دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨٣ - اسد بن موسی
اسد بن موسی
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسَدِ بْنِ موسی (١٣٢- محرم ٢١٢ق/ ٧٥٠- آوریل ٨٢٧م)، فرزند ابراهیم بن ولید بن عبدالملك اموی، محدث و فقیه مصری و مؤلف كتاب الزهد، از قدیمترین تألیفات برجای ماندۀ اسلامی. وی كه از خاندان امویان بود، در همان سال انقراض شاخۀ شرقی خلافت این خاندان، گویا در بصره به دنیا آمد و سپس به مصر رفت و در آنجا ساكن شد (نک : ابن حبان، ٨/ ١٣٦؛ ابونعیم، ٧/ ٣٢١). شاید به سبب قدمت حضور اسد در مصر، برخی او را متولد آن دیار پنداشتهاند (نک : مزی، ٢/ ٥١٤؛ ذهبی، سیر...، ١٠/ ١٦٣).
اسد در زمانی میزیست كه توانست از بزرگان و رجالی نام آور در حدیث و فقه بهره گیرد؛ در این میان كسانی چون سفیان بن عیینه، عبدالله بن مبارك، عبدالله بن وهب، ابن لَهیعه، فُضیل بن عیاض، لیث ابن سعد، وكیع بن جراح، عبدالعزیز ابن ماجشون، ابن ابی ذئب، ولید بن مسلم، شریك بن عبدالله نخعی و حماد بن زید شایان ذكرند (نک : اسدبن موسی، ٥٨، ٥٩، جم؛ مزی، ٢/ ٥١٢ -٥١٣). با نگاهی به نام استادان و زمان و مكان وفات آنان، بیش و كم میتوان حضور او را در شهرهای گوناگون برای طلب حدیث پذیرفت. استادان اسد را به طور طبیعی شیوخ طبقۀ هفتم از مشایخ حدیثی تشكیل میدهند، در حالی كه گاه رتبۀ حدیثی او تا دو نسل، بالا رفته، و از مشایخ طبقۀ ششم و پنجم همچون جعفر بن حیان عطاردی، ابو هلال راسبی، مبارك بن فَضاله، مهدی بن میمون، ایوب بن خوط و یونس بن ابی اسحاق سَبیعی نیز روایت كرده است (مزی، همانجا). بجز شخص اخیر، تمامی اینان از مشایخ بصره به شمار میآیند و با توجه به حدود زندگانی این طبقه، میتوان چنین انگاشت كه اسد تا حدود سال ١٥٠ق/ ٧٦٧م در بصره ساكن بوده است. وجود نام یونس بن ابی اسحاق، عالم كوفی از طبقۀ پنجم، با در نظر گرفتن نزدیكی كوفه به بصره، چندان دور از ذهن نیست.
اسد در مسیر خود از بصره تا مصر مشایخ طبقۀ هفتم را در شهرهایی چون كوفه و واسط در عراق، و نیز مكه و مدینه، حمص و دمشق درك كرده بود (نک : همانجا؛ قس: ابن حجر، تقریب...، ١/ ٦٣، جم ). با توجه به اینكه او از مشایخ طبقۀ هشتم و نهم مثل روح بن عُباده، محمد بن یوسف فِریابی و عیسی بن یونس هم روایت كرده (نک : مزی، همانجا)، آشكار میشود كه به ارتقاء طبقۀ حدیثی خود التزامی نداشته است.
اسد هم به نوبۀ خود، علم خویش و گذشتگانش را به دیگران منتقل كرد كه فرزندش سعید بن اسد، عبدالرحمان بن عبدالله بن عبدالحكم، ربیع بن سلیمان مرادی، عبدالله بن محمد خشّاب، عبدالملك بن حبیب و محمد بن عبدالله ابن برقی از آن گروهند (ابن عبدالحكم، ١٠، ١٣، جم؛ مزی، ٢/ ٥١٣). دانشمندان علم رجال وی را ستوده (مثلاً بخاری، ١(٢)/ ٤٩)، و برخی چون عجلی (ص ٦٢)، ابن حبان (همانجا)، ابن قانع و بزار (ابن حجر، تهذیب...، ١/ ٢٦٠) او را توثیق كردهاند. منابع رجالی بیش از هر چیز پایبندی او به سنت را مورد توجه قرار داده، حتی لقب «اسد السنۀ» را برای وی به كار بردهاند (بخاری، عجلی، همانجاها؛ ابن ابی حاتم، ١(١)/ ٣٣٨).
در مقابل، گاه اظهار نظرهای منفی نیز دربارۀ او مشاهد میشود: مثلاً نسایی اگرچه به وثاقت اسد معتقد بود، ولی میگفت، بهتر آن بود كه وی دست به نوشتن نمیزد (مزی، ٢/ ٥١٤). سرانجام، این نكته كه ابن حزم حدیث او را «منكر» خوانده (٧/ ٤٧٢)، از سوی ذهبی بی پایه دانسته شده است ( میزان...، ١/ ٢٠٧؛ نیز نک : ابن حجر، همانجا). گفتنی است كه اسد گاه از اشخاصی روایت كرده كه از سوی علمای رجالی ضعیف شمرده میشدهاند. در این بین، میتوان روایت او از كسانی چون ایوب بن خوط، صالح بن بشیر مُرّی و محمد بن فضل بن عطیه را برشمرد (نک : مزی، ٢/ ٥١٢ -٥١٣؛ قس: ابن حجر، تقریب، ١/ ١١٨، ٢٧١، ٥٠٢). ابن یونس ضمن آنكه خود، اسد را ثقه میشمارد، یادآور شده كه احادیثِ ضعیفِ نقل شده از سوی اسد، موجب تضعیف او در اذهان برخی شده است (نک : ذهبی، سیر، ١٠/ ١٦٤).
گفتنی است كه نامۀ اسد بن موسی به اسد بن فرات گویای گرایشهای فكری اوست. وی در آن نامه بر لزوم اجرای سنت و دوری از بدعت تأكید كرده است (نک : ابن خیر، ٢٩٩). به هر روی اسد را، هم در عقیده و هم در فقه باید از عالمان اصحاب حدیث در عصر شكلگیری مكاتب فقه مالكی و شافعی به شمار آورد. كندی در فهرستی كه از فقیهان مصر در سدههای ٢ و ٣ق به دست داده (ص ٤٠-٤١)، از فقیهان مستقل و سپس تنی چند از فقیهان مالكی، شافعی و حنفی نام برده است. وی در آن فهرست اسد بن موسی را پس از چند فقیه مالكی و پیش از شافعیان جای داده است. شاید مؤلف قصد آن داشته تا اسد را در شمار فقیهان مالكی رقم زند.
آثار
١. الزهد، مؤلف در آن پارهای احادیث مربوط به آخرت و چگونگی آن را گرد آورده است: احادیثی دربارۀ روز قیامت، شفاعت در آن زمان، پل صراط و جهنم و وصف آن (برای نمونه، نک : ص ٥٧ - ٥٩، جم ). اسد در این اثر بیشتر از مشایخ بصری و كوفی خود روایت میكند و تنها شیخ مصری مذكور در این كتاب، ابن لهیعه است (ص ٥٨، جم ). در میان اسانید داده شده در كتاب، سندی به چشم میخورد كه افزودهای از راویان بر متن اصلی است. این سند كه نقل از طبرانی (یكی از راویان كتاب) است، گویا در روایت شاگردان سلیمان بن احمد طبرانی از او بدان افزوده شده است (نک : ص ٦٢ ، قس: ص ٥١). این كتاب نخستین بار توسط لشینسكی به عنوان بخشی از كتاب «روایات اسلامی دربارۀ دادرسی واپسین» منتشر شد. لشینسكی در مقدمه سعی كرده، روایاتی را كه در كتاب الزهد دربارۀ آخرت آمده است، با نمونههای مشابه آن در میان مسیحیان و یهودیان مقایسه كند. این اثر در ١٩٠٩م به چاپ رسیده، و بار دیگر در ویسبادن (١٩٧٦م) به كوشش خوری منتشر شده است (برای رواج آن، نک : ابن نقطه، ٢/ ٢٤٩-٢٥٠).
٢. رسالۀ اسد بن موسی الی اسد بن فرات فی لزوم السنۀ و التحذیر من البدع (ابن خیر، همانجا)، كه به گزارش خوری، ر. سید بر اساس نسخهای كه خود كشف كرده، آن را در دست چاپ داشته است (EI٢, S).
, _S).(EI٢
٣. المسند، كه از نخستین مسانید در عالم حدیث به شمار میرود (نک : ابن خیر، ١٤١؛ ذهبی، سیر، ١٠/ ١٦٤؛ كتانی، ٦١ -٦٢).
زركلی (١/ ٢٩٨) نیز به نقل از ابن حجر كتابی با موضوع «فضائل الشیخین» به اسد نسبت داده است و نیز خوری ( نک : EI٢, S)، اسد بن موسی، راوی التیجان را همان اسد السنه دانسته است.
گفتنی است كه سعید فرزند اسد بن موسی نیز كتابی در فضائل تابعین داشته كه به گفتۀ ابن حجر این كتاب مملو از روایات سعید از پدرش بوده است (نک : تهذیب، ١/ ٢٦٠). شایان ذكر است كه ابن عبدالحكم بسیاری از روایات تاریخی اسد را نیز در كتاب فتوح مصر آورده است (ص ١٠، ١٣، ١٧، جم ).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ق/ ١٩٥٢م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تقریب التهذیب، به كوشش محمد عوّامه، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٥ق؛
ابن حزم، علی، المحلی، به كوشش احمد محمد شاكر، بیروت، ١٣٤٧-١٣٥٢ق/ ١٩٢٨-١٩٣٣م؛
ابن خیر اشبیلی، محمد، فهرسۀ، به كوشش فرانسیسكو كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛
ابن عبدالحكم، عبدالرحمان، فتوح مصر، به كوشش توری، لیدن، ١٩٢٠م؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، حیدرآباد دكن، ١٤٠٣-١٤٠٤ق/ ١٩٨٣-١٩٨٤م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیۀ الاولیاء، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
اسد بن موسی، الزهد، به كوشش خوری، ویسبادن، ١٩٧٦م؛
بخاری، محمد، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٣٦٢ق/ ١٩٤٣م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٣م؛
زركلی، اعلام؛
عجلی، احمد، تاریخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛
كتانی، محمد، الرسالۀ المستطرفۀ، استانبول، ١٩٨٦م؛
كندی، عمر، فضائل مصر، به كوشش ابراهیم احمد عدوی و علی محمد عمر، قاهره/ بیروت، ١٣٩١ق/ ١٩٧ م؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال، به كوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
نیز:
EI٢, S.
فرامرز حاجمنوچهری