دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٣ - امین استرآبادی
امین استرآبادی
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمینِ اِستَرابادی، محمدامین بن محمد شریف (د ١٠٣٦ ق/ ١٦٢٧ م)، از علمای نامدار امامی و بنیانگذار گرایش اخباریه. از آغاز زندگی او اطلاعی در دست نیست، ولی میدانیم كه مدتی از دورۀ جوانی خویش را در شیراز سپری كرده، نزد شاه تقیالدین محمد نسابه مدت ٤ سال دانش اندوخته، و از علوم عقلی بهره گرفته است (امین استرابادی، ١٣٣)؛ وی گویا سپس به نجف رفته، و از سیدمحمد عاملی كه از او به عنوان نخستین استاد خود در حدیث و رجال نام برده، به فراگیری علوم نقلی پرداخته است (همانجا). او در نجف از محضر شیح حسن صاحب معالم نیز استفادۀ علمی برده، و از او اجازهای نیز دریافت داشته است (خوانساری، ١/ ٣٠٩؛ نوری، ٣/ ٤١٢؛ قس: امین استرابادی، ١٨٥).
از عبارتی كه در الفوائد امین استرابادی (ص ٢٧٨) آمده، چنین برمیآید كه وی ظاهراً در نوبت دوم اقامتش در شیراز (از حدود سال ١٠١٠ ق/ ١٦٠١ م) به مكه رفت و مدتی در آنجا مقیم شد (نیز نک : علی خان مدنی، ٤٩١). سال ورود وی به مكه روشن نیست، ولی ظاهراً زودتر از ١٠١٤ ق نبوده است، زیرا نسخهای از آثارش در همین سال در شیراز كتابت شده است (آستان ... ، ٤٩٠). آخرین استاد وی در فقه و حدیث و رجال، میرزا محمد استرابادی، عالم مقیم مكه بوده، و او در آنجا از اوایل سال ١٠١٥ ق تا حدود ١٠ سال نزد وی دانش آموخته است (امین استرابادی، ١٧، ١٨٥).
وی شاگردان مشهوری داشته است (نک : حر عاملی، ٢/ ٢٤٢؛ افندی، ریاض ... ، ٢/ ٤٤، ٣٩٩؛ آقابزرگ، ١/ ٢٠٨؛ نوری، ٣/ ٤١١؛ مرعشی، ٢/ ٢٨). فیض كاشانی نیز در سفر مكه محضر امین استرابادی را درك كرده، و یك چند مصاحب وی بوده است (فیض كاشانی، الاصول ... ، ١-٢، «الحق ... »، ١٢).
امین استرابادی به گفتۀ علی خان مدنی در ١٠٣٦ق درگذشت (ص ٢٩١؛ قس: بحرانی، ١١٩، كه سال ١٠٣٣ق را آورده است) و پیكرش را در كنار مقابر عبدالمطلب و ابوطالب به خاك سپردند (نوری، همانجا).
طریقهای كه امین استرابادی بنیان نهاد، در سنت فقهی ـ كلامی امامیان بیسابقه نبود و او خود نیز سعی داشت تا خویش را دنبالهرو شیوۀ كلینی و صدوقین از قدمای اصحاب حدیث امامیه قلمداد نماید (ص ٤٠)؛ البته این ادعا از سوی مخالفان او پذیرفته نشده است (مثلاً نک : كاظمی، ٢٠٧؛ نیز بحرانی، ١٧- ١٨). بیتردید پیش از امین استرابادی فكر اخباریگری وجود داشت، اما این طریقه به گونهای كه امین استرابادی بنیان نهاد، مربوط به خود اوست.
امین استرابادی سعی داشت كه در محافل امامیه، اجتهاد اصولیان را به عنوان یك خطر مطرح سازد و میخواست با رجوع به اخبار، مذهب سلف را احیا كند.دربارۀ زمینههای ظهور افكار امین استرابادی، این نکته مسلم است كه فضای فكر دینی عصر صفوی و نقش عالمانی چون محقق كركی و روش اجتهادی ایشان در این باره مؤثر بوده است. به هر حال، در سراسر كتاب الفوائد، برخورد انتقادی امین استرابادی با روش اجتهادی محقق كركی، و گاه به طور كلی اصولیان دیده میشود (نک : ص ٤٩، ٩٢، ١٩٣-١٩٤، جم ).
در باب منابع شریعت، امین استرابادی بر این اعتقاد است كه همۀ احكام شرعی در كتاب و سنت بیان شده است. او با تكیه بر اینکه قرآن نخستین اصل تشریع است، و نیز برپایۀ حدیثی از امام صادق (ع)، بر این نکته اصرار میورزید: هر امری كه دو تن در آن اختلاف كنند، حتماً برای آن اصلی در كتاب خدا وجود دارد، ولی عقول مردمان بدان راه نمیبرد (ص ١٠٦). او تأویل قرآن را براساس افكار و آراء شخصی باطل میشمارد و آن را تنها مخصوص اهل بیت (ع) میداند كه معصوم از خطا هستند (ص ٤٧، ١١٦، جم ) و بدین ترتیب، بر آن است كه استنباط احكام نظری از آیات قرآنی كه محتمل وجوه متعدد است، جز برای معصومان اهل بیت (ع) كه مخاطبان واقعی قرآن هستند، امكانپذیر نیست (ص ٢٤٨، نیز ١٣٥).
امین استرابادی دربارۀ سنت نبوی نیز معتقد است كه استنباط احكام نظری از آن، بدون تفحص از احوال سنت و ناسخ و منسوخ آن جایز نیست و این تفحص، تنها به واسطۀ رجوع به اهل بیت (ع) ممكن خواهد بود (ص ١٣٦). در واقع امین استرابادی نظریۀ خویش در باب شریعت را بر دو پایه استوار كرده است : یكی كمال شریعت در كتاب و سنت، و دیگر اعتقاد به اینکه كلید معرفت شریعت، رجوع به علم امام معصوم است كه وارث پیامبر اكرم (ص) به شمار میرود (ص ٤٤-٤٥، ٤٧، ٥٢-٥٣، جم ). وی به صحت جمیع احادیث كتب اربعه و اصولاً صحت غالب احادیث امامی قائل است (نک : ص ٥٠-٥١، ١٨١-١٨٤، جم ) و معتقد است كه منابع كتب اربعه، اصولی است كه اصحاب ائمه (ع) آن را مدون ساخته، به مضامین آن عمل میكردند (ص ١٨١). امین استرابادی همچنین تقسیم چهارگانۀ حدیث به صحیح، حسن، موثق و ضعیف را ــ كه متأخران بدان دست یازیدهاند ــ باطل دانسته، و با تكیه بر اینکه این روش نزد متقدمان امامیه معمول نبوده، آن را به شدت رد كرده است (ص ٥٣-٥٥، ٥٩-٦٠، جم ).
امین استرابادی بر این باور است كه تحصیل حكم شرعی براساس كسب و نظر مقبول نیست، زیرا این مباحث موجب اختلافات اصولی و فقهی میشود، و فائدۀ بعثت انبیا و انزال كتب نقض میگردد (ص ٩٠-٩١). او همچنین در رویكردی به علم كلام، اعتماد بر این دانش را كه مبتنی بر منطق و حجج عقلی است، نیز نادرست میانگارد (ص ١١٧؛ برای تحلیلی از افكار او، نک : صدر، ٤٣-٤٤).
آثـار
تنها اثر انتشار یافتۀ امین استرابادی، الفوائد المدنیة فی الرد على من قال بالاجتهاد و التقلید فی نفس الاحكام الالٰهیة است كه به خصوص معرف مبانی فكری او در رد بر شیوۀ فقهی اصولیان است (برای حواشی و ردیهها، نک : آقابزرگ، ٥/ ٧٤، ٦/ ١٦٨، ١٠/ ١٨٦، ١٦/ ٣٥٨- ٣٥٩).
از میان آثار خطی، مهمترین نوشتههای او عبارتند از: ١. شرح الاستبصار، یا الفوائد المكیة، كه شرحی است ناتمام بر استبصار شیخ طوسی، و مقدمۀ آن مباحثی در علم حدیث و درایه را دربردارد (برای نسخۀ خطی، نک : مرعشی، ١٢/ ١٧٠). وی حواشی و تعلیقاتی نیز بر الاستبصار داشته است (افندی، تعلیقة ... ، ٢٤٧)؛ ٢. شرح تهذیب الاحكام، شرحی ناتمام بر تهذیب شیخ طوسی (حر عاملی، همانجا؛ برای نسخهها، نک : مرعشی، ١٠/ ١٧٤، ١٢/ ١٧١). حواشی وی بر تهذیب و استبصار را مؤلفی در ١١٣٣ق در مجموعهای با عنوان جامع الحواشی گرد آورده است (آقابزرگ، ٥/ ٥١)؛ ٣. حاشیه بر الكافی كلینی، كه فاضل قزوینی آن را جمعآوری كرده است (افندی، همانجا؛ برای نسخه، نک : مرعشی، ١٢/ ١٦٣، ١٧/ ٢٣٢؛ برای اثری دیگر با عنوان شرح اصول الكافی، نک : امین استرابادی، ٤؛ حر عاملی، همانجا)؛ ٤. دانشنامۀ شاهی، رسالهای است به فارسی كه در آن از مباحث كلامی و غیر آن سخن رفته، و آن را به نام سلطان محمد قطب شاه دكنی نوشته بوده است. امین استرابادی این كتاب را در مكه و پس از تحریر اول یا دوم الفوائد المدنیه به نگارش آورده است (نک : دبستان مذاهب، ١/ ٢٤٧- ٢٤٩؛ آقابزرگ، ٨/ ٤٦؛ برای برخی نسخ، نک : شورا، ١٠/ ٦٢٣؛ ملك، ٩/ ١٣٨؛ آستان، ٢٤٣؛ مركزی، ١٤/ ٣٦١٨؛ منزوی، ١/ ٦٦٤). كلبرگ برپایۀ اهدای كتاب، احتمال داده است كه شاید استرابادی چند سالی را در هند گذرانیده باشد (نک : ص ٨٤٥).
از دیگر آثار خطی برجای مانده باید به حاشیه بر انموذج العلوم دوانی (آستان، ١١٨)، المسائل الثلاث الكلامیة (همان، ٤٩٠)، رسالهای در بداء (همان، ٨٤) و حاشیه بر معارج الاصول محقق حلی (آقابزرگ، ٦/ ٢٠٤) اشاره كرد (برای دیگر آثار، نک : مرعشی، ٢/ ٩٨؛ مركزی، ٥/ ١٧٩٤؛ دانشپژوه، ٢/ ٢٦٣؛ مدرسی، ٢٢٩؛ برای آثار یافت نشده، نک : امین استرابادی، ٤؛ حر عاملی، همانجا؛ بحرانی، ١١٩).
مآخذ
آستان قدس ف، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة؛
افندی، عبدالله، تعلیقة امل الآمل، به كوشش احمد حسینی، قم، ١٤١٠ق؛
همو، ریاض العلماء، به كوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠١ق؛
امین استرابادی، محمد، الفوائد المدنیة، تبریز، ١٣٢١ق؛
بحرانی، یوسف، لؤلؤة البحرین، نجف، مطبعة النعمان؛
حر عاملی، محمد، امل الآمل، به كوشش احمد حسینی، بغداد، مكتبة الاندلس؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٩٠ ق؛
دانشپژوه، محمدتقی و بهاءالدین انواری، فهرست كتب خطی كتابخانۀ مجلس شورای اسلامی (سنای سابق)، تهران، ١٣٥٩ ش؛
دبستان مذاهب، به كوشش رحیم رضازادۀ ملك، تهران، ١٣٦٢ ش؛
شورا، خطی؛
صدر، محمدباقر، المعالم الجدیدة، نجف، ١٣٨٥ ق؛
علی خان مدنی، سلافة العصر، نجف، المكتبة المرتضویه؛
فیض كاشانی، محمدمحسن، الاصول الاصیلة، قم، ١٤١٢ ق؛
همو، «الحق المبین»، همراه الاصول الاصیلة، قم، ١٤١٢ ق؛
كاظمی، اسدالله، كشف القناع، چ سنگی، ١٣١٧ ق؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمدآصف فكرت، مشهد، ١٣٦٨ش؛
مرعشی، خطی؛
مركزی، خطی؛
ملك، خطی؛
منزوی، خطی؛
نوری، حسین، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣٨٢ ق؛
نیز:
Kohlberg, E., «Astarābādī», Iranica, vol. II.
حسن انصاری