دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٢ - ابوزرعه رازی
ابوزرعه رازی
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوزُرْعِۀ رازی، عبیدالله بن عبدالكریم بن یزید بن فروخ (٢٠٠-٢٦٤ ق / ٨١٦- ٨٧٨ م)، از محدثان و رجالشناسان بزرگ اهل سنت. جدش فروخ مولای عیاش بن مطرّف قرشی بود (مزی، ١٢ / ٣٨). در تاریخ ولادت او اقوال غیرمشهوری نیز وجود دارد، چنانكه به گفتۀ حاكم نیشابور وی در ١٩٤ ق زاده شده است (ذهبی، سیر، ١٣ / ٧٨؛ برای دیگر اقوال، نک : خطیب، تاریخ، ١٠ / ٣٢٨؛ ابنعساكر، ١٠ / ٦٨٩؛ ذهبی، تذهیب، ٣ / ٥).
ابوزرعه در موطن خود، ری، به تقریب از ٣٠ استاد بهره گرفت. از ٢١٤ تا ٢٢٢ ق در ری ملازم درس ابراهیم بن موسی فراء بود. پس از آن به مكه رفت (ابن ابی حاتم، ٣٣٥). او علاوه بر حجاز و عراق به شام و مصر نیز سفر كرد و سپس به قزوین درآمد و از محمد بن سعید بن سابق و علی بن محمد طنافسی و سعید بن عمرو بردعی حدیث شنید. ابوزرعه خود گوید كه منظور وی از رفتن به بیروت استفاده از عباس بن ولید بن مزید بود، چنانكه هدف وی از رفتن به عسقلان، استفاده از محمد بن ابی السری و به قزوین استفاده از محمد بن سعید ابن سابق بوده است (رافعی، ٣ / ٢٤٨).
ابوزرعه بار دیگر در ٢٢٧ ق از ری بیرون رفت و در ٢٣٢ ق بدانجا بازگشت. وی در در این سفر پس از حج خانۀ خدا به مصر رفت و ١٥ ماه در آنجا ماند و به نوشتن احادیث شافعی پرداخت و از آن پس برای سماع حدیث به شام، حمص، بالاد جزیره، بغداد و بصره رفت. سومین مسافرت او به شام و مصر و عراق ٥ / ٤ سال به طول انجامید (ابن ابی حاتم، ٣٤٠)؛ آنگاه به ری بازگشت و مدت ٢٠ سال در آنجا اقامت گزید (ابن عساكر، ١٠ / ٦٩٨).
برخی دیگر از مشایخ او اینانند: ابوبكر ابن ابی شیبه، ابوخیثمه زهیر بن حرب، خلف بن هشام بزّاز، ابوعاصم ضحاك بن مخلد، ابن ذكوان مقری، ابونعیم فضل بن دكین، عیسی بن میناقالون، نصر بن علی جهضمی و ابوالولید طیالسی (نک : مزی، ١٢ / ٣٨- ٣٩). وی همچنین در بعداد مدتها به مجالست و مذاكرۀ حدیث با احمد بن حنبل گذراند (خطیب، تاریخ، ١٠ / ٣٢٦؛ ابن ابی بعلی، ١ / ١٩٩).
گروه زیادی از محدثان، حتی بعضی از شیوخ و یا اقران وی از او استماع كردهاند، از جمله: مسلم، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، طبری، ابویعلی موصلی، ابوبكر ابن ابی داوود، ابوحاتم رازی، ابن ابی حاتم رازی، ربیع بن سلیمان راوی، ابوعوانۀ اسفراینی، ابوزرعۀ دمشقی، ابراهیم حربی و بسیاری دیگر (نک : مزی ١٢ / ٣٩-٤٠؛ طبری، ٥ / ٤٧٦).
ابوزرعه به رسم معمول اصحاب حدیث در آن روزگار از پیروان سلف و مخالف اهل رأی بود و آشكارا به مخالفت با مبتدعان برخاست و پیشاز قیام به این كار اسحاق بن راهویه در نامهای به او نوشته بود كه از باطل نهراسد (ابن ابی حاتم، ٣٤٢). از دعای احمد بن حنبل برای پیروزی او بر مخالفان و همچنین از نامۀ ابنرسته به وی نیز این استنباط تأیید میشود (همو، ٣٤١).
ابن ابی حاتم رازی (ص ٣٢٨) او را از بزرگان علما و ناقدان حدیث دانسته و پدرش ابوحاتم وی را «امام» خوانده است (همو، ٣٣٤). ابنحبان او را یكی از پیشوایان روزگار در حدیث و عالمی پرهیزگار و با تقوی معرفی كرده است ( الثقات، ٨ / ٤٠٧). به گفتۀ ابوحاتم رازی پس از او كسی نتوانسته است در علم و فهم و صیانت و راستگویی جای وی را بگیرد (ابنعدی، ١ / ١٤١؛ نیز نک : خطیب، تاریخ، ١٠ / ٣٢٦، ٣٣٤، شرف، ٤٣؛ رافعی، همانجا). اگر چه رجالشناسی چون نسائی ثقهاش خوانده است (خطیب، تاریخ، ١٠ / ٣٣٤)، ولی در حقیقت پایگاه او در حدیث چنان والاست كه نیازی به توثیق ندارد. وی خود به عنوان یك رجالشناس مورد توجه بوده است: رجالنویسانی چون ابن ابی حاتم رازی (ص ٣٢٨- ٣٣٩) و ابنعدی جرجانی (١ / ١٤١-١٤٢)، در سرآغاز كتابهای خود به هنگام معرفی مآخذ عمده در جرح و تعدیل رجال، از ابوزرعه نام برده، بابی را به معرفی جایگاه وی در این فن اختصاص دادهاند. نظرات رجالی ابوزرعه را میتوان در جای جای كتب مربوط به این فن بازیافت (مثلاً نک : ابنحنان، المجروحین، ١ / ٥٥، ١٩١، جم ). ذهبی در مقایسه بین نظرات رجالی ابوزرعه با بعضی دیگر از معاصرانش ابراز داشته كه وی با خداترسی و آگاهی بسیار نظر میداده است (سیر، ١٣ / ٨١).
در مورد میزان آگاهی و حفظ او در حدیث همین اندازه كافی است كه ابن ابی شیبه یادآور شده كه كسی را حافظتر از او ندیده است. اسحاق بن راهویه نیز مدعی شده كه هر حدیثی كه ابوزرعه آن را نداند، اصلی ندارد (نک : ابن عدی، ١ / ١٤١).
گفته شده وی بخشی از احادیثی را كه در ضبط داشته، در یك مسند گردآورده بوده كه اكنون نشانی از آن در دست نیست (نک : كتانی، ٤٨). همچنین نجاشی (ص ١١) تألیفی دیگر با عنوان ذكر من روی عن جعفر بن محمد (الصادق) علیه السلام من التابعین و من قاربهم به وی نسبت داده و نكتهای را از آن نقل كرده است (در مورد چند تألیف دربارۀ «دلائل النبوة» و «زهد» و «ضعفاء»، نک : سخاوی ١٦٦، ١٢٨؛ GAS, I / ١٤٥).
وی در «ماشهران» (ظاهراً یكی از نواحی ری) وفات یافت (خطیب، همان، ١٠ / ٣٣٥) و سعمانی مینویسد كه مقبرۀ او را دیده است (ص ٦ / ٣٦).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تقدمة المعرفة لكتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد فقی، قاهره. ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
همو، المجروحین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ ق؛
ابن عدی، عبدالله، الكامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
همو، شرف اصحاب الحدیث، به كوشش محمد سعید خطیب اوغلی، آنكارا، ١٩٧١ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذهیب التهذیب، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و علی ابوزید، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٣ م؛
رافعی، عبدالكریم بن محمد، التدوین فی اخبار قزوین، حیدر آباد دكن، ١٩٨٥ م؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبیخ، به كوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٦ م؛
طبری، تاریخ؛
كتانی، محمد بن جعفر، الرسالة المستطرفة، بیروت، ١٣٣٢ ق؛
مزّی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الكمال، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث، شم ٢٨٤٨؛
نجاشی، احمد بن علی، رجال، به كوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
نیز:
GAS.
عبدالامیر سلیم