دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩١ - ابراهیم ریاحی
ابراهیم ریاحی
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ ریاحی، ابواسحاق بن عبدالقادر بن احمد طرابلسی تونسی (١١٨٠-١٢٦٦ ق / ١٧٦٦-١٨٥٠ م)، شاعر، نحوی، فقیه مالكی و خطیب جمعه در جامع اعظم تونس. وی به سبب اینكه نیاكانش طرابلسی بودهاند، به طرابلسی نیز شهرت دارد، اما او خود در تستورِ تونس زاده شد (كتانی، ١ / ٣٢٨). ابراهیم پس از فراگیری قرآن و مقدمات علوم، دانشهای دینی و دیگر دانشهای روزگار خود را در تونس آموخت. فقه، حدیث و تفسیر را از عالمانی چون حمزۀ جبّاس، محمد الفاسی، صالح كواش، حسن شریف، محمد محجوب، عمر محجوب، احمد بوخریص، اسماعیل تمیمی، طیب كیران، محمد طاهر میرسلاوی و برخی دیگر فراگرفت و از بیشتر آنان به اجازۀ روایت نایل آمد (ازهری، ٨٩؛ مخلوف، ١ / ٣٨٦). در ١٢٤٣ ق / ١٨٢٧ م ابو عبدالله محمدبن تهامی رباطی در تونس به او اجازه روایت داد (كتانی، همانجا؛ مخلوف، ١ / ٣٨٨). عرفان و تصوف را از پیشوای طریقۀ «شاذلیه» شیخ بشیر بن عبدالرحمن ونیسی و پس از آن در ١٢١٦ ق / ١٨٠١ م از علی حرازم آموخت و با ارشاد او به طریقۀ «تجانیه» گرایید و به تبلیغ آن در تونس پرداخت و جایگاهی (زاویه) برای گرد آمدن پیروان این فرقه بنیاد نهاد. وی در عین حال، تعلق خاطری به مصطفی عَزوز، پیشوای طریقۀ رحمانیه داشت و در ستایش او اشعاری سرود و مطالبی نوشت (همو، ١ / ٣٨٧؛ ازهری، همانجا؛ تونكی، ١٩٨). با اینهمه تا پایان زندگی شهرت خود را به عنوان مفتی و فقیه بلند آوازۀ مالكی حفظ كرد. از این رو، در ١٢٣٨ ق (تونكی، همانجا) و یا ١٢٤٨ ق (مخلوف، ١ / ٣٨٨) از سوی فرمانروای تونس به مقام ریاست دینی این كشور گمارده شد.
ابراهیم در ١٢٤١ ق وارد مصر شد و در آنجا امیر صغیر از وی حدیث شنید (كتانی، ١ / ٣٢٨) و در همان سال و نیز بار دیگر در ١٢٥٢ ق حج گزارد. سفر دوم او به حج پس از آن بود كه میان وی و قاضی محمد بحری، كه از شاگردان خود او بود، بر سر مسألۀ فقهی ارث و حضانت یتیمی، كشمكش رخ داد. ابراهیم خود را مُحِق میدانست، اما مصطفی پاشا جانب محمد بحری را گرفت و ابراهیم از مصطفی پاشا رنجید و از وی دوری گزید. در عین حال پس از آن وی به نیابت از پاشا به سفر حج رفت. در این سفر از اسكندریه گذر كرد و با برخی از عالمان آن دیار به گفتوگو پرداخت و در مدینه با محمد عابد بن احمد بن محمد مزاح الوی سندی مدرس حرم نبوی و محدّث بنام آن شهر، دیدار كرد و از او اجازۀ روایت یافت (مخلوف، ١ / ٣٨٧- ٣٨٨).
جایگاه و نفوذ دینی ابراهیم ریاحی، موقعیت سیاسی ویژهای برای او همراه داشت، در ١٢١٨ ق از سوی امیر حموده پاشا بای، امیر وقت تونس به دیدار سلطان سلیمان رفت و قصیدهای در ستایش او گفت. بار دیگر در ١٢٥٤ ق / ١٨٣٨ م امیر مشیر احمد پاشا بای او را به عنوان فرستادۀ ویژه خویش نزد سلطان محمود عثمانی به استانبول فرستاد و سلطان وی را به حضور پذیرفت و او نیز با سرودهای سلطان را ستود و نیز شعری در مدح شیخالاسلام استانبول، احمد عارف، سرود (همانجا). ریاحی در شعر و ادب چیرهدست و در روزگار خود از شاعران بنام بود. او اشعار بسیاری سرود و بخشی از علم نحو و مسائلی از فقه را به نظم درآورد.
ابراهیم دارای آثاری در فقه و كلام است كه برخی از آنها بدین شرح است : تعطیر النّواحی مجموعهای است از رسایل كه نوهاش عمر ریاحی آن را گرد آورده و در دو جزء در ١٣٢٠ ق / ١٩٠٢ م در تونس چاپ شده است، مبرد الصوارم و الاسنّة فی الرّد علی من اخرج الشیخ التیجانی عن دائرة اهل السنة (ظاهریه، ٢ / ٦٠١-٦٠٢)؛ التحفة الالهیة؛ رفع اللّجاج فی نازلة ابن الحاج؛ النرجسیة العنبریة فی الصلوة علی خیر البریة؛ دیوان شعر؛ مجموعۀ سخنرانیها؛ رسالههای پرسش و پاسخ علمی در ٩ مجلد؛ حاشیهای بر شرح فاكهی بر قطر، شرحی بر خزرجیه؛ رسالهای در رد منگران طریقۀ تجانیه؛ رسالهای دربارۀ حكم معلل به علت كه چون علت رفع شود، حكم نیز رفع میشود؛ نوشتهای دربارۀ آیۀ شریفۀ «ان الصلوة كانت علی المؤمنین كتاباً مَوْقوتاً»؛ رسالهای در رد وهابیان؛ منظومهای در نحو؛ منظومهای دربارۀ نمازهایی كه بر امام فاسد میشود نه بر مأموم رسالهای در مولد شریف نبوی و نظم آجرومیه (زركلی، ١ / ٤٨؛ كحاله، ١ / ٤٩؛ مخلوف، ١ / ٣٨٨- ٣٨٩).
ریاحی به بیماری طاعون درگذشت و در زاویهای كه برای فرقۀ تجانیه ساخته شده بود، به خاك سپرده شد (همو، ١ / ٣٨٩).
مآخذ
ازهری، محمد البشیر ظافر، الیواقیت الثمینة، مصر، ١٣٢٤ ق / ١٩٠٦ م؛
تونكی، محمود حسن، معجم المصنّفین، بیروت، ١٣٤٤ ق / ١٩٢٥ م؛
زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٤ م؛
ظاهریه، خطی، (تصوف)؛
كتانی، عبدالكبیربن قطب، فهرست الفهارس و الاثبات، فاس، ١٣٤٦ ق / ١٩٢٧ م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤمنین، بیروت، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٧ م؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزَكیة، بیروت، ١٣٤٩ ق / ١٩٣٠ م.
حسن یوسفی اشکوری