای شافعی در ماوراءالنهر را نیز برعهده گرفت. شاگردان بسیاری در شهرهای مختلف نزد او دانش اندوختند که ازجملۀ ایشاناند: ابوعبدالله حاکم نیشابوری (٢/ ١٦٩)، ابوربیع ایلاقی (نک : نووی، تهذیب ... ، ٢/ ٥١٤٩)، ابوعبدالله بغدادی (نک : ابنحجر، ١/ ٢٩٧)، ابوزکریا عبدالرحیم بن احمد بخاری، ابوسعد محمد بن عبدالرحمان گنجرودی و احمد بن حسین رازی فناکی (سمعانی، ٢/ ٢٥١؛ ذهبی، همانجا).
در برههای از حیات حلیمی، خاصه به دلیل شهرت علمی و یافتن جایگاهی در نزد صاحبان قدرت، جدا از محافل علمی، به مناسبت سفارت سیاسی نیز، نام او در منابع ذکر شده است. بنابر گزارشها، در ٣٨٥ ق/ ٩٩٥ م بهعنوان فرستاده و رسول سلطانِ وقت، به نیشابور، و در ٣٨٩ ق/ ٩٩٩ م از جانب امیر خراسان نزد قابوس بن وشمگیر رفت تا برای آزادسازی ابونصر اسماعیلی که نزد قابوس محبوس بود، ترتیبی دهد؛ او در این سفارت به توفیق رسید و با مساعی وی موجبات آزادی ابونصر فراهم گردید (سهمی، ١٩٨).
بررسی شخصیت علمی حلیمی از دو جنبۀ مختلف در تاریخ فرهنگ اسلامی قابل بررسی است: یکی در تاریخ فقه شافعی و دیگر، اثر روایی او در مباحث مورد مناقشۀ متکلمان عصر. بهرغم آنکه در زمینۀ فقه هیچ اثری مدون از او برجای نیست، اما نام وی بهعنوان یکی از فقهای شاخص در سدۀ ٥ ق در منطقۀ شرق اسلام مطرح، و آراء فقهی وی در سرتاسر منابع فقه شافعی برجای است (رافعی، ٢/ ٣١٧، ٣٢٥، جم ) و عبادی او را در طبقۀ پنجم رجال شافعی آورده است (ص ١٠٥- ١٠٦). همچنین یادکرد آراء فقهی حلیمی در منابع مختلف، بیانگر نگاه اجتهادی او در مباحث گوناگون است (برای نمونه، نک : نووی، المجموع، ٢/ ٢٣٥، ٣/ ٤٥٩، روضة ... ، ١/ ٣٦٩، ٤٧٨؛ سبکی، علی، ١/ ٦٠؛ شربینی ١/ ٧؛ شوکانی، ٢/ ٣٣٣). افزون بر این، وجود جایگاه مهم حلیمی در تاریخ فقه، اسباب آن را فراهم آورده است تا عالمان و فقیهان دیگر مذاهب اهل سنت در کنار نظرات فقهی اندیشمندان مختلف، آراء وی را نیز در آثار خود جای دهند (بـرای نمونه، نک : حطاب، ٣/ ٣٠٦، ٣٣٣- ٣٣٤، جم ؛ ابنعابدین، ١/ ٧٣، ٢/ ٢٦٥، ٤/ ٢٠٩؛ بهوتی، ١/ ٥٠١، جم ).
در منابع عقایدی نیز برخی آراء از حلیمی نقل میشود؛ ازجمله عضدالدین ایجی اشاره دارد که وی در کنار معتزله و برخلاف قول مشهور اشاعره، فرشتگان را افضل از پیامبران میداند (٢/ ٤٥٨؛ نیز نک : صدیق، ٢/ ٤٥٥).
تنها اثر باقیمانده از حلیمی، کتاب المنهاج فی شُعَب الایمان با منظری روایی ـ کلامی است که باید تألیف آن را متأثر از یافتههای مؤلف در دورۀ آموزش نزد استاد اشعریاش، قفال چاچی دانست (نک : حلیمی، ١/ ٦- ١٥). همچنین در تألیف این اثر نباید تأثیرات محافل واعظانه در خراسان بزرگ را در آن سده از یاد برد؛ مکتبی که در آن با سَبکی مشحون از تسامح حدیثی، با استفاده از اقوال سلف، در ضمن حذف سلسلۀ اسانید، به شیوۀ وعظ به بیان مباحث اقدام میشد. برخی از معاصران وی در منطقه همچون ابوالقاسم بن حبیب نیشابوری و ابواسحاق ثعلبی از متقدمان او در این شیوه بهشمار میروند (نک : ه د، ١٧/ ٤٨). المنهاج با تمرکز بر موضوع ایمان، در نوع خود از قدیمترین نمونهها بهشمار میرود و بیهقی مبتنی بر همین اثر، کتاب مشهور شعب الایمان خود را تألیف نمود، و در کتاب الاسماء و الصفات، تکیهاش بـر این کتـاب مشهود است (نک : ١/ ٨ بب ) و بهطورکلـی در جایجای آثار مختلفش از کتاب حلیمی بهره برده است (نک : شعب ... ، ١/ ٣٥، ٤٣، ٥٦، جم ، السنن … ، ٢/ ١٥٠، ٩ / ٣٥٧، فضائل ... ، ٥١٨). البته نباید نادیده گرفت که مباحث آمده در کتاب حلیمی برای بسیاری از نویسندگان دیگر نیز الهامبخش و قابل استفاده بوده است (حاکم، ٢/ ١٦٩، جم ؛ منذری، ١/ ٥٩، ٢/ ١٠٢؛ قرطبی، ٢/ ١٢١، ٧/ ١٢٢، جم ؛ سبکی، عبدالوهاب، ٤/ ٣٣٤).
مآخذ
ابنحجر عسقلانی، احمد، لسانالمیزان، حیدرآباددکن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابنعابدین، محمدامین، ردالمحتار علیالدر المختار، بیروت، ١٣٨٦ ق؛
بهوتی، منصور، کشافالقناع، به کوشش کمال عبدالعظیم عنانی و دیگران، بیروت، ١٤١٨ ق/ ١٩٩٧ م؛
بیهقی، احمد، الاسماء و الصفات، به کوشش محمدزاهد کوثری، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
همو، السنن الکبرى، حیدرآباد دکن، ١٣٥٥ ق؛
همو، شعبالایمان، به کوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤١٠ ق/ ١٩٩٠ م؛
همو، فضائل الاوقات، به کوشش عدنان قیسی، مکه، ١٤١٠ ق/ ١٩٩٠ م؛
حاکمنیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین فیالحدیث، به کوشش یوسف مرعشلی، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
حطاب رعینی، محمد، مواهب الجلیل، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، ١٤١٦ ق/ ١٩٩٥ م؛
حلیمی، حسین، المنهاج فی شعب الایمان، به کوشش حلمی محمد فوده، بیروت، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
ذهبی، محمد، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م؛
رافعیقزوینی، عبدالکریم، فتح العزیز، بیروت، دارالفکر؛
سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرى، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٤ م؛
سبکی، علی، فتاوی، بیروت، دارالمعرفه؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، به کوشش محمد عبدالمعید خان، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
شربینی، محمد، مغنیالمحتاج الى معرفة معانی الفاظ المنهاج، بیروت، ١٣٧٧ ق/ ١٩٥٨ م؛
شوکانی، محمد، نیل الاوطار، بیروت، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
صدیق حسن خان، محمدصدیق، ابجد العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار، بیروت، ١٩٧٨ م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش یوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
عضدالدین ایجی، عبدالرحمان، المواقف، به کوشش عبدالرحمان عمیره، بیروت، ١٩٩٧ م؛
قرطبی، محمد، تفسیر، به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ١٣٧٢ ق؛
منذری، عبدالعظیم، الترغیب و الترهیب، به کوشش مصطفى محمد عماره، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
نووی، یحیى، تهذیبالاسماء و اللغات، بیروت، ١٩٩٦ م؛
همو، روضةالطالبین، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
همو، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٦ م.
فرامرز حاجمنوچهری