دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢ - ابن امیر حاج، ابوعبدالله
ابن امیر حاج، ابوعبدالله
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَميرِ حاج، يا ابن اميرالحاج، ابوعبدالله محمد بن محمد بن محمد بن حسن بن علی بن سليمان حلبی، شمسالدين (د ٨٧٩ ق/ ١٤٧٤ م)، فقيه، اصولی و مفسر حنفی. از وی به ابن مُوَقَّت (سخاوی، الضوء اللامع، ٩/ ٢١٠) و ابواليمن (كوپريلی، ١/ ٢٥٩، شم ٦٠٦) نيز ياد شده است. سيوطی (ص ١٦١) در سلسله نسب وی نام علی را ذكر نكرده است. ابن امير حاج در پايان بعضی از نسخ خطی نسب خود را تا سليمان بدون ذكر «علی» ياد نموده است (آلوارت، VI/ ١٩؛ كوپريلی، ١/ ٢٩٦). سخاوی (همان، ٩/ ٢١١) كنيۀ وی به ابن اميرحاج را برگرفته از سمت اميرالحاجی يكی از اجداد وی دانسته است. لقب ابن موقت نيز به اين سبب است كه جدّوی محمد وظيفۀ توقيت زمان نماز را در مسجد جامع حلب بر عهده داشته و به موقت ملقب بوده است (همان، ٧/ ٢٢٦).
ابن اميرحاج در ١٨ ربيعالاول ٨٢٥ ق/ ١١ مارس ١٤٢٢ م در حلب زاده شد. قرآن را نزد ابراهيم كفرناوی و ديگران فرا گرفت، و دروس رايج آن دوران چون الاربعون النووية در حديث را از يحيی بن شرف نووی، مختار در فروع فقه حنفی و مقدمۀ ابوليث نصر بن محمد سمرقندی و نيز جرجانيه را نزد اساتيدی از حلب آموخت و به فراگيری فقه از علاءِ ملطی و ادبيات از زينالدين عبدالرزاق پرداخت، سپس به حماة رفت و از ابن اشقر حديث آموخت. بعد به قاهره رفت و نزد ابن حجر عسقلانی حديث شنيد، و علاوه بر اين مجملی از شرح الفيۀ عراقی در مصطلحات حديث و غير آن را از ابن حجر فراگرفت و در فقه، قرآن و سنت ملازمت كمالالدين محمد بن همامالدين عبدالواحد اسكندری سيواسی مشهور به ابن همام را اختيار كرد؛ تا اينكه خود در فنون مختلف استاد شد و ابن هُمام و جز او به وی اجازه دادند و متصدی اقراء و افتاء گرديد (همان، ٩/ ٢١٠). بغدادی ( هدية، ٢/ ٢٨٠) و كتانی (ص ١٤٦) از وی با عنوان قاضی ياد كردهاند، اما در منابع قديم از اين موضوع سخنی نرفته است.
ابن امير حاج دو سال پيش از وفات به قصد اقامت در مكه يا بيتالمقدس ابتدا عازم حج شد و در مكه اندك زمانی به اقراء و افتاء پرداخت. سپس به بيتالمقدس رفت و حدود دو ماه آنجا ماند، اما در هيچ يك از اين دو شهر از گزند معاندان آسوده نبود؛ از اين رو از تصميم اقامت خويش منصرف شد و به حلب كه در آنجا حرمت او را نگاه میداشتند، بازگشت. اندكی بعد در شب جمعه ٢٩ رجب ٨٧٩ ق/ ٩ دسامبر ١٤٧٤ م، پس از ٥٠ روز بيماری درگذشت و در زادگاهش به خاك سپرده شد (سخاوی، الضوء اللامع، ٩/ ٢١١).
آثار
مهمترين اثر او شرحی است بر كتاب التحرير فی اصول الفقه، نوشتۀ استادش ابن همام كه دارای عباراتی موجز و منقح و گاه معماگونه بود. اين شرح را التقرير و التحبير ناميد و اصطلاحات فقهی حنفيان و شافعيان را در آن جمعآوری كرد (حاجی خليفه، ١/ ٣٥٨). او خود گويد كه اين شرح را به خواهش برخی از فضلای عصر و به اشارۀ استاد نوشته (ابن امير حاج، ١/ ٣) و در ٥ جمادیالاول ٨٧٧ ق/ ٨ اكتبر ١٤٧٢ م (يا رمضان ٨٧١ ق؛ حاجی خليفه، همانجا) تأليف آن را به پايان برده است. التقرير همراه با متن اصلی در ٣ جلد در مصر به چاپ رسيده است. همراه آوردن متن با شرح كه گاه جزء به جزء و كلمه به كلمه نقل شده، در بررسی كتاب و درك دقايق و رموز آن بسيار مؤثر است. بستانی (٤/ ١٢٧) میگويد كه شرح مذكور در ١٣٥١ ق نيز به چاپ رسيده است.
آثار خطی ابن امير حاج عبارتند از:
١. اَحاسِنُ المَحامِل فی شرح العَوامِل ( آلوارت، VI/ ١٨, ١٩) كه در جمادی الثانی ٨٥١ ق/ اوت ـ سپتامبر ١٤٤٧ م در حلب به پايان رسيده است و شرحی است بر اَلعَوامِلُ المائة نوشتۀ عبدالقاهر جرجانی ( آلوارت، همانجا). بروكلمان با نام شرح العوامل المائة از آن ياد كرده است (GAL, S, II/ ٢٢).
٢. تعريف المستر شد حكم الغرس فی المسجد (عبدالرزاق احمد، ٥/ ٣٣٤، ٨/ ١٨٧).
٣. حَلبَةُ المُجَلَی و بُغيَةُ المُهتدی كه شرحی است بر مُنيَةُ المُصَلَی و غُنيَةُ المبتدی، اثر سديدالدين كاشغری در فقه (حاجی خليفه، ٢/ ١٨٨٦- ١٨٨٧)، و به شرح حلبی كبير مشهور است (طبّاخ، ٥/ ٢٨٦). از اين كتاب با نامهای حلية المجلی (خديويه، ٣/ ٤١-٤٢؛ مراغی، ٣/ ٤٧) و حلية المحلی (بغدادی، هدية، ٢/ ٢٠٨) نيز ياد شده است و چند نسخه از آن موجود است ( دوسلان، I/ ٢٢٢؛ كوپريلی، ١/ ٢٩٥-٢٩٦). كتاب دو جزء دارد، جزء اول در ١٤ شعبان ٨٦٥ ق/ ٢٥ مه ١٤٦١ م در مدرسۀ نوريه معروف به حلاويه، و جزء دوم كه از شرط چهارم از شروط ششگانۀ نماز شروع میشود و به كتاب جنائز خاتمه میيابد در ٢٧ ربيعالاول ٨٦٧ ق/ ٢٠ دسامبر ١٤٦٢ م در همان مدرسه به پايان رسيده است (كوپريلی، همانجا).
٤. داعی منارالبيان لجامع النسكين بالقرآن (سخاوی، الضوء اللامع، ٩/ ٢١٠) يا مناسك ابن امير الحاج كه شرح مناسك حج و مطالب مربوط به آن و شامل يك مقدمه، ٣ باب و خاتمه است و در ٨٧٦ ق/ ١٤٧١ م در قدس شريف فراهم آمده است (حاجی خليفه، ١/ ٧٢٩، ٢/ ١٨٢٩). اين كتاب را داعی منازل البيان نيز ناميدهاند (سخاوی، طبقات، ٢٩٣؛ طباخ، ٥/ ٢٨٦). در مجلۀ معهد المخطوطات العربية (جامعه، ٤(٢)/ ٢٥٠) به جای كلمۀ النسكين واژه التسكين و در هدية العارفين (٢/ ٢٠٨) به جای همان كلمه، واژه المنسكين آمده است.
٥. فتوی (عبدالرزاق احمد، ٨/ ١٨٧).
کتب زیر به ابن امیر حاج منسوب است: ١. ذخيرة القصر فی تفسير سورۀ و العصر (سخاوی، الضوء اللامع، ٩/ ٢١٠)، كه در ٨٧٦ ق/ ١٤٧١ م در قدس شريف به اتمام رسيده و با نام ذخيرة الفقر نيز از آن ياد شده است (حاجی خليفه، ١/ ٨٢٤)؛ ٢. شرح المختار فی فروع الحنفيۀ ابن مودود موصلی در فقه كه ابن امير حاج در شرحی كه بر مُنية المصلّی نوشته، از آن ياد كرده است (حاجی خليفه، ٢/ ١٦٢٢-١٦٢٣)، اما نسخۀ خطی از آن در دست نيست؛ ٣. منية الناسك فی خلاصة المناسك (بغدادی، ايضاح، ٢/ ٥٩٧).
مآخذ
ابن امير حاج، محمد بن محمد، التقرير و التحبير، بولاق، ١٣١٦ ق؛
بستانی ف؛
بغدادی، اسماعيل بن محمدامین، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٧ م؛
همو، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥٥ م؛
جامعه، خطی؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
خديويه، فهرست؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٥ ق/ ١٩٣٦ م؛
همو، طبقات الحنفية، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز، شم BP٥٤/ ٤؛
سيوطی، نظم العقيان فی اعيان الاعيان، به كوشش فيلپ حتی، نيويورك، ١٩٢٧ م؛
طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٤ ق/ ١٩٢٥ م؛
عبدالرزاق احمد، سالم، فهرس مخطوطات مكتبة الاوقاف العامة فی الموصل، موصل، ١٣٩٧ ق/ ١٩٧٧ م؛
كتانی، محمد بن جعفر، الرسالة المستطرفة، بيروت، ١٣٣٢ ق؛
كوپريلی، خطی؛
مراغی، عبدالله مصطفی، الفتح المبين فی طبقات الاصوليين، بيروت، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
نيز:
Ahlwardt;
De Slane, Baron, Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣;
GAL, S.
محمدهادی مؤذن جامی