دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٨ - بحیری
بحیری
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَحیری، عنوان مشترکی برای اعضای خاندانی محدث که از سدۀ ٤تا٦ق/ ١٠ تا١٢م در نیشابور میزیستند و غالباً «مزکَی» بودهاند. وجود نام بَحیر در سلسلۀ نسب این خاندان، به صورت بحیربن نوح بن حسین – نیای خاندان که چندان نکتهای دربارۀ او دانسته نیست ـ سبب نامبرداری ایشان به بحیری شده است. اگرچه نام بحیریها کمتر در طبقات شافعیان آمده است، اما براساس جمعِ اطلاعات، ایشان شافعی بودهاند. افراد این خاندان که نامشان در بیشتر سلسلهسندهای روایی در اسانید نیشابور، به عنوان حلقهای مهم دیده میشود، اغلب به عنوان «اهل عدل» در حدیث شناخته شدهاند. به همین سبب، از زمان ابوعمرو محمدبن احمد (د ٣٩٦ق/ ١٠٠٦م)، ایشان را به عنوان «مزکی» میشناختند واین امر تنها در علم رجال، بلکه در امر قضا نیز در تزکیۀ شاهد، خود نموده است. دریک دیدگاه کلی در امر قضا، موضوع تزکیه نزد خاندان بحیری، نقش بسزایی داشته استو خاندان بحیری، بهویژه در علم رجال بسیار توانا بودند و در مباحث مربوط به جرح و تعدیل و نیز بررسی اسانید روایات جایگاه مهمی داشتند.
در بررسی احوال این خاندان، ابوالحسین احمدبن محمدبن جعفر (د ٣٧٥ق/ ٩٨٥م) به عنوان آغازگر سلسلۀ بحیری، دارای اهمیت است. وی که نزد کسانی چون ابن خزیمه و ابوالعباس سراج حدیث شنید. با سماع نزد طبقات پیشین، به علو اسانید خود همت گماشت و با سفر به عراق و استماع از کسانی چون ابوالقاسم بغوی و ابوبکر باغندی، اسانید عراقی را رهآورد خود ساخت. وی در عراق و نیشابور، مجالس املا تشکیل داد و کسانی چون حاکم نیشابوری و ابوطیبطبری نزد او به استماع و استملا پرداختند (ابنماکولا، ١/ ٤٦٥؛ سمعانی،؛ الانساب، ١/ ٢٩١) و ذهبی چنانکه خود میگوید، جزئی از عواملی او را در اختیار داشته است (سیر...، ١٦/ ٣٦٦). فرزند او ابوعمرو محمد (نخستین مزکی از این خاندان، ﻧﻜ : بولیه، ١٩٣-١٩٢)، از حفَاظ بوده، و سیوطی نام او را در طبقات الحفاظ آورده است (ﻧﻜ : ص ٤٢٠؛ نیز ابن نقطه، تکلمة...، ١/ ٢٣٢). ابوعمرو طی سفرهای متعدد، به استماع از بزرگانی چون ابوبکر قطیعی پرداخت و اربعینی با اسانید عالی ترتیب داد که در اختیار ذهبی (تذکرة...، ٣/ ١٠٨٢-١٠٨٣)بوده است (نیز ﻧﻜ : سهمی، ٦٤١). جالب آنکه در شمار روایان او کسی چون حاکم نیشابوری ـ باتوجه به کبر سن نسبت به وی ـ دیده میشود (ابنماکولا، همانجا؛ ذهبی، تاریخ...، ٣٣٦؛ تذکرة، ٣/ ١٠٨٣).
شاخۀ مهم خاندان بحیری را اخلاف ابوعمرو محمد تشکیل میدهند. فرزندان وی، سعید، عبدالرحمان و عمرو، و فرزندان ایشان همچون ابوسعید اسماعیل بن عمرو، ابوالحسن عبدلله و ابومحمد عبدالحمید فرزندان عبدالرحمان، و نیز عبدالرحمان بن عبدالله و علی بن محمدبن عبدالحمید و بسیاری دیگر از اعضای این خاندان (ﻧﻜ : بولیه، ١٩٩-١٩٨).غالباً از زرگان دیار خود و دیگر بلاد علم آموخته، و به بسیاری کسان آموزش دادهاند (مثلاً ﻧﻜ : صریفینی، ١٩٧-١٩٨، ٣٦٤؛ ابن نقطه، تکلمة، ١/ ١٤٦، ٣٧١، ٣٧٣، التقیید، ٢/ ٢٣١؛ سمعانی، التحبیر، ١/ ٣٩٤؛ ذهبی، سیر، ١٨/ ١٠٣). در سخنان منقول از ایشان تأکید بر پیروزی از سنت و جماعت و دوری از افتراق به چشم میآید (ﻧﻜ : ابننقطه، همان، ٢/ ١٩-٢٠؛ ذهبی، همان، ١٨/ ٣٤٣).
بحیریها غالباً با سفرهای بسیار سعی در دیدار مشایخ مختلف در ارتقای اسانید حدیثی خود داشتند. ترتیب دادن مجالس درس و املا، روایت آثار بزرگان همچون مسند ابوعوانه (ﻧﻜ : ابن نقطه، التقیید، ٢/ ١٤٦؛ برای روایت اثری دیگر، ﻧﻜ : ابن ناصرالدین، ١/ ٣٦١)، دادن اجازۀ روایت به راویان از سوی بسیاری از ایشان (مثلاً ﻧﻜ : ذهبی، سیر، ٢٠/ ١٥٧) و مخصوصاً اشتغال به امر تزکیه ـ که ظاهراً اصلیترین دلیل اشتهار ایشان بوده است ـ این خاندان را در زمان خود، به قطبی حدیثی و قضایی بدل کرده بود. در میان ایشان تنها ابوسعید اسماعیل بن عمرو (د ٥٠١ق/ ١١٠٨م) است که منابع به تدریس فقه او اشاره کردهاند (ﻧﻜ : صریفینی، ١٩٧) و کسانی هم مانند ابوعثمان سعید بن محمد (د ٤٥١ق/ ١٠٥٩م) به تصوف گراییده، با اعضای خاندان قشیری بسیار در ارتباط بودهاند (مثلاً ﻧﻜ : حاکم، ٤٧٥؛ نیز ﻧﻜ : صریفینی، ٣٦٤)؛ ابوعثمان سعید همچنین در دربار غزنوی دارای جایگاه بود و در جنگ هند و روم، سلطان محمود را همراهی کرد (ذهبی، سیر، ١٨/ ١٠٣-١٠٤). از نیمۀ سدۀ ٦ق به بعد، از اعضای جدید این خاندان، کمتر در منابع یاد شده است.
مآخذ
ابنماکولا، علی، الاکمال، حیدرآباد دکن، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
ابن ناصرالدین، محمد، توضیحالمشتبه، به کوشش محمدنعیم عرقسویی، بیروت، مؤسسةالرسالة؛
ابننقطه، محمد، التقیید، به کوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دکن، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
همو، تکلمة الاکمال، به کوشش عبدالقیوم عیدرب النبی، مکه، ١٤١٠ق؛
حاکم نیشابوری؛
محمد، تاریخ نیشابور، به کوشش ریچارد فرای، لندن، ١٩٦٥م؛
ذهبی، محمد، تاریخالاسلام، حوادث سالهای ٣٨١-٤٠٠ق، به کوشش عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی؛
همو، تذکرةالحفاظ، حیدرآباددکن، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
همو، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
همو، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد؛
١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، حیدرآباد دکن، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
سیوطی، طبقات الحافظ، یبروت، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
صریفینی، ابراهیم، تاریخ نیسابور (منتخب السیاق عبدالغافر فارسی)، به کوشش محمدکاظم محمودی، قم، ١٣٦٢ش؛
نیز:
Bulliet, R. W., The Patricains of Nishapur, Massachusetts, ١٩٧٢.
فرامرز حاجمنوچهری