دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٦ - بقی بن مخلد
بقی بن مخلد
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَقی بْن مَخْلَد، ابوعبدالرحمان قرطبی (٢٠١-٢٧٦ق / ٨١٦ - ٨٨٩م)، محدث نامدار اندلس. او با روی آوردن به محفل محدثان اندلس چون محمدبن عیسی اعشی، به تحصیل حدیث آغاز كرد و چندی بعد، به رسم آن زمان، برای استماع راهی سرزمینهای دیگر شد و به افریقیه، مصر، حرمین، دمشق، بغداد، كوفه، بصره و شهرهای دیگر عراق راه یافت. گفتنی است كه ابنعبدالبر در شرح سفرهای او از یمن، بلاد جزیره و خراسان نیز سخن به میان آورده است (نکـ: ذهبی، سیر...، ١٣ / ٢٨٩-٢٩٠). برپایۀ برخی منابع، سفرهای بقی در دو دورۀ ٢٠ و ١٤ ساله صورت پذیرفته است (یاقوت، ٢ / ٧٤٧).
بقی در این سالها، از كسان بسیاری دانش آموخت و حدیث شنید، چنانکـه شیوخ او را بالغ بر ٢٨٤ تن دانستهاند (ابن حزم، «رسالة...»، ١٧٨). در اینمیان، نام استادانی چون ابوبكر ابن ابی شیبه، خلیفهبن خیاط، ابومصعب زهری، ابوخیثمه زهیربن حرب، ابن ابی عمر عدنی، ابوثور ابراهیم بن خلف، محمدبن بشار بندار، یحیی بن یحیی لیثی، حرمله بن یحیی، سحنونبن سعید و هناد بن سری دیده میشود (برای فهرستی از مشایخ او، نکـ: ابن فرضی، ١ / ١٠٧- ١٠٨؛ ذهبی، همان، ١٣ / ٢٨٥-٢٨٦). نام احمدبن حنبل نیز در فهرست مشایخ او دیده میشود و از همینرو، یاد او به منابعی چون طبقات الحنابله راه یافته است (ابن ابی یعلی، ١ / ١٢٠؛ نیز نکـ: فیرو، ٨١)، اما ذهبی گسترده بودن آموزش او نزد احمد را به سختی نقد و رد كرده است (همان، ١٣ / ٢٩٤).
بقی با توشهای پربار از حدیث و فقه به اندلس بازگشت و با كوششهای او و همتایش محمد بن وضاح بود كه اندلس پایگاهی برای نشر حدیث شد (ابنفرضی، ١ / ١٠٨؛ذهبی، همان، ١٣ / ٢٨٥، الامصار...، ١٨٦-١٨٧). گروهی بسیار از اندلسیان از او حدیث آموختند كه در شمار آنان میتوان به كسانی چون پسرش احمد، احمدبن عبدالله اموی، اسلم بن عبدالعزیز، ایوب بن سلیمان المری، حسن بن سعد كتانی، عبدالواحد بن حمدون المری، عثمان بن عبدالرحمان قیسی، محمدبن عمربن لبابه، مهاجر بن عبدالرحمان، نصربن هارون قیسی و هشامبن ولید غافقی اشاره كرد. در این میان بهخصوص عبدالله بن یونس مرادی در انتشار تألیفات و مرویات او اهتمام داشته است (حمیدی، ١ / ٢٧٦).
بقی در دوره تحصیل خود سعی داشته است تنها از شیوخ معتبر اخذ حدیث كند؛ گفته میشود كه در میان شیوخ او كمتر از ١٠ تن به ضعف متهمند و این ویژگی بر وثاقت او در میان منتقدان حدیث افزوده است (ابن حزم، همانجا؛ مزی، ٤ / ٤٩٢).
بقی افزون بر جایگاهش به عنوان یك محدث، از آنرو كه نماینده جریانی خاص در میان حدیثجویان اندلس بود، شخصیتی درخور اهمیت یافته است. دشوار بتوان گفت كه چرا میان او و همتایش محمدبن وضاح، جدایی پدید آمد، اما میدانیم كه اختلاف میان آن دو به اندازهای بالا گرفت كه «اصحاب» خاص ابن وضاح، از حضور در محفل بقی و استماع از وی پرهیز داشتهاند (نکـ: ابن فرضی، ١ / ١٠٩).
به هر تقدیر، نوآوریها و دگراندیشیهای بقی در محیط اندلس زمینهساز اختلاف با محافل علمی دیگر شد و او را در مقابل مكاتب مطرح اندلس قرار داد.
مهمترین مكتب آن عصر در اندلس، مكتب شاگردان یحیی بن یحیی لیثی است كه از گونهای ابتدایی از مذهب مالك پیروی میكردند و موطأ مالك به روایت یحییبن یحیی پس از قرآن كریم، اصلیترین منبع آنان در دین به حساب میآمد (نکـ: هـ د، ١٠ / ٣٣٣). برای چنین گروهی پذیرفتن شخصیت بقیبن مخلد با وسعت مشرب و تنوع آموختههای حدیثی و فقهی كه با خود از مشرق آورده بود، آسان نبود؛ چنانکـه میتوان اشاره كرد كه او نخستینبار كتاب الام شافعی را كه زمینهای برای مقبولیت آن وجود نداشت، در اندلس تدریس میكرد (ابن فرضی، همانجا؛ برای ترویج المدونه ابن قاسم به روایت سحنون و حارثبن مسكین، نکـ: ابن حزم، الاحکـام، ٦ / ١٩٦، ٢٠٢).
از جمله عوامل تشدید مخالفت حدیثگرایان اندلس با بقی، این بود كه وی در میان روایات موطأ مالك، روایات مدنی و مصری ابومصعب زهری و یحیی بن بكیر را بر روایت اندلسی یحییبن یحیی مقدم میداشت. میتوان تصور كرد كه باتوجه به تعصب اندلسیان نسبت به روایت یحیی بن یحیی، چنین موضعی هرچند مبتنی بر پایههای علمی، تا چه حد میتوانست جایگاه بقی را در میان محدثان اندلس متزلزل سازد. بر پایه گزارشها، این موضعگیری مایه خصومت فرزندان و هواداران یحییبن یحیی گشت (ابن بشكوال، ٨٢؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ٢٨٨-٢٨٩) و به گمان از مهمترین زمینههای دوری محمدبن وضاح، اصلیترین راوی یحییبن یحیی از بقی بود (نیز نکـ: فیرو، .(٨٠
اختلاف محدثی چون بقی با فقیهان، امری دور از انتظار نیست، اما بر پایه منابع، بهانه آغاز ستیز ورود و ترویج المصنف ابن ابی شیبه از سوی بقی به اندلس بود. از آنجا كه المصنف افزون بر احادیث، حجم بسیاری از آراء تابعین و اتباع آنان را در برداشت، ترویج این آراء در اندلس برای فقیهان متعصب مالكی تحملناپذیر مینمود. به هر روی، این گروه و در رأس آنان كسانی چون ابن مرتیل، اصبغ بن خلیل و محمدبن حارث قرطبی، مردم را بر ضد بقی تحریك نمودند، تا آنکـه امیر اموی محمد بن عبدالرحمان بن حکـم ناچار به مداخله شد (حمیدی، ١ / ٤٠؛ ابنفرضی، ١ / ١٠٨-١٠٩؛ ابن حیان، ٢٤٨-٢٤٩؛ قاضی عیاض، ترتیب...، ٤ / ٢٤٠، ٢٥٢، ٢٦٣) و حمایت او از بقی به ظاهر فتنه را فرو نشاند.
در عقاید، چنین مینماید كه بقی به باورهای اصحاب حدیث پایبند بود و نمونههایی از باورهای همسان او با بزرگان اصحاب حدیث در باب صفات الهی گزارش شده است (مثلاً نکـ: ذهبی، العلو...، ١ / ١٩٤). در فقه، بقی بدون آنکـه تقلید فقیهی را پذیرفته باشد، در مذهب مستقل بود و فتاوی خود را بر پایۀ احادیث و آثار صادر میكرد (ابن حزم، «رسالة»، ١٧٩؛ نیز نکـ: فیرو، همانجا). شماری از شاگردان خاص بقی كه با عنوان «اصحاب» از آنان یاد میشد (مثلاً نکـ: ابن ابار، التكملة...، ١ / ١٦٥، ١٧٠، جمـ)، گویا افزونبر روایت آثار و مرویات،ادامهدهنده اندیشههای او نیز بودهاند، اما به هر حال، با رواج مذهب مالكی در اندلس، در سدۀ ٤ق، این گرایشها در مذهب مالكی مستحیل شده است (نکـ: ه د، ١٠ / ٣٣٤).
بقی گاه در امور مهم قضایی طرف مشورت امیران اموی اندلس بوده است (مثلاً نکـ: خشنی، ١٧٥-١٧٧؛ حمیدی، ١ / ١٠٤)، اما خود از پذیرفتن منصب قضا پرهیز داشت (خشنی، ١٨٢؛ نباهی، ١٨).
آثار
١. تفسیر القرآن، تفسیری است روایی كه ابن حزم آن را بهترین تفسیر جهان اسلام و حتی برتر از تفسیر طبری دانسته است («رسالة»، ١٧٨). نسخههای این تفسیر با آنکـه در طی سدههای ٥ -٧ق در محافل اندلس رواج چندانی نداشته، بااینهمه، در اختیار كسانی چون ابنبطال، ابن عبدالبر، سهیلی، ابوالربیع كلاعی و قرطبی بوده (ابن عبدالبر، ٧ / ١٥٣؛ قرطبی، ٤ / ١٥٩؛ ابنسیدالناس، ١ / ٤٠؛ ابن كثیر، ٢ / ٢٦٦؛ ابن حجر، فتح...، ٣ / ٧)؛ اما ابنخیر در سده ٦ق در فهرست خود، نشانی از آن به دست نداده است.
٢. كتاب فیه ما روی فی الحوض والكوثر، جزئی روایی در تفسیر حوض و كوثر (نکـ: ابن خیر، ٣٠٠) كه تكملهای بر آن توسط ابن بشكوال نوشته شده است. اصل و تكمله به كوشش عبدالقادر محمد عطا در مدینه (١٤١٣ق) به چاپ رسیده است.
٣. المسند، كه گاه از آن به المصنف الكبیر نیز یاد شده، و مؤلف در آن، احادیث منقول از حدود ٣٠٠‘١ صحابی را به سبك كتب مسانید به ترتیب صحابه گرد آورده، و سپس مسند هر صحابی را ترتیب موضوعی داده است (ابن حزم، همانجا؛ ابنخیر، ١٤٠-١٤١؛ نیز نکـ: رئیسالدین، .(٢٦٣اجزائی از این مسند، اندكی پس از تألیف به مشرق نیز راه یافته بود (ابن فرضی، ١/١٠٨؛ نووی، ١/٦٧؛ نیز نکـ: رودانی، ٣٦٤). ذهبی تصریح دارد كه دو جلد از مسند بقی را در اختیار داشته است ( سیر،١٣/٢٩٤)، اما دانسته نیست كه محدثان اعصار پسین چون ابن حجر چه بخش از كتاب را در اختیار داشتهاند. ابنحجر با وجود نقلهایی كه در آثار گوناگونش از این كتاب دارد (مثلاً التلخیص...، ١/١٣٥، جمـ، لسان...، ٣/٣١٩)، در شمار مسانیدی كه در اختیارش بوده، از آن یادی نکـرده است (نکـ: المطالب...، ١/٤؛ نیز نکـ: .(GAS, I/١٥٢-١٥٣ مختصری از مسند و نیز تفسیر بقی، توسط ابن اخی ربیع صباغ قرطبی (د ٣١٨ق)، فراهم آمده بوده است (نکـ: ابن فرحون، ١٣٩).
این مسند بهسبب فزونی شمار صحابه در آن، از مهمترین منابع مورد استناد برای شناخت صحابه در كتابهایی چون الاصابه ابنحجر عسقلانی بوده، و ابنحزم در تألیفی مستقل با عنوان جزء الصحابه الذین اخرج لهم بقی بن مخلد، این موارد را استخراج نموده است (نقل از آن: ابن حجر، الاصابة، ١/٣٢٧، جمـ؛ نیز نکـ: I/١٥٣ GAS,؛ برای نسخ خطی، نکـ: آلوارت، شمـ ٩٩١٥؛ ظاهریه، ٢٣٩؛ .(GAL, S, I/٢٧١ این متن موضوع تحقیق آویلا و مارین قرار گرفته است (نکـ: آویلا، ٣٦٧-٣٣٩؛ مارین، .(٢٠٤-٢٠٨
٤. المصنف، كتابی است مشتمل بر حدیث و فتاوی صحابه و تابعین و اتباع آنان، به سبك مصنفهای ابن ابی شیبه و عبدالرزاق و سنن سعید بن منصور كه در عمل تكمیل كار آنان نیز بوده است (ابنحزم، «رساله»، ١٧٨-١٧٩؛ قاضی عیاض، الغنیة، ٩٧).
گردآمدهای از احادیث او نیز در مجموعهای با عنوان «منتقی من حدیث بقی ابن مخلد و هناد و...» در كتابخانۀ ظاهریه موجود است (سواس، ٦٨٣). همچنین اثری با عنوان تسمیة من سمع منه محمد بن وضاح او بقی بن مخلد بدمشق وجود داشته كه ابنعساكر از آن استفاده كرده است (نکـ: ٧ / ٨٨ -٨٩).
برخی از آثار مهم شرق اسلامی، چون المصنف ابن ابی شیبه، تاریخ و الطبقات خلیفه بن خیاط، و كتاب سیرة عمربن عبدالعزیز اثر دورقی، به روایت بقی به نسلهای پسین انتقال یافته است (نکـ: ابنفرضی، ١ / ١٠٩؛ ابنحزم، المحلی، ٥ / ٢٢٢، جمـ؛ ابنخیر، ١٣١، ٢٧٣؛ رودانی، ٣٦٨؛ ابن ماكولا، ١ / ٣٤٤؛ نیز نکـ: ابن ابی شیبه، ٢ / ٢٨٤، جمـ؛ خلیفه، ١ / ٤٠٣). رودانی به خطا اثر اخیر را تألیف بقی دانسته است (ص ١٠٩).
عبدالرحمان بن احمد بن بقی، نوادۀ بقی بن مخلد، كتابی در فضایل نیای خود پرداخته بوده (برای نقل از آن، نکـ: ذهبی، سیر، ١٣ / ٢٩٢- ٢٩٥)، و عبداللهبن عبدالرحمان الناصر امیر اموی (د ٣٣٩ق) نیز اثری با عنوان المسكتة فی فضائل بقی بن مخلد در ٦ جزء تألیف كرده بوده است (ابن ابار، الحلة...، ١ / ٢٠٦، التكملة، ٢ / ٢٣٢).
مآخذ
ابن ابار، محمد، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عبدالسلام هراش، بیروت، ١٩٩٥م؛ همو، الحلة السیراء، به كوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٨٥م؛ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به كوشش كمال یوسف حوت، ریاض، ١٤٠٩ق؛ ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمدحامد فقی، بیروت / قاهره، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛ ابن بشكوال، خلف، الصلة، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛ ابنحجر عسقلانی، احمد، الاصابة، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛ همو، التلخیص الحبیر، به كوشش عبدالله هاشم یمانی، مدینه، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛ همو، فتح الباری، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، بیروت، ١٣٧٩ق؛ همو، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛ همو، المطالب العالیة، به كوشش حبیبالرحمان اعظمی، كویت، ١٣٩٣ق؛ ابنحزم، علی، الاحکـام، قاهره، ١٤٠٤ق؛ همو، «رسالة فی فضل الاندلس و ذكر رجالها»، رسائل ابن حزم الاندلسی، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨١م، ج ٢؛ همو، المحلی، بیروت، ١٤٠٦ق؛ ابن حیان قرطبی، محمد، المقتبس، به كوشش محمود علی مكی، بیروت، ١٩٧٣م؛ ابن خیر، محمد، فهرسة، به كوشش ف. كودرا، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛ ابن سیدالناس، محمد، عیون الاثر، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛ ابن عبدالبر، یوسف، التمهید، به كوشش مصطفیبن احمد علوی و محمد عبدالكبیر بكری، رباط، ١٣٨٧ق؛ ابن عساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به كوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛ ابن فرحون، ابراهیم، الدیباج المذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء والرواه للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛ ابن كثیر، البدایة؛ ابن ماكولا، علی، الاكمال، حیدرآباد دكن، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛ حمیدی، محمد، جذوةالمقتبس، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م؛ خشنی، محمد، قضاة قرطبة، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره / بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م؛ خلیفةبن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛ ذهبی، محمد، الامصار ذوات الآثار، به كوشش قاسم علی سعد، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛ همو، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ همو، العلو للعلی الغفار، به كوشش اشرفبن عبدالمقصود، ریاض، ١٩٩٥م؛ رودانی، محمد، صلةالخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛ سواس، یاسین محمد، فهرس مجامیع المدرسةالعمریة، كویت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛ ظاهریه، خطی (حدیث)؛ قاضی عیاض، ترتیب المدارك، به كوشش محمدبن تاویت طنجی، رباط، ١٩٦٥م؛ همو، الغنیة، به كوشش ماهر زهیر جرار، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکـام القرآن، به كوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ١٣٧٢ق؛ نباهی، علی، تاریخ قضاةالاندلس، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٤٨م؛ نووی، یحیی، شرح صحیح مسلم، بیروت، ١٣٩٣ق؛ یاقوت، معجم الادباء، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٩٣م؛ نیز:
Ahlwardt;
Fierro, I., «The Introduction of Hadth in al-Andalus» , Der Islam, ١٩٨٩, vol. LXVI;
GAL,S;
GAS;
Marin, M., «Baqi b. Majlad y la introduccion
Raisuddin, A. N. M., «Baqi Ibn Makhled al-Kurtubi and His Contribution to the Study of Hadith Literature in Muslim Spain» , Islamic Studies, ١٩٩١, vol. XXX (١-٢).
احمد پاكتچی