دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٧ - اخباریان
اخباریان
نویسنده (ها) :
احسان قیصری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَخْباریان، در فقه متأخر امامی گروهی كه به پیروی از اخبار و احادیث اعتقاد دارند و روشهای اجتهادی و اصول فقه را نمیپسندند. در مقابل آنان فقیهان هوادار اجتهاد قرار میگیرند كه با عنوان «اصولی» شناخته میشوند. بدون لحاظ عنوانهای «اخباری» و «اصولی» تقابلِ این دو گونه نگرش به فقه امامی در سدههای نخستین اسلامی ریشه دارد. در مطالعۀ جناح بندیهای مكاتب فقهی امامیه در ٣ قرن آغازین میتوان جناحهایی را باز شناخت كه در برابر پیروان متونِ روایت به گونههایی از اجتهاد و استنباط دست مییازیدهاند.
سدۀ ٤ ق/ ١٠م را میتوان اوج قدرت مكتب حدیث گرای قم محسوب داشت، به گونهای كه فقیهان اهل استنباط چون ابن ابی عقیل عمانی و ابن جنید اسكافی در اقلیت قرار میگرفتند. از برجستگان فقیهان حدیث گرا در این دوره، میتوان كسانی همچون محمد بن یعقوب كلینی (د ٣٢٨ یا ٣٢٩ق/ ٩٤٠ یا ٩٤١م)، علی ابن بابویۀ قمی (د ٣٢٨ ق)، ابن قولویه (د ٣٦٨ یا ٣٦٩ق/ ٩٧٩م) و محمد ابن بابویۀ قمی (د ٣٨١ق/ ٩٩١م) را بر شمرد كه در تألیف كهنترین مجموعههای فقهیحدیثی نقش عمدهای ایفا نمودهاند (نك : ه د، اجتهاد؛ نیز مدرسی طباطبایی، ٣٤ به بعد). از سوی دیگر با ظهور شیخ مفید (د ٤١٣ق/ ١٠٢٢م) و در پی او سیدمرتضی (د ٤٣٦ق/ ١٠٤٤م) و شیخ طوسی (د ٤٦٠ق/ ١٠٦٨م) و تألیف نخستین آثار در اصول فقه امامیه، حركتی نوین در فقه امامی رخ داد كه تا قرنها گرایش فقها به استنباط را بر حدیثگرایی برتری داد. به هر روی تقابل این دو گرایش در جای جای آثار عالمان یاد شده، به چشم میخورد. در اوائل المقالات شیخ مفید از فقیهان اهل استنباط با تعبیر مطلق «فقها» و از حدیثگرایان با تعبیرهای «اهل النقل»، «اصحاب الآثار» و تعبیرهای مشابه بارها یاد شده است (نك : ص ١٩، ٢٣، جم ). در رسالهای از سیدمرتضى، تعبیر فقیهانِ «اصحاب حدیث» در مقابل فقیهانی به كار رفته است كه روش اصولی داشته، و مورد حمایت مؤلف بودهاند (ص ١٨).
كاربرد اصطلاح اخباری برای پیروان متون روایات و اخبار، نخستینبار در نیمۀ نخست سدۀ ٦ق/ ١٢م در ملل و نحل شهرستانی به چشم میآید (١/ ١٤٧) و به دنبال آن در كتاب نقض عبدالجلیل قزوینی رازی، عالم امامی سدۀ ٦ق دو اصطلاح اخباری و اصولی در برابر یكدیگر قرار گرفتهاند (ص ٢٥٦، ٣٠٠-٣٠١). مكتب فقیهان اهل حدیث كه در اواخر سدۀ ٤ و نیمۀ نخست سدۀ ٥ق با كوشش فقیهان اصولگرا ضعیف گردید، وجود محدود خود را در مجامع فقهی امامیه حفظ نمود، تا آنكه در اوایل سدۀ ١١ق/ ١٧م بار دیگر به وسیلۀ محمد امین استرابادی (د ١٠٣٣ یا ١٠٣٦ق/ ١٦٢٤ یا ١٦٢٧م) در قالبی نو مطرح شد (نك : مدرسی طباطبایی، ٥٧) كه لبۀ تیز حملات خود را متوجه پیروان گرایش غالب در فقه امامی، یعنی جناح اصول گرایان ساخت. باید به این نكته نیز اشاره كرد كه برخی معتقدند ابن ابی جمهور احسایی (زنده در ٩٠٤ق/ ١٤٩٩م) از جمله كسانی بود كه راه را بر اخباریان هموار گردانید. او در رسالهای با عنوان العمل باخبار اصحابنا، به اقامۀ ادلهای در این زمینه پرداخته بوده است (نك : حر عاملی، امل...، ٢/ ٢٥٣؛ خوانساری، ٧/ ٣٣).
با عنایت به پیشینۀ تاریخی اخباریگری، در واقع رواج و اطلاق عنوان اخباری بر گروهی خاص و با معنی و اصطلاح مشخص امروزی آن از سدۀ ١١ق و با ظهور پیشوای حركت نوین اخباری، یعنی محمد امین استرابادی كه برخی او را با صفت «اخباری صلب» وصف كردهاند (بحرانی، ١١٧)، آغاز شده است. دربارۀ وی به عنوان مؤسس مكتب اخباری در میان شیعیان متأخر گفتهاند: او نخستین كسی بوده است كه باب طعن بر مجتهدان را گشود و امامیه را به دو بخش اخباریان و مجتهدان (= اصولیان) منقسم گردانید (كشمیری، ٤١؛ تنكابنی، ٣٢١؛ بحرانی، همانجا).
استرابادی نخست در سلك مجتهدان بود و از صاحب مدارك و صاحب معالم اجازه أخذ كرد و مدتی خود از طریقۀ ایشان تبعیت میكرد، اما دیری نگذشت كه از روش استادانش روی برتافت و بر ضد گروه مجتهدان برخاست (نك : استرابادی، ٢؛ نیز خوانساری، ١/ ١٢٠). برخی چنان میپندارند كه كلیۀ گامهایی كه او برداشت، نتیجۀ تأثیر افكار استادش میرزا محمد استرابادی بر وی بوده است (همانجا؛ نیز نك : استرابادی، ١١، جم).
محمد امین تعالیم خود را در كتابی با عنوان الفوائد المدنیه تدوین كرده كه در میان آثار او، اثری شاخص است و از مهمترین منابع در باب نظرات او و بهطوركلی اخباریان محسوب میگردد.
علاوه بر محمد امین استرابادی، از پیروان تندرو و متعصب مكتب اخباری در سدۀ ١١ق باید از عبدالله بن صالح بن جمعۀ سماهیجی بحرانی صاحب منیةالممارسین، نام برد كه به كثرت طعن بر مجتهدان شهره بود (خوانساری، ٤/ ٢٤٧؛ تنكابنی، ٣١٠). شیخ یوسف بحرانی او را از اخباریان شمرده، و افزوده است كه وی به اهل اجتهاد بسیار ناسزا میگفت، درحالیكه پدرش ملا صالح اهل اجتهاد بود (ص ٩٨).
از دیگر رهبران تندرو اخباریان، ابو احمد جمالالدین محمد بن عبدالنبی، محدث نیشابوری استرابادی (مق ١٢٣٢ق/ ١٨١٧م)، معروف به میرزا محمد اخباری بود كه از مجتهدان نامدار اصولی مانند میرزا ابوالقاسم قمی، شیخجعفر نجفی كاشف الغطاء، میرسیدعلی طباطبایی، سیدمحمدباقر حجتالاسلاماصفهانی و محمدابراهیم كلباسی به زشتی یاد میكرد و با آنان دشمنی آشكار داشت (خوانساری، ٧/ ١٢٧ به بعد؛ نفیسی، ٢٥٠).
میرزا محمد هرگز از ابراز مخالفت آشكار با علمای اصول، چه در گفتار و چه در نوشتار، خودداری نمیكرد و همین امر سبب شد تا حكم قتلاوتوسط علماومجتهدانبنامآن زمان ازجمله سیدمحمد مجاهد، پسر میرسیدعلیطباطبایی و شیخموسی، پسر شیخجعفر كاشفالغطاء و سید عبدالله شبر و نیز شیخاسدالله كاظمینی امضا گردد (نك : هد، اخباری).
در میان كسانی كه شیوۀ محمد امین استرابادی را پسندیدند و به اخباریگری گرایش پیدا كردند، فقیهان بزرگی را میتوان یافت كه در عین اعتقاد داشتن به مكتب اخباری، دارای اعتدال و میانهروی بودند و از شدت لحن و ستیزه جویی اخباریان تندرو پرهیز میكردند كه از آن جمله شیخ یوسف بحرانی (د ١١٨٦ق/ ١٧٧٢م) شایستۀ ذكر است. او كه به سبب تألیف كتاب الحدائق الناضره به «صاحب حدائق» شهرت دارد، به اتفاق منابع گرچه ظاهراً اخباری بود، اما تعصب و تندروی نداشت و شیوۀ فقهی او روشی میانه بین اخباریان و اصولیان بود (كشمیری، ٢٧٩؛ تنكابنی، ٢٧١؛ مدرس، ٣/ ٣٦٠). بحرانی خود مدعی بود كه در شیوۀ فقهی بر مسلك محمدتقی مجلسی است كه حد وسط میان اخباریگری و اصولیگری است (نك : كشمیری، ٢٨٣). در این میان وحید بهبهانی از مخالفت با شیخ یوسف بحرانی پرهیز نداشت و مردم را از خواندن نماز جماعت با او نهی میكرد؛ درحالیكه صاحب حدائق حكم كرد كه نماز خواندن به امامت وحید بهبهانی صحیح است. چون شیخ یوسف را خبر دادند كه وحید دربارۀ وی چنین میگوید، اظهار داشت كه «تكلیف شرعی وی همان است كه او میگوید و تكلیف شرعی من نیز این است كه بیان داشتم و هریك از ما بر آنچه خداوند بر آن مكلفمان ساخته است، عمل میكنیم» (نك : مامقانی، ٢/ ٨٥).
از علمای اصولی نجف اشرف و سایر شهرهای عراق در زمان شیخ یوسف بحرانی، به سبب نفوذ اخباریان، كمتر نامی برده میشد. از دیگر سو اخباریان هم به قدری تندروی كرده بودند كه پیشوای آنان، شیخ یوسف بحرانی هرجا كه مناسب میدید، آنان را از ادامۀ این روش ناپسند كه موجب بروز شكاف میان شیعیان و نزاع میان علمای اصولی و اخباری میشد، برحذر میداشت.
از دیگر اخباریان میانهرو، سید نعمت الله جزایری شوشتری (د ١١١٢ق/ ١٧٠٠م) است كه گفته شده، با اینكه اخباری بوده، در تأیید و نصرت مجتهدان و هواداران ایشان و ارج نهادن به اقوال آنان اهتمام تمام داشته است (مدرس، ٣/ ١١٣).
گفتنی است كه برخی، ملامحسن فیض كاشانی (د ١٠٩١ق/ ١٦٨٠م) را نیز در عداد اخباریان نام بردهاند (مثلاً: خوانساری، ٦/ ٨٥). فیض كاشانی خود گوید: مقلد قرآن و حدیثم و نسبت به غیر از قرآن و حدیث بیگانهام (ص ١٩٦). شاید بتوان این سخنان فیض را نمایانگر تمایل او به اخباریگری دانست. او همچنین معتقد بوده است كه عقول مردمِ عادی ناقص و غیر قابل اعتماد و فاقد حجیت است (فیض كاشانی، ١٦٩-١٧٠).
محمدتقی مجلسی (د ١٠٧٠ق/ ١٦٦٠م) نیز از پیروان میانهرو و متعادل مكتب اخباری بوده، و چنانكه گفته شده، آموزشهای محمدامین استرابادی را صریحاً تأیید میكرده است (EI٢, S, ٥٧).
از دیگر اخباریان میانهرو اینان را میتوان ذكر كرد: ملا خلیل بن غازی قزوینی (د ١٠٨٩ق/ ١٦٧٨م) كه از معاصران شیخ حر عاملی، محمدباقر مجلسی و ملامحسن فیض كاشانی و از شاگردان شیخ بهایی و میرداماد بود و با اجتهاد كاملاً مخالفت میورزید و آن را انكار میكرد (خوانساری، ٣/ ٢٧٠؛ تنكابنی، ٢٦٣)؛ محمد طاهر قمی (د ١٠٩٨ق/ ١٦٨٧م) (مدرس، ٤/ ٤٨٩)؛ شیخ حرعاملی (د ١١٠٤ق/ ١٦٩٣م) كه در خاتمۀ كتاب معروفش وسائل الشیعه به اخباری بودن خود اشاره كرده، و ادلهای در این زمینه اقامه نموده است (٢٠/ ١٠٥-١١٢).
مبارزۀ اصولیان و اخباریان كه از سدۀ ١١ق آغاز گردید و با تندرویهای اخباریان ادامه یافت، در نهایت از سوی مجتهدان و در رأس ایشان آقا وحید بهبهانی (د ١٢٠٥ق/ ١٧٩١م) به مبارزهای جدی و منسجم برضداخباریگری تبدیل شد (صالحی، ١/ ٢٥؛ مدرسی طباطبایی، ٦٠). در زمان وحید بهبهانی، شهرهای عراق بهویژه كربلا و نجف، پایگاه اخباریان بود و ریاست ایشان را در آن زمان شیخ یوسف بحرانی برعهده داشت. در همان حال طرفداران اصول و اجتهاد شدیداً در انزوا قرار گرفته بودند، تا اینكه وحید به كربلا مهاجرت كرد (خوانساری، ٢/ ٩٤،٩٥) و به مبارزهای جدی و شدید بر ضداخباریگری پرداخت. او در كنار بحثها و استدلالهای علمی خود در رد اخباریگری و اثبات طریقۀ اجتهاد و ضرورت به كارگیری اصول در استنباط احكام شرعی، از برخوردهای عملی نیز در راه مبارزه با اخباریگری رویگردان نبود، و چنانكه گفته شد، نمازگزاردن به امامت شیخ یوسف بحرانی پیشوای اخباریان را تحریم كرد (نك : مامقانی، همانجا).
در پی اقدامات وحید بهبهانی و دیگر فقیهان اصولی برجستۀ آن زمان، اصولیان از انزوا به درآمدند و در برابر اخباریان به قدرت رسیدند. از جمله كتب وحید كه در رد اخباریان و دفاع از مجتهدان به رشتۀ تحریر در آمده، رسالةالاجتهاد و الاخبار است. وحید بهبهانی را به سبب مبارزۀ نظری و عملی شدید و طولانیش با اخباریان، مروج مذهب و ركن طایفۀ شیعه و پایۀ استوار شریعت در سدۀ ١٣ ق و نیز مجدد مذهب و مروج طریقۀ اجتهاد دانستهاند (نك : خوانساری، ٢/ ٩٤).
پس از وحید بهبهانی، شیخ مرتضی انصاری (د ١٢٨١ق/ ١٨٦٤م) را باید بنیان گذار علم اصول فقه دانست. از او نقل شده كه گفته است اگر امیناسترابادی زنده بود، این اصول را میپذیرفت (اعتمادالسلطنه، ١٣٧؛ مدرس، ١/ ١٩١-١٩٢؛ مدرسی طباطبایی، ٦١).
از دیگر مبارزان بر ضد اخباریان، شیخ جعفر نجفی كاشف الغطاء (د ١٢٢٧ یا ١٢٢٨ق/ ١٨١٢ یا ١٨١٣م) است كه از مخالفان میرزا محمد اخباری بود و در همین راستا رسالهای با عنوان كشف الغطاء عن معائب میرزا محمد عدو العلماء تألیف كرد. او این رساله را برای فتحعلی شاه قاجار فرستاد تا از حمایت میرزا محمد دست بردارد (خوانساری، ٢/ ٢٠٢؛ نیز ه د، اخباری).
رواج اخباریگری در سدههای ١١ تا ١٣ق بیشتر در شهرهای مذهبی ایران و عراق و نیز در بحرین و هندوستان بوده است (حائری، ٨٦). از جمله شهرهایی كه در ایران پایگاه مهمی برای پیروان این مكتب به شمار میرفت، قزوین بود، زیرا در عصر رواج اخباریگری بیشتر بخش غربی این شهر، جایگاه اخباریان بود كه از شاگردان و مریدان ملاخلیل قزوینی (د ١٠٨٩ق) به شمار میآمدند (صالحی، ١/ ٢٦)، اما پس از مبارزات اصولیان با اخباریان و ضعف روزافزون اخباریگری، دامنۀ نفوذ این مكتب نیز بسیار محدود گردید. امروزه تنها جایی كه آثار اخباریگری به شكل آشكار در آنجا دیده میشود، برخی از مناطق خوزستان (به ویژه خرمشهر و آبادان) است.
سید نعمت الله جزایری در منبع الحیاة و ملارضی قزوینی در لسان الخواص اختلافات عمده میان اخباریان و اصولیان را ذكر كردهاند. همچنین عبدالله بن صالح سماهیجی بحرانی در منیة الممارسین ٤٠ فرق میان اخباریان و اصولیان را بر شمرده است. شیخ جعفر كاشف الغطاء نیز در الحق المبین فرقهای میان اخباریان و اصولیان را مورد بررسی قرار داده، و نیز میرزا محمد اخباری در كتاب الطهر الفاصل به ٥٩ فرق اشاره كرده است. سیدمحمد دزفولی در فاروق الحق اختلافات را به ٨٦ رسانیده است و حر عاملی نیز در فائدة ٩٢ از الفوائد الطوسیه، به ذكر اختلافات این دو گروه پرداخته است.
اینك به برخی از عمدهترین این اختلافات اشاره میشود: اخباریان اجتهاد را حرام میدانند، اما اصولیان آن را واجب كفایی و حتی برخی از آنان واجب عینی میدانند، چنانكه ملامحمدامین استرابادی در كتاب الفوائدالمدنیه منكر اجتهاد شده، و گفته است كه روش علمای پیشین اجتهادی نبوده است (ص ٤٠)؛ اخباریان ادله را به كتاب و سنت منحصر میدانند و بر خلاف اصولیان، اجماع و عقل را حجت نمیشمارند؛ اخباریان تحصیل احكام از طریق «ظن» را منع كرده، برخلاف مجتهدان جز «علم» را حجت نمیدانند؛ احادیث نزد اخباریان بر دو نوع صحیح و ضعیف است، اما در آثار مجتهدان اخبار بر ٤ نوع صحیح، موثق، حسن و ضعیف تقسیم میشود؛ اصولیان مردم را به دو گروه مجتهد و مقلد تقسیم میكنند، اما اخباریان همۀ مردم را مقلد معصوم میشمارند و تقلید از غیرمعصوم را مجاز نمیدانند؛ اصولیان ظاهر قرآن را حجت میدانند و آن را بر ظاهر خبر ترجیح میدهند، اما اخباریان تمسك به ظاهر كتاب را تنها در صورت وجود تفسیری از معصوم مجاز میشمارند؛ اخباریان كلیۀ اخبار كتب اربعه را صحیح و قطعی الصدور میدانند، اما اصولیان همۀ این احادیث را صحیح نمیدانند؛ اخباریان حسنوقبح عقلی را میپذیرند، اما برخلاف اصولیان، احكام مستقل عقلی را حجت شرعی نمیشمارند؛ اصولیان هم در شبهۀ حكمیۀ تحریمیه و هم در شبهۀ حكمیۀ وجوبیه اصالتالبرائه را جاری میدانند، اما اخباریان تنها در مورد دوم با آنان موافقند؛ اخباریان بر خلاف اصولیان در هنگام تعارض اخبار، ترجیح را با تمسك به برائت اصلیه جایز نمیشمارند، چنانكه استرابادی در فوائد المدنیه میگوید: من معتقدم كه تمسك به برائت اصلیه بهطوركلی، تا پیش از اكمال دین صحیح بود، لیكن پس از آنكه دین به سر حد كمال رسید، برای برائت مزبور محلی باقی نماند، زیرا اخبار متواتر از ائمه در هر واقعهای كه مردم نیازمند بدان هستند، رسیده و تا روز قیامت حقایق موضوعات ثابت گردیده و نیز برای هرگونه اختلافی كه دو نفر با هم دارند، حكمی تعیین شده است (ص ١٠٦)؛ اخباریان گونههایی از قیاس چون قیاس اولویت، قیاس منصوصالعله و نیز تنقیح مناط را كه اصولیانآنها را معتبر میشمارند، در شمار قیاسهای نهیشده دراحادیث شمردهاند و آن را باطل میانگارند (دزفولی، ٣ به بعد؛ خوانساری، ١/ ١٢٧-١٣٠؛ نیز نك : امین، ٣/ ٢٢٣).
دربارۀ ارتباط مسلك شیخیان با اخباریان نظرات گوناگونی وجود دارد. گرچه بزرگان شیخیه خود منكر هرگونه ارتباط با اخباریان هستند، اما مخالفان ایشان قائل به نوعی ارتباط ریشهای میان شیخیه و اخباریهاند و معتقدند كه پیدایی مسلك شیخیه متأثر از اندیشۀ اخباریگری بوده است (رازی، ١/ ١٦٨). همچنین برخی معتقدند كه شیخیان نه كاملاً پیرو اصولیان بودهاند و نه كاملاً پیرو اخباریان، بلكه مسلك آنان راهی میان اصولی و اخباری بوده است (نك : ه د، شیخیه).
این نكته قابل ذكر است كه در حوالی نیمۀ دوم سدۀ ٢٠ م تحقیقات دربارۀ اخباریان بسیار فزونی یافت. اخباریان و در كنار آن اصولیه مورد توجه پژوهشگران اروپایی قرار گرفتند. در ١٩٥٨م اسكارچا در مقالهای با عنوان «دربارۀ مباحثات میان اخباریان و اصولیانِ امامیۀ ایران» به تفصیل آراء و نظرات آنان را نقد و بررسی كرد و به بیان برخی اختلافات میان ایشان پرداخت. پس از وی مادلونگ در ١٩٨٠م طی مقالهای در ذیلِ «دائرةالمعارف اسلام» ضمن تحقیق، به شناساندن این فرقه پرداخت (نك : EI٢, S). كولبرگ نیز در ١٩٨٥م مقالهای با عنوان «اخباریان» تألیف كرد ( ایرانیكا).
مآخذ
استرابادی، محمدامین، الفوائد المدنیة، چ سنگی؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به كوشش محسن امین، بیروت، ١٤٠٣ق؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، چ سنگی، كتابخانۀ سنائی؛
بحرانی، یوسف، لؤلؤةالبحرین، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، قم، مؤسسۀ آل البیت؛
تنكابنی، محمد، قصص العلماء، تهران، ١٣٦٩ق؛
حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت ایران، تهران، ١٣٦٠ش؛
حر عاملی، محمد، امل الآمل، به كوشش احمد حسینی، نجف، ١٣٨٥ق؛
همو، وسائل الشیعة، بیروت، ١٣٨٩ق؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، ١٣٩١ق؛
دزفولی، فرجالله، «فاروق الحق»، در حاشیۀ حق المبین؛
رازی، محمد، آثار الحجة، قم، ١٣٣٢ق؛
سیدمرتضی، علی، «رسالۀ فی الرد علی اصحاب العدد»، رسائل الشریف المرتضی، قم، ١٤٠٥ق، ج ٢؛
شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به كوشش محمد بن فتحالله بدرانی، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٦م؛
صالحی، عبدالحسین، مقدمه بر غنیمة المعاد فی شرح الارشاد (موسوعة) برغانی، تهران، مطبعۀ احمدی؛
فیض كاشانی، محسن، ده رساله، به كوشش رسول جعفریان، اصفهان، ١٣٧١ش؛
قزوینی رازی، عبدالجلیل، نقض، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣١ق؛
كشمیری، محمدعلی، نجوم السماء، چاپخانۀ جعفری، ١٣٠٣ق؛
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، نجف، ١٣٥٠ق؛
مدرس، محمدعلی، ریحانةالادب، تبریز، ١٣٤٦ق؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمدآصف فكرت، مشهد، ١٣٦٨ش؛
مفید، محمد، اوائل المقالات، قم، ١٤١٣ق؛
نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورۀ معاصر، تهران، ١٣٣٥ش؛
نیز:
EI٢, S;
Iranica.
احسان قیصری