دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٧ - بیانی، ابومحمد
بیانی، ابومحمد
نویسنده (ها) :
فرهنگ مهروش
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَیّانی، ابومحمد قاسم بن محمد بن قاسم اموی (پس از ٢٢٠- ح ٢٧٨ ق /٨٣٥-٨٩١ م)، فقیه و محدث اندلسی. وی به بیانه (ه م) شهری در نزدیكی قرطبه منسوب است. جد سوم وی سیار، مولای ولید بن عبدالملك بوده است (ابن فرضی، ١ /٣٩٧؛ مقری، ٢ /٥٠).
شاگردانش دربارۀ تبحر فقهی، حسن استدلال و دقت نظر او سخنها گفته، و در مقایسه با فقهای مشهور همچون استادش محمد بن عبدالله ابن عبدالحكم، بیانی را اعلم دانستهاند (ابن فرضی، ١ / ٣٩٨- ٣٩٩؛ حمیدی، ٣١٠؛ ضبی، ٤٤٦؛ ذهبی، سیر ... ، ١٣ / ٣٢٩، تذكرة ... ، ٢ / ٦٤٨). به گفتۀ ذهبی آوازۀ شهرت بیانی در فقه، كثرت احاطۀ او را در علم حدیث، ناشناخته گذاشته است ( سیر، ١٣ / ٣٢٨؛ برای شهرت حدیثی وی، نک : حمیدی، ضبی، همانجاها). ذهبی بیانی را از حافظان قرآن دانسته است (همان، ١٣ /٣٢٧، تذكرة، همانجا). دربارۀ سال دقیق درگذشت او اختلاف است (نک : ابنفرضی، ١ /٣٩٩؛ حمیدی همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٣ /٣٣٠، تذكرة، همانجا).
بیانی در طلب علم به مسافرت پرداخت (ابن فرضی، ١ /٣٩٧). منابع متأخرتر، از دو سفر او به مصر خبر دادهاند. كه سفر نخستین ١٢، و دومی ٦ سال به طول انجامیده است (ابن فرحون، ٢٢١؛ ذهبی، العبر ... ، ٢ /٦٣).
ابن فرضی مهمترین استادان بیانی را محمد بن عبدالله بن عبدالحكم و ابوابراهیم مُزَنی دانسته، گوید كه بیانی بر اثر مصاحبت این دو صاحبنظر شده است (١ /٣٩٨). از دیگر استادان و مشایخ او در فقه و حدیث، میتوان به اسماعیل بن اسحاق، ابراهیم بن محمد شافعی، حارث بن مسكین، خُشَیش بن اَصرم، احمد بن عمرو بن سرح، سحنون ابن سعید، ابراهیم بن منذر حِزامی و یونس بن عبدالاعلى اشاره كرد (همو، ١ /٣٩٧- ٣٩٨؛ ابن فرحون، همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ٣٢٨).
همانند شافعیان معاصرش، بیانی در فقه مقلد نبود و به رأی خویش عمل میكرد. به همین دلیل، در میان مكاتب فقهی مختلف، تا بدان حد به مذهب شافعی ــ كه در آن عصر ملازم با ترك تقلید از صحابه و تابعان و استنباط مستقیم از ادله بود ــ تمایل نشان داده كه در رد بر مخالفانش به خصوص، مالكیان و روش آنان در تقلید از مالك كتابی نوشته است. تسلط وی به مذهب مالكی نیز چندان بود كه مردم قرطبه، مسائل فقهی خود را مطابق فقه مالكی از او میپرسیدند (ابن فرضی، ١ / ٣٩٨؛ ابن فرحون، ٢٢٢).
از جمله شاگردان وی میتوان به فرزندش محمد، محمد بن عمر بن لُبابه، سعید بن عثمان اعناقی، احمد بن خالد، محمد بن عبدالملك بن ایمن، اسلم بن عبدالعزیز و احمد بن جباب اشاره كرد (ابن فرضی، ١ /٣٩٩؛ حمیدی، نیز ذهبی، تذكرة، همانجاها).
میل بیانی به خلق آثار بسیار بوده است (همو، سیر، ١٣ /٣٢٩). از جمله آثار او كتاب الایضاح فی الرد علی المقلدین در رد بر مخالفان مذهب شافعی (به خصوص مالكیان) است كه به تقلید گرایش داشتند (ابن فرضی، ضبی، همانجاها؛ سبكی، ٢ /٣٤٥). از دیگر آثار گزارش شدۀ او، كتابی دربارۀ خبر واحد است (ابن فرضی، سبكی، همانجاها). بغدادی تفسیری را به بیانی نسبت داده است (١ /٣٠٢) كه باتوجه به تصریح وی به مالكی بودن نویسندۀ آن و نیز عدم ذكر چنین اثری برای بیانی در منابع قدیمتر، نمیتوان به صحت چنین انتسابی اطمینان حاصل كرد. شاید این كتاب نوشتۀ هم نام وی، قاسم بن یسار فقیه مالكی (د ٣٥٣ ق /٩٦٤ م) باشد (نک : قاضی عیاضی، ٤ /٤٤٢).
مآخذ
ابن فرحون، ابراهیم، الدیباج المذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨ م؛
بغدادی، ایضاح؛
حمیدی، محمد، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، به كوشش محمد بن تاویت طنجی، قاهره، ١٣٧٢ق /١٩٥٢م؛
ذهبی، محمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ ق /١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش فؤاد سید، كویت، ١٤٠٤ ق /١٩٨٤ م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبرى، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ ق /١٩٦٤ م؛
ضبی، احمد، بغیة الملتمس، بیروت /قاهره، ١٩٦٧م؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارك، به كوشش احمد بكیر محمود، بیروت /طرابلس، ١٣٨٧ ق /١٩٦٧م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م.
فرهنگ مهروش