دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨ - ابن مسدی
ابن مسدی
نویسنده (ها) :
حسن صفری نادری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مَسْدی، ابوبكر، محمد بن يوسف بن موسی ازدی مُهَلّبی، غرناطی ملقب به جمالالدين (٥٩٩- شوال ٦٦٣ق / ١٢٠٣- ژوئيه اوت ١٢٦٥م)، محدث، مقری و فقيه اندلسی. كنيۀ وی را «ابوالمكارم» نيز گفتهاند. مسدی نام جد اعلای او، زيد بن روح بن عبدالله و موطن اصليش ظاهراً غرناطه بوده است (ابن فرحون، ٢ / ٣٣٣؛ ابن حجر، ٥ / ٤٣٨). در سه سالگی، پدربزرگش به او خرقۀ تصوف پوشانيد (صفدی، ٥ / ٢٥٤) و در فاصلۀ ٦١٠-٦٢٠ق در اندلس به استماع از مشايخ آن ديار پرداخت و پس از ٦٢٠ق جهت فراگيری دانش مسافرتهای بسيار نمود و از اين رو او را رحّال خواندهاند (ذهبی، تذكرة، ٤ / ١٤٤٨- ١٤٤٩؛ قس: ابن فرحون، ٢ / ٣٣٤). در حلب از ابومحمد ابن علوان، در دمشق از ابوالقاسم ابن صصری، در مصر از فخرالدين فارسی، در اسكندريه از محمد بن عبّاد حرّانی، در فاس از ابوالبقايعيش بن عديم و ابومحمد ابن زيدان و در تونس و تلمسان از برخی مشايخ ديگر استماع نمود (ذهبی، همان، ٤ / ١٤٤٩؛ ابن رافع، ٣٠، ٥١، جم؛ ابن فرحون، همانجا). قرائت را نيز از عبدالصمد بلوی، ابوالقاسم ابن عيسی و محمد بن علی سبتی فراگرفت (ابن جزری، ٢ / ٢٨٨). كسان بسياری از او حديث شنيده و روايت نمودهاند كه از آن جمله میتوان علم الدين دواداری، مجدالدين عبدالله بن محمد طبری، دمياطی، ابواليمن ابن عساكر، عفيف الدين ابن مزروع و رضیالدين طبری را نام برد (ذهبی، ابن جزری، همانجاها). عدهای وی را در نقل حديث ضعيف شمردهاند (ذهبی، ميزان، ٤ / ٧٣؛ ابن حجر، همانجا) و شايد يكی از علل تضعيف وی كلماتی بوده كه در نكوهش عايشه بيان نموده است (ذهبی، تذكرة، همانجا). ابن مسدی، به نقل ابن مطری، در مكه در جمع زيديه وارد شد و ايشان خطابۀ حَرَم را به وی واگذار نمودند. گفته شده كه بيشتر تأليفات وی نزد زيديه بوده است (ذهبی، تذكرة، همانجا). ذهبی (ميزان، همانجا) يادآور شده كه او به تشيع گرايش داشته است، همچنين عبارات ستايش آميز او دربارۀ ابن عربی (مقری، ٢ / ٣٨٧) تمايل او را به تصوف نشان میدهد. با اينهمه ابن فرحون (٢ / ٣٣٣) وی را از مالكيان به شمار میآورد. ابن مسدی قصيدهای در حدود ٦٠٠ بيت در مذمت معاويه و ياران وی سروده بوده كه ذهبی (همانجا) آن را نزد ابن مطری ديده است. وی سرانجام به حيله در مكه به قتل رسيد و خونش پايمال شد (همانجا). مقری اشعار او و نيز آثار او را در فقه و حديث میستايد (٣ / ٣٥١).
آثـار
تنها اثر موجود او المسلسلات، در حديث است كه به صورت خطی در مجموعۀ ١٠٣ كتابخانۀ ظاهريۀ دمشق نگهداری میشود (ظاهريه، ١١١). ديگر آثار او كه بر جای نمانده، اينهاست: معجم الشيوخ، شامل ٣ مجلد بزرگ كه شرح حال ٠٠٠‘٤ شيخ در آن آمده بود (مقری، ٣ / ٣٥٠). اين كتاب مورد استفادۀ ذهبی و ابن رافع سلامی قرار گرفته است (ذهبی، ميزان، ٤ / ٧٣، سير، جم؛ ابن رافع، جم )؛ مناقب الصدّيق، كه صفدی (٥ / ٢٥٥) آن را ديده است (نيز نك : ذهبی، تذكرة، ٣ / ١٤٤٩؛ ابن فرحون، ٢ / ٣٣٤؛ حاجی خليفه، ١ / ٥٨)؛ منسك كبير، در مذاهب (صفدی، ٥ / ٢٥٥)؛ اعلام الناسك باعلام المناسك، در حج (ابن فرحون، ٢ / ٣٣٤)؛ محور الائتلاف بين الاجماع و الاختلاف، در مذاهب (همانجا)؛ المسند الغريب، در مذاهب علمای متقدم و متأخر (مقری، ٣ / ٣٥٠).
مآخذ
ابن جزری، محمدبن محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق / ١٩٣٣م؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ق؛
ابن رافع سلامی، محمد، تاريخ علماء بغداد، به كوشش عباس عزاوی، بغداد، ١٣٥٧ق / ١٩٣٨م؛
ابن فرحون، ابراهيم بن علی، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٥١ق؛
حاجی خليفه، كشف؛
ذهبی، محمدبن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محيی هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٣٨٩ق / ١٩٧٠م؛
ظاهريه، خطی (حديث)؛
مقری، احمدبن محمد، نفح الطيب، به كوشش يوسف محمد بقاعی، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م.
حسن صفری نادری