دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦ - ابوالفتح دیلمی
ابوالفتح دیلمی
نویسنده (ها) :
سیمین محقق
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٥ آبان ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْفَتح دِیْلَمی، ناصر بن حسن بن محمد (مق ٤٤٤ ق / ١٠٥٢ م)، عالم و دولتمرد زیدی یمن و مؤلف كتابی بزرگ درتفسیر. در مآخذ گوناگون دربارۀ نام و نسب وی اقوال مختلفی آوردهاند. برخی نسب او را به امام حسن (ع) و برخی دیگر به امام حسین (ع) رساندهاند (نك : عرشی، ٣٦؛ محلی، ٢ / ٩٩؛ یحیی، ١ / ٢٤٦؛ زباره، ائمة، ١ / ٩٠) و نام وی را به صورتهای حسین بن ناصر یا ابوالفتح بن ناصر نیز آوردهاند (محلی، یحیی، همانجاها).
سال تولد و همچنین زندگانی ابوالفتح در ایران، بر ما پوشیده است. گفتهاند كه در ٤٣٠ ق / ١٠٣٩ م در نواحی دیلم (در شمال ایران) دعوت زیدی خویش را آشكار كرد (عرشی، زباره، همانجاها)، اما از چگونگی این دعوت و فعالیت وی چیزی گفته نشده است. مهمترین بخش زندگانی ابوالحتح از هنگامی آغاز میشود كه اودر ٤٣٧ ق به البون یمن درآمد (شیبانی، ١٣؛ یحیی، همانجا؛ قس: حداد، ١٨٢). بنابر آنچه خود گفته است، وی در آنجا به علت شیوع فسق و تبهكاری، مردم را به قیام فرا خواند و هدف خویش را از این دعوت برپا داشتن قوانین كتاب و سنت و عمل به احكام شرع و گسترش علم، اعلام كرد (نك : محلی، ٢ / ١٠٣؛ زباره، همان،١ / ٩١). وی مبلغان خویش را به مناطق مختلف قسمت علیای یمن گسیل داشت و دعوت نامههایی خطاب به همۀ مردم به هرسوی روانه كرد (حداد، ١٨٢-١٨٣؛ محلی، ٢ / ١٠٠). پس از اینكه نام او در یمن انتشار یافت و كارش بالا گرفت، با مساعدت بنی همدان در البون به جمعآوری لشكر پرداخت. سپس شهر صعده را ــ كه پناهگاه فرزندان الهادی الی الحق (حك ٢٨٤- ٢٩٨ ق / ٨٩٧-٩١١ م) اولین امام زیدی یمن بود ــ با كشتار و خرابی بسیار به تصرف درآورد و منطقۀ ظاهر را مسخر كرد و در همینجا در نزدیكی ذئبینٍ دژ ظفار را بنیاد نهاد (شیبانی، همانجا؛ محلی، ٢ / ١٠٤؛ زباره، همان، ١ / ٩٢؛ نیز نك : EI٢, S).
ابوالفتح در شوال (نك : همانجا) یا ذیقعدۀ ٤٣٧ صنعا را تصرف كرد. وی پس از ورود به شهر و چیرگی یافتن بر خزاین آن، بیعت جعفر ابنقاسم عیانی را كه رهبری زبدیان را درآنجا برعهده داشت، به دست آورد (همانجا). ابوالفتح دو فرزند قاسم بن حسن عیانی را بر آن شهر گماشت و سعید بن یزید از مردم صحرای صنعا را به قضا منصوب كرد (یحیی، شیبانی، زباره، همانجاها). سپس خود به ذئبین بازگشت و تا صفر سال بعد در آنجا ماند. در ٤٣٨ ق از ذئبین به حدّان (در پایین وادیالسر از بلاد بنی حشیش) و از آنجا به عَلَب (جنوب شهر صنعا) رفت و دژ علب را بنا و در آنجا استقرار یافت و قدرت وی رو به فزونی گذاشت. از سوی دیگر با ارسال دعوت نامهای به رؤسای قبایل عنس، ١٠٠ سوار از جانب آنان به خدمت او درآمده، با وی بیعت كردند (یحیی، ١ / ٢٤٦-٢٤٧؛ زباره، همانجا).
شایان ذكر است كه درسدۀ ٤ ق صنعا و توابع آن شاهد درگیریهای پیدرپی قبایل مختلف آن سامان بود. آل ضحاك با رهبری محمد بن قیس بن ضحاك، آل حاشد با ریاست ابن ابی حاشد و قبیلۀ خولان با فرماندهی ابن ابی الفتوح، هركدام درصدد دست یافتن به حكومت صنعا بودند. دراین میان نباید وجود جعفر بن قاسم عیانی رهبر زیدیان آنجا را، نادیده گرفت (نك : حداد، ١٨٢)، شاید به همین علت ابوالفتح با جعفر بن قاسم طرح دوستی ریخت و او را به امیر الامرائی خود برگزید و یك چهارم مالیات را به وی واگذار كرد (یحیی، زباره، همانجاها)، اگرچه این دوستی دیری نپایید و به سرعت روابط این دو به تیرگی گرایید. شاید بتوان ریشۀ این اختلاف را در همان مناقشات قبیلهای و حضور مدعی جدیدی چون ابوالفتح در صحنۀ سیاست صنعا جستوجو كرد. به هر صورت، جعفر بن قاسم همراه با ابن ابی حاشد از صنعا خارج شد و در مقابل ابوالفتح قرار گرفت. ابوالفتح نیز كه احتمالاً در مقر خود در علب بود، به خرابی خانههای بنی حارث و بنی مروان فران داد. ابن ابی الفتوح و ابن ابی حاشد از این عمل ابوالفتح خشمگین شدند و به صنعا رفتند و والیان و كارگزاران ابوالفتح را از مناصب خود خلع كردند و یاران وی را از جامع شهر بیرون راندند و نام ابوالفتح را ازخطبه انداختند (شیبانی، ١٣؛ یحیی، زباره، همانجاها). در پی شورش این دو، ابوالفتح از علب خارج شده، به الجوف و سپس به البون و عنس بازگشت. جعفر بن قاسم به تعقیب وی پرداخت و نبردهای بسیاری بین این دو بر سر تصرف استحكامات نظامی دراثافت و عجیب درگرفت (یحیی، همانجا؛ زباره، ائمة، ١ / ٩٢).
در٤٣٩ ق قدرت ابوالفتح با ظهور علی بن محمد صُلیحی بنیانگذار حكومت باطنیۀ صلیحیون و اشغال جبل مسار توسط او رو به زوال گذاشت و با قدرت روزافزون صلیحی مردم از یاری كردن ابوالفتح روی گرداندند و نزدیكانش هم به وی پشت كردند. اواز بیم صلیحی از شهری به شهری میرفت و بین شهرهای بنی خولان و عنس و ذئبین در گریز بود (یحیی، ١ / ٢٤٨، ٢٥٠؛ زباره، همان، ١ / ٩٣)، تا سرانجام صلیحی بر صنعا و سپس بر سراسر یمن چیرگی یافت (همان، ١ / ٩٢-٩٣؛ یحیی، ١ / ٢٤٩). شاید بتوان یكی از عوامل پیروزی صلیحی بر صنعا را نتیجۀ اختلافات داخلی سرداران و امیران ابوالفتح با وی و نیز رقابت بین قبایل یمنی و تعصبات قبیلهای دانست (نك : حداد، ١٨٣).
به هرحال پس از اشغال صنعا در ربیعالاول ٤٤٤ توسط صلیحی، ابوالفتح ناچار به نجاح، حاكم تهامه، روی آورد و در نامهای وی را بر ضد صلیحی برانگیخت و اخراج صلیحی از صنعا و تصرف آنجا را درخواست نمود. مكاتبات بین ابوالفتح دیلمی و نجاح به تیرگی روابط بین صلیحی و نجاح انجامید (همدانی، ٨٢). نجاح لشكر انبوهی به نبرد صلیحی فرستاد، ولی برتری از آن صلیحی بود و سرانجام در اواخر ٤٤٤ ق صلیحی در شهر عنس با ابوالفتح و گروهی از یارانش درآویخت. ابوالفتح و همراهانش در این نبرد به قتل رسیدند و در محلی در نجدالجاح نزدیك رداع به خاك سپرده شدند (زباره، همانجا؛ برای تاریخهای دیگر درمورد سال كشته شدن وی، نك : محلی، ٢ / ١٠٤؛ زباره، اتحاف، ٥١؛ نیز نك : شیبانی، همانجا). بعدها فرزندش محمد بن ناصر جنازۀ پدر را به ردمان از شهرهای عنس منتقل كرد و گویند سر ابوالفتح را به صنعا بردند و جسدش را در افیق از شهرهای عنس به خاك سپردند (همدانی، ٨٢، ٨٣؛ یحیی، ١ / ٢٥٠؛ زباره، ائمة، ١ / ٩٣؛ محلی، همانجا). در سدۀ ١١ ق بر مقبرۀ وی بنایی ساختند كه به «قاع دیلمی» مشهور شد. از نسل وی علمای بزرگی در شهر ذمار و غیر آن برخاستند كه به بنودیلمی مشهور بودند (زباره، همانجا، EI٢, S ).
آثـار
ابوالفتح تألیفاتی داشته كه مهمترین آنها، تفسیری بر قرآن مجید در ٤ جزء بوده است (محلی، ٢ / ٩٩؛ زرزور، ١٤١). نسخهای از این تفسیر با عنوان البرهان فی تفسیر القرآن در كتابخانۀ صنعا موجود است (صنعا، ١ / ١٠٤) ونیز یك برگ با عنوان «تفسیر القرآن الكریم» در مجموعهای در كتابخانۀ برلین نگهداری میشود ( آلوارت، شم ٤٩٥٠). شایان ذكر است كه زرزور ذیل عنوان التفسیر الكبیر، به شرحی دربارۀ تفسیر او پرداخته است و علاوه بر اینكه بخشی از تفسیر سورۀ معراج را از این كتاب نقل كرده، اختتامیۀ نسخه را نیز آورده است (ص ١٤١-١٤٣)، اما در پاورقی و مآخذ كتابش نام نسخه را البرهان ذكر كرده است و از ظاهر امر چنین برمیآید كه التفسیر الكبیر چیزی جز البرهان نیست.
از دیگر آثار اوست: الرسالة المبهجة فی الرد علی الفرقة الضالة المجلجلة (یعنی مطرفیة)، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ برلین ( آلوارت، همانجا) موجود است؛ مسائل قاسم بن العباس، كه پاسخ ابوالفتح به سؤالات فقهی و كلامی است و نسخهای از آن در موزۀ بریتانیا وجود دارد (ریو، ٧٩٦-٤٩٧). نیز محلی (٢ / ١٠٠-١٠٤)، متن كامل دعوت نامۀ ابوالفتح را كه در آن مردم یمن را به قیام فراخوانده است، در الحدائق الوردیة آورده است.
مآخذ
حداد، محمد یحیی، تاریخ الیمن السیاسی، یمن، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م: زباره، محمد ابن محمد، اتحاف المسترشدین، صنعا، ١٣٤٣ ق؛
ائمة الیمن، تعز، ١٣٧٢ ق / ١٩٥٢ م؛
زرزور، عندنان، الحاكم الجشمی و منهجه فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الرسالة؛
شیبانی، عبدالرحمن بن علی، قرة العیون فی اخبار الیمن المیمون، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
صنعا، خطی؛
عرشی، حسین بن احمد، بلوغ المرام فی شرح مسك الختام، به كوشش انستاس ماری كرملی، بیروت، ١٩٣٩ م؛
محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة، بیروت، دار اسامه: همدانی، حسین بن فیضالله، الصلیحیون والحرکة الفاطمیة فی الیمن، قاهره، مكتبة مصر؛
یحیی بن حسین، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، به كوشش سعید عبدالفتاح عاشور و محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٨٦ م؛
نیز:
Ahlwardt ;
EI٢, S;
Rieu, Ch., Supplement to the Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤
سیمین محقق