دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٦ - باطرقانی
باطرقانی
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باطِرْقانی، ابوبکر احمد بن فضل بن محمد (٣٧٢-٤٦٠ق/ ٩٨٢-١٠٦٨م)، مقری و محدث اهل اصفهان. وی منسوب به باطرقان، محلهای کهن در کنارۀ دروازۀ حسنآباد اصفهان است که اکنون در محدودۀ شهر قرار دارد. نخستین گزارش روشن دربارۀ تحصیل او، مربوط به سال ٣٨٧ق/ ٩٩٧م، و ١٥ سالگی اوست که در اصفهان از محضر محمد بن عبدالعزیز کسایی، مقری برجسته دانش قرائت آموخته است (ﻧﻜ : ذهبی، معرفة...، ١/ ٣٤٢؛ ابنجزری، ١/ ٩٦، قس: ٢/ ١٧٣). وی همچنین در محفل ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (د ٤٠٨ق/ ١٠١٧م) مقری نامدار که ظاهراً چندی در اصفهان گذرانده بود، به تکمیل آموختههای خود در قرائت پرداخت (ﻧﻜ : ذهبی، همانجا؛ ابن جزری، ١/ ٩٦؛ برای شیوخوی در حروف قرائت، ﻧﻜ : همانجا).
وی اندکی بعد به محافل محدثان اصفهان راه یافت و به فراگیری حدیث پرداخت که همواره مهمترین اشتغال او پس از قرائت بود. پرجاذبهترین حلقۀ حدیث برای او، حلقۀ ابوعبدالله محمدبن اسحاق ابنمنده (د ٣٩٥ق/ ١٠٠٥م) محدث مشهور اصفهان بود که سالیانی متمادی ملازمت آن را اختیار کرد و از خواص اصحاب ابنمنده بهشمار آمد (ﻧﻜ : ابن نقطه، ١/ ١٥٧)؛ اما وی از دیگر شیوخ متقدم و متأخر اصفهان، چون ابواسحاق ابراهیم ابن خورشید، ابومسلم ابن شهدل، ابوالعباس احمد بن محمد ابن مِرده و ابوبکر ابن مردویه و مشایخی از دیگر بلاد که درنگی در اصفهان داشتهاند، چون ابوعبدالله محمد بن ابراهیم یزدی و ابدالحسن علی بن محمد اردستانی حدیث شنیده است (ﻧﻜ : سمعانی، الانساب، ١/ ٢٥٩، ادب...، ٨٢؛ ابنعساکر، ١/ ١٥٨، ٥/ ٤٧٤-٤٧٥، ٤٧/ ١٧٦، ﺟﻤ ؛ ابن نقطه، همانجا؛ ابنعدیم، ٣/ ١٠٦٢؛ ذهبی، سیر...، ١٨/ ١٨٢).
دربارۀ سفرهای باطراقانی این اندازه میدانیم که دستکم سفری برای گزاردن مناسک حج داشته، و در مکه از احمد بم محمد نسوی استماع کرده است (ابن نجار، ٣/ ٦٦، ٢١٣)، اما در صورت تکیه بر صحت سندی ارائه سده در تاریخ ابننجار باید پذیرفت که وی به ثغور شام نیز سفر کرده، و در انطاکیه از ابوالعباس احمد بن محمد طبری حدیث آموخته است (همو، ٢/ ١٠١).
باطرقانی در راستای پایبندی به سنت اسناد اصحاب حدیث، شاگرد خود ابدالفضل عبدالوهاب اصفهانی را که در سفرش به بغداد، در روایت المعجم الکبیر طبرانی تدلیس روا داشته بود، از خانۀ خود بیرون راند (همو، ١/ ٢٣٩)، اما خود در سبک تدوین مستخرجش بر اثر بخاری با انتقادیاز سوی معاصران روبهرو بود (ﻧﻜ : سطوربعد).
کسانی چون یحیێ ابنمنده و محمدبن عبدالله دقاق از همروزگاران باطرقانی، او را به سبب کثرت احادیث و وسعت روایتش ستودهاند و برخی چون ابننقطه بر ثقه بودن او در روایتش ـ چه در حدیث و چه در قرائت ـ تصریح کردهاند (سمعانی، الانساب، نیز ابن نقطه، ذهبی، معرفة، همانجاها). ذهبی او را در حدیث «متقن» ندانسته است (همانجا)، اما ضیاءالدین مقدسی حدیث او را صحیح شمرده، و احادیثی از وی را در الاحادیث المختارۀ خود نقل کرده است (مثلاً ﻧﻜ : ٥/ ١٥٤).
برپایۀ شواهد، باید گفت باطرقانی در عقیده نیز بر سیاق اصحاب حدیث، و از مروجان کتاب الایمان استادش ابنمنده بود (ﻧﻜ : ابنمنده، ١/ ٢٨٣: سند تداول). برخی احادیث وی در همین مبحث، مورد استفادۀ عبدالغنی مقدسی در کتاب التوحید قرار گرفت (ﻧﻜ : ص ٧٥، ٧٨). ذهبی از اشارهای در کلام یحیِێ ابنمنده چنین برداشت کرده است که باطرقانی افزون بر پرداختن به قرائت و حدیث، نگاهی نیز به موضوعاتی کلامی داشته، و همین نگاه او موجب پریشانی خاطر ناقدان اصحاب حدیث نسبت به او داده شده است، ولی در اظهارنظر او، و نیز در اصل روایت ابنمنده توضیح بیشتری در این باره نیامده است (ﻧﻜ : یاقوت، ادبا، ٣/ ١٠٢؛ ذهبی، همانجا).
در باب صحابه نیز باطرقانی راه تأیید عام صحابه را پیش گرفت و در منازعات آنان، به تصویب متنازعین گرایید که گرایشی آشکار از طیفی از اصحاب حدیث است؛ در این راستا، وی ناقل روایاتی هم در فضایل امامعلی(ع) (ﻧﻜ : ابناثیر، ٢/ ٢٣٣) و هم معاویه بوده است (ﻧﻜ : لؤلؤ، ٣٠).
محفل تعلیم باطرقانی در اصفهان، بسیار پررونق بود؛ او در قرائت کسانی چون ابوالقاسم هذلی صاحب الکامل، ابوعلی حسن بن احمد حداد و علی بن زید بن شهریار اصفهانی استاد ابدالعلاء همدانی را پرورد (ﻧﻜ : ذهبی، همانجا؛ ابن جزری، ١/ ٩٧) و به کسانی چون ابوالفرج سعید بن ابی الرجاء صیرفی، حسین بن عبدالملک خلال، محمدبن عبدالواحد دقاق، ابوالخیر عبدالسلام بن محمد حسنآبادی، ابو سعید احمد بن حسن خوانساری، عبدالجبار بن عبدالکریم رازی، ابونصر زید بن عثمان یزدی، ابوالقاسم هبةالله بن عبدالوارث شیرازی و ابوبکر محمدبن شجاع لفتوانی حدیث آموخت (ﻧﻜ : سمعانی، الانساب، همانجا، التحبیر، ١/ ٢٨٩، ﺟﻤ ؛ ابنعساکر، ٤٧/ ١٧٦، جمـ؛ سلفی، ٢٣، ٢١٥؛ ابن نقطه، همانجا؛ ابندمیاطی، ١/ ١٨٩؛ ذهبی، سیر، ١٨/ ١٨٢)؛ حتى محدثان کهنسالی چون عبدالعزیز بن محمد نخشبی و ابوعلی حسن ابن علی و خشی از وی روایت کردهاند (سمعانی، همان، ١/ ٢٦٠؛ ذهبی، همانجا).
باطرقانی پس از درگذشت ابوالمظفر عبدالله بن شبیب شیخ مقربان اصفهان و امام جامع کبیر آن شهر در ٤٥١ق/ ١٠٥٩م (ﻧﻜ : ابنجزری، ١/ ٤٢٢-٤٢٣). در ریاست مقربان اصفهان بیرقیب بود و منصب امامت جامع را ظاهراً تا هنگام درگذشت خود بر عهده داشت (ﻧﻜ :ابنعساکر، ٥٢/ ٣٦٨؛ ذهبی، همان، ١٨/ ١٨٣). وی در ٢٢ صفر ٤٦٠ق/ ١ ژانویه ١٠٦٨م در اصفهان درگذشت (ﻧﻜ : ابننقطه، همانجا).
باطرقانی در انتقال آثار استادان و سلف اصحاب حدیث به نسلهای بعدی نقش فعالی ایفا کرد و نام او درسلسله تداول آثاری متنوع، از جمله کتابهای الایمان، الکنێ (یا فتح الباب) و الهادی از استادش ابنمنده (ﻧﻜ : ابن منده، همانجا: سند تداول؛ ابنماکولا، ٢/ ٣٢٩، حاشیه؛ سمعانی، همان، ١/ ٢٥٥). برخی آثار ابن ابیالدنیا چون کتاب الاولیاء و کتاب العمر و الشیب (ﻧﻜ : ابن ابی الدنیا/ ف ٤٥: سند تداول؛ سمعانی، همان، ٢/ ١٨) و المنصف ابن ابی شبیه (ابنحجر، تغلیق...، ٥/ ١٠٤) به ثبت رسیده است. همچنین به همت شاگردان باطرقانی، روایات او در قرائت به طور گسترده در الکاملِ هذلی و غایةالاختصار ابوالعلاء همدانی مضبوط گشته (ﻧﻜ : ابنجزری، ١/ ٩٦-٩٧). و احادیث او در آثار گوناگون حدیثی پس از وی، ازجمله الاحادیث المختارۀ ضیاءالدین مقدسی (همانجاها) و تاریخ ابنعساکر (١/ ١٥٨، ٤/ ٩٤، ٥/ ٢٣٥، ﺟﻤ ) ضبط شده است.
باطرقانی آثاری نیز در قرائت و حدیث تألیف کرده بوده که نخش کوچکی از آنها بر جای مانده است:
١. الامالی، مشتمل بر مجموعهای از احادیث که نسخهای خطی از آن در کتابخانۀ شخصی البانی نشان داده شده است (ﻧﻜ : البانی، ٢/ ١٤٣).
٢. طبقات القراء، یا المدخل الێ معرفة اساتید القراءات (ﻧﻜ : سمعانی، الانساب، ١/ ٢٥٩؛ ابننقطه، ١/ ١٥٧؛ ابن جزری، ١/ ٩٧). که در طی قرون تداول داشته، و مواردی از آن در آثار مؤلفان گوناگون نقل شده است (ﻧﻜ : ابن قیسرانی، ١٧٦؛ یاقوت، بلدان، ذیل تارم، نیز روذبار، که تحریف شده، و به صورت طبقات الصوفیة آمده است؛ ابناثیر، ٣/ ٣٣٣؛ ابنحجر، الاصابة، ٤/ ٣٢٠). اما ابنجزری با وجود اشتیاقش بر آن دستنیافته است (ﻧﻜ : ابنجزری، همانجا).
٣. القراءات الشواذ (سمعانی، ابن نقطه، ابن جرزی، همانجاها).
٤. المسند، که مستخرج مانندی بر صحیحبخاری بود، جز آنکه وی متن را از اصل (اثر بخاری) نوشته، و سپس اساتید را بدان ملحق کرده که این روش او در استخراج مورد نقد اصحاب حدیث معاصر وی قرار گرفته است (ابننقطه، همانجا؛ یاقوت، ادبا، ٣/ ١٠٢؛ نیز ﻧﻜ : بغدادی، ١/ ٧٣).
مآخذ
ابن ابی الدنیا، عبدالله، العمر و النشیب، به کوشش نجم عبدالله خلف، ریاض، ١٤١٢ق؛
ابن ابی اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٦ق؛
ابن جزری، محمد، غایةالنهایة، به کوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق/ ١٩٣٣م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، الاصابة، به کوشش عادل احمد عبدالموجود، بیروت، ١٤١٥ق؛
همو، تغلیق التعلیق، به کوشش سعید عبدالرحمان موسێ قزقی، بیروت/ عمان، ١٤٠٥ق؛
ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به کوشش مصطفێ عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٧ق؛
ابنعدیم، عمر، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ابن قیسرانی، محمد، المؤتلف و المختلف، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛
ابنماکولا، علی، الاکمال، به کوشش عبدالرحمان بن یحیێ معلمی، حیدرآباد دکن، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
ابن منده، محمد، الایمان، به کوشش علی محمدناصر فقیهی، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م؛
ابن نجار، محمد، ذیل تاریخ بغداد، به کوشش مصطفێ عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٧ق؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
البانی، محمدناصرالدین، ارواء الغلیل، به کوشش زهیر شاویش، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
بغدادی، هدیة؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨م؛
همو، معرفة القراء الکبار، به کوشش محمد سید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
سلفی، احمد، معجمالسفر، به کوشش عبدالله عمر بارودی، مکه، المکتبة التجاریه؛
سمعانی، عبدالکریم، ادب الاملاء و الاستملاء، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
همو، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨/ ١٩٨٨م؛
همو، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
ضیاءالدین مقدسی، محمد، الاحادیث المختارة، به کوشش عبدالملک عبدالله دهیش، مکه، ١٤١٠ق؛
عبدالغنی مقدسی، التوحید اله عز و جل، به کوشش مصعب عطاءالله حایک، ریاض، ١٩٩٨م؛
لؤلؤ بن احمد ضریر، جزء، به کوشش مجدی فتحی سید، طنطا، ١٩٨٩م؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان.
احمد پاکتچی