دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٧ - حارث بن ابی اسامه
حارث بن ابی اسامه
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حارِثِ بْنِ اَبیْ اُسامه، ابومحمد حارث بن محمد تمیمی (شوال ١٨٦ ـ ذیحجۀ ٢٨٢ / اکتبر ٨٠٢ ـ فوریۀ ٨٩٦)، محدث بغدادی و یکی از صاحبان مسانید ثمانیه. خطیب بغدادی نسب کامل او را در اثر خود نقل کرده است (٨ / ٢١٨؛ نیز سمعانی، ١ / ٤٧٩).
وی به شیوۀ متعارف محدثان، در دیار خود و نیز در مسافرت به برخی سرزمینها و شهرهای گوناگون به آموزش حدیث پرداخت. او با حضور در درس محدثان طراز اول، این امکان را یافت تا اسانید روایی خود را علوّ بخشد و به همین سبب روایاتش در میان محدثان، از درجۀ قابل قبولی برخوردار بود. از استادان او میتوان به کسانی چون ابنسعد صاحب کتاب الطبقات (ابنسعد، ١(١) / ١)، ابوعبید قاسم بن سلام، روح بن عباده، داوود بن محبر، یزید بن هارون، محمد بن کناسه و سعید بن عامر ضُبَعی اشاره کرد (حارث، ١ / ١٦٧، جم ؛ جصاص، ٢ / ٢٦٣؛ خطیب، همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ٣٨٨).
اگرچه در منابع حدیثی و رجالی از سفرهای او سخنی به میان نیامده است، اما بر پایۀ زندگی و درگذشت برخی از مشایخ او میتوان مسافرتهای او به شهرهای داخلی عراق چون بصره، کوفه، سامرا و نهروان و نیز مکه و مصر را گمانه زد، چنانکه میتوان سفری به شرق سرزمینهای اسلامی، ازجمله به بخارا را احتمال داد. در منابع بهنام برخی از مشایخ سالخورده اشاره شده که حارث در آخرین سالهای عمر آنها در محضرشان حضور یافته و از آنان روایت کرده است. با توجه به زمان درگذشت برخی از این مشایخ میـان سالهای ٢٠٠-٢٠٦ق، همچون ابوالبختری وهب قرشی، عبدالوهاب بن عطا، علی بن عاصم واسطی و داوود بن محبر باید گفت که وی در جوانی با حضورش در درس ایشان، عملاً طبقۀ رجالی خود را ارتقا بخشیده است (نک : ذهبی، تذکرة ... ، ٢ / ٦٨٢، ٣ / ١٣٥؛ خلیلی، ٢ / ٥٩٠). او توانست مجموعۀ مسانید خود را گردآوَرَد و همین بیشترین اسباب اشتهار او را فراهم نماید.
وی شاگردانی تربیت کرد که در میان آنها انبوهی نامهای آشنا و شخصیتهای مطرح در تاریخ علوم حدیث دیده میشود. ازجملۀ راویان او ابنجریر طبری، ابن ابی الدنیا، ابوعوانه، محمد بن خلف وکیع، ابوبکر بن خلاد، قاسم بن اصبغ، ابنمخلد، ابوبکر شافعی، محمد بن خلف بن مرزبان و احمد بن معروف خشاب قابل ذکرند (خطیب، همانجا).
دربارۀ حارث به مثابۀ حلقهای از زنجیرۀ روایی و دارندۀ یکی از مسانید مطرح، گفتنی است که روایات او را باید در دو طیف کلی روایات عام و روایات تاریخی دستهبندی کرد که در دستۀ دوم مشایخ طراز اولی مانند واقدی، ابنسعد و مدائنی یادکردنی هستند. به این دو طیف روایی باید به طور خاص، روایت کتاب العقل داوود بن محبر و نیز روایت قرائی را هم افزود.
از نظر رجالی غالباً وی را مورد وثوق دانستهاند و دارقطنی نه تنها او را «صدوق» شمرده، بلکه به تخریج روایات وی فرمان میداده است (حاکم، سؤالات ... ، ١١٤؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ٣٨٩). ابراهیم حربیِ محدث و ابنحبان هم او را توثیق کردهاند (همان، ١٣ / ٣٨٨- ٣٨٩). در مقابل، ابنحزم و ابوالفتح ازدی او را تضعیف کردهاند و برخی از اهل بغداد هم شاید به دلیل آنکه در مقابل آموزش حدیث، وجهی دریافت میکرده، او را نقد میکردند؛ اگرچه این در حدی نبوده است که روایت از او را ترک گویند. موضوع فقر و عائلهمندی وی البته دلیلی کافی برای این امر بوده است. دور نیست که بر همین پایه غالباً نقد و تضعیف او را بیاساس میدانند (همانجا، نیز میزان ... ، ١ / ٤٤٢؛ امیر صنعانی، ٣ / ١٧٦، ٤ / ٢٠٣). نباید از یاد برد که روایت کتاب العقل داوود بن محبر (د ٢٠٦ق / ٨٢١ م)، کتابی که مورد انتقاد و جرح بوده، میتواند در این تضعیفها بیاثر نبوده باشد. آنچه در منابع دربارۀ فراگیری غریب الحدیث ابوعبید قاسم بن سلام از مؤلف، و سپس عرضه و مقابلۀ آن بر یار ابوعبید، عبدالله بن طاهر خزاعی، یکی از نمونهها آمده، نشانی از دقت روایی حارث است (نک : خطیب، ١٢ / ٤٠٦). در اینجا گفتنی است که با توجه به خروج عبدالله بن طاهر از بغداد به سمت مصر در ٢١٣ق / ٨٢٨ م (ذهبی، سیر، ١٠ / ٤٩٢، به نقل از تاریخ مصر ابنیونس)، روایت کتاب از مؤلف و عرضۀ آن بر عبدالله به دورۀ نوجوانی حارث مربوط میشود.
در ادامۀ سخن از بررسیهای حدیثی، مسند حارث هم از آنرو که دارای اسانید عالی بود و نیز به سبب تنوع موضوعی از زمان خود مؤلف مورد اقبال قرارگرفت و در طول زمان استفادۀ عام یافت (برای نمونه، نک : بیهقی، شعب ... ، ٣ / ٣٩٦، ٤ / ١٩، جم ، السنن ... ، ١ / ١٠٤، ٣٧٠، جم ؛ حاکم، المستدرک ... ، ١ / ٦، جم ؛ ابنحجر، فتح ... ، ١ / ٧٣؛ مبارکفوری، ٤ / ٣٠٤، جم ؛ متقی، ١ / ٢١، جم ). افزون بر محدثان صرف، روایات وی در مباحث فقهی نیز بسیار مورد استفادۀ فقیهان مختلف واقع شد (برای نمونه، ابنحزم، ٢ / ١٩٣، ١٩٥، جم ؛ ابنعبدالبر، التمهید، ١٦ / ١٥٣؛ شوکانی، ٧ / ٢١؛ شربینی، ١ / ١٨٥؛ ابنترکمانی، ١ / ١٥٣).
اما دربارۀ طیف دوم از روایات وی گفتنی است که حارث دارای گرایش به روایات تاریخی بوده است؛ گرایشی که بازتاب آن را میتوان در انبوهی مرویات او از کسانی چون ابنسعد، مدائنی، واقدی و دیگر مرویات تاریخی او مشاهده نمود. روایت مستقیم برخی از راویان او همچون طبری در تاریخ (١ / ٥٣، ٧٧-٨٠، ٨٢، جم ) و وکیع در اخبـارالقضـاة (١ / ١٢، ١١٢، ١٥٠، جم )، درکنار یادکردهای مورخانی همچون جهشیاری در الوزراء و الکتاب (ص ٨٧)، خطیب در تاریخ بغداد (١ / ٨٢، جم ) و ابنعساکر در تاریخ مدینة دمشق (١ / ٧، ١٧٣، ٤ / ١٦٧) خود بیانگر همین گرایش است (نیز نک : ابنعبدالبر، الانتقاء، ٤١؛ ابنناصرالدین، ٤٥؛ صالحی، ٤ / ٢٥٣، ٥ / ١١٧، جم ). این دست روایات تاریخی آنجا که به موضوعات اهل بیت (ع) مربوط میشود، در منابع شیعی هم بازتاب یافته است (ابنبابویه، ٣٧٧؛ منتجبالدین، ٥٥؛ سید مرتضى، ٤ / ١١٤؛ طوسی، ٢٤٠؛ بحرانی، ١ / ٢٦، ٧ / ١١٣؛ مجلسی، ٣٨ / ٢٥٦؛ نیز ابنابیالحدید، ١٦ / ٢٨٠). نقش او در انتقال طبقات ابنسعد نیز برآمده از گرایش تاریخی او ست؛ حارث در کنار ابنفهم یکی از دو راوی اصلـی طبقات بـود (نک : ه د، ٣ / ٦٨١). از مهمترین مروجان روایات حارث باید از ابوبکربنخلاد، قاسم بن اصبغ و روح بن عباده نام برد.
حارث بن ابی اسامه یکی از دو راوی کتاب العقل داوود بن محبر نیز بهشمار میرود و این اثر توسط او رواج یافته است (ذهبی، میزان، ٢ / ٢٠). روایت این کتاب در طول زمان با استفاده از مسند حارث امکان یافت (حارث، ٢ / ٨٠٠ بب ) و مؤلفان بعدی بر همین پایه بدان دست یافتند (برای نمونه، نک : طوسی، ٣٩٣؛ ثعلبی، ٨ / ٢٢٦، جم ؛ ابـنحجـر، المطالب ... ، ٣ / ١٣ بب ؛ مقریزی، ٢ / ٣٨٨، ٣ / ١٩؛ عجلونی، ٢ / ٤٠٩)؛ درحالی که برخی کسان، کتاب العقل آمده در مسند را ــ بدون قدحـی بـر راوی آن، حارث بن ابیاسامه ــ در شمار موضوعات دانستـه، احـادیث آن را ضعیف شمردهاند (ابنجوزی، ١ / ١٧٦-١٧٧؛ ابونعیم، ٧٦؛ ابنحجر، همانجا).
افزون بر اینها، حارث راوی قرائت نیز بوده است. او قرائات قاریان مدنی همچون نافع، ابوجعفر یزید بن قعقاع و شیبة بن نِصاح را از ابنسعد فراگرفت و به شخصیت پراشتهار علم قرائت ابنمجاهد منتقل ساخت (ابنجزری، ١ / ١٤٠). درواقع قرائت نافع بهعنوان یکی از طرق روایی ابوجعفر که در الکامل هذلی آورده شده (همو، ٢ / ٣٨٣)، به واسطۀ زنجیرۀ واقدی ـ ابنسعد ـ حارث رواج یافته است. در این زنجیره، ابنمجاهد در یادکرد از طرق روایی خود، به روایت حروف از حارث اشاره کرده است (ابنمجاهد، ٩٠؛ نیز ابنجزری، ١ / ٢٠١). کسانی همچون جصاص نیز روایاتی قرائی از مرویات حارث را آوردهاند (٢ / ٢٦٣، ٣٠٩، ٥٤٧، جم ).
مسند حارث مجموعهای حدیثی است که دقیقاً به سبک شناختۀ مسانید گرد آمده، و عملاً ــ چه از نظر موضوع، چه صحابه و جز آن ــ دارای ترتیبی نیست. این مجموعه ــ که همیشه مورد توجه بـوده است ــ به گفتۀ ابناثیر (٧ / ٧٤٥) غالباً آموزش داده میشده است. در سدۀ ٨ و ٩ ق که برخی بازنگریها به مدونههای حدیثی اوج گرفت و نگاهی حداکثری به گردآوری و تدوین مجامیع حدیثی روی نمود، نورالدین هیثمی با حذف مشترکات میان مسند حارث و صحاح سته، بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث را گردآورد. این اثر توسط مسعد عبدالحمید محمد سعدنی در دارالطلائع للنشر و التوزیع و التصدیر، و بار دیگر توسط حسین احمد صالح باکری در مدینه (١٤١٣ق / ١٩٩٢م) انتشار یافت. پس از هیثمی، ابنحجر عسقلانی با التفات به برخی از مسانید ازجمله مسند حارث، در قالب مسانید ٨ گانه، زوائد و مشترکات را حذف، و المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة را تدوین نمود. در همان زمان، بوصیری، شاگرد ابنحجر، با همان شیوۀ عملکرد استاد، اما با توسعی بیشتر در گزینش، اتحاف السادة المَهَرة بزوائد المسانید العشرة را گردآوری کرد. دو اثر اخیر بر اساس موضوعات اصلی فقه تبویب شدهاند و در هر مورد مشخص شده که روایت از کدامیک از مسانید گرفته شده است (نک : ابنحجر، همان، ١ / ١٤، ١٥، ٢٠، جم ؛ بوصیری، ١ / ٦٣، ٦٤، ٧٢، جم ).
بهجز مسند، جهشیاری در سخن از منصور خلیفۀ عباسی، از کتابی تاریخی از حارث تحت عنوان الخلفاء نام برده و مطالبی از آن را هم نقل کرده است (ص ٨٧) که با توجه به گرایش حارث به روایات تاریخی، این انتساب چندان دور از ذهن نمینماید.
مآخذ
ابنابیالحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ابناثیر، الکامل؛
ابنبابویه، محمد، التوحید، به کوشش هاشم حسینی تهرانی، تهران، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
ابنترکمانی، علی، الجوهر النقی، بیروت، دارالفکر؛
ابنجزری، محمد، غایة النهایة، به کوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق / ١٩٣٣م؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، الموضوعات، به کوشش عبدالرحمان محمد عثمان، مدینه، ١٣٨٦ق / ١٩٦٦م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، بیروت، ١٣٧٩ق؛
همو، المطالب العالیة، به کوشش حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابنحزم، علی، المحلى، به کوشش احمد محمد شاکر، بیروت، دارالفکر؛
ابنسعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ١٩٠٤م بب ؛
ابنعبدالبر، یوسف، الانتقاء، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
همو، التمهید، به کوشش مصطفى بن احمد علوی و محمد عبدالکبیر بکری، رباط، ١٣٨٧ق؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت / دمشق، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابنمجاهد، احمد، السبعة فی القراءات، به کوشش شوفی ضیف، قاهره، ١٩٧٢م؛
ابنناصرالدین، محمد، مجلس فی حدیث جابر، به کوشش مشعل جبرین، بیروت، ١٤١٥ق؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، الضعفاء، به کوشش فاروق حماده، دارالبیضا، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
امیرصنعانی، محمد، سبل السلام، به کوشش محمد عبدالعزیز خولی، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م؛
بحرانی، هاشم، غایة المرام، به کوشش علی عاشور، قم، ١٤٢١ق؛
بوصیری، احمد، اتحاف السادة المهرة بزوائد المسانید العشرة، به کوشش سیدکسروی حسن، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
بیهقی، احمد، السنن الکبرى، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، مکه، ١٤١٤ق / ١٩٩٤م؛
همو، شعب الایمان، به کوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤١٠ق؛
ثعلبی، احمد، تفسیر، به کوشش ابومحمد بن عاشور، بیروت، ١٤٢٢ق / ٢٠٠٢م؛
جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٤م؛
جهشیاری، محمد، الوزراء و الکتاب، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
حارث بن ابیاسامه، مسند، زوائد مستخرج هیثمی با عنوان بغیةالباحث، به کوشش مسعد سعدنی، بیروت، دارالطلائع؛
حاکم نیشابوری، محمد، سؤالات الحاکم النیسابوری للدارقطنی، به کوشش موفق بن عبدالله بن عبدالقادر، ریاض، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
همو، المستدرک علی الصحیحین فی الحدیث، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، ١٤٠٦ق؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
خلیلی، خلیل، الارشاد، به کوشش محمد سعید بن عمر ادریس، ریاض، ١٤٠٩؛
ذهبی، محمد، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
سید مرتضى، علی، الشافی فی الامامة، به کوشش عبدالزهرا حسینی خطیب، تهران، ١٤١٠ق؛
شربینی، محمد، مغنی المحتاج، قاهره، ١٣٥٢ق؛
شوکانی، محمد، نیل الاوطار، بیروت، ١٩٧٣م؛
صالحی شامی، محمد، سبل الهدى و الرشاد، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علیمحمد معوض، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
طبری، تاریخ، بیروت، ١٤٠٧ق؛
طوسی، محمد، الامالی، قم، ١٤١٣ق؛
عجلونی، اسماعیل، کشف الخفاء، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
مبارکفوری، محمد عبدالرحمان، تحفة الاحوذی، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
متقیهندی، علی، کنز العمال، به کوشش بکری حیانی و صفوت سقا، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مقریزی، احمد، امتاع الاسماع، به کوشش محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩ق؛
منتجب الدین رازی، علی، الاربعون حدیثاً، قم، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
وکیع، محمد، اخبار القضاة، بیروت، عالم الکتب.
فرامرز حاج منوچهری