دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٨ - ابو ثور
ابو ثور
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوثور، ابراهیم بن خالد بن ابی الیمان کلبی (د ٢٤٠ ق / ٨٥٤ م)، فقیه بغدادی که خود مذهبی مستقل داشت. گفته شده که کنیۀ وی ابوعبداللّه بوده است (مزی، ٢ / ٨١). در برخی از منابع تولید او را در حدود ١٧٠ ق / ٧٨٦ م دانستهاند (نک : ذهبی، ١٢ / ٧٣، ٧٤). ابوثور در مجلس محدثان بزرگی چون سفیان بن عُیینه، سعید بن منصور، اسماعیل بن عُلیّه، وکیع بن جراح و عبدالرحمن بن مهدی به فراگیری حدیث پرداخت (ابن ابی حاتم، ١(١) / ٩٨؛ مزی، همانجا) و نزد فقیهان بغداد از پیروان ابوحنیفه فقه آموخت (خطیب، ٦ / ٦٧- ٦٨). به هنگام ورود شافعی به بغداد (١٩٥ ق) وی در زمرۀ ملازمان درس او درآمد و فقه قدیم شافعی را از او فراگرفت (همانجا). ابوثور تا آنجا مورد احترام معاصران خود بود که فقیهی چون احمد بن حنبل او را در کنار سفیان ثوری قرار داده و بنابر حکایتی، در پاسخ یک سؤال فقهی، پرسش کننده را به ابوثور احاله کرده است (همو، ٦ / ٦٦- ٦٨؛ ابواسحاق شیرازی، ١٠١-١٠٢).
در حدیث، کسانی چون نسایی، ابن حبان و خطیب بغدادی او را مورد وثوق شمردهاند و روایات وی در کتب معتبر حدیث چون سنن ابو داوود و سنن ابن ماجه وارد شده است (نک : ابن حبان، ٨ / ٧٤؛ خطیب، ٦ / ٦٥-٦٦؛ مزی، ٢ / ٨٠). محدثان ناموری مانند ابوداوود سجستانی، ابن ماجۀ قزوینی، ابوحاتم رازی و ابوالقاسم بغوی از او حدیث شنیدهاند (نک : ابن ابی حاتم، همانجا؛ مزی، ٢ / ٨١). با وجود جایگاه خاص ابوثور در حدیث، وی بیشتر به عنوان فقیه شهرت داشته است (عبادی، ٢٢). در میان کسانی که از او فقه آموختهاند، میتوان از داوود بن علی اصفهانی بنیانگذار فقه ظاهری، جنید بغدادی صوفی مشهور و عبید بن خلف بزّاز یاد کرد (ابواسحاق شیرازی، ١٠٢؛ سلمی، ١٤١؛ هجویری، ١٦١؛ ابن ندیم، ٢٦٥). ابوثور در دوران تحصیل خود با مذاهب گوناگون فقهی از اصحاب حدیث، اصحاب رأی و مذهب شافعی آشنایی یافت، اما خود صاحب مذهبی مستقل بود که از سویی به مذهب شافعی و از سوی دیگر به اصحاب حدیث نزدیک بود. وی یکی از ٤ راوی اصلی فقه قئیم شافعی بهشمار میرود (نووی، ١(٢) / ٢٠٠) و در نقل از شافعی غرایبی دارد که مورد توجه نویسندگان متأخر قرار گرفته است (مثلاً نک : عبادی، همانجا؛ ابن هبیره، ١ / ٦٠، جم ؛ سبکی، ٢ / ٧٨-٨٠). کتابی نیز در اختلافات بین مالک و شافعی گرایش داشته است (ابنعبدالبر، ١٠٧). با اینهمه ابوثور در بسیاری از مسائل با شافعی همراه نبود و نظر مخالف ابراز میداشت (نک : ابن ندیم، همانجا). از همینرو بوده که نویسندگان شافعی عمدتاً آراء او را به عنوان یکی از «وجوه» مذهب خود تلقی نکردهاند (نک : نووی، ١(٢) / ٢٠٠-٢٠١؛ سبکی، ٢ / ٧٧). در اینگونه مسائل که ابوثور با شافعی مخالفت ورزیده، میتوان گفت که بیشتر به طریقۀ اصحاب حدیث بهویژه آراء ابوعبید گرایش داشته است (نک : مروزی، ١٠٨، ١٤٦، جم )، اما گاه نیز در کنار اصحاب رأی قرار گرفته است (مثلاً نک : همو، ١٨٠، ٢٣٥). درواقع چنانکه برخی از پیشینیان یادآور شدهاند، فقه ابوثور منزلتی است میان فقه روایی و فقه درایی (نک : خطیب، ٦ / ٦٥).
در بررسی برخی از موارد اختلاف ابوثور با دیگر فقها، میتوان نظر خاص او را حاصل ویژگی استناد او به کتاب دانست. در مورد مسائلی چون شیر دادن مادر به فرزند، سوگند خوردن به عتق و بریدن دست سارق، ابوثور یک حکم کلی را از قرآن استنباط کرده، با قرار دادن موضوع مسأله در شمار مصادیق آن حکم کلی، نظری را در مورد مسأله ابراز میدارد که خاص خود اوست (نک : مروزی، ١٥٤-١٥٥، ٢١٩، ٢٢٣). گاه نیز پیروی او از حدیثی بخصوص موجب شده تا در یک مسأله، نظری برخلاف نظر دیگر فقها ابراز نماید (مثلاً نک : همو، ١١١، ١٥٨). ابوثور نظرات خود را در کتابی مبسوط تحریر کرده و در تألیف آن از اسلوب آثار شافعی بهره گرفته بود. ابنندیم از بخشهای مختلف این اثر «کتاب الطهارة»، «کتاب الصلاة»، «کتاب الصیام» و «کتاب المناسک» را یاد کرده است (همانجا).
به هر روی آراء ابوثور در کتب فقهی بعدی مورد توجه بوده و کسانی چون مروزی در اختلاف العلماء (ص ٢٤، ٢٥، جم )، طبری در اختلاف الفقهاء (ص ٣٥، جم )، ابن منذر در الاجماع (ص ٢٤، ٣٥)، ابن حزم در المحلّی (١ / ٩٤، ١٠٢، جم )، طوسی در الخلاف (١ / ٢١، ٦٥، جم ) و ابن رشد در بدایة المجتهد (١ / ٨، ١٠، جم ) به نقل آراء وی پرداختهاند و حتی فضل بن شاذان نیشابوری، عالم امامی (د ٢٦٠ ق) در کتابی به بررسی نظرات ابوثور در کنار شافعی، داوود اصفهانی و دیگر فقها پرداخته بود که بعدها الدیباج نام گرفت (طوسی، الفهرست، ١٢٥). محمد بن نصر مروزی (د ٢٩٤ ق) در مواضع مکرر از کتاب خود، مذهب ابوثور را بر دیگر فقیهان ترجیح داده (نک : ص ١٥٥، ١٧٢، جم ) و ابنندیم (همانجا) برخی از پیروان آغازین مذهب وی چون ابوجعفر احمد بن محمد عیالی و منصور بن اسماعیل مصری را نام برده و آثاری را در فقه به آنان نسبت داده است. همچنین به گفتۀ ابن زولاق و ابن یونس، مورخان مصر، قاضی ابوعبید ابنحربویۀ بغدادی (د ٣١٩ ق) که چندی در مصر منصب قاضی القضاتی داشته، دست کم مدتی بر مذهب ابوثور بوده است (نک : ذهبی، ١٤ / ٥٣٧- ٥٣٨). بر پایۀ گزارش ابنندیم (همانجا)، در نیمۀ دوم سدۀ ٤ ق / ١٠ م مذهب ابوثور در آذربایجان و ارمنستان، مذهب غالب بوده است، ولی باید یادآور شد که مقدسی در همان دورۀ زمانی، در مقام گفتوگو از مذاهب مردم آذربایجان و ارمنستان (ص ٣٧٨- ٣٧٩) در اینباره سکوت کرده است.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن حزم، علی بن احمد، المحلی، بیروت، دارالآفاق الجدیدة؛
ابن رشد، محمد بن احمد، بدایة المجتهد، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاتتقاء، بیروت، دارالکتب العلمیة؛
ابن منذر، محمد بن ابراهیم، الاجماع، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابن هبیره، یحیی بن محمد، الافصاح عن معانی الصحاح، حلب، ١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣-١٤٠٤ ق / ١٩٨٣-١٩٨٤ م؛
سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٤ م؛
سلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، به کوشش پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
طبری، محمد بن جریر، اختلاف الفقهاء، بیروت، دارالکتب العلمیة؛
طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
همو، الفهرست، نجف، کتابخانۀ مرتضویه؛
عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستا ویتسنام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
مروزی، محمد بن نصر، اختلاف العلماء، به کوشش صبحی سامرایی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
نووی، یحیی بن شرف، کشف المحجوب، به کوشش و. ژوکوفسکی، لنینگراد، ١٣٤٤ ق / ١٩٢٦ م.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث