دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٧ - بینه
بینه
نویسنده (ها) :
مهدی غفاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَینه، كلمهای به كار رفته در قرآن كریم كه در طول تاریخ نزد مسلمانان به اصطلاحی قرآنی و فقهی گراییده است و بیشترین بار معنایی آن را میتوان در حالات فعلی و اسمی، در مفاهیم روشن و آشكار شدن و نیز دلیل و گواه دانست. در نگاهی ابتدایی، این واژه صفت مینماید، اما در بررسی كاربردهای آن در قرآن و فقه اسلامی، چنین به نظر میرسد كه این واژه اسمی است كه در هر یك از این متون به یك اصطلاح با معنایی خاص به كار رفته، و غالباً هریك از این متون آن را در معنایی متفاوت از دیگری به كار برده است.
معناشناسی تاریخی
بینه از ریشۀ فعلی «بان ـ یبین» اشتقاق یافته كه با پیشینهای قدیم، در دیگر زبانهای سامی از جمله عبری، آرامی، سریانی، حبشی و سبایی كاربرد داشته، و غالباً به معنای جدا، متمایز و مجزا شدن، واضح و شفاف سخن گفتن و تشخیص دادن به كار رفته است (نک : گزنیوس، I / ١٠٦-١٠٧؛ مشكور، ١ / ٩٣-٩٤). بر این اساس، در زبانهای سامی، «تمایز» از مهمترین مؤلفههای معنایی این واژه بهشمار میرود. در زبان عربی هم كه معنای این واژه عمدتاً «آشكار شدن» آمده (نک : ازهری، ١٥ / ٤٩٥-٤٩٦؛ راغب، ٦٨-٦٩)، بیشترین كاربرد بر معنای «آشكاری حاصل از تفكیك و تمایز میان دو چیز مشابه» متمركز بوده است (شریف رضی، ٥٧؛ طوسی، التبیان، ٤ / ٤٤٩؛ مصطفوی، ١ / ٣٤٧- ٣٤٨). بر همین اساس، در كتب لغت و تفسیر غالباً بینه صفت مشبهه از فعل «بان ـ یبین» و مونث «بین» به معنای روشن و آشكار آمده است (نک : همو، ١ / ٣٤٨). در عین حال، بینه بدون موصوف، به معنای حجت، گواه و دلیل است (مثلاً نک : پنرایس، ٢١).
در بافتار نزول، بینه افزون بر كاربرد به معنای شهادت در دعاوی (مثلاً نک : ثقفی، ٢ / ٧٢٣)، معنایی نزدیك به حجت و استدلال محكم نیز داشته است (همو، ٢ / ٤٠٣؛ ابومخنف، ٣١٢؛ نصر بن مزاحم، ٩٥، ٣١٥). باید گفت بینه آن هنگام كه در بافتهایی مرتبط با اختلاف و درگیری به كار رفته، منحصراً به معنای شاهد بوده، و معنایی فراتر از آن نداشته است.
بینه در قرآن كریم
واژۀ بینه و جمع آن بینات با بسامد ٧١ بار تكرار، در قرآن كریم به كار رفته كه از آن میان، ٥٤ بار كاربرد اسمی است كه با دور شدن از كاربرد وصفی، به اصطلاحی قرآنی گراییده است. این واژه غالباً با آنچه پیامبران به مردم ارائه كردهاند، ارتباط دارد؛ اما گاه این مفهوم گسترش یافته، و به معنای بصیرت، بینش عمیق و قدرت تشخیصی كه خدا به برخی از انسانها موهبت میكند، آمده است.
واژۀ قرآنی بینه در حالت مفرد، غالباً به معنای دلیلی است كه موجب دانش و بصیرت میشود (مثلاً نک : انعام / ٦ / ٥٧؛ انفال / ٨ / ٤٢؛ هود / ١١ / ٢٨)؛ اما تمركزمصادیقبینه در حالت جمع (بینات) غالباً برجهانبینی، آموزههای فكری، اخلاقی و دینی پیامبران و استدلالهای آنهاست (مثلاً نک : اعراف / ٧ / ٨٥؛ هود / ١١ / ٢٨، ٦٣؛ زخرف / ٤٣ / ٦٣). قرارگیری واژۀ علم (آل عمران / ٣ / ١٩؛ شوری / ٤٢ / ١٤؛ جاثیه / ٤٥ / ١٧)، بصائر (انعام / ٦ / ١٠٤؛ اعراف / ٧ / ٢٠٣؛ جاثیه / ٤٥ / ٢٠)، و حكمت (زخرف / ٤٣ / ٦٣)، به عنوان جانشینی برای بینه، مفهوم قرآنی این واژه را آشكارا به دانایی نزدیك میسازد. همچنین قرارگیری آن در كنار واژگانی چون تفرقه، اختلاف، لغزش، كتمان و تكذیب (نک : بقره / ٢ / ١٥٩، ٢٠٩، ٢١٣، ٢٥٣؛ آل عمران / ٣ / ١٠٥؛ انعام / ٦ / ٥٧؛ جاثیه / ٤٥ / ١٧)، معنای كهن سامی را بیشتر به ذهن متبادر میكند.
در میان انواع آموزههای پیامبران، مفهوم صدور بینۀ قرآنی از سوی خداوند، آن را از دیگر آموزهها مجزا میسازد. ازهمینرو قرآن در برخورد انسان با این آموزهها، تجاوز از حدود الاهی پس از آگاهی از بینات را مهمترین و اصلیترین عاملی میداند كه سزاوار نكوهش انسان است (بقره / ٢ / ٢١٣؛ آل عمران / ٣ / ١٩؛ شوری / ٤٢ / ١٤؛ جاثیه / ٤٥ / ١٧).
بینه در تفسیر
به دلیل وضوح معنا و یا سادگی اندیشۀ اسلامی در سدههای آغازین، مفسران نخستین، برای واژۀ بینه یا تفسیری ارائه نكردهاند، یا در هر آیه به تناسب بافت آیات، به تفسیر یا بیان مصداقی از بینات پیامبران اشاره كردهاند؛ اما بهطور كلی مفسران سدههای نخستین بینه را به معنای بصیرت و بینش، حلال و حرام، بیانی از سوی خدا، امر و نهی الاهی، فرایض و حدود، عامل رفع شبهات و موجبات گمراهی، خبر عذاب، برهان و استدلال و نشانههای پیامبری یك پیامبر بدون به كار بردن واژۀ معجزه تفسیر كردهاند (نک : تنویر ... ، ١٣، ١٤، ١٥، ٢٢، ٢٨، جم ؛ مقاتل، ١ / ١٢١، ١٢٦، ١٥٢، ١٦١، جم ؛ طبری، ١٢ / ٦٣).
با طرح مسئلۀ كلامی نیاز نبی به معجزه (نک : وات، ١٢٢-١٢٣)، متكلمان مسلمان به ارائۀ نظراتی، بهویژه با استفاده از آیات قرآن پرداختند (نک : ماوردی، ١ / ٥٧ بب ؛ ابن تیمیه، ١٤ / ١٨٨-١٨٩؛ سیدمرتضی، رسائل، ٢ / ١٠٢). مفسرانی هم كه بر ظرایف كلامی آگاه بودند، تحت تأثیر این آراء، بینه و بینات را در بسیاری از آیات قرآن به معنای معجزات پیامبران تفسیر كردند (مثلاً نک : طوسی، همان، ٢ / ١٩٠، ٤ / ٤٦١؛ فخرالدین، ١٢ / ١٣، ٢٠، ٤٦؛ بیضاوی، ١ / ٣٥٧، ٥٥٠، ٣ / ٣٥؛ فیض، ١ / ٢٨٠، ٥١٦). برای آیاتی نیز كه بافت آنها چنین تفسیری را بر نمیتافت، تفاسیری ارائه كردهاند، چون: بیان و بصیرت، علم و نبوت، وحی، قرآن، اشاراتی به ظهور پیامبر اسلام (ص)، دلایل و شواهد حقانیت پیامبر(ص) (نک : طبری، همانجا؛ طوسی، همان، ٤ / ١٥٣؛ بیضاوی، ٣ / ٢٤٣، ٢٣٠؛ فیض، ٢ / ١٢٤، ٤٥٨؛ طباطبایی، ١ / ٣٨٨).
در كنار این مسئله در برخی از آیات كه به دلیل وجود قرائنی میتوان بینات را به معجزات پیامبران تفسیر كرد، برخی از مفسران تفاسیری ارائه دادهاند كه در آنها بینات از سنخ دانش، علم، بصیرت و احكام الاهی تفسیر شده است (نک : بغوی، ٣ / ١٣٩؛ قرطبی، ١٠ / ٣٣٥؛ بیضاوی، ٣ / ٤٦٩).
بینه در فقه
از آنجا كه در اختلافات و دعاوی، ارائۀ شاهد، خصوصاً در دوران شكلگیری دانش فقه، مهمترین بینه تلقی شده است، لذا این واژه در فقه از معنای عرفی خود خارج، و به یكی از مهمترین مصادیق خود، یعنی شاهد، تخصیص یافته است. به نظر میرسد در آثار و احادیث نیز بیشتر معنای عام و عرفی آن غالب بوده است. از اینرو برخی از محققان بر آناند تا بینه را، همچنان در معنای عام خود، به هر آنچه بتوان ادعایی را به وسیلۀ آن ثابت كرد، معنا كنند (نک : ابنقیم، ١٢، ٢٤). دامنۀ این گسترش چنان شد كه سیدمرتضی ( الانتصار، ٤٨٦)، علم قاضی، و سلار و ابنحمزه، قسامه را ــ ازآنرو كه متضمن علم است ــ در شمار بینات آوردهاند (سلار، ٢٣٢-٢٣٣؛ ابن حمزه، ٢٢١).
اصطلاح بینه، بدون تعریف روشنی از آن، غالباً در ابواب قضا و شهادات مطرح شده است (نک : مالك، ٥ / ١٧٩ بب ؛ شافعی، ٦ / ٢٤٩ بب ؛ طوسی، الخلاف، ٦ / ٣٢٩ بب ؛ سلار، ٢٣٠ بب ). با چشمپوشی از ظرایف فنی میتوان گفت كه بینه نزد فقها، شهادتی است كه بنا بر شروطی توسط شرع معتبر شمرده شده است (نک : طوسی، النهایة، ٣٤٢؛ سلار، ٢٣٣؛ ابن ادریس، ٢ / ١٦٤). حدیث مشهور پیامبر اكرم (ص): «البینۀ علی المدعی و الیمین علی من انكر (ادعی علیه)» (ترمذی، ٢ / ٣٩٩؛ طوسی، تهذیب ... ، ٦ / ٢٢٩) كه گویا منشأ این اصطلاح در فقه بوده، سبب شده است تا فقها به دنبال كشف مصادیق بینه برآمده، آن را شهادت دو مرد عادل (همو، النهایة، نیز سلار، ابن ادریس، همانجاها)، یا شهادت یك مرد و دو زن، یا یك مرد به همراه قسم او بدانند (ابن حمزه، ٢١١).
تقابل بینه و علم قاضی موضوع دیگری است كه مورد توجه فقها قرار گرفته است، اما گویا بیشتر آنان علم قاضی را بر بینه مقدم دانستهاند (برای این نظرات، نک : سمرقندی، ٣ / ٣٧٠ بب ؛ سیدمرتضی، همانجا؛ ابن زهره، ٤٣٦).
مآخذ
ابن ادریس، محمد، السرائر، قم، ١٤١٠ق؛
ابن تیمیه، احمد، مجموع فتاوی، به كوشش عبدالرحمان عاصمی، ریاض، ١٤١٢ق / ١٩٩١م؛
ابن حمزه، محمد، الوسیلة، به كوشش محمد حسون، قم، ١٤٠٨ق؛
ابن زهره، حمزه، غنیة النزوع، به كوشش ابراهیم بهادری، قم، ١٤١٧ق؛
ابن قیم جوزیه، محمد، الطرق الحكمیة، به كوشش محمدحامد فقی، بیروت، ١٣٧٢ق؛
ابومخنف، لوط، مقتل الحسین، به كوشش حسن غفاری، قم، ١٣٩٨ق؛
ازهری، محمد، تهذیب اللغة، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٩٦٧م؛
بغوی، حسین، معالم التنزیل، به كوشش خالد عك و مروان سوار، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
بیضاوی، عبدالله، انوار التنزیل، به كوشش عبدالقادر حسونه، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
ترمذی، محمد، السنن، به كوشش عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت، ١٤٠٣ق؛
تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، بیروت، دارالفكر؛
ثقفی، ابراهیم، الغارات، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٥ش؛
راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، به كوشش محمد سیدكیلانی، قاهره، ١٣٨١ق؛
سلار، حمزه، المراسم العلویة، به كوشش محسن حسینی امینی، قم، ١٤١٤ق؛
سمرقندی، محمد، تحفة الفقهاء، بیروت، ١٤١٤ق؛
سیدمرتضی، علی، الانتصار، قم، ١٤١٥ق؛
همو، رسائل، به كوشش مهدی رجایی، قم، ١٤٠٥ق؛
شافعی، محمد، الأم، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
شریف رضی، محمد، حقائق التأویل، به كوشش محمدرضا آل كاشف الغطا، بیروت، دارمهاجر؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، ١٤٠٢ق؛
طبری، تفسیر؛
طوسی، محمد، التبیان، به كوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ١٤٠٩ق؛
همو، تهذیب الاحكام، به كوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، الخلاف، به كوشش علی خراسانی و دیگران، قم، ١٤١٧ق؛
همو، النهایة، بیروت، دارالاندلس؛
فخرالدین رازی، محمد، تفسیر، بیروت، دارالفكر؛
فیض كاشانی، محسن، تفسیر الصافی، به كوشش حسین اعلمی، قم، ١٤١٦ق؛
قرآن كریم؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، به كوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ١٣٧٢ق؛
مالك بن انس، الموطأ، قاهره، ١٣٢٣ق؛
ماوردی، علی، اعلام النبوة، به كوشش محمد معتصم بالله، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
مشكور، محمدجواد، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، تهران، ١٣٥٧ش؛
مصطفوی، حسن، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، تهران، ١٣٦٠ش؛
مقاتل بن سلیمان، التفسیر، به كوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، ١٤٢٣ق؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛
وات، ویلیام مونتگمری، فلسفه و كلام اسلامی، ترجمۀ ابوالفضل عزتی، تهران، ١٣٧٠ش؛
نیز:
Gesenius, W., A Hebrew and English Lexicon of the Old Testament, ed. F. Brown et al., Boston / New York, ١٩٠٦;
Penrice, J., A Dictionary and Glossary of the Korân, Beirut, ١٨٧٣.
مهدی غفاری