دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٩١ - بافضل
بافضل
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بافَضل، عنوان خاندانی ازتَریمِ حضرموت که شماری از آنان به دانش فقه و اصول، حدیث و تصوف شهرت داشتند و به خصوص در سدههای ٩-١١ق/ ١٥-١٧م از نفوذ اجتماعی قابل ملاحظهای برخوردار بودند. نیای خاندان، ابوالفضل محمد بن عبدالکریم فقیه شافعی است که در تریم میزیست و نسب او به شاخۀ سَعد العشیره از قبیله مَذحِج، یا به قولی به بنی هلال بازمیگشت (محبی، ٢/ ١١٤).
خاندان بافضل به تدریج در نقاط مختلفی از یمن پراکنده گشتند و افرادی از این خاندان افزون بر تریم، در بندر شِحر و عدن ساکن شدند. شاخۀ این خاندان در شحر به خاندان بَلْحاج شهرتن داشتو مهمترین افراد خاندان بافضل اینانند:
١. ابوعبدالله جمالالدین محمدبن احمدبن علی
حضرمی تریمی عدنی (شعبان ٨٤٠-١٥ شوال ٩٠٣/ فوریۀ ١٤٣٧-٦ ژوئن ١٤٩٨)، اصولی و فقیه شافعی. وی در تزیم به دنیا آمد و در جست و جوی علم به عدن رفت؛ در همانجا اقامت گزید و به تحصیل مقدمات دانش روی آورد. پس در عد از قاضی محمد باحَمیش فقه آموخت و نزد قاضی محمد باشکیل حدیث خواند، و از دیگر شیوخ در ادب عربی و علوم اسلامی نیز بهره گرفت. وی به زودی خود در جایگاه تدریس و اقتا قرار گرفت و شاگردانی از مکتب او برآمدند (سخاوی، ٧/ ١٤؛ عیدروس، ٢٤). در منابع او را عالمی دوستدار مردم وصف کردهاند که در رفع نیازهای آنان بسیار کوشا بود و نزد سلاطین و امرا، به ویژه عامر بن عبدالوهاب سلطان طاهری یمن چنان احترامی داشت که شفاعت او رد نمیشد. سراجالدین عمر بن عبدالرحمان قصیدهای در ستایش او سروده است. او در عدن درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد (همو، ٢٤-٢٥).
جمالالدین شعر نیز میسرود و در رشتههای علوم اسلامی آثاری داشت که از آن جمله است: کشف الحجاب و لب اللباب و المحاضر و السجلات الشرعیه که در کتابخانۀ جامع کبیر صنعا از هریک نسخهای موجود است (صنعا، ٣/ ١١٤٨، ١١٦٥). همچنین باید از اثر وی با عنوان العدة و السلاح فی احکام النکاح یاد کرد که عبدالله بن عمر بافضل ازهمین خاندان آن را با عنوان مشکاة المصباح شرح کرده، و نسخهای از آن بر جای مانده است (ﻧﮑ: طلس، ٩١؛ برای آثار یافت نشدۀ او، ﻧﮑ: عیدروس، ٢٧؛ ابنعماد، ٨/ ٢٠؛ نیز ﻧﮑ: بغدادی، هدیه، ٢/ ٢٢٢).
٢. عبدالله بن عبدالرحمان بن ابی ابکر
(٨٥٠-٥ رمضان ٩١٨ق/ ١٤٤٦-١٤ نوامبر ١٥١٢م)، فقیه شافعی. او در تریم به دنیا آمد (زرکلی، ٤/ ٩٦) و به طلب علم به شحر و سپس به عدن و جاهای دیگر سفر کرد و سرانجام، در شحر سکنێ گزید. او از محمد بن احمد بافضل و به ویژه عبدالله بن احم دبامخرمه بهرۀ علمی برد؛ همچنین از قاضیالقضات برهان الدین ابن ظهیر و ابوالفتح مراغی و جز ایشان کسب علم کرد. وی افزون بر منزلت علمی، از جایگاه اجتماعی والایی نیز برخوردار بود؛ در رفع نیازهای مردم بسیار فعال، و نز سلاطین حصرموت و قبایل آن دارای احترام فراوان بود. وی روزگارش را به تدریس و مطالعه و عبادت میگذارند و ریست فقهی آن سامان به او رسید و عالماتی مانند عبدالله بن محمد باقیشر از او کسب علم کردند (عیدروس، ٩٢-٩٣). وی در شحر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد و آرامگاه وی که بنایی بر آن ساخته شد، زیارتگاه گشت (همانجا).
مشهورترین اثر او المقدمة الحضرمیه در فقه شامعی است که بارها از جمله در دمشق (١٩٩٢م) به چاپ رسیده است. بر این کتاب ابنحجر هیتمی شرحی نوشته که در بیروت دمشق (١٩٧٥م) انتشار یافته، و محمدبن سلیمان کردی مدنی نیز بر شرح ابن حجر حاشیه زده است (بغدادی، ایضاح، ٢/ ٥٤٣). از دیگر آثار او حلیة البروة و شعار الخیره در اذکار حج و عمره است که نسخۀ خطی آن در دارالکتاب مصر موجود است (ﻧﮑ: GAL,S, II/ ٥٥٥؛ برای آثار یافت نشدۀ او، ﻧﮑ: عیدروس، ٩٣؛ ابنغزی، ٢/ ١٧٠).
٣. شهابالدین احمد بن عبدالله بن عبدالرحمان
(شوال٨٧٧-٩٢٩/ مارس ١٤٧٣-١٥٢٣)، فقیه شافعی. ظاهراً در شجر به دنیا آمد و از پدرش و نیز محمدبن احمد بافضل فقه آموخت و از قاضیالقضات یوسف بن یونس مقریو قاضی احمد بن عمر و غیر ایشان بهرۀ علمی برد. وی در جامعشحر به جای پدر درس میداد و بعد از فوت پدر جانشین او شد. شهابالدین بارها به حج رفت و در آخرین سفر با محمدبن عراق (ﻫ د) که از بزگران صوفیه بود، آشنا شد. وی زمانی که پرتغالیان به بندر شحر وارد شدند، در جنگ با آنان شهیر، و در جوار مدفن پدرش دفن شد (عیدروس، ١٢٥-١٢٦). از او آثاری با عناوین نکت علی الروض المقری، نکت علی الارشاد و مشکاة الانوار برشمردهاند (همو، ١٢٦؛ ابنعزی، ١/ ٢١٥).
٤. حسین بن عبدالله بن عبدالرحمان
(د ربیعالآخر ٩٧٩/ سپتامبر ١٥٧١)، صوفی و فقیه شامعی. از تاریخ و محل تولد وی اطلاعی در دست نیست. او عافی جامع بین شریعت و حقیقت بود و مقامات و کراماتی از او نقل میشد (عیدروس، ٣٠٨). وی به نوشتههای شاذلیه بسیار مشتاق، و به طریقت ایشان مایل بود، تا جایی که گفته شد: او خود شاذلی زمان است. وی محییالدین ابنعربی را نیز میداشت و به مطالعۀ آثار او میپرداخت. وی در تریم درگذشت و تنها نوشتۀ برجای مانده از او میپرداخت. وی در تریم درگذشت و تنها نوشتۀ برجای مانده از او رسالهای در تصرف با عنوان الفصول الفتحیة و النفثات الروحیه بود (همو، ٣٠٨-٣٠٩) که نسخهای از آن در کتابخانۀ احقاف تریم (ﻧﮑ: فهرست...، ٢٧)، و نسخهای دیگر در کتابخانۀ بانکیپور به شمارۀ ٩٢٩ شناخته شده است (ﻧﮑ: بانکیپور، XIII/ ١٣٥).
گفتنی است که گرایش صوفیانه در فرزندان حسین دوام یافت و در میان آنان کسانی چون زینالدین پسر حسین صوفیانی شاخص بودند (محبی، ٢/ ١٩٠).
از رجال متأخر این خاندان، محمدبن عوض بافضل (د ١٣٤٠ق/ ١٩٢٢م) که مشربی صوفیانه داشته، و یک یا دو اثر درفضایل احمدبن حسن عطّاس نوشته شده است (برای نسخ خطی، ﻧﮑ: حبشی، ١٧٨، ١٨٦). او کتابی نیز با عنوان صلة الاهل در شرح احوال و فضایل بزرگان خاندان بافضل نگاشته که نسخهای از آن در کتابخانۀ شخصی فرزندش علی در تریم نشان داده شده است (ﻧﮑ: زرکلی، ٦/ ٣٢٠؛ سرجنت، ٢٥٦).
مآخذ
ابنعماد، عبدالحی، شذراتالذهب، بیروت، دار الفکر؛
ابن غزی، محمد، دیوانالاسلام، به کوشش کسروی حسن، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩٠م؛
بغدادی، ایضاح؛
همو، هدیه؛
حبشی، عبدالله محمد، فهرس مخطوطات بعض المکتبات الخاصة فی الیمن، لندن، ١٩٩٤م؛
زرکلی، اعلام؛
سخاوی، محمد، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛
صنعا، خطی؛
طلس، محمد اسعد، الکشاف عن مخطوطات خزائن کتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٣م؛
عیدروس، عبدالقادر، النور السافر، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
فهرست الکتب المخطوطة بمکتبة الاحقاف بتریم، یمن، المرکز الیمنی للبحاث الثقافیه؛
محیی دمشقی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛
نیز:
Bankipore;
Gal,S;
serjeant, R.B., «historians and historiography of hadramawt», bulletin of the school of oriental and african studies, ١٩٦٢, vol. XXV.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث