دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧١١ - اصحاب اجماع
اصحاب اجماع
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَصْحابِ اِجْماع، اصطلاحی در علم رجال امامیه كه بر گروهی از راویان در سدههای ٢ و ٣ ق / ٨ و ٩ م اطلاق میشود. در دیدگاه مشهور نزد رجالیان، ویژگی این گروه آن است كه آنچه از اخبار، اسنادش تا اصحاب اجماع صحیح باشد، حكم به صحت آن میشود.
از نظر تاریخی، اساس پیدایی این اصطلاح به دهههای گذار از سدۀ ٣ به ٤ ق، و به تعبیراتی از رجالی مشهور امامی، ابوعمرو كشی در مواضعی از كتاب رجال، باز میگردد. وی در موضعی مینویسد: عصابه (امامیه) بر تصدیق گروهی از اصحاب ابوجعفر و ابوعبدالله (ع) اجماع، و به فقاهتشان اعتراف كردهاند و آنان زرارۀ بن اعین، معروف ابن خربوذ، برید بن معاویه، ابوبصیر اسدی (در قولی: ابوبصیر مرادی)، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم طائفیند (ص ٢٣٨). و در موضعی دیگر، با عبارتی مشابه، ٦ تن از اصحاب امام صادق (ع) را نیز بدانان افزوده، و از جمیل بن دراج، عبدالله بن مسكان، عبدالله بن بكیر، حماد ابن عثمان، حماد بن عیسى و ابان بن عثمان نام برده است (ص ٣٧٥) و سرانجام، در سخن از اصحاب امام كاظم و امام رضا (ع) ٦ تن دیگر: یونس بن عبدالرحمان، صفوان بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب و احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی را به این رجال افزوده است كه بر تصدیق آنان اجماع شده است (ص ٥٥٦). وی خاطر نشان كرده است كه از سوی برخی از امامیان، به جای حسن بن محبوب، كسانی چون حسن بن علی بن فضال، فضالة بن ایوب و عثمان ابن عیسى نیز پیشنهاد شدهاند (همانجا).
گفتهای از شیخ طوسی در عدة الاصول (ص ٦٣) شاید اشاره به اصحاب اجماع داشته باشد، آنجا كه میگوید: امامیان به آنچه زراره، محمدبن مسلم، برید، ابوبصیر، فضیل بن یسار و مانند ایشان از اهل حفظ و ضبط روایت كردهاند، عمل مینمایند و آن را به روایت كسی كه ویژگیهای وی به پایۀ آنان نمیرسد، ترجیح میدهند.
مفهوم و اصطلاح اصحاب اجماع از سدۀ ٦ ق به بعد، میان رجالیان اسلامی شكل گرفته است و ابن شهرآشوب (٤ / ٢١١، ٢٨٠)، علامۀ حلی (ص ٢١-٢٢، جم )، ابن داوود حلی (ص ١١، ٣٨٤، جم )، و پس از اینان شهید اول (نك : نوری، ٣ / ٧٥٩) و شهید ثانی (٢ / ١٣١) به گونههایی این اجماع را متذكر شدهاند.
شیخ بهایی (ص ٢٦٩) به اصحاب اجماع سخت توجه داشته، و وجود حدیثی را در اصلی معروف الانتساب به یكی از اصحاب اجماع دلیل بر صحت آن دانسته است. میرداماد نیز به این مطلب پرداخته (ص ٤٥- ٤٨)، و احادیث اصحاب اجماع را صحیح حقیقی یا در حكم صحیح دانسته است. وی بنابر استنباط خویش از عبارت كشی، معتقد است كه حتى مراسیل این گروه نیز در حكم صحیح است.
علمای اخباری چون مولا محمدامین استرابادی (ص ١٨١-١٨٣)، فیض كاشانی ( الاصول ... ، ٥٦- ٥٩، الوافی، ١ / ١١، قس: ١ / ١٢)، حسین بن شهابالدین كركی (ص ٨٨- ٨٩) و حر عاملی (٣٠ / ٢٢٤، ٢٤٥) در جهت ادعای خویش بر صحت جمیع احادیث كتب اربعه و سایر كتب مورد اعتماد حدیثی شیعه، بر وجود این اجماع و صحت احادیث اصحاب آن پافشاری بسیار داشتند و در واقع اهتمام علمای سدههای متأخر به این موضوع شاید بیشتر به سبب عنـایت اخباریـان به این مسأله بوده است (نیز نك : نوری، ٣ / ٧٥٨- ٧٥٩). از متأخران، شفتی در این باره رسالهای مستقل (چ ١٣١٤ ق) نگاشته است (نیز برای نمونههایی، نك : آقابزرگ، ٢ / ١١٩-١٢٠، ٤ / ٥٧).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن داوود حلی، حسن، الرجال، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
ابن شهرآشوب، محمد، مناقب آل ابی طالب، به كوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، مكتبة الطباطبایی؛
امین استرابادی، محمد، الفوائد المدنیة، تبریز، ١٣٢١ ق؛
حر عاملی، محمد، خاتمة تفصیل وسائل الشیعة، به كوشش محمدرضا حسینی جلالی، قم، ١٤١٢ ق؛
شهیدثانی، زینالدین، الروضة البهیة، چ سنگی، ایران، ١٣١٠ ق؛
شیخ بهایی، محمد، «مشرق الشمسین»، همراه الوجیز، چ سنگی، تهران، ١٣١٩ ق؛
طوسی، محمد، عدة الاصول، چ سنگی، تهران، ١٣١٤ ق؛
علامۀ حلی، حسن، رجال، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
فیض كاشانی، محسن، الاصول الاصیلة، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
همو، الوافی، چ سنگی، ایران، ١٣٢٤ ق؛
كركی، حسین، هدایة الابرار، بغداد، ١٣٩٦ ق؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
میرداماد، محمدباقر، الرواشح السماویة، قم، ١٤٠٥ ق؛
نوری، حسین، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣٨٤ ق.
حسن انصاری