دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٤ - ابن منده
ابن منده
نویسنده (ها) :
محمدمهدی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مَنْده، عنوان افراد خاندانی از محدثان حنبلی مذهب ايرانی كه از سدۀ ٣ تا ٧ق / ٩ تا ١٣م در اصفهان میزيستهاند. نسبت آنان به استندار فيروزان بن چهار بُخت از صاحبمنصبان لشكری ساسانيان میرسد كه در فتح اصفهان اسلام آورد. شهرت منده از لقب ابراهيم بن وليد بن سَنده، نتيجۀ (نسل سوم) بُطّه، پسر استندار فيروزان، گرفته شده است (ابونعيم، ٢ / ٢٢٢؛ ذهبی، تذكرة، ٣ / ١٠٣١). ابراهيم نخستين محدث از اين خاندان محسوب میشود. او احاديث كمی روايت كرد و در زمان خلافت معتصم عباسی (٢١٨-٢٢٧ق) درگذشت (ذهبی، همان، ٣ / ١٠٣٢، سير، ١٤ / ١٨٨). يحيی پسر ابراهيم با زنی از عبدِياليل به نام برّه ازدواج كرد و از اين رو خاندان وی گاه عبدی نيز خوانده شدهاند (نك : ابونعيم، همانجا؛ حازمی، ٨٩؛ ابن خلكان، ٤ / ٢٨٩). يحيی كه ابونعيم (٢ / ٣٥٩) او را ثقفی خوانده، از عبدالله بن زبير حُمَيدی حديث شنيد و ابوعلی صحاف از او نقل حديث كرده است.
خاندان ابن منده محدثان بسياری پرورد چنانكه ذهبی دربارۀ آنان تأليف مستقلی نوشته است (نك : سير، ١٧ / ٣٨). معروفترين افراد اين خاندان بدين قرارند:
١. ابوعبدالله محمد بن يحيی بن منده
(ح ٢٢٠-٣٠١ق / ٨٣٥-٩١٤م). وی از خردسالی به تحصيل پرداخت و در اصفهان و عراق استماع حديث كرد و سپس در شمار اصحاب احمد بن حنبل درآمد و از او روايت كرد (ابن ابی يعلی، ١ / ٣٢٨؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٨٨). همچنين از ابوكريب همدانی، هناد بن سرّی، محمد بن بشار، ابوسعيد اشجّ و ديگران بهره برد (همانجا). جمعی از محدثان مشهور ازجمله ابوالشيخ اصفهانی، ابوالقاسم طبرانی، ابواحمد عسّال و نيز پسر خود وی اسحاق از او روايت كردهاند (نك : ابوالشيخ، ١ / ٣٤٨، جم؛ ابن ماكولا، ١ / ٣٣١؛ ذهبی، تذكرة، ٢ / ٧٤١، سير، همانجا). ابن خلكان (همانجا) از كتابی با عنوان تاريخ اصبهان تأليف وی نام برده كه در حال حاضر اثری از آن در دست نيست.
٢. ابوعبدالله محمد بن اسحاق بن محمد
(٣١٠- آخر ذيقعدۀ ٣٩٥ق / ٩٢٢-٧ سپتامبر ١٠٠٥م)، از محدثان مشهور و نامدارترين فرد خاندان ابن منده. او از پدر و عموی پدرش عبدالرحمن بن يحيی حديث شنيد (ابن ابی يعلی، ٢ / ١٦٧؛ ذهبی، تذكرة، ٣ / ١٠٣٢) و نيز از جمعی ديگر از مشايخ اصفهان مانند: محمد بن قاسم كرّانی، محمد بن عمر بن حفص و ابوعلی حسن بن محمد بن نَضْر استماع نمود (همو، سير، ١٧ / ٢٩). گفته شده است كه ابن منده پيش از ١٧ سالگی از ابن ابی حاتم (د ٣٢٧ق) اجازۀ روايت گرفت (همان، ١٧ / ٣٠). در ٣٣٠ق يا سالی پيش از آن (همو، تذكرة، ٣ / ١٠٣٣)، در جستوجوی حديث سفری را آغاز كرد كه ٤٥ سال طول كشيد. او خود گفته كه شرق و غرب را دوبار زير پا گذاشته است (ابن ابی يعلی، همانجا). ابن منده نخست به نيشابور رفت (ذهبی، همانجا). در آنجا از محمد بن حسين قطان، ابوعلی محمد بن احمد ميدانی، ابوالعباس اصم، ابوعبدالله ابن اخرم و ديگران حديث شنيد (ابن منده، «الرد»، ٣٥٧، ٣٦٠؛ ذهبی، سير، ١٧ / ٢٩-٣٠). وی بجز نيشابور در ديگر شهرهای خراسان هم اقامت كرد. در بخارا نزد هيثم بن كُليب شاشی و ديگران، صحيح بخاری را استماع نمود (ابن ابی يعلی، همانجا؛ ذهبی، همان، ١٧ / ٣٠) و نيز از محمد جوزجانی و هارون بن احمد جرجانی حديث شنيد (ابن عساكر، ج عبدالله بن جابر ... ، ١٢١، ٣٩١). همچنين، در سرخس از عبدالله ابن محمد بن حنبل و در مرو از محمد بن احمد بن محبوب استماع نمود (ذهبی، همانجا) و به بلخ نيز سفر كرد (همو، ميزان، ٣ / ٤٧٩). احتمالاً اقامت اصلی ابن منده در نيشابور بود و همواره بدانجا بازمیگشت، چنانكه در ٣٣٩ق / ٩٥٠م از نيشابور عازم عراق شد (همو، سير، ١٧ / ٣٦) و چند سالی در نواحی عراق و شام به مسافرت پرداخت. در بغداد از اسماعيل بن محمد صفار نحوی و ابوجعفر ابن بُخْتَری رزّاز حديث شنيد (همان، ١٧ / ٣٠). در ٣٤٤ق در دمشق بود و از ابوالقاسم نصيبی بهره گرفت (ياقوت، ٤ / ٧٨٩). در ادامۀ سفر خود در طرابلس شام از خيثمة بن سليمان قرشی، در غزه از علی بن عباس غزی و در بيتالمقدس از احمد بن زكريا مقدسی استماع نمود. احتمالاً وی پيش از سفرهايش به عراق و شام نخست به مكه رفته است، زيرا در آنجا پيش از ٣٤٠ق از ابوسعيد ابن اعرابی (د ٣٤٠ق) استماع حديث كرده و نيز در مدينه از جعفر بن محمد علوی حديث شنيده است (ذهبی، همان، ١٧ / ٢٩).
ابن منده همچنين در ادامۀ سفر به مصر رفت و در آنجا از ابوالقاسم حمزة بن محمد كنانی، احمد بن حسن بن عتبۀ رازی، محمد بن سعد باوردی، ابوطاهر احمد مدينی و جز آنان حديث شنيد (ابن منده، «الرد»، ٣٥٧، ٣٦٠، ٣٧١؛ ابن ابی يعلی، همانجا؛ ابن نقطه، ١ / ٢٠؛ ابن صلاح، ١١٠؛ ذهبی، همان، ١٧ / ٣٠). در اقامت چند سالۀ خود در مصر به شهرهای مختلف از جمله اسكندريه (همو، تذكرة، ٣ / ١٠٣٥)، تنّيس (همو، سير، همانجا) و جزيرۀ تونه (ياقوت، ١ / ٩٠١) برای استماع حديث سفر كرد (نيز نك : ذهبی، همان، ١٧ / ٣٦). به هر حال در ٣٦١ق ابن منده در بخارا بود و حاكم نيشابوری او را ملاقات كرد و در ٣٧٥ق كه ابن منده قصد بازگشت به اصفهان را داشت، همراه وی به نيشابور آمد (همو، تذكرة، ٣ / ١٠٣٣). ابن منده چون به موطن خود بازمیگشت، چهل بار كتاب به همراه داشت كه از ٧٠٠‘١ تن از مشايخ كتابت حديث كرده بود (نك : ابن نقطه، ١ / ٢١؛ ذهبی، همان، ٣ / ١٠٣٢). در روايتی اغراقآميز از قول ابن منده گفته شده كه وی ٣٠ هزار راوی حديث را درك كرده و از هر يك حداقل ده حديث از بر داشته است (نك : همو، سير، ١٧ / ٣٥).
از ديگر مشايخ مهم ابن منده ابن حبان بستی، ابوعلی نيشابوری و ابوالقاسم طبرانی را میتوان برشمرد (ذهبی، همان، ١٧ / ٣٠). ابن منده در دوران سفر طولانی خود مجرد ماند و زن اختيار نكرد. چون به اصفهان بازگشت، اسماء دختر ابوسعد محمد شيبانی را به زنی گرفت و از وی صاحب چهار پسر شد و آنان را عبدالرحمن، عبيدالله، عبدالرحيم و عبدالوهاب ناميد (همو، ميزان، ٣ / ٤٧٩، سير، ١٧ / ٣٧، ٣٩).
گروه بسياری از ابن منده روايت كردهاند و ذهبی (همان، ١٧ / ٣٠-٣٢) نام بيش از ٥٥ تن از آنان را آورده است، اما در رأس آنان بايد از مشايخ ابن منده و دوستان او ياد كرد: ابوالشيخ اصفهانی، ابواسحاق ابراهيم بن حمزۀ اصفهانی، ابن مقری ابوبكر محمد بن ابراهيم، حاكم نيشابوری، ابوعبدالله محمد بن احمد بخاری و ابوسعد احمد بن محمد ادريسی (ابن نقطه، ١ / ٢٠) و سپس برخی چون ابونعيم اصفهانی و احمد بن فضل باطرقانی (ذهبی، همان، ١٧ / ٣٠) و پسران خود او عبدالرحمن (ابن ابی يعلی، ٢ / ٢٤٢)، عبيدالله (ذهبی، همان، ١٨ / ٣٥٥) و عبدالوهاب (ابن نقطه، ٢ / ١٣٩). ابن منده در اصفهان به حرمت و جاه میزيست و پيداست كه نفوذ بسياری در مردم و اوليای امور داشته است (نك : ذهبی، همان، ١٧ / ٤١). چه معاصران او و چه محدثان بعد، او را بسيار ستودهاند. ظاهراً ستايشی كه از ابن منده صورت گرفته و آنچه شخصيت علمی او را ساخته است، ناشی از وسعت آگاهی او در حديث بوده كه با اتكا به حافظهای نيرومند شكل گرفته است. به گفتۀ احمد بن جعفر كه از افزون بر هزار تن حديث نوشته، كسی را در ميان آنان به قدرت حافظۀ ابن منده نديده بود (همو، تذكرة، ٣ / ١٠٣٤). ذهبی نيز او را حافظ مشرق خوانده و اظهار داشته كه كسی ديگر را نمیشناخته كه به اندازۀ او استماع حديث كرده و به پايۀ او حديث گرد آورده باشد (سير، ٢٢ / ٣٨٢؛ نيز نك : ابن جزری، ٢ / ٩٨). با اينهمه، ذهبی (همان، ١٧ / ٤١) معتقد است كه ابن منده فقط در روايت حديث استاد بود، اما چون به تبويب آن میپرداخت يا از خود سخنی میگفت، چيرگی لازم را نداشت. ابونعيم اصفهانی نيز با آنكه ابن منده را مردی بزرگ دانسته (نك : همو، تذكرة، ٣ / ١٠٣٣)، معتقد است كه وی در آخر عمر در نقل حديث خلط میكرد و در امالی خود دچار لغزش و اشتباه میشد (٢ / ٣٠٦)، اما ذهبی (سير، ١٧ / ٣٤) سخن ابونعيم را رد كرده و بر خصومتی حمل نموده كه ميان ابونعيم و ابن منده وجود داشته است.
آثار
الف ـ چاپی
١. الايمان، كه در ٢ مجلد به كوشش علی فقيهی در بيروت (١٩٨٥م) به چاپ رسيده است. در اين كتاب ٠٨٩‘١ حديث در موضوع ايمان باببندی شده كه طولانیترين آنها باب ٩٧ در وجوب ايمان به رؤيت خداوند است؛ ٢. الرد علی الجهمية، ردی است بر جهميه كه قائل به تعطيل دربارۀ صفات خداوند بودند. اين اثر كه شيوهای نقلی دارد، به كوشش علی فقيهی در مجلة الجامعة الاسلامية چاپ شده است؛ ٣. فتح الباب فی الكنی و الالقاب، كه بخشی از آن به كوشش س. ددرينگ در اوپسالا (١٩٢٧م) منتشر شده است؛ ٤. مسند احاديث ابراهيم بن ادهم الزاهد، كه به كوشش مجدی سيد ابراهيم در قاهره (١٩٨٨م) چاپ شده است.
ب ـ خطی
١. الاسامی و الكنی، موجود در كتابخانۀ چستربيتی ( آربری، شم ٥١٦٥(٢))؛ ٢. الامالی، كه بخشهايی از آن در كتابخانۀ ظاهريۀ دمشق موجود است (ظاهريه، حديث، ١١٩؛ فهرس، ١٨٤-١٨٥، ٢١٨، ٢٨٢)؛ ٣. تسمية المشايخ، فهرستی از مشايخ بخاری در صحيح او، نسخهاي از آن در كتابخانۀ چستربيتی موجود است ( آربری، شم ٥١٦٥(١))؛ ٤. التوحيد و معرفة اسماء الله تعالی، موجود در كتابخانۀ ظاهريه (ظاهريه، همانجا؛ فهرس، ٣١٣)؛ ٥. ذكر عددما لكل واحد من الصحابة من الحديث، موجود در كتابخانۀ ظاهريه (نك : GAS, I / ٢١٥)؛ ٦. معرفة الصحابة، از معروفترين آثار ابن منده كه امروز از اصل آن فقط بخشهايی در كتابخانۀ ظاهريه (ظاهريه، مجاميع، ١ / ٢٦٨-٢٦٩؛ تاريخ، عش، ١٧١) و نيز در كتابخانۀ شيخ الاسلام در مدينه (نك : GAS، همانجا) در دست است. علاوه بر نسخ خطی، معرفة الصحابة از طريق نقل وسيع آن در اسد الغابۀ ابن اثير نيز باقی مانده است، زيرا يكی از چهار مأخذ اساسی ابن اثير در تأليف اين كتاب بوده است (نك : ابن اثير، اسد الغابة، ١ / ٣، ٤). ابن حجر هم در تأليف الاصابة ازاين كتاب بهره برده است (برای نمونه، نك : ٥ / ٤٩، ٦٨، جم ). ابوموسی مدينی (ه م) نيز بر اين كتاب ذيلی نوشته است.
ج ـ آثار يافت نشده
١. تاريخ اصبهان (بغدادی، ٢ / ٥٧). اين اثر مورد استفادۀ ياقوت قرار گرفته است (نك : ٤ / ٨٦٠)؛ ٢. دلائل النبوة (سخاوی، ١٦٦)؛ ٣. الناسخ و المنسوخ (ابن كثير، ١١ / ٣٣٦).
٣. ابوالقاسم عبدالرحمن بن محمد بن اسحاق
(٣٨١ ـ ١٦ شوال ٤٧٠ق / ٩٩١ ـ ٢ مۀ ١٠٧٨م)، پسر بزرگ محمد بن اسحاق. عبدالرحمن نخست از محضر پدر بهره برد و پس از آنكه در اصفهان از ابوبكر ابن مردويه، ابراهيم بن خُرَّشيذ، ابراهيم بن محمد جَلاّب، ابوذر ابن طبرانی، ابوجعفر ابن مرزبان ابهری و جز آنان حديث شنيد (نك : ابن جوزی، ٨ / ٣١٥؛ ابن ابی يعلی، ٢ / ٢٤٢؛ ابن نقطه، ٢ / ٨٦-٨٧؛ ذهبی، سير، ١٨ / ٣٥٠)، راهی سفر شد. به نظر میرسد كه نخست در ٤٠٦ق به سوی بغداد رفت (نك : ذهبی، همانجا). در آنجا از ابوعمرو بن مهدی، ابومحمد ابن بيّع، ابن صلت اهوازی، ابواحمد فَرْضی و هلال حفار حديث شنيد (ابن صلاح، ٣٢٣؛ ذهبی، همانجا، تذكرة، ٣ / ١١٦٥) و آنگاه در سفرهايی كه توالی آنها مشخص نيست به استماع حديث پرداخت: در واسط از ابن خَرَفۀ واسطی، در مكه از ابوالحسن بن جهضم صوفی و ابن نظيف فرّاء و در نيشابور از ابوسعيد صيرفی و ابوبكر حيری (ذهبی، همانجاها). مشايخ ديگر او عبارتند از: ابوالحسن علی جرجانی، ابوعبدالله حسين بن فنجويۀ دينوری، محمد بن علی نقاشی، محمد بن موسی بن فضل صيرفی (ابن نقطه، همانجا)، ابوعمر طلحی و محمد بن ابراهيم جرجانی (ذهبی، سير، همانجا). وی به همدان (ابن نقطه، همانجا)، دينور و شيراز (ذهبی، العبر، ٢ / ٣٢٨) نيز مسافرت كرد.
ابن منده در روايت به اجازه بسيار اهميت میداد و خود توانست به اخذ اجازه از حاكم نيشابوری، زاهر بن احمد سرخسی و ديگران نايل شود (همو، تذكرة، ٣ / ١١٦٥-١١٦٦، سير، ١٨ / ٣٥٠-٣٥١). ابن منده نخست در ٤٠٧ق، در حالی كه هنوز بزرگان مشايخ او زنده بودند، به حديث گفتن پرداخت (همان، ١٨ / ٣٥٤). كسانی چون حسين بن عبدالملك خلال، ابونصر احمد غازی و ابوسعد احمد بغدادی از او روايت كردهاند (ابن نقطه، ٢ / ٨٦؛ ذهبی، همان، ١٨ / ٣٥١؛ ابن رجب، ١ / ٣٨). وی مردم را به پيروی از سنت تحريض میكرد و با كسانی كه آنها را اهل بدعت میخواند، سرسختانه مقابله مینمود. ابن منده در امر به معروف و نهی از منكر نيز سختگير بود و از كسی پروا نداشت (ابن ابی يعلی، ابن جوزی، همانجاها). وی همچون پدر از مخالفان اشعريان بود، ازين رو از ابوبكر حيری كه اشعری بود، حديث شنيد، اما از وی روايت نكرد (ذهبی، تذكرة، ٣ / ١١٦٥، سير، ١٨ / ٣٥٠). گرچه سعد بن محمد زنجانی او و خواجه عبدالله انصاری را در زمان خود از پيشگامان مبارزه با اهل بدعت به شمار آورده (نك : ابن جوزی، همانجا)، ولی به عللی كه دقيقاً روشن نيست، خواجه عبدالله دربارۀ ابن منده گفته بود كه ضرر او برای اسلام بيشتر از سود اوست (ابن نقطه، ٢ / ٨٨). احتمالاً گفتۀ خواجه عبدالله ناظر به نسبت تجسيم بود كه گمان میرفت، ابن منده به آن اعتقاد داشته است (نك : ذهبی، العبر، همانجا). اما ذهبی (سير، ١٨ / ٣٥١) به نقل از ابن منده آورده كه وی خود را از اعتقاد به تجسيم بری میشمرده است. ابن اثير ( الكامل، ١٠ / ١٠٨) از گروهی در اصفهان به نام «عبد رحمانيه» ياد میكند كه در اعتقادات، خود را به عبدالرحمن بن منده منتسب میدانستهاند، اما ابن رجب (همانجا) آنها را اهل بدعت میداند و ابن منده را از آنچه آنها میگويند و به او نسبت میدهند، مبرا میشمارد. سرانجام ابن منده در اصفهان وفات يافت و در تشييع جنازۀ او خلقی كثير گرد آمدند (ابن جوزی، ٨ / ٣١٥؛ ذهبی، همان، ١٨ / ٣٥٤).
آثار
الف ـ خطی
١. التاريخ المستخرج من كتب الناس للتذكرة و المستطرف من احوال الرجال للمعرفة (كوپريلی، ١ / ١٣٠)؛ ٢. الرد علی من يقول «الم» حرف لينفی الالف و اللام و الميم عن كلام الله عزوجل، موجود در كتابخانۀ ظاهريه (فهرس، ٥٣١؛ ظاهريه، حديث، ١٢٠)؛ ٣. الكفاية، موجود در كتابخانۀ ظاهريه (فهرس، ٢٢٤؛ ظاهريه، همان، ١٢١).
ب ـ آثار يافت نشده
١. تاريخ اصبهان (ابن اثير، الكامل، همانجا)؛ ٢. تاريخ مكة (سخاوی، ٢٨٢)؛ ٣. حرمة الدين (ابن رجب، همانجا)؛ ٤. صيام يوم الشك (همانجا)؛ ٥. كتابی در وفيات كه ذهبی آن را به جامعيت وصف كرده است (نك : سخاوی، ٣٣٤).
٤. ابوعمرو عبدالوهاب بن محمد بن اسحاق
(٣٨٨- ١٩ جمادیالآخر ٤٧٥ق / ٩٩٨ ـ ١٥ نوامبر ١٠٨٢م). وی از پدر حديث بسيار شنيد (ابن نقطه، ٢ / ١٣٩؛ ذهبی، همان، ١٨ / ٤٤٠) و نيز در موطن خود اصفهان از ابواسحاق ابراهيم بن خرشيذ، ابوعمر ابن عبدالوهاب سُلَمی، ابومحمد حسن بن يوه. جعفر بن محمد فقيه، محمد بن ابراهيم جرجانی و ابوبكر ابن مردويه، استماع حديث كرد (ذهبی، همانجا). فارسی (١ / ٥٣٩) از يك سفر او به نيشابور ياد میكند. وی در آنجا از ابوسعيد محمد صيرفی حديث شنيده است (ذهبی، همانجا). فارسی (همانجا) به حديث گفتن او در نيشابور نيز اشاره دارد. ظاهراً او مدتی هم در طوس اقامت كرد و در آنجا بود كه ابن قيسرانی به ديدار او رفت (ابن نقطه، ٢ / ١٣٩-١٤٠). وی سفرهايی نيز به شيراز، همدان، مكه و ری داشته است و در اين سفرها مانند پدرش تجارت هم میكرد (ذهبی، همانجا). پسرش يحيی بن عبدالوهاب، مؤتمن ساجی، اسماعيل بن محمد تيمی، ابونصر احمد غازی و برادرش خالد بن عمر، حسين بن عبدالملك خلال، حسن بن عباس رستمی، مسعود ثقفی و محمد بن احمد باغبان از او روايت كردهاند (ابن نقطه، همانجا؛ ذهبی، همان، ١٨ / ٤٤٠-٤٤١). وی با فاطمه دختر شيبانی ازدواج كرد و از او صاحب پنج پسر و يك دختر شد (همان، ١٨ / ٤٤١).
آثار خطی
١. احاديث ابن منده، ضمن مجموعهای در كتابخانۀ ظاهريه (فهرس، ١٨٤؛ ظاهريه، حديث، ١٢٠) موجود است؛ ٢. فوائد، موجود در دارالكتب مصر و كتابخانۀ ظاهريه (سيد، ٢ / ١٩٠؛ ظاهريه، مجاميع، ١ / ٢٥٠، حديث، همانجا).
٥. ابوزكريا يحيی بن عبدالوهاب بن محمد
(١٩ شوال ٤٣٤ ـ ١٢ ذيحجۀ ٥١١ / اول ژوئن ١٠٤٣-٦ آوريل ١١١٨)، محدث، فقيه، واعظ و مورخ. وی آخرين فرد نامدار از خاندان ابن منده است (ابن جوزی، ٩ / ٢٠٤؛ ابن نقطه، ٢ / ٣٠٢-٣٠٣). يحيی بسيار زود به استماع حديث پرداخت (نك : ذهبی، سير، ١٩ / ٣٩٥). در آغاز از پدر و عموهايش عبدالرحمن و عبيدالله (ابن عساكر، ٧ / ١٨٥؛ ذهبی، تذكرة، ٤ / ١٢٥٠) و سپس از ابوطاهر ابن عبدالرحيم (ابن نقطه، ٢ / ٣٠٣؛ ذهبی، العبر، ٢ / ٣٩٨) و احمد بن محمد فضاض (همو، سير، همانجا) حديث شنيد. چون به سفر پرداخت ظاهراً نخست به نيشابور رفت (همو، العبر، همانجا) و در آنجا از ابوبكر احمد بن منصور مغربی و ابوبكر احمد بن حسين بيهقی، سپس در همدان از ابوبكر محمد بن عبدالرحمن نهاوندی و در بصره از ابوالقاسم ابراهيم بن محمد شاهد و عبدالله بن حسين سعدانی استماع حديث كرد (فارسی، ١ / ٧٤٧؛ ابن خلكان، ٦ / ١٦٩؛ ابن دمياطی، ٢٥٦). در ٤٩٨ق به قصد گزاردن حج در مسير خود به بغداد وارد شد و در جامع منصور به املای حديث پرداخت (ابن نقطه، ٢ / ٣٠٣؛ ابن خلكان، همانجا). شاگردان يحيی و راويان او بسيارند، از جمله: ابن عساكر، ابوموسی مدينی، ابوطاهر سلفی، ابوسعد سمعانی، عبدالقادر جيلی، ابن خشاب نحوی، ابوالحسين ابن طيوری و ابوالفضل بن ناصر (ابن عساكر، ٧ / ١٨٥، ٣٦٦؛ ابن نقطه، ابن خلكان، همانجاها؛ ذهبی، سير، همانجا، تذكرة، ٤ / ١٢٥١؛ ابن عماد، ٤ / ٣٢).
ابن جزری ضمن اينكه نام او را در شمار مقريان آورده، يادآور شده است كه وی از شاگردان ابن حبش قرائت آموخت و ابوالعلاء همدانی نيز از وی روايت كرد (٢ / ٣٧٤). ابن دمياطی از يحيی به عنوان شيخ حنبليان و پيشوای آنان ياد كرده است (ص ٢٥٧).
آثار
١. زندگینامۀ طبرانی، كه همراه جلد ٥ از چاپ اول معجم الكبير طبرانی در بغداد به چاپ رسيده است؛ ٢. احاديث ابن منده، كه نسخۀ خطی آن، در كتابخانۀ ظاهريه موجود است (ظاهريه، مجاميع، ١ / ٢٩١، حديث، ١١٨)؛ ٣. الامالی، در كتابخانۀ ظاهريه موجود است (همانجا)؛ ٤. تعليقات و اضافات ابن منده بر الجزء الرباعی عبدالغنی ازدی، در كتابخانۀ برلين نگهداری میشود ( آلوارت، شم ١٥٦٩)؛ ٥. جزء فيه ذكر من عاش من الصحابة اكثر من مائة سنة، در كتابخانۀ جامع كبير صنعا موجود است (صنعا، ٤ / ١٧٥٦؛ قس: سيد، فهرس، ٢(٢) / ١٥١-١٥٢)؛ ٦. تاريخ اصبهان. سمعانی در الانساب (١١ / ١٦٠)، ياقوت در بلدان (مثلاً ١ / ٦٦)، ابن خلكان در وفيات (٣ / ١٩٩، ٤ / ٤٤٥)، ذهبی در سير (مثلاً ١٧ / ٥٩٦، ١٨ / ٧٣) و ابن حجر در الاصابة (٥ / ١٧٩، ١٨٣) از اين كتاب استفاده كردهاند. از اين اثر بخشی كوتاه باقی مانده است كه در كتابخانۀ ظاهريه (ظاهريه، حديث، ١١٩، مجاميع، ١ / ٢١٤) نگهداری میشود (برای ديگر آثار، نك : ابن رجب، ١ / ١٥٦؛ سخاوی، ٣٠، ١٧٥؛ بغدادی، ٢ / ٥٢٠؛ زركلی، ٨ / ١٥٦).
مآخذ
ابن ابی يعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد الفقی، قاهره، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثير، اسد الغابة، قاهره، ١٣٨٠ق؛
همو، الكامل؛
ابن جزری، محمد ابن محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٨ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمييز الصحابة، بيروت دارالكتب العلمية؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن دمياطی، احمدبن ایبک، المستفاد من ذيل تاريخ بغداد، به كوشش قيصر ابوفرح، حيدرآباد دكن، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد، الذيل علی طبقات الحنابلة، به كوشش هانری لائوست و سامی دهان، دمشق، ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
ابن صلاح، تقیالدين، مقدمة، به كوشش عائشه عبدالرحمن بنت الشاطی، قاهره، ١٩٧٤م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاريخ مدينة دمشق، به كوشش مطاع طرابيشی و ديگران، دمشق، مجمع اللغة العربية؛
ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛
ابن كثير، البداية؛
ابن ماكولا، علی بن هبةالله، الاكمال، به كوشش عبدالرحمن معلمی يمانی، حيدرآباد دكن، ١٣٨١ق؛
ابن منده، محمدبن اسحاق، «الرد علی الجهمية»، مجلة الجامعة الاسلامية، به كوشش علی فقيهی، مدينه، ١٤٠٠ق، س ١٢، شم ٤٧- ٤٨؛
ابن نقطه، محمدابن عبدالغنی، التقييد لمعرفة الرواة و السنن و الاسانيد، حيدرآباد دكن، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابوالشيخ اصفهانی، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثين باصبهان، به كوشش عبدالغفور بلوشی، بيروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابونعيم اصفهانی، احمدبن عبدالله، ذكر اخبار اصبهان، ليدن، ١٩٣٤م؛
بغدادی، هدیه؛
حازمی همدانی، محمد، عجالة المبتدی، به كوشش عبدالله گنون، قاهره، ١٣٨٤ق / ١٩٦٥م؛
ذهبی، محمدبن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسی، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعيد زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
زركلی، اعلام؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتس روزنتال، ترجمۀ صالح احمد العلی، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
سمعانی، عبدالكريم بن محمد، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
سيد، خطی؛
همو، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٧م؛
صنعا، خطی؛
ظاهريه، خطی؛
فارسی، عبدالغافر بن اسماعیل، تاريخ نيسابور، انتخاب صريفينی، به كوشش محمد كاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
فهرس مجاميع المدرسة العمرية، به كوشش ياسين محمد سواس، كويت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
كوپريلی، خطی؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Ahlwardt;
Arberry;
GAS.
محمدمهدی مؤذن جامی