دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٣٢ - اعراف، نام
اعراف، نام
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٨ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَعْراف، نام هفتمین سوره از قرآن مجید، دارای ٢٦ واحد موضوعی (ركوع)، ٢٠٦ (یا ٢٠٥) آیه، ٣٢٥‘ ٣ كلمه و ٣١٠‘١٤ حرف.
نام مشهور سوره از كلمۀ «الاعراف» در آیۀ ٤٦ آن گرفته شده، زیرا كلمۀ «اعراف» فقط دوبار در قرآن كریم و تنها در این سوره آمده است (نك : اعراف / ٧ / ٤٦- ٤٨)؛ چنانكه به مناسبت آیۀ ١٤٣ آن، «سورۀ میقات»، و به مناسبت آیۀ ١٧٢ آن، «سورۀ میثاق»، و با توجه به حروف مقطّعۀ آغاز آن، «سورۀ المص» نیز نامیده شده است (فیروزآبادی، ١ / ٢٠٣-٢٠٤؛ سیوطی، الدر ... ، ٣ / ٤١٢).
سورۀ اعراف، به عنوان ششمین سوره از «سَبع طُوَل»، یعنی ٧ سورۀ طولانی آغاز مصحف شریف (برای این اصطلاح، نك : اندرابی، گ ٣٨ ب ـ ٣٩ الف؛ سیوطی، الاتقان، ١ / ٢٢٠)، در شمار آیات، پس از سورۀ بقره، و در شمار كلمات و حروف، پس از دو سورۀ بقره و نساء بلندترین سورۀ قرآنی است (نك : فیروزآبادی، ١ / ١٣٣، ١٦٩، ٢٠٣؛ دروزه، ٢ / ١١٢). در ترتیب تلاوت، سورۀ «اعراف» میان دو سورۀ «اَنعام» و «اَنفال» جای گرفته، و در ترتیب نزول، بنا به روایت مشهور، سی و نهمین سوره است كه پس از سورۀ «ص» و پیش از سورۀ «جن» نازل شده است (ابن جوزی، ١١٦، ١٤٩). در دیگر روایات ترتیب نزول نیز، غالباً ردیفهای ٣٥ تا ٣٨ به این سوره اختصاص یافته است (نك : طبرسی، ٥ / ٤٠٥؛ خازن، ١ / ٨؛ سیوطی، همان، ١ / ٤٠-٤٣؛ رامیار، ٦٧٠-٦٧١).
سورۀ اعراف را به اتفاق مكی دانستهاند (فیروزآبادی، ١ / ٢٠٣)، جز آنكه بعضی از مفسران، آیۀ ١٦٣ آن (طبرسی، ٣ / ٣٩٣؛ سیوطی، الدر، همانجا)، و بعضی دیگر، آیات ١٦٣ تا ١٧٠ آن را (قرطبی، ٧ / ١٦٠؛ دروزه، ٢ / ١١٢، ١٧٥-١٧٦؛ قس: نیشابوری، ٨ / ٥٦) استثنا كرده، و مدنی شمردهاند. پارهای از روایات اسباب نزول نیز (نك : واحدی، ١٨٤، ١٨٨؛ طبرسی، ٣ / ٥٠٥-٥٠٦؛ سیوطی، «لباب ... »، ١٦٧- ١٦٨) از مدنی بودن آیات ١٧٥، ١٨٧ و ٢٠٤ و سیاق آنها، یعنی دست كم ١٠ آیۀ دیگر از سوره، حكایت دارند. وجود عبارات و تعبیرات مشابه و مشترك در دو سورۀ اعراف و بقره (نك : بقره / ٢ / ٤٩، ٦٠، نیز ٥٨- ٥٩؛ اعراف / ٧ / ١٤١، ١٦٠، ١٦١-١٦٢) و گویاتر از آن جنبۀ توضیحی و تفصیلی بسیاری از آیات سورۀ اعراف نسبت به آیات متناظر در سورۀ بقره (مثلاً نك : بقره، ٢ / ٤٩-٥٤، ٦٥-٦٦؛ اعراف / ٧ / ١٢٧-١٥٣، ١٦٣-١٦٦؛ نیز نك : ابن جوزی، ١٩٧، ٢٤٤-٢٤٦، ٢٦٧، ٢٨٢) مانند سورۀ آل عمران (نیز نك : بقره / ٢ / ٢١- ٤٩، ٤٩-٦٣؛ قس: اعراف / ٧ / ١٠-١٠٢، ١٠٣-١٧١)، نزول سورۀ اعراف را در مدینه و حتى سالها پس از نزول عمدۀ آیات سورههای بقره، آل عمران، نساء و مائده محتمل میگرداند؛ چنانكه در ترتیب نزولِ روایت شده از مُقاتل از حضرت علی (ع) آخرین سورۀ مدنی تلقی شده است (رامیار، ٦٦٣، ٦٧٠). نیز بسیار بلندتر بودن سورۀ اعراف و غالب آیات آن نسبت به دیگر سورهها و آیات مكی، گستردگی ویژگیهای بیانی و بلاغی آیات و سُوَر مدنی در سورۀ اعراف، از سوی دیگر مؤید مدنی بودن بیشتر آیات این سوره است، چنانكه توجه و شگفتی برخی از محققان و مفسران را برانگیخته است (نك : دروزه، ٢ / ١١٢؛ قطب، ٣ / ١٢٤٥). بدین ترتیب، تنها توجیهی كه برای شهرت مكی بودن سورۀ اعراف باقی میماند، آن است كه این سوره نیز از سورههایی است كه مطابق تعبیر مشهور منسوب به ابن عباس (نك : طبرسی، ٥ / ٤٠٥؛ سیوطی، الاتقان، ١ / ٤٢) به لحاظ نزول سرآغازشان (احتمالاً آیات ١- ٩) در مكۀ معظمه، مكی تلقی گردیدهاند (نك : ه د، اِسراء، سوره؛ قس: دروزه، ٢ / ١١٢، ١٧٥-١٧٦).
سورۀ اعراف، با دستگاه ٤ حرفی «الف، لام، میم، صاد» از حروف مقطعۀ رمزی فواتح سور آغاز شده، و از این رو، قرینۀ سورۀ رعد است كه با «المر» آغاز شده است. این همانندی در ٣ حرف از ٤ حرف آغازین به پنداری نشانگر آن است كه این دو سوره، علاوه بر مضامین و موضوعات سورههای آغاز شده با «الم» (نك : ه د، آل عمران، سوره)، بر مضامین و موضوعات سورۀ «ص» و سورههای پنجگانۀ مجموعۀ «الراآت» (نك : ه د، ابراهیم، سوره) نیز مشتملند (نیز نك : نیشابوری، همانجا؛ طباطبایی، ٨ / ٢، ١٨ / ٦).
محور موضوعیِ سورۀ اعراف نیز همان محور موضوعیِ مشترك میان دو سورۀ مدنی بقره و آل عمران، یعنی «شیوههای عملی رفتار و برخورد مسلمانان با كفار» است كه در این سوره نیز، با توجه به اهمیت ویژه و تعیینكنندگیِ خاص رفتار و برخورد مسلمانان با یهودیان، در هر زمان و هر مكان، با همان زمینۀ موجود در سورۀ بقره (نك : ه د، آل عمران، سوره) مورد تأكید و توضیح قرار گرفته، و ضمناً با محور موضوعیِ سورۀ «ص» كه قصص قرآنی است، نیز پیوند خورده است (نك : اعراف / ٧ / ١- ٩، ٥٩-٩٣؛ قس: ص / ٣٨ / ١٢- ٤٨؛ نیز نك : آلوسی، ٨ / ٧٤؛ طباطبایی، ٨ / ٢-٤).
سورۀ اعراف پس از حروف مقطعه، با مقدمهای موجز، مبنی بر تعریف قرآن كریم، تبیین وظیفۀ رسالت پیامبر اكرم (ص)، دستورعمل برخورد اهل ایمان با خدا ستیزان، رفتار پیشینیان با پیامبران، فرجام دنیوی و اخروی آنان و اشاره به حسابرسی و رستاخیز آغاز میگردد (٧ / ٢- ٩)؛ به تفصیل مطلب راجع به آفرینش دو انسان نخستین، فریب خوردن آن دو از ابلیس، خروج آنان از باغ بهشت، و چگونگی آغاز زیست خاكی انسان میپردازد و به مناسبت، با خطابهای مكررِ «یا بَنی آدَمَ»، كه اختصاص به این سوره دارد (نك : ٧ / ٢٦، ٢٧، ٣١، ٣٥؛ نیز نك : عبدالباقی، ٢٤)، مجموعهای از معارف اساسی دین را بیان میكند؛ همانند سورۀ بقره (٢ / ٣٨- ٣٩) به دنبال داستان آدم و ابلیس، تقسیم همیشگی انسانها را به دو گروه پیروان پیامبران و پیامبر ستیزان (٧ / ٣٥-٣٦) مطرح میكند، و به شرح احوال انسانها در هنگامۀ مرگ و پس از آن در عالم برزخ میپردازد، و در مقام تفصیل مطلب، گفتوگوهای میان بهشتیان و دوزخیان را گزارش میكند، و از جایگاه «اعراف» (ه م) و «اصحاب اعراف» و گفتوگوهای اصحاب اعراف با بهشتیان و دوزخیان سخن به میان میآورد (٧ / ٤٦-٥٠). از قرآن كریم، به عنوان كتابی كه در پرتو علم الٰهی در جهت هدایت خاص و رحمت ویژۀ خداوند جهانیان نسبت به اهل ایمان تفصیل داده شده است، یاد میكند و رستاخیز را روز ظهور تأویل قرآن، و زمان خسران و حرمان نا آشنایان با قرآن قلمداد میكند (٧ / ٥٢-٥٣).
بار دیگر، به آغاز آفرینش زمین و آسمان باز میگردد و راهیابی و گمراهی آفریدگان را در ارتباط گرفتن با پروردگارشان مشخص میگرداند، و با تمهیدی مشتمل بر تمثیل باران و بارش یكسان و تأثیر ناهمسانِ آن در گُلزار و شورهزار (٧ / ٥٧- ٥٨)، سلسلۀ داستانهای پیامبران پیشین را با اقوام ایشان آغاز میكند؛ به داستان قوم نوح، قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط و قوم شعیب میپردازد؛ دعوت یكسان و وحدت آرمان پیامبران الٰهی را خاطرنشان میسازد، و فرجام مشابه و مشترك ستیزندگان با آنان را وصف میكند، و سرانجام، این سیر درازمدت در تاریخ زندگانی آدمیزادگان در این جهان را در ٩ آیه (٧ / ٩٤-١٠٢) جمعبندی میكند. سپس، مفصلترین بیان را از داستان حضرت موسى (ع) در قرآن، پیش میكشد و نخست، برخورد فرعون و فرعونیان را با آن حضرت (٧ / ١٠٣-١٣٦)، و به دنبال آن رفتار بنی اسرائیل با حضرت موسى (ع) و دشواریهای ویژۀ دعوت آن حضرت (٧ / ١٣٧-١٧١) را به تفصیل بیان میكند. عهد «اَلَست» (ه م) را متذكر میگردد و به موجب آن، یكایك آدمیزادگان را مسئول شرك و ایمان خود میشناساند (٧ / ١٧٢-١٧٣)؛ برای بیچارگی و درماندگی تكذیبكنندگان پیامبران تمثیلی میآورد (٧ / ١٧٥- ١٧٨) كه در كتب حدیث و تفسیر با داستان بلعم باعورا (ه م) پیوند یافته است (برای نمونه، نك : طبرسی، ٣ / ٤٩٩-٥٠١؛ خازن، ٢ / ١٤٩-١٥٢) و در پی آن، به تحلیل مسألۀ پیچیدۀ هدایت و ضلالت و چگونگی پدید آمدن این بی خبران در میان آدمیان میپردازد (٧ / ١٧٨-١٨٦) و در آن میان، در مقام پرهیزدادن بندگان از شركورزی به خداوند سبحان، طی یك آیه، به اسماء الحسنى و جایگاه اسماءالٰهی اشاره میكند (٧ / ١٨٠) كه مفسران نوعاً ذیل این آیه، احادیث مشتمل بر اسماء الحسنی را نقل میكنند، و نامهای ٩٩ گانۀ خداوند متعال را میآورند (نك : طبرسی، ٣ / ٥٠٢-٥٠٣؛ خازن، ٢ / ١٥٣-١٥٤).
آنگاه به مسألۀ قیام ساعت و زمان وقوع قیامت اشاره میكند كه دانش آن به پروردگار عالمیان اختصاص دارد و حتى پیامبر اكرم (ص) را نیز از آن با خبر نكردهاند (٧ / ١٨٧- ١٨٨) و سپس به تمثیلی دیگر در ارتباط با پدیدۀ شرك میپردازد (٧ / ١٨٩-١٩٠) كه شكل داستانی دارد و از مشكلات تفسیر قرآن به شمار میآید (نك : طبرسی، ٣ / ٥٠٨-٥١٠؛ خازن، ٢ / ١٥٧- ١٥٩؛ طباطبایی، ٨ / ٣٩٠-٣٩٣)؛ باردیگر به طرح مسألۀ شرك و بیچارگی و درماندگی مشركان و شركای دروغین ایشان میپردازد و سرانجام، سوره با خاتمهای، همرنگ و همآهنگ با مقدمۀ سوره (٧ / ١٩٩-٢٠٦) مشتمل بر آیۀ مشهور «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ» و جمعبندی مطالب مفصل و مبسوط سوره بر مبنای محور موضوعیِ آن و بیان جایگاه قرآن و دستورعمل رفتار با آن: «وَاِذا قُرِئَ الْقُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ اَنْصِتوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمونَ» و ادب نیایش به درگاه خداوند متعال، و اشاره به عبادت و تسبیح و سجدۀ پیوستۀ فرشتگان در پیشگاه خدای سبحان، پایان میپذیرد.
سورۀ اعراف، از نظر نوع مطالب و مضامین و آهنگ بیان و عبارات و آیات، با سورۀ مجاورش، سورۀ انعام ــ كه زوج آن سوره نیز محسوب میگردد ــ پیوندها و همبستگیهای قابل توجهی دارد كه بعضی از مفسران شماری از آنها را بر شمردهاند (نك : سیوطی، تناسق ... ، ٨٧- ٨٨؛ آلوسی، ٨ / ٧٤). از این گذشته، رابطۀ اجمال و تفصیل میان دو سورۀ انعام و اعراف، به اندازهای مستحكم و مشهود است كه همان رابطۀ اجمال و تفصیل موجود میان دو سورۀ بقره و آل عمران را تداعی میكند (نیز نك : سیوطی، همانجا؛ قس: قطب، ٣ / ١٢٤٤-١٢٤٥).
آیۀ ٥٤ سورۀ اعراف، به مناسبت كلمۀ «مُسَخَّراتٍ» در آن، و نیز مضمون آن، از دیرباز «آیۀ السُّخرة» نام گرفته، و خواندن آن از روی توسل و تمسك، در تنگناها سفارش شده است (نك : ابن فهد، ٢٧٥-٢٧٦). همچنین، مداومت بر تلاوت تمامی سورۀ اعراف، یك مرتبه در هر ماه، و حتى یك مرتبه در هر هفته، توصیه شده است (نك : مجلسی، ٨٦ / ٣٤٩، ٨٩ / ٢٧٦؛ قس: فیروزآبادی، ١ / ٢٢١).
مآخذ
آلوسی، محمود، روح المعانی، به كوشش محمود شكری آلوسی، بیروت، ١٣٧٢ ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، فنون الافنان، به كوشش محمد ابراهیم سلیم، قاهره، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ابن فهدحلی، احمد، عدة الداعی، قم، چاپخانۀ حكمت؛
اندرابی، احمد، الایضاح، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
خازن، علی، لباب التأویل، بیروت، دارالمعرفه؛
دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨١ ق / ١٩٦٢ م؛
رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ ش؛
سیوطی، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
همو، تناسق الدرر، به كوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، الدر المنثور، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
همو، «لباب النقول»، همراه تفسیر الجلالین، استانبول، ١٣٤٢ ق؛
طباطبایی، محمد حسین، المیزان، تهران، ١٣٨٩ ق؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، صیدا، ١٣٥٤ ق؛
عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم، قاهره، ١٣٦٤ ق؛
فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به كوشش محمد علی نجار، قاهره، ١٣٨٣ ق؛
قرآن مجید؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، ١٩٦٥ م؛
قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق؛
نیشابوری، حسن، «غرائب القرآن»، همراه تفسیر طبری، بولاق، ١٣٢٧ ق؛
واحدی، علی، اسباب النزول، به كوشش سید جمیلی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م.
محمدعلی لسانی فشاركی