دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٤ - اخلاص
اخلاص
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِخْلاص، نام صد و دوازدهمین سورۀ قرآن مجید. این سوره دارای ٥ آیه، ١١ كلمه و ٤٧ حرف است.
از دیرباز، این سوره به لحاظ موضوع و مضمون، نزد قاریان و مفسران، «اخلاص»، و نزد فقها و متكلمان، «توحید» نام گرفته است (نك : ابوعمرو، ٢٢٦؛ طبرسی، ١٠/ ٨٥٤؛ حائری، ١٧٨ به بعد؛ محیسن، ٥٢٥؛ طباطبایی، ٢٠/ ٣٨٧). ١٩ نام و عنوان دیگری كه به این سوره دادهاند: صمد، تفرید، تجرید، نور، نجات، ولایت، معرفت، جمال، اساس، امان، شافیه، مانعه، مذكَّره، معوَّذه، مقشقِشه، منفَّره، محضِره، برائت و نسبةالرب یا نسبةالله (فخرالدینرازی، التفسیر...، ٣٢/ ١٧٥- ١٧٦؛ فیروزآبادی، ١/ ٥٥٣؛ اندرابی، گ ٥١ ب؛ بقاعی، ٢٢/ ٣٤٤)، چندان شهرتی ندارند و عنوان اخیر كه گویا مأخذ آن برخی روایات معراج (نك : كلینی، ٣/ ٤٨٥)، یا برخی روایات اسباب النزول (نك : واحدی، ٤٠٤) بوده، مورد انتقاد نیز قرار گرفته است (نك : اندرابی، همانجا). از این میان، تنها نام «صمد» كه در كهنترین فهارس عناوین سور قرآنی آمده (نك : ابنندیم، ٢٩-٣٠)، با قاعدۀ كلی نامگذاری سور (نك : اندرابی، گ ٤٩ الف - ٤٩ ب) مطابقت دارد. زیرا از یك سوی، كلمۀ «صمد» تنها یك مرتبه، و از ریشۀ «ص م د» تنها همین كلمه در قرآن به كار رفته است و از سوی دیگر، با مضامین سوره مناسبت فراوان دارد (نك : ابنندیم، ٢٩؛ اندرابی، گ ٥١ ب؛ بقاعی، ٢٢/ ٣٤٨، ٣٩٥؛ دروزه، ١/ ٢٠٩)، چنانكه مفسران، گاه در تفسیر این سوره، به توضیح معنای «الله الصمد» اكتفا كردهاند (صنعانی، ٢/ ٤٠٧). با اینهمه، به گواهی منابع موجود، رسول خدا(ص) و صحابه و اهل بیت(ع) این سوره را با توجه به سر آغازش، «قُلْ هُوَاللّهُ اَحَد» مینامیدهاند و قاطبۀ محدثان نیز همواره این سنّت را معمول داشتهاند (مالك، ١/ ٢٠٨- ٢٠٩؛ احمد بن حنبل، ٥/ ٣١٢؛ دارمی، ٨٥٥ -٨٥٧؛ بخاری، ٤/ ٩٥؛ كلینی، ٣/ ٣١٦-٣١٧؛ ابن حجر، ٣/ ٣٩٨- ٣٩٩).
سورۀ اخلاص از نخستین سورههای نازل شده در مكۀ معظمه بوده، و سبك و آهنگ بیان آن آشكارا معرف مكی بودن آن است و در روایات منقول از ابن عباس و دیگران نیز در زمرۀ سورههای مكی به شمار آمده است (ابنندیم، ٢٨؛ اندرابی، گ ٤١ الف -٤٣ الف، ٥٦ الف؛ زركشی، ١/ ١٩٣؛ نك : سیوطی، الاتقان...، ١/ ٤٠-٤٤). با وجود این، مكی یا مدنی بودن سوره، همواره محل خلاف بوده است (طوسی، ١٠/ ٤٢٩؛ طبرسی، همانجا؛ زمخشری، ٤/ ٢٩٨؛ سیوطی، همان، ١/ ٥٥؛ فیض، الصافی، ٢(١)/ ٨٦٢). این اختلاف ظاهراً از روایاتی ناشی شده است كه برخی، درخواست یهودیان مدینه از پیامبر اكرم(ص) مبنی بر وصف پروردگار (نسبةالرب) را سبب نزول سوره دانستهاند و دستۀ دیگری تقاضای عدهای از مشركان مكه را یادآور شدهاند (نك : واحدی، همانجا؛ ابوالفتوح، ٥/ ٦٠٨ - ٦٠٩؛ ابن كثیر، ٧/ ٤٠٥؛ سیوطی، «لباب...»، ٢/ ١٤٦، الدر...، ٨/ ٦٦٩؛ نیز نك : زومر، ٣٢٥). همچنین حكایت برخی روایات از نزول سورۀ اخلاص در مدینه، میتواند اشاره به نزول یا تلاوت مجدد این سوره بر حسب مقتضیات و حوادث باشد، یا آنكه درخواست یهودیان از پیامبر اكرم(ص) در دوران اقامت آن حضرت در مكه صورت پذیرفته است.
سورۀ اخلاص یكی از ٥ سورهای است كه با فعل امر «قل» آغاز میشود، سه تای آنها پیاپی در خاتمۀ قرآن مجید جای گرفته و با عنوان مشترك «معوَّذات» نامیده شده است (نك : سیوطی، تناسق...، ١٤٧). موضوع اصلی این ٥ سوره اخلاص در دین و توحید در عبادت است. در این میان، سورۀ اخلاص بیش از ٤ سورۀ دیگر، بر شعائر توحیدی تكیه دارد و به همین لحاظ، این سوره را همراه با سورۀ كافرون مقشقِشتین (= پیرایندگان) خواندهاند (طوسی، همانجا؛ فیروزآبادی، ١/ ٥٤٨؛ بقاعی، ٢٢/ ٣٠٠، ٣٤٤) و نیز هر دو سوره را «اخلاص» نامیدهاند (همانجا؛ فیومی، ١/ ١٧٧).
سورۀ اخلاص و سورۀ كافرون، شعار جاودانۀ توحید و فراخوان نبرد بی امان موحدان با مشركان است و ازاینرو، پیامبر اكرم(ص) قرائت این دو سوره را در ركعتهای اول و دوم بهویژه در برخی نمازها مانند نافلۀ فجر (نك : قطب، ٦/ ٤٠٠٥) مؤكداً توصیه فرموده است (ابن حجر، ٣/ ٣٩٩؛ سیوطی، همانجا). روایات دیگری كه از ناحیۀ اهل بیت(ع) رسیده است، نیز ضمن آنكه بر قرائت این دو سوره و نیز سورۀ قدر سخت تأكید دارند، بهرغم مختصرشدن نماز، فضیلت آن را در قرائت همین سورهها میدانند (كلینی، ٣/ ٣١٦؛ فیض، ترجمة...، ١١٠-١١٢؛ بحرانی، ٤/ ٥٢٠). بر پایۀ همین روایات عملاً در آموزش نماز به كودكان و تازه مسلمانان، سورهای كه باید پس از سورۀ حمد قرائت شود، سورۀ اخلاص برگزیده میشود (نك : فیض، همان، ١١٧- ١١٨) و میتوان گفت كه نزد عموم مسلمانان عنوان «سوره» در قرائت نماز، عملاً به سورۀ اخلاص اختصاص پیدا كرده است.
این سوره بهرغم آنكه پس از سورۀ كوثر، كوچكترین سورۀ قرآن كریم است، حاوی همۀ فنون مباحث توحیدی است و بهویژه آیۀ دوم آن: «اَللّهُ الصَّمَد» همواره شایان تعمق و تأمل بوده است (نك : قرطبی، ٢٠/ ٢٤٥؛ فخرالدین رازی، التفسیر، ٣٢/ ١٧٥-١٧٦، شرح...، ٣١٧-٣٢١؛ سیوطی، الاكلیل، ٣٠٢؛ بیضاوی، ٥/ ٢٠٠؛ فیض، الصافی، ٢(١)/ ٨٦٦؛ بحرانی، ٤/ ٥٢٣). امامان اهل بیت(ع) بیش از هر چیز به این نكته توجه میدادهاند كه سورۀ «قُلْ هُوَاللّهُ اَحَد» شعار توحید و اخلاص است (نك : حر عاملی، ٢(٢)/ ٧٨٥) و یكایك آیات آن را مفسر یكدیگر دانستهاند (ابنبابویه، ٩٠-٩١؛ فیض، همان، ٢(١)/ ٨٦٤؛ طباطبایی، ٢٠/ ٣٨٧؛ مغنیه، ٧/ ٦٢٤).
سورۀ اخلاص در ترتیب جاودانۀ قرآن مجید، زوج سورۀ «تَبَّتْ یدا اَبی لَهَبٍ» قرار داده شده است و از نظر معنا و موضوع و تعبیر و مضمون، این دو سوره بازتاب بیان یكدیگرند (سیوطی، تناسق، ١٤٦- ١٤٧؛ جواهر البیان...، ١٤٧).
سورۀ اخلاص از معدود سورههای قرآنی است كه مستقلاً در تفسیر آنها كتب و رسائل و مقالاتی نوشته شده است و نوشته میشود. چنانكه آقابزرگ ١١ اثر را با عنوان تفسیر سورۀ الاخلاص فهرست كرده است (٤/ ٣٣٥-٣٣٦). از مشاهیر علمای اسلام، به ابن سینا اثری با عنوان تفسیر سورۀ التوحید منسوب شده كه بارها به چاپ رسیده است. فخرالدین رازی، ابن تیمیه و میرداماد نیز هر یك اثری با عنوان تفسیر سورۀ الاخلاص دارند كه اثر ابن تیمیه شهرت بیشتری یافته، و بارها به چاپ رسیده است (نك : كالورلی، ١٤-٥)، اما دو اثر دیگر: كتاب فخرالدین رازی (نك : الفهرس...، ٣/ ٦١١) و كتاب میرداماد (نك : مرعشی، ١/ ٤٠٣، ٢٠/ ١٣) همچنان خطی ماندهاند. كالورلی نیز در مقالهای به بررسی مسائل نحوی سورۀ اخلاص پرداخته است (همانجا). همچنین از آنجا كه این سوره به عنوان عصارۀ وحی محمدی در سراسر جهان اسلام شناخته شده، از دیرباز، بهترین موضوع برای هنرنمایی خطاطان، طراحان و نگارگران مسلمان بوده است.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن بابویه، محمد، التوحید، به كوشش هاشم حسینی، تهران، ١٣٨٧ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، به كوشش حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابن كثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٣٨٩ق/ ١٩٧٠م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوعمرو دانی، عثمان، التیسیر فی القراءات السبع، به كوشش اتو پرتسل، استانبول، ١٩٣٠م؛
ابوالفتوح رازی، روح الجِنان و رَوح الجَنان، قم، ١٤٠٤ق؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
اندرابی، احمد، الایضاح فی القراءات، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
بخاری، محمد، صحیح، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، حیدرآباد دكن، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
بیضاوی، عبدالله، انوار التنزیل، بیروت، مؤسسۀ شعبان؛
جواهر البیان فی تناسب سور القرآن، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
حائری، عبدالكریم، كتاب الصلوة، قم، ١٣٦٢ش؛
حر عاملی، محمد، وسائل الشیعة، بیروت، ١٣٩١ق؛
دارمی، عبدالله، سنن، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦٢م؛
زركشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛
زمخشری، محمود، الكشاف، بیروت، دارالمعرفه؛
سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، ١٣٦٣ق؛
همو، الاكلیل، به كوشش سیفالدین عبدالقادر كاتب، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
همو، تناسق الدرر، به كوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
همو، الدر المنثور، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
همو، «لباب النقول»، ضمن تفسیر الجلالین، استانبول، ١٣٤٢ق؛
صنعانی، عبدالرزاق، تفسیر القرآن، به كوشش مصطفى مسلم محمد، ریاض، ١٤١٠ق/ ١٩٨٩م؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، به كوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبایی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
طوسی، محمد، التبیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
فخرالدین رازی، التفسیر الكبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
همو، شرح اسماءالله الحسنی، به كوشش طه عبدالرئوف سعد، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
الفهرس الشامل للتراث العربی الاسلامی المخطوط، عمان، ١٩٨٧م؛
فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به كوشش محمدعلی نجار، قاهره، ١٣٨٣ق؛
فیض كاشانی، محمد، ترجمۀ الصلوة، به كوشش محمدعلی صفیر، تهران، ١٣٤٠ش؛
همو، الصافی، به كوشش حسن حسینی لواسانی نجفی، تهران، ١٣٥٦ش؛
فیومی، احمد، المصباح المنیر، قم، ١٤٠٥ق؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، ١٩٦٧م؛
قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
كلینی، محمد، الفروع من الكافی، به كوشش علیاكبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ق؛
مالك بن انس، الموطأ، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
محیسن، محمد، الارشادات الجلیة، قاهره، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛
مرعشی، خطی؛
مغنیه، محمدجواد، التفسیر الكاشف، بیروت، ١٩٨١م؛
واحدی، علی، اسباب النزول، به كوشش سید جمیلی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
نیز:
Calverley, E. E., «The Grammar of Sūratu 'l-Ikhlāṣ», SI, ١٩٥٧, vol. VIII;
Zwemer, S. M., «Sūrat al-Ikhlāṣ», The Moslem World, ١٩٦٨, vol. XXVI.
محمدعلی لسانی فشاركی