دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٩ - ابونعیم
ابونعیم
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبونُعَیْم، فضل بن دُکَین بن حمّاد (١٣٠- ٢١٩ ق / ٧٤٨-٨٣٤ م)، محدث و فقیه مشهور کوفی. از قول وی نقل شده که نام پدرش در حقیقت عمرو بود و دکین لقب او به شمار میرفته است (ﻧﻜ : خطیب، تاریخ، ١٢ / ٣٤٦، ٣٥٦؛ ابن منجویه، ٢ / ١٣١). ابونعیم را از موالی خاندان طلحة بن عبیدالله، صحابی پیامبر (ص) شمردهاند و نسبتهای تَیْمی و قریشی که به او دادهاند، از همین جاست (ابن سعد؛ ٦ / ٢٧٩؛ خلیفه، طبقات، ١ / ٤٠٣؛ بخاری، التاریخ، ٤(١) / ١١٨).
در مآخذ به جزئیات زندگی ابونعیم اشارۀ چندانی نشده است. میدانیم که به احتمال فراوان در کوفه متولد شده (ﻧﻜ : همانجا؛ ابن حبان، الثقات، ٧ / ٣١٩؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٤٦) و در همانجا رشد یافته و محضر شیوخ بزرگ شهر را دریافته است. شغل او نیز فروش نوعی لباس (مُلاءَة) بوده و بدین سبب به او نسبت «مُلائی» داده شده است (ﻧﻜ : یحیی بن معین، ٢ / ٤٧٣؛ خطیب، همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٠ / ١٤٢). آگاهیهای دیگر از زندگی وی به اواخر عمر او باز میگردد: نام ابونعیم در ردیف نام فقها و محدثانی آمده که در کوفه (٢٠٢ ق) با ابوالسرایا (ﻫ م) و محمد بن ابراهیم طباطبا بیعت کردند (ابوالفرج، مقاتل، ٥٥٢؛ ابوطالب، ٣٦؛ محلی، ١ / ٢٠٠)، اما مآخذ دیگر به این نکته اشارهای نکردهاند. از یک سفر او به بغداد آگاهی در دست است: در ٢٠٤ ق که مأمون از خراسان به بغداد درآمد (ﻧﻜ : طبری، ٨ / ٥٧٤)، به سبب سرپیچی از دستور مأمون مبنی بر ترک امر به معروف و نهی از منکر، نزد خلیفه فرستاده شد. از قول خود وی نقل شده که مأمون، پس از طرح پرسشهایی فقهی ــ که وی به خوبی آنها را پاسخ گفت ــ فرمان داد اورا رها کنند (خطیب، همان، ١٢ / ٣٥٠). در ٢١٧ ق نیز که مأموران برای پرسش از فقها و محدثان کوفه در باب مسألۀ خلق قرآن به این شهر درآمدند، ابونعیم از قول به خلق قرآن امتناع ورزید (ﻧﻜ : ابوالعرب، ٤٤٨- ٤٤٩؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٤٩؛ ابن جوزی، مناقب، ٣٩٦).
وی سرانجام پس از بیماری کوتاهی در کوفه درگذشت (ﻧﻜ : ابن سعد، همانجا؛ خلیفه، تاریخ، ٢ / ٧٨٣). پیکر او را طی مراسمی ــ که گویا عمداً پنهانکارانه بود و با مواضع سیـاسی ـ اعتقـادی او نمیتوانست بیارتباط باشد ــ بامداد روز بعد، به جَبّانۀ کوفه بردند و محمد بن داوود، از آل جعفر بن ابی طالب، بر او نماز گزارد؛ اما اندکی بعد محمد بن عبدالرحمن هاشمی والی وقت کوفه ــ که از مراسم آگاهی یافته بود ــ خود در جبّانه حضور یافت و ضمن ملامت کسان ابونعیم، دوباره همراه دیگر مردم، بر پیکر او نماز گزارد (ﻧﻜ : ابنسعد، ٦ / ٢٨٠؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٥٦- ٣٥٧). از بازماندگان ابونعیم، نوادۀ او، احمد ابن میثم بن ابی نعیم را میتوان نام برد که او را از امامیۀ کوفه دانسته و کتابهایی نیز به او نسبت دادهاند (ﻧﻜ : نجاشی، ٨٨؛ طوسی، ٤٤٠).
عاملی که بیش از همه موجب شهرت ابونعیم شده، مقام شامخی است که وی از زمان خود در روایت حدیث یافته بود. وی یکی از مهمترین عالمان حدیث در کوفه به شمار میرفت و فهرستی که از شیوخ و سپس راویان او آورده شده است (ﻧﻜ : مزی: ١٥ / ٩١-٩٦)، نشان از فعالیت گسترده و اهمیت فراوان او در این زمینه دارد. وجود گواهیهای فراوان بر وثاقت او (ﻧﻜ : ابن سعد، همانجا؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٥٣؛ ذهبی، سیر، ١٠ / ١٤٦؛ ابن حجر، ٨ / ٢٧٣) و دقتی که در نقل حدیث داشته (ﻧﻜ : ابن حبان، کتاب، ١ / ٣٣)، مؤید این نکته است.
از مهمترین کسانی که ابونعیم از آنان حدیث روایت کرده است، میتوان به سلیمان بن مهران اعمش، سفیان نوری و مالک بن انس اشاره کرد. وی از کسان دیگری چون مِسْعَر بن کِدام، شعبة بن حجاج، زکریا بن ابی زائده (ابنسعد، ٦ / ٢٧٩؛ مسلم، ١٨٧؛ خطیب، تاریخ، ١٢ / ٣٤٦) و حسن بن صالح بن حی (ثقفی،١ / ١٢١؛ بلاذری، ٢ / ٣٣٨؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٥١) استماع حدیث کرده است. همچنین شیوخ بزرگی مانند عبدالله بن مبارک، احمد بن حنبل، ابوبکر و عثمان پسران ابوشیبه، اسحاق بن راهویه، احمد بن ابی خیثمه و یحیی بن معین از وی استماع حدیث کردهاند (احمد بن حنبل، ٢ / ٧٧، ٣٦٤، ٣ / ٣٥٢، ﺟﻤ ؛ ابنحبان، ٧ / ٣١٩؛ خطیب، همان، ١٢ / ٣٤٦-٣٤٧). ابن منجویه نیز فهرستی از شیوخ او را در فقه و حدیث ارائه کرده است (٢ / ١٣٢).
از ابونعیم در موضوعهای متنوعی روایت نقل شده است: روایات فقهی او در سطح گستردهای در آثار شاگردان وی همچون بخاری (صحیح، ١ / ٣٦، ٤٧، ٥٨، ٦٨، جم )، ابوعبید قاسم بن سلّام (ص ٥٣، ٨٧، ٤٤٥، ٥٦٣)، حمید بن زنجویه (١ / ١٠٠، ١٧٩، ٢ / ٤٩٤، ٥٠٠، ٣ / ١٠٠٦، ١١٥٧، ﺟﻤ ) و ابنابیشیبه (١ / ٤٠، ٦٢، ٣ / ١٠، ٤ / ١١٧، ١٥٥، جم ) آمده است. روایات دیگر او در موضوعهای گوناگون در مجموعههای حدیثی و روایی دیده میشود. آثار بخاری ( الادب، ٣٠، ٣٧، ٤٣، ﺟﻤ ، التاریخ، ١ / ٨، ١٠، ١٩، ﺟﻤ ، خلق، ١١٣، ﺟﻤ ) و ابنسعد (٣(١) / ١٦٠، ٤(١) / ٢٣، ٥ / ٦٦، ٢٣٦، ﺟﻤ ) و بلاذری (٢ / ٩٤، ١١٦، ١٢٥، ٣ / ٣٩، ٤(١) / ٢٠٢، ٢٣٦) تا اندازهای نشاندهندۀ تنوع روایاتی است که از ابونعیم نقل شده است.
آوردهاند که ابونعیم در مذهب همچون برخی دیگر از بزرگان اصحاب حدیث در کوفه، ضمن اعتقاد به تفضیل شیخین، معتقد به تقدم حضرت علی (ع) بر عثمان و همچنین دوستی و احترام نسبت به دیگر صحابۀ پیامبر (ص) بود (ﻧﻜ : ناشیء اکبر، ٦٥) و چنانکه دیدیم، بر قِدَم قرآن باور داشته است (نیز ﻧﻜ : عبدالله بن احمد، ١ / ١٥٧)، اما از دگرسو گفته شده است که ابونعیم در زمان خود، به «رفض» متهم بوده و تشیع خویش را کتمان میکرده (ابوالفرج، الاغانی، ١٤ / ١١؛ نیز ﻧﻜ : خطیب، همان، ١٢ / ٣٥١) و احمد بن حنبل بدین سبب بر او خرده گرفته است (ﻧﻜ : ابوالعرب، ٤٤٨). با اینهمه، او را از داشتن عقاید غلوآمیز برکنار دانستهاند (ذهبی، میزان، ٣ / ٣٥٠؛ در خصوص نظر او در مورد مغیرة بن سعید عِجْلی، ﻧﻜ : طبری، ٧ / ١٢٩). در این باب روایات او در موضوعهای مناقب (مثلاً ﻧﻜ : حسکانی، ١ / ١٢٦، ١٤٩، ٢ / ٥٠ ﺟﻤ ؛ محمد بن سلیمان، ٢ / ١٩٤، ٢٩٨)، احادیث غدیر و مُناشَده (ﻧﻜ : همو، ٢ / ٣٧٤، ٤٢٥) و یا فِتَن (ﻧﻜ : ابن ابی شیبه، ١٥ / ٤٦، ١٥١، ١٩٧، ١٩٨، ﺟﻤ ؛ ابن بابویه، ١٩٣؛ محمد بن سلیمان، ٢ / ١٧٣؛ سیوطی، ٨٥) در مجامیع حدیثی قابل ملاحظه است.
در منابع، ارتباطی نیز میان ابونعیم و زیدیه دیده میشود و چنانکه دیدیم، نام ابونعیم همراه نام محدثان و عالمان بیعت کننده با ابن طباطبا و ابوالسرایا آمده بود. خوارزمی نیز از فرقهای زیدی به نام «دکینیه» نام برده و آنان را پیروان و اصحاب ابونعیم فضل بن دکین خوانده است (ص ٢٩؛ نیز ﻧﻜ : ابن اثیر، ٦ / ٤٤٥)، ولی در هیچ یک از مآخذ دیگر، از انتساب چنین فرقهای به او سخنی به میان نیامده است. افزون بر اینها، در برخی کتابهای طبقات علما و محدثان زیدیه، ابونعیم، از رجال آنان به شمار آمده است (ﻧﻜ : ابنابیالرجال، ٤ / ٢١٨، به نقل از حاکم جُشَمی). بیگمان گرایشهای شیعی ابونعیم، جدا از تمایلات کلی مردم کوفه نسبت به علویان نبود، به ویژه پیوندش با جنبش ابوالسرایا، در مرتبط شدنِ او با زیدیه بیتأثیر نبوده است. با اینهمه، روایات و نظریات وی در منابع زیدی ــ جز چند روایت منقول از او در این منابع (مثلاً ﻧﻜ : ابوعبدالله، ٩٦، ٩٨) ــ از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار نیست.
آثـار
ابنندیم دو کتاب به نامهای المناسک و المسائل فی الفقه به ابونعیم نسبت داده است (ص ٢٨٣). اثر دیگر ابونعیم کتاب الصلوة اوست که در طی سدهها تداول داشته (ﻧﻜ : سمعانی، ١ / ١٦٤، ٤٥٦، ٢ / ١٧؛ کتانی، ٤٦) و نسخۀ خطی آن در کتابخانۀ خصوصی سامی دَهّان در بیروت یافت میشود (ﻧﻜ : GAS, I / ١٠١). همچنین سخاوی (ص ١٤٠) از اثری با عنوان تاریخ، تألیف ابونعیم نام برده و از آن نقل کرده است. روایتهای موجود از ابونعیم در برخی مآخذ که معمولاً شامل ارائۀ اطلاعات کوتاهی در مورد زمان مرگ محدثان و فقیهان مشهور است، احتمالاً برگرفته از همین اثر اوست. مهمترین این روایتها را میتوان در تاریخ ابوزرعۀ دمشقی یافت (مثلاً ﻧﻜ : ١ / ١٩٢، ٢٣٢، ٢٤١، ٢٥٨، ٢٩٠، ٢٩٣، ﺟﻤ ). کتابهای بسوی (١ / ١٢٨، ١٣٠، ١٣٧، ١٤٩، ١٥٥، ﺟﻤ ) و ذهبی (سیر، ١ / ١٢٤، ٢ / ٣٩٧، ٣ / ٢٣٢، ٤ / ٦٨، ٨ / ٤٤، ﺟﻤ ) نیز مملو از اینگونه روایات تاریخی منقول از ابونعیم است (نیز ﻧﻜ : خطیب، السابق، ١٠٣؛ GAS، همانجا). چند روایت هم که دربارۀ جرح و تعدیل رجال حدیث از ابونعیم نقل شده (مثلاً ﻧﻜ : ابن جوزی، الموضوعات، ٢ / ١٠؛ ذهبی، همان، ٨ / ٣٩)، شاید بیارتباط با این کتاب نباشد. در برخی حوادث تاریخی دیگر هم از ابونعیم روایاتی در دست است (ﻧﻜ : ازدی، ١٨٩؛ طبری، ٧ / ٥٤٧، ٥٥٣، ٦٢٢). ابنندیم کتابی در تفسیر نیز به ابونعیم نسبت داده است (ص ٣٧).
مآخذ
ابن ابی الرجال، احمد، مطلع البدور و مجمع البحور، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، بمبئی، ١٩٧٩ م؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن بابویه، محمد، الامالی، نجف، ١٣٨٩ ق / ١٩٧٠ م؛
ابنجوزی، عبدالرحمن، مناقب الامام احمد بن حنبل، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
همو، الموضوعات، به کوشش عبدالرحمن محمد عثمان، قاهره، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٦ م؛
ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
همو، کتاب المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ ق؛
ابنحجرعسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ ق؛
ابنسعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ١٩٠٤- ١٩١٨ م؛
ابن منجویه، احمد، رجال صحیح مسلم، به کوشش عبدالله لیثی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمن، التاریخ، به کوشش شکرالله قوچانی، دمشق، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابوطالب هارونی، یحیی، الافادة فی تاریخ الائمة السادة، نسخۀ خطی کتابخانۀ واتیکان، ﺷﻤ ١١٥٩؛
ابوعبدالله علوی، محمد، فضل الکوفة و فضل اهلها، به کوشش محمدسعید طریحی، بیروت ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
ابوعبید قاسم بن سلاّم، الاموال، به کوشش عبدالامیر مهنّا، بیروت، ١٩٨٨ م؛
ابوالعرب تمیمی، محمد، کتاب المِحَن، به کوشش یحیی وهیب جبوری، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ ق؛
همو، مقاتل الطالبیین، به کوشش سید احمد صقر، قاهره، ١٩٤٩ م؛
احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ازدی، یزید، تاریخ الموصل، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
بخاری، محمد، الادب المفرد، به کوشش یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
، همو، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٣٥٨ ق؛
همو، خلق افعال العباد، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، صحیح، بولاق، ١٣١٥ ق؛
بسوی، یعقوب، المعرفة والتاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٩٧٤-١٩٧٥ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج ٢ به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٩٧٤ م، ج ٣، به کوش عبدالعزیز دوری، بیروت، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م، ج ٤(١)، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٧٩ م؛
ثقفی، ابراهیم، الغارات، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٩٥ ق؛
حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٤ م؛
حمید بن زنجویه، الاموال، به کوشش شاکر ذیب فیاض، ریاض، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق / ١٩٣١ م؛
همو، السابق و اللاحق، به کوشش محمد زهرانی، ریاض، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٧ م؛
همو، طبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦ م؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥ م؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٣ م؛
سخاوی، محمد، الاعلان بالتوبیخ لمن ذمّ التاریخ، به کوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
سمعانی، عبدالکریم، التحبیر فی المعجم الکبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ ق / ١٩٧٥ م؛
سیوطی، «العَرف الوَردی»، ضمن الحاوب للفتاوی، ج ٢، قاهره، ١٣٥٢ ق؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد، رجال، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
عبدالله بن احمد بن حنبل، السنة، به کوشش محمد سعید قحطانی، ریاض، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، دمشق، ١٣٨٣ ق؛
محلی، حمیدالدین، الحدائق الوردیة، دمشق، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
محمد بن سلیمان کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین (ع)، به کوشش محمدباقر محمودی، قم، ١٤١٢ ق؛
مزّی، یوسف، تهذیب الکمال، نسخۀ خطی کتابخانۀ احمد ثالث استانبول، ﺷﻤ ٢٨٤٨؛
مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی و الاسماء، به کوشش مطاع طرابیشی، دمشق، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ناشیء اکبر، عبدالله، مسائل الامامة، به کوشش یوزف فان اس، بیروت، ١٩٧١ م؛
نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
یحیی بن معین، تاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، مکه، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
نیز:
GAS.
علی بهرامیان