دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٢ - ابوجعفر یزید بن قعقاع
ابوجعفر یزید بن قعقاع
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوجَعْفَرْ یَزیدِ بْنِ قَعْقاع (د ح ١٣٠ ق / ٧٤٨ م)، از تابعین مدینه و یکی از قاریان دهگانه. در منابع متأخر به نقل از گویندگانی ناشناس نام او جندب بن فیروز بن قعقاع نیز آمده است (نک : ابن خلکان، ٦ / ٢٧٤؛ مزی، ٢١ / ١٧٣). وی آزاد شدۀ عبدالله بن عیاش بن ابی ربیعۀ مخزومی بود (ابن سعد، ١٥١؛ خلیفه، الطبقات، ٢ / ٦٥٤) و گویا اصل عربی داشت.
منابع دربارۀ تاریخ ولادت او سکوت اختیار کردهاند، ولی در صورت پذرفتن این حکایت که ابوجعفر هنگامی که خردسال بوده، نزد ام سلمه همسر پیامبر (د ٥٩ ق) آورده شده است (ابن مجاهد، ٥٨؛ قس: اندرابی، ٤٦)، میتوان زمان ولادت وی را تخمین زد (قس: ابن جزری، غایة، ١ / ٣٢٩-٣٣٠، که نظیر همین حکایت را در مورد شیبة بن نصاح آورده است). پیشینیان چون ابن سعد (ص ١٥٢) و خلیفة بن خیاط ( التاریخ، ٢ / ٦١٤) تصریح دارند که وفات او در زمان مروان بن محمد (حک ١٢٧-١٣٢ ق) واقع شده است، ولی اینکه این امر دقیقاً در چه سالی به وقوع پیوسته، خلیفة بن خیاط ( الطبقات، همانجا) آن را در ١٣٠ ق دانسته و دیگران سالهایی را بین ١٢٧-١٣٢ ق تعیین کردهاند (ابن حبان، الثقات، ٥ / ٥٤٤؛ اندرابی، ٤٩؛ مزی، ٢١ / ١٧٤؛ ابن جزری، همان، ٢ / ٣٨٤). تاریخهای خارج از حکومت مروان چون ١١٠ ق (همانجا، به نقل از کامل هذلی) و ١٣٣ ق (ابن خلکان، ٦ / ٢٧٥، به نقل از الاقناع اهوازی) کمتر قابل اعتماد است. ابوجعفر، به گفتۀ خودش، در دورۀ معاویه (حک ٤١-٦٠ ق)، ظاهراً اواخر آن، به آموختن قرآن پرداخته است (ذهبی، سیر، ٥ / ٢٨٧). مولای او عبدالله بن عیاش (د بعد از ٧٠، احتمالاً ٧٨ ق) که خود از استادان بزرگ قرائت بود و قرآن را از ابی بن کعب فرا گرفته بود (ابن جزری، همان، ١ / ٤٣٩-٤٤٠)، مؤثرترین فرد در قرائت ابوجعفر بوده است، چنانکه تمام قرآن را از او آموخته بود و مدتها ملازمت او را داشت (ابن مجاهد، ٥٦- ٥٨؛ اندرابی، ٤٥).
ابنمجاهد و پس از او دیگر مقریان از قرائت ابوجعفر نزد ابوهریره (د ٥٨ یا ٥٩ ق) و ابنعباس (د ٦٨ ق) نیز سخن گفتهاند (نک : ابنمجاهد، ٥٦-٥٧؛ ابن مهران، ٩) و اندرابی (همانجا) تأکید کرده که مدار قرائت ابوجعفر بر آموختههای او از مولایش ابن عیاش و این دو تن بوده است. لازم به ذکر است که روایتی از ابن جماز، شاگرد ابوجعفر، به استماع وی از ابوهریره تنها در حد برخی حروف اشاره دارد و یعقوب بن جعفر انصاری شاگرد ابن جماز تنها ابن عیاش و ابنعباس را به عنوان استادان ابوجعفر یاد کرده است (ابن مجاهد، ٥٧؛ قس: ابن سعد، همانجا). در منابع گاه نام اصحاب دیگری چون ابن مسعود (د ٣٢ یا ٣٤ ق) و خباب بن ارت (٣٧ ق) به عنوان مشایخ ابوجعفر در قرائت یاد شده است («المبانی»، ٩٢؛ اندرابی، همانجا) که با توجه به تاریخ تخمینی ولادت ابوجعفر پذیرفتنی نیست. قرائت آموزی وی از زید بن ثابت هم که در سدۀ ٥ ق مطرح بوده (همو، ٤٦)، از سوی ذهبی (همانجا) رد شده است. ابوجعفر مدتی در ملازمت عبدالله ابن عمر بوده و روایاتی از او دارد که مورد توجه مالک (صص ١٥٧، ١٦٤، ٩٢٦) و دیگران قرار گرفته است (ذهبی، همان، ٣ / ٢٣٩، معرفة، ١ / ٥٩؛ قس: ابن سعد، ١٥١؛ بخاری، ٤(٢) / ٣٥٤)، ولی گفته نشده که از او قرائت نیز اخد کرده باشد (نک : اندرابی، ٤٦؛ برای دیگر مشایخ وی، نک : ابن خلکان، ٦ / ٢٧٤؛ مزی، ٢١ / ١٧٣). به هر صورت ابوجعفر به گفتۀ خود پیش از واقعۀ حره (٦٣ ق)، در حالی که جمعی از صحابه و حتی استادان او زنده بودهاند، در مسجد النبی (ص) تدریس قرائت را آغاز کرده است (ابنمجاهد، ٥٧- ٥٨؛ اندرابی، ٤٨). نیز گفته شده که در ٧٣ ق او بود که بر جنازۀ ابن عمر نماز گزارد (ذهبی، تاریخ، ٣١٠).
ابوجعفر را علمای رجال چون یحیی بن معین (٣ / ١٩٢)، ابنسعد (ص ١٥٢)، نسائی (نک : ابنخلکان، همانجا) و ابنحبان ( الثقات، همانجا، مشاهیر، ٧٦) ثقه و اهل عبادت و ورع دانستهاند. برخی نیز فضایل و کراماتی به وی نسبت دادهاند (ابن مجاهد، ٥٨؛ اندرابی، ٤٩؛ بسوی، ١ / ٦٧٥-٦٧٦؛ ذهبی، معرفة، ١ / ٦٠-٦٢؛ ابن جزری، غایة، ابن خلکان، ٦ / ٢٧٥). از میان کسانی که قرائت را نزد ابوجعفر فراگرفتهاند، روایت عیسی بن وردان و سلیمان بن مسلم بن جماز شاخصتر است (نک : ه د، ابنجماز؛ ابنوردان). جز این دو راوی، روایت اسماعیل بن جعفر نیز روزگاری رواج داشته است (اندرابی، ٤٤-٤٥؛ قس: ابن ابی حاتم، ٤(٢) / ٢٨٥). همچنین قرائت ابوجعفر به روایت نافع در اختیار هذلی و ابوعبدالله قصاع بوده و توسط آنان در الکامل و المغنی درج شده است (ابنجزری، همان، ٢ / ٣٨٣). لازم به ذکر است که نافع و ابوعمرو بن علاء دو تن از قراء سبع در قرائت خود از او تأثیر پذیرفتهاند (ابوعمرودانی، ٨؛ برای دیگر شاگردان او در قرائت، نک : ابنجزری، همان، ٢ / ٣٨٢-٣٨٣).
در مطالعۀ خصوصیات قرائت ابوجعفر، تطابق آن با مصحف مدینه قابل توجه است (قس: ابن ابی داوود، ٣٩- ٤٩ با ابنجزری، النشر، ٢ / ٢٢٢-٢٢٣، ٢٤٢، ٢٥٤). همین مسأله در کنار مشترک بودن لهجۀ مدنی، شاگردی نافع نزد ابوجعفر و شاید عوامل دیگر موجب شده که قرائت نافع به قرائت وی تا حد زیادی نزدیک باشد و در بسیاری از موارد نام آن دو با عنوان «مدنیان» در کنار هم آورده شود (نک : همان، جم ). اصمعی از نافع نقل کرده که تنها در ٧٠ مورد قرائت ابوجعفر را ترک کرده است (همو، غایة، ٢ / ٣٣٣). در عین حال قرائت ابوجعفر در پارهای موارد مشخصات خاص خود را دارد. انتخاب وزن فُعُل به جای فُعُل (ابن خالویه، ١٢، ٦١، ٨١، ٨٢؛ ابن جزری، النشر، ٢ / ٣٦١)، تمایل زیاد به تخفیف و تسهیل همزه که میتواند مربوط به لهجۀ مدنی باشد، حتی در مواردی چون «مستهزئون» (ابن خالویه، ٢؛ ابن جزری، همان، ٢ / ٢٠٨)، تبدیل کسرۀ پایانی کلمه به ضمه، به مناسبت ضمۀ عین الفعل کلمۀ بعد چون «لِلْمَلائِکَةُ اسْجُدوا» (بقره / ٢ / ٣٤، جم ) و «رَبُّ احْکُمْ» (انبیاء / ٢١ / ١١٢) (ابن خالویه، ٣، ٩٣)، وصل دو کلمه حتی به شکلی چون «تِسْعَةَ اعْشَرَ» (مدثر / ٧٤ / ٣٠) (همو، ١٦٥)، تلفظ کسره به جای ضمه در مواردی چون «ذِریّته» و «اضطِرَّ» (همو، ٩، ١١)، تلفظ «جُزّاً» و «هُزّاً» به جای «جزءاً» و «هزؤاً» (همو، ٦) و تلفظهای خاصی چون «نِعْما» به جای «نِعِمّا» (ابن جزری، همان، ٢ / ٢٣٥) و «رَبَأت» به جای «رَبَت» (همان، ٢ / ٣٢٥) را باید از وجوه تمایز قرائت ابوجعفر برشمرد. قابل ذکر است که بین دو راوی مشهور وی، ابنوردان و ابنجماز، موارد اختلاف به طور قابل ملاحظهای اندک است.
ابوجعفر در زمان خود امام اهل مدینه در قرائت شمرده میشد (ابن سعد، ١٥١) و به گفتۀ ابنمجاهد در میان معاصرانش احدی بر او پیشی نداشت، چنانکه حتی او را بر رقیبش عبدالرحمن اعرج مقدم میداشتند (ابنمجاهد، ٥٦، ٥٧). ابنجماز راوی مشترک ابوجعفر و نافع، قرائت او را بر نافع ترجیح میداده، ولی گویا در آن زمان اقبال مردم به قرائت نافع بیشتر بوده است (نک : ابنمهران، ١١؛ اندرابی، ٤٧- ٤٨).
در سدۀ ٣ ق ابوعبید در کتاب خود قرائت ابوجعفر را به عنوان یکی از سه قرائت مدینه مورد بررسی قرار داد (نک : همو، ٤٤) و احمد بن حنبل ــ براساس آنچه در روایتی آمده ــ در میان جمیع قاریان، قرائت او را توصیه کرده است (همو، ٤٧؛ قس: ابن جزری، غایة، ٢ / ٣٣٢). ابوداوود نیز قرائت او را در سنن مورد توجه قرار داده است (٤ / ٣٦). در سدۀ ٤ ق ابن مجاهد قرائت ابوجعفر را در ردیف قرائات هفتگانه قرار نداد و موجب شد تا برخی به پیروی از او این قرائت را از شواذ بشمارند (مثلاً نک : ابن ندیم، ٣٣)، ولی ابن مهران (ص ٨) نه تنها آن را یکی از قرائات دهگانه به شمار آورد، بلکه بر تمام نه قرائت دیگر مقدم دانست. پس از او نیز قرائت ابوجعفر همواره در عداد قرائات دهگانه بوده است. همچنین در سدۀ ٥ ق اندرابی در کتابی که قرائات مشهور را در آن گـرد آورده بود، ابوجعفر را بر دیگر قاریان مقدم داشت (نک : ص ٤١). از قدیمترین منابعی که قرائت ابوجعفر را میتوان در آن یافت، المبسوط ابن مهران و از جامعترین آثار متأخر النشر ابن جزری را باید نام برد. صاحب «المبانی» (ص ٢٤٧) یادآور شده که ابوجعفر در زمینۀ شمارش آیات قرآن مجید نیز صاحب نظر بوده است.
وی افزون بر قرائت، از حدیث و فقه نیز بهره داشت. ابن سعد (ص ١٥٢) او را «قلیل الحدیث» دانسته و ذهبی ( تاریخ، ٣١٠) به روایت او از ابوهریره و ابنعباس اشاره دارد. برخی چون مالک، عبدالعزیز بن محمد دراوردی و عبدالعزیز بن ابی حازم نیز از او حدیث شنیدهاند (نک : مالک، ١٥٧، جم ؛ بخاری، ٤(٢) / ٣٥٤؛ ذهبی، همانجا؛ مزی، ٢١ / ١٧٣-١٧٤). در زمینۀ فقه نیز مالک متذکر شده که او در مدینه به صدور فتوی میپرداختهاند (نک : ابن خلکان، ٦٠ / ٢٧٥) و ذهبی ضمن اینکه او را مفتی و مجتهدی بزرگ دانسته، یادآور شده که در منابع به آراء او پرداخته نشده است.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن، الجرح و التعدیل، حیدرآباددکن، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٣ م؛
ابن ابی داوود، عبدالله بن سلیمان، المصاحف، قاهره، ١٣٥٥ ش؛
ابن جزری، محمد بن محمد، غایة النهایة، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
همو، النشر، به کوشش علی محمد ضباع، قاهره، کتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباددکن، ١٣٩٩-١٤٠١ ق / ١٩٧٩-١٩٨١ م؛
همو، مشاهیر علماء الامصار، به کوشش م. فلایشهامر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
ابن خالویه، حسین بن احمد، مختصر فی شواذ القرآن، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٩٣٤ م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، القسم المتمم، به کوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابنمجاهد، احمد بن موسی، السبعة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٧٢ م؛
ابن مهران، احمد بن حسین، المبسوط، به کوشش سبیع حمزه حاکمی، دمشق، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوداوود، سلیمان بن اشعث، سنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، داراحیاء السنة النبویة؛
ابوعمرودانی، عثمان بن سعید، التیسیر، به کوشش اوتوپرتسل، استانبول، ١٩٣٠ م؛
اندرابی، احمد بن ابی عمر، قراءات القراء المعروفین، به کوشش احمد نصیف جنابی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباددکن، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
خلیفة بن خیاط، التاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
همو، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، حوادث ١٢١-١٤٠ ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش محمد سید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، ١٩٨٥ م؛
«المبانی»، همراه مقدمتان فی علوم القرآن، به کوشش آرتور جفری، قاهره، ١٩٥٤ م؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، نسخۀ خطی کتابخانۀ احمد ثالث، شم ٢٨٤٨؛
یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش احمد محمد نور سیف، مکه، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م.
احمد پاکتچی