دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٥ - حزین، دعا
حزین، دعا
نویسنده (ها) :
فرهنگ مهروش
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَزین، دُعا، مناجاتی مختصر، در حدود ٢٠٠ کلمه، منسوب به امام زینالعابدین (ع) که در منابع ادبیات دعایی شیعه، خواندن آن پس از نماز شب توصیه شده است. در این دعا فرد از ناتوانی خویش در وفای به عهد الٰهی شکوه، و با خدا چونان «تنها دادرس» مناجات میکند.
کهنترین منبع این دعا، مصباحالمتهجد شیخ طوسی (د ٤٦٠ق / ١٠٦٨ م) است. شیخ طوسی دعا را با یادکرد نام، و بدون آنکه از انتسابش به فرد خاصی سخن بگوید، میآورد (ص ١٦٣-١٦٤). نخستین فردی که از انتساب دعا به امام زینالعابدین (ع) سخن گفته، حسن بن فضل طبرسی (د ح ٥٧٠ ق / ١١٧٤ م) در مکارم الاخلاق است (ص ٢٩٥-٢٩٦). این دعا در هیچیک از مستدرکاتی که پیش از دوران معاصر بر صحیفۀ سجادیه نوشته شده، نیامده، و تنها در دوران معاصر در میان این قبیل آثار جای گرفته است (نک : امین، ١٢٥-١٢٦). فصیحترین تحریر دعا، در مفتاح الفلاح شیخ بهایی بازتاب یافته (ص ٢٦٠-٢٦٢)، و البته تحریر منقول در المصباح کفعمی (ص ٥٤)، مبنای نقلهای متأخر قرارگرفته است.
مضامین اندوهبار مناجات، با نامگذاری آن تناسبی کامل دارد. نام دعا از چند جهت یادآور روایتی کهن در آثار شیعی است. برپایۀ این روایت ــ که گاه در شمار احادیث قدسی نیز نقل شده است ــ خدا به عیسى (ع) امر میکند که باید او را «چونان غریقی حزین و بیفریادرس بخواند» (کلینی، ٨ / ١٣٨). بدینسان، دو تشابه میان مضمون دعا و روایت به نظر میرسد: یکی حزن و اندوهی که در روایت شایستۀ دعاکنندگان شمرده شده، و در نام و در مضامین دعا دیدنی است؛ و دیگر، توجه بدین معنا در هر دو، که دعا باید ندای دادخواهی باشد که امید از همگان بریده است. بدینسان، در این دعا پیوند میان چند مفهوم وجودی بنیادین را در فرهنگ شیعی میتوان بازشناخت؛ مفاهیمی همچون حزن و رنج انسان، تنهایی وی و قطع امیدش از همگان، و پناهجویی از خدا در این مقام.
شیخ بهایی برخی از عبارات مشکل این دعا را شرح کرده (ص ٢٦٣ بب ( و ابن فهد حلی (د ٨٤١ ق / ١٤٣٧م) با قرائتی خاص از یک فقرۀ آن، کوشیده است تا به حکمت روایت مشهور «الدعاء سلاح المؤمن» راه جوید (ص ١٩٢-١٩٣؛ برای روایت، نک : کلینی، ٢ / ٤٦٨). طریحی نیز برای توضیح دیدگاه خویش دربارۀ معنای کلمهای، به عبارتی از این دعا استشهاد کرده است (٤ / ٦١).
مآخذ
ابن فهد حلی، احمد، عدة الداعی، به کوشش احمد موحدی قمی، قم، مکتبة وجدانی؛ امین، محسن، مستدرک بر الصحیفة السجادیة، بیروت، ١٩٨٥م؛ شیخ بهایی، محمد، مفتاح الفلاح، بیروت، مؤسسة اعلمی؛ طبرسی، حسن، مکارم الاخلاق، به کوشش محمد حسین اعلمی، بیروت، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، به کوشش محمود عادل، قم، ١٤٠٨ق؛ طوسی، محمد، مصباح المتهجد، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛ کفعمی، ابراهیم، المصباح، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٦٥ش.
فرهنگ مهروش