دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٧ - حجرات
حجرات
نویسنده (ها) :
سجاد طباطبایی نژاد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُجَرات، نام چهل و نهمین سوره از سورههای قرآن کریم، دارای ٢ واحد موضوعی (رکوع)، ١٨ (یا ١٧) آیه، ٣٤٣ کلمه و ٤٧٤‘١ حرف.
این سوره از عهد نزول قرآن تاکنون نام و عنوان دیگری جز «حجرات» نداشته (ابنعاشور، ٢٦ / ١٧٨)، و این نام از آیۀ چهارم آن گرفته شده است (فیروزآبادی، ١ / ٤٣٥). در ترتیب تلاوت، میان دو سورۀ «فتح» و «ق» جای گرفته، و در ترتیب نزول، به روایت مشهور یکصد و ششمین سوره است و پس از «مجادله» و پیش از «تحریم» نازل شده است (زرکشی، ١ / ١٩٤؛ فیروزآبادی، ١ / ٩٩). دیگر روایات ترتیب نزول سورهها، ردیفهای ٩٨ تا ١٠٨ را به این سوره اختصاص دادهاند (سیوطی، الاتقان، ١ / ٣٨؛ ابنعاشور، همانجا؛ رامیار، ٦٧٦-٦٧٧).
این سوره را همگان مدنی دانستهاند (ابنعطیه، ١٥ / ١٤٤؛ قرطبی، ١٦ / ٣٠٠؛ سیوطی، الدر ... ، ٦ / ٨٣). برخی از مفسران، آیۀ ١٣ آن را استثنا کرده (طبرسی، ٩ / ١٩٣؛ آلوسی، ١٣ / ٢٨٤)، و بعضی خطاب «یا اَیُّهَا النّاسُ» در آغاز این آیه را نشان مکی بودن آن دانستهاند (بیهقی، ٧ / ١٤٤)؛ اما از آنجا که روایات اسباب نزول از نزول این آیه در روز فتح مکه حکایت دارند (واحدی، ٢٩٥؛ سیوطی، لباب ... ، ٢٧٨)، با توجه به ملاک زمانی در تعیین مکی یا مدنی بودن سورهها، نقضی بر مدنی بودن سوره نخواهد بود (فیروزآبادی، ١ / ١٠٠)؛ چنانکه عدهای بر نزول یکپارچۀ سوره در مدینه تأکید کردهاند (ابنقتیبه، ١ / ٣٥٨؛ ثعالبی، ٥ / ٢٦٧؛ ابنعاشور، همانجا).
سورۀ حجرات در سرآغاز (یا اَیُّهَا الّذینَ آمَنوا)، با سورههای مائده و ممتحنه مشترک است. در نگاهی کلی بهمضامین این سورهها میتوان آنها را به ترتیب سورههای آداب، احکام و سیاسات اسلامی دانست (نک : همو، ٥ / ٨ ؛ قطب، ٦ / ٣٥٣٦). محور موضوعی سورۀ حجرات، مکارم اخلاق فردی و اجتماعی است که مسلمانان در برخورد با پیامبر اکرم (ص) و همکیشان خـود باید رعایت کنند (نک : بقاعی، ٧ / ٢٢٠؛ طباطبایی، ١٨ / ٣٠٥). در این سوره نظام اخلاقی حاکم بر جامعۀ اسلامی در هر دو حوزۀ روابط مردم با حاکم اسلامی و روابط مسلمانان با یکدیگر، تبیین شده است (نک : دروزه، ٨ / ٤٩٦)؛ چنانکـه ٥ بار مخاطب قرار دادن مسلمانان و یک بار خطاب به همۀ مردم (آیۀ ١٣) نشان از این اهتمام دارد (قس: بقاعی، ٧ / ٢٢٠-٢٢١). گفتنی است، تکرار خطاب «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا» از یک سو، و مضمون ویژۀ دو آیۀ ١٤ و ١٥ این سوره، که در هیچ جای دیگر قرآن نیامده است، نزدیکی مفهوم «یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوا» با «یا اَیُّها المُسلِمونَ» را به ذهن متبادر میکند.
سوره با نهی اکید نسبت به پیشی گرفتن مسلمانان از خدا و رسول و برکشیدن صدای خود برتر از صدای پیامبر اکرم (ص)، همراه با تهدید به حبط اعمال آغاز میشود و در همان آیات نخستین، ادب سخن گفتن با رسول خدا را به مسلمانان میآموزد، و لزوم و وجوب رعایت حریم حضور و محضر آن حضرت را به آنـان خاطرنشان میسازد (آیـات ١-٥). شأن نزولهای متعدد بیان ـ شده، حاکی از این مطلب است که گروهی از مسلمانان جایگاه پیامبر(ص) را نمیشناختند و به دور از ادب با ایشان برخورد مینمودند (قرطبی، ١٦ / ٣٠٠- ٣٠٩؛ سیوطی، همان، ٢٧٣؛ قطب، ٦ / ٣٣٣٨-٣٣٤٠؛ دروزه، ٨ / ٤٩٨- ٤٩٩).
پس از آن، بار دیگر مؤمنان به تحقیق در تصدیق خبر فاسق فرا ـ خوانده میشوند (آیۀ ٦)، سپس با اشاره بهحضور رسول اکرم (ص) در میان آنها، موقعیت و جایگاه آن حضرت را خاطرنشان میسازد و اطاعت مطلق از پیامبر(ص) را از لوازم این حضور و راه نجات میخواند (طباطبایی، ١٨ / ٣١٣). در این آیات با خطابی عـام (همو، ١٨ / ٣١٤؛ قس: زمخشری، ٤ / ٣٦؛ قرطبی، ١٦ / ٣١٤) و اشاره به تقابلی ظریف (طوسی، ٩ / ٣٤٥؛ فخرالدین، ٢٨ / ١٠٢-١٠٣؛ خازن، ٤ / ١٧٨)، حب ایمان و تنفر از کفر، فسق و گناه را مسببات این طاعت، و فضل و نعمتی از سوی خداوند معرفی میکند (آیههای ٧- ٨). در همین راستا، برخی از کسان برپایۀ مفاهیم موجود در آیۀ ٧، از آن بهعنوان مستندی در رد بر فرقۀ جبریه بهـره بردهاند (نک : طبرسی، ٩ / ٢٠٠). سپس وظیفۀ مؤمنان در برابر دو گروه متنازع از مؤمنان بیان (قرطبی، ١٦ / ٣٢٣؛ بقاعی، ٧ / ٢٣٢؛ قس: طوسی، ٩ / ٣٤٣؛ طبرسی، همانجا)، و چگونگی برخورد با گروه خاطی تبیین میگردد (زمخشری، ٤ / ٣٦٥)، و با اشاره به قرارداد اجتماعی خاص (طباطبایی، ١٨ / ٣١٥-٣١٦؛ قس: اسماعیل حقی، ٩ / ٧٦- ٧٧؛ آلوسی، ١٣ / ٣٠٣)، این حکم را برپایۀ برادری دینی مؤمنان تعلیل مینماید (آیههای ٩-١٠). آیات بعد مؤمنان را از ٦ رذیلۀ اخلاقی دربارۀ آداب اجتماعی و روابط انسانی، یعنی استهزاء، عیبجویی، خواندن به القاب ناپسند، ظن سوء، تجسس و غیبت، که موجبات شر و کینهجویی را فراهم مینماید، نهی میکند و آنها را به توبه و اجتناب از این گناهان فرا میخواند (آیات ١١-١٢)؛ در این آیات با ظرافتی خاص در هر مورد، حکمت آن نیز بیان شده است (طباطبایی، ١٨ / ٣٢٢-٣٢٥). سپس با تعلیل تقسیم انسانها به ملتها و قبایل، برخلاف آیات پیشین، کلیۀ انسانها مخاطب قرارگرفتهاند و «تقوا» تنها معیار ارزشگذاری نزد خدا معرفی شده است (آیۀ ١٣؛ نیز نک : ه د، تعارف).
آیات پایانی که در واقع مشوق ایمان واقعی (دروزه، ٨ / ٥٢٦؛ قطب، ٦ / ٣٣٥٠) و به نوعی مبیّن یکی از مواضع حکومت اسلامی در برخورد با مسلمانان است (دروزه، ٨ / ٥٢٧)، با مجوز قرار دادن تفاوت ایمان و اسلام، در سیـاقی توبیخی و ظاهراً متعارض (نک : طبرسی، ٩ / ٢٠٩؛ طباطبایی، ١٨ / ٣٣٠؛ قس: زمخشری، ٤ / ٣٧٨)، با نقد و نفی ایمان حقیقی گروهی از اعراب، به گونهای جامع و مانع، از حقیقت ایمان پرده برمیدارد (طباطبایی، ١٨ / ٣٢٩). اساس این تفاوت که از دیرباز توجه مفسران (زمخشری، ٤ / ٣٧٦؛ ابنکثیر، ٧ / ٣٦٣؛ رضا، ٣ / ٢٩٥-٢٩٦) و محدثان (کلینی، ٢ / ٢٤- ٢٨؛ مجلسی، ٦٥ / ٢٦٧-٢٧٢؛ حویزی، ٥ / ١٠٠-١٠٣) را برانگیخته، ایمان را پدیدهای قلبی و نه ظاهری و لسانی معرفی نموده است (آیات ١٤-١٧). توجه دادن پنجباره به «علم الٰهی» در این سوره (آیات ١، ٨، ١٣، ١٦، ١٨)، و پایان یافتن سوره با اشاره به این علم نامتناهی، به نوعی بازگشت بـه آیات آغازین سوره است (نک : فخرالدین، ٢٨ / ١١٨؛ بقاعی، ٧ / ٢٤٢) و گویی مجموعۀ اوامر و نواهی گذشته را تعلیل میکند (طباطبایی، ١٨ / ٣٣١).
برخی از آیات این سوره توجه خاص مفسران را برانگیخته است؛ ششمین آیه که به «آیۀ نَبأ» مشهور است، به اعتبار مفهوم مخالف آن، نزد شماری از اصولیان از مشهورترین مستندات قرآنی برای اثبات حجیت خبر واحد بهشمار میرود (ابوالفتح، ٢ / ٧٣٧- ٧٣٩؛ آخوند خراسـانی، ٢٩٦- ٢٩٨؛ مظفـر، ٣٣٢-٣٣٥؛ نیـز نک : محبـی، ٧٩٩-٨١٣). بیشتـر مفسران نزول ایـن آیه را در شأن ولید بن عقبه دانستهاند که از سوی پیامبر (ص) مأمور دریافت صدقات قبیلۀ بنیمصطلق گشت (مقاتل، ٤ / ٩٢؛ واحدی، ٢٩٢؛ ثعلبی، ٩ / ٧٧؛ ابنکثیر، ٧ / ٣٤٥-٣٤٦؛ قس: طبرسی، ٩ / ١٩٩، که از شأن نزول دیگری نیز یاد کرده است).
آیۀ نهم سوره بر پیکار با اهل بغی (جصاص، ٥ / ٢٧٩-٢٨٠؛ قرطبی، ١٦ / ٣١٧) و همچنین بر لزوم نصرت مظلوم (بقاعی، ٧ / ٢٣٢) مورد استناد قرار گرفته است و به طور خاص مستند قرآنی جنگهای علی (ع) به شمار میرود (قرطبی، ١٦ / ٣١٨؛ بحرانی، ٥ / ١٠٧). این آیه در فهم معنای اجتماعی «بغی» در قرآن نقش محوری ایفا نموده (نک : ه د، بغی)، و معرکۀ آراء مفسران در تبیین «بغی» در عرصۀ حکومت اسلامی (بغوی، ٤ / ٢٥٩؛ قس: صادقی، ٢٧ / ٢٣٥-٢٣٦) و همچنین بینالملل (دروزه، ٨ / ٥٠٦-٥٠٧) قرار گرفته است.
سیزدهمین آیۀ سوره نیز، بهویژه با توجه به شأن نزولها (واحدی، ٢٩٥-٢٩٦؛ قرطبی، ١٦ / ٣٤٠-٣٤١) و تفاسیر مأثور (ابنکثیر، ٧ / ٣٦١-٣٦٣؛ حویزی، ٥ / ٩٦-١٠٠)، در مقام نهی از تفاخر به انساب و قومیت، آشکارا دامنۀ ارزشهای اخلاقی را به عرصۀ اجتماعی و میانقبیلهای کشانده است و زنجیرۀ ارزشهای اخلاقی در آیات پیشین را کامل میکند. همچنین معنای لغوی «کریم» و برداشتهایی از آن در عصر نزول قرآن و کاربرد آن در احادیث نبوی به معنای شخص برخوردار از شرافت و اصالت خانوادگی و دارندۀ تبار والا («الکریم بن الکریم ... ») (ابن ابی حاتم، ٧ / ٢١٤٤؛ ابـنکثیر، ٧ / ٣٦١؛ نیـز نک : ایزوتسو، ٥٣-٥٤, ٦٥) در تبیین چنین مفهومی بسیار اثرگذار مینماید.
سورۀ حجرات با سورۀ زوج و مجاور آن، یعنی سورۀ فتح، پیوندها و همبستگیهای لفظی و معنوی قابل توجهی دارد؛ چنانکه افزون بر اشتمال هر دو سوره بر احکام قتال، سرآغاز هر دو سوره متضمن تشریف و تمجید پیامبر اکرم (ص)، و آیـات پایانی هر دو سوره بیانگر ایمان واقعی، و تأکید بر اطاعت از پیامبر اکرم (ص) است که بهعنوان حلقۀ وصل میان این دو سوره به شمار میرود (نک : فخرالدین، ٢٨ / ٩١؛ سیوطی، تناسق ... ، ١٢٢؛ آلوسی، ١٣ / ٢٨٤).
سورۀ حجرات، به سبب مضامین و موضوعات خاص آن از دیرباز و به ویژه در ٣ دهۀ اخیر به گونهای خاص توجه مفسران و قرآنپژوهان حوزه و دانشگاه در کشورهای اسلامی را برانگیخته، و تکنگاریهای متعددی در تفسیر این سوره بهتنهایی و یا همراه با چند سورۀ دیگر، در قالبهای گوناگون شعر، نمایشنامه، پرسش و پاسخ، یا به شیوۀ تفسیر ترتیبی، نگاشته و منتشر شده است (برای نمونه، نک : خرمشاهی، ١٨٤).
در باب فضیلت قرائت مداوم این سوره و خواص آن، روایاتی از منابع شیعی و سنی رسیده است (یافعی، ١٠٠؛ فیروزآبادی، ١ / ٤٣٦؛ بحرانی، ٥ / ٩٩).
مآخذ
آخوند خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، قم، ١٤١٧ق؛ آلوسی، محمود، روح المعانی، بیروت، ١٤١٥ق؛ ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، تفسیر القرآن العظیم، مکه، ١٤١٩ق؛ ابنعاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، تونس، دارالکتب الشرقیه؛ ابنعطیه، عبدالحق، المحرر الوجیز، بیروت، ١٤٢٢ق؛ ابنقتیبه، عبدالله، تفسیر غریب القرآن، به کوشش احمد صقر، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٤١٩ق؛ ابوالفتح حسینی، آیات الاحکام، تهران، ١٤٠٤ق؛ اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، بیروت، دارالفکر؛ بحرانی، هاشم، البرهان، تهران، ١٤١٦ق؛ بغوی، حسین، معالم التنزیل، بیروت، ١٤٢٠ق؛ بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر، به کوشش عبدالرزاق غالب مهدی، بیروت، ١٤١٥ق؛ بیهقی، احمد، دلائل النبوة، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ ثعالبی، عبدالرحمان، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، بیروت، ١٤١٨ق؛ ثعلبی، احمد، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، ١٤٢٢ق؛ جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمد صادق قمحاوی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ حویزی، عبدعلی، نورالثقلین، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٤١٥ق؛ خازن، علی، لباب التأویل، بیروت، ١٤١٥ق؛ خرمشاهی، بهاءالدین، تفسیر و تفاسیر جدید، تهران، ١٣٦٤ش؛ دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨٣ق؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٨٤ش؛ رضا، محمد رشید، تفسیر المنار، قاهره، ١٩٩٠م؛ زرکشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٣٩١ق؛ زمخشری، محمود، الکشاف، بیروت، ١٤٠٧ق؛ سیوطی، الاتقان، به کوشش سعید مندوب، بیروت، ١٤١٦ق؛ همو، تناسق الدرر، به کوشش عبدالله محمد درویش، دمشق، ١٤٠٤ق / ١٩٨٣م؛ همو، الدر المنثور، قم، ١٤٠٤ق / ١٩٨٣م؛ همو، لباب النقول، به کوشش عبدالمجید طعمه حلبی، بیروت، ١٤١٨ق؛ صادقی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، قم، ١٣٦٥ش؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، قم، ١٤١٧ق؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، تهران، ١٣٧٢ش؛ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، بیروت، ١٤٢٠ق؛ فیروزآبادی، محمد، بصائر ذوی التمییز، به کوشش محمدعلی نجار، قاهره، ١٣٨٣ق؛ قرآن کریم؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ١٣٦٤ش؛ قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت / قاهره، ١٤١٢ق؛ کلینی، محمد، الاصول من الکافی، تهران، ١٣٦٥ش؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٤ق؛ محبی، صاحب علی، الانظار التفسیریة للشیخ الانصاری، قم، ١٣٦٨ش؛ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، به کوشش صادق حسن زادۀ مراغی، قم، ١٤٢١ق؛ مقاتل بن سلیمان، تفسیر، بیروت، ١٤٢٣ق؛ واحدی، علی، اسباب النزول، بیروت، دارالمعرفه؛ یافعی، عبدالله، الدر النظیم، قاهره، مکتبة محمد علی صبیح و اولاده؛ نیز:
Izutsu, T., Religious Concepts in The Qurān , London, ٢٠٠٢.
سجاد طباطبایی نژاد