دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩٥
آق سرایی
نویسنده (ها) :
محمد کاظم موسوی بجنوردی آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آقسِرایی، محبالدین محمد بن احمد بن ابی یزید بن محمد سرایی خطایی (٧٩٠- ٨٥٩ ق / ١٣٨٨-١٤٥٥م)، مشهور به «ابن بنت آقسرایی». مفسر و فقیه حنفی ایرانینژاد. برخی پدر وی را معروف به «مولانازاده» دانستهاند و برخی خود او را. در ١٧ ذیحجه در قاهره متولد شد و همانجا پرورش یافت و از اینرو به وی «قاهری» نیز گفته شده است. نسبت آقسرایی او از جد مادریش شیخ شمسالدین آقسرایی، پدر شیخ بدرالدین محمود و شیخ امینالدین یحیێ، گرفته شده است. پدرش در اوان کودکی وی درگذشت و او تحت تکفل پدربزرگ مادریش قرارگرفت. همۀ عمر به تحصیل و تدریس پرداخت و به عبادت و انزوا روی آورد و در میان عام و خاص از جایگاه والایی برخوردار گشت و از بزرگان حنفی به شمار آمد. چندبار حج به جای آورد که نخستین آن در ٨١٥ ق / ١٤١٢م بود؛ این سفر، به توقف کوتاه او در مکه انجامید و او در این مدت از ابن جَزَری استفاده کرد. سپس به اسکندریه، دمشق، حلب و آمِد مسافرت کرد. در ٨٢٨ ق / ١٤٢٥م همراه اَشرف بَرْسْبای از ممالیک بُرجی مصر (٧٦٦-٨٤١ ق / ١٣٦٥- ١٤٣٨م) در جنگ قبرس شرکت جست و در همان سال به زیارت بیتالمقدس نایل آمد. در حدود ٨٣٠ ق / ١٤٢٦م از سوی اشرف برسبای به امامت جماعت گماشته شد و چندی بعد کناره گرفت؛ ولی این مقام را در زمان پادشاهان بعد از او: یوسف بن بَرْسْبای (٨٢٧- ٨٦٨ ق / ١٤٢٤-١٤٦٣م)، الظّاهر جَقْمَقْ (د ٨٥٧ ق / ١٤٥٣م) و عثمان بن جقمق (٨٣٨-٨٩٢ق / ١٤٣٤-١٤٨٧م) کمابیش و به صورت ظاهری نگه داشت. چون اشرف اِینال (٧٨٤-٨٦٥ ق / ١٣٨٢-١٤٦١م) بر سر کار آمد، در اوایل دولت خود از آقسرایی خواست که امامت جماعت را بپذیرد. وی این مقام را پذیرفت، ولی دیری نپایید که استعفا داد و به عادت خویش در خانه به عبادت و تدریس پرداخت.
در ٨٥٩ ق / ١٤٥٥م باز راهی حج گشت، ولی به علت بیماری چند روز پس از رسیدن به مکه در عصر روز جمعه سوم یا چهارم ذیالحجه درگذشت و در میان بدر و مکه در جایی به نام «مَعْلات»، در مقبرۀ بنیضیاء، به خاک سپرده شد. ابنخطیب ناصریه (٧٧٤-٨٤٣ ق / ١٣٧٢-١٤٤٠م) در شرح احوال پدرِ آقسرایی، دربارۀ خود او گفته است که در رمضان ٨٣٦ ق / ١٤٣٢م در حلب با او دیداری داشته و وی را انسانی نیکنفس، اندیشمند و خوشسیما یافته است.
تحصیلات
آقسرایی ادبیات عرب و فقه را نزد دایی خود بدرالدین محمود فرا گرفت. کتاب الکنز را نزد سراج خواند. اصول فقه و تلخیص الجامعالکبیر نگاشتۀ محمد بن عَبَّاد بن مالک بن داود خِلاطی (د ٦٥٢ ق / ١٢٥٤م) را از شمسالدین بن الغَزِّی آموخت. بقیۀ علوم عربی را از محمد بن احمد بن محمد بن مرزوق مغربی (٧٦٦-٨٤٢ ق / ١٣٦٤- ١٤٣٩م) فرا گرفت و با وی به اسکندریه رفت و ٩ سال در التزام عزالدین بن جَمَاعۀ کنانی (٧٤٩- ٨١٩ ق / ١٣٤٩-١٤١٦م) به سر برد. درحقیقت بیشترین اندوختههای علمی او در حدیث، نحو، اصول، معانی بیان، منطق و فقه از ابنجماعه است. عزالدین او را بسیارگرامی میداشت. او طریقۀ «زینیه» را از پایهگذار آن زینالدین خوافی صوفی (٧٥٧- ٨٣٨ ق / ١٣٥٦-١٤٣٥م) و هندسه را نزد شهابالدین ابوالعباس مشهور به ابنمجدی (٧٦٧-٨٥٠ ق / ١٣٦٦-١٤٤٦م) فرا گرفت. همچنین نزد ابوعبدالله شمسالدین بِساطی (٧٦٠-٨٤٢ ق / ١٣٥٩- ١٤٣٩م) درس خواند و از ابن ابیالمجد و ابنالکویک و تَغْری برمش ترکمانی و جز ایشان استماع حدیث کرد و از عایشه دختر ابن عبدالهادی و الزین المراغی و کمال بن خیر و تاج بن تونسی و جز ایشان اجازۀ روایت گرفت. پس از تبحر در دانشهای گوناگون، از سوی عزالدین بن جَمَاعه و ابن مرزوق و سراج که از بزرگان حنفی بودند، اجازۀ اقراء قرآن و حدیث و دانشهای گوناگون گرفت و بدینسان از بزرگان و مشاهیر مدرسان قاهره گردید. آقسرایی در مدرسههای «مؤیّدیّه» و «صرغتمشیّه» تفسیر قرآن و در مسجد ماردانی فقه را تدریس کرد. نیز در مدارس جابنکیه و ارتمشیّه و جمالیه به تدریس پرداخت. در حوزۀ درس او گروهی از دانشمندان و از آن جمله سخاوی (٨٣١-٩٠٢ق / ١٤٢٨-١٤٩٧م) گرد آمدند.
آثار علمی
برخی از نوشتههای او بدینگونه است: ١. حاشیه بر کَشّاف تا پایان سورۀ نساء (٤) که طی آن آرای طیبی، چارْبُرْدی، قطب، تفتازانی، اکملالدین، احمدبن یوسفالسّمین و جز ایشان را که به عنوان حاشیه بر این کتاب نوشتهاند، گرد آورده و موارد اختلاف ظاهری ایشان را با هم سازش داده است. ٢. حاشیه بر ٣/٤ کتاب فقهی معروف «الهدایة» تألیف برهانالدین علی بن ابیبکر مزغینانی حنفی، که مطالب آن را از ٥ شرح گرد آورده است: النهایة سِغْناقی، الکافی علیالوافی، شرح الکنز زَیْلَعی، شرح القوام اتقانی و شرح اکملالدین. ٣. شرح بر بخشی از کتاب البدیع النظام ابن ساعاتی (د ٦٩٦ ق / ١٢٩٧م) در اصول. ٤. حاشیه بر مفتاح العلوم یوسف سکاکی (٥٥٥-٦٢٦ ق / ١١٦٠-١٢٢٩م).
مآخذ
بغدادی، اسماعیلپاشا، هدیةالعارفین، استانبول، ١٩٥١م، ٢ / ٢٠١؛ حاجیخلیفه، کشفالظنون، استانبول، ١٩٤١م، ٢ / ٢٠٣٨؛ سخاوی، محمد بن عبدالرحمان، الضوءاللامع، قاهره، مکتبةالقدسی، ١٣٥٤ق، ٧ / ١٥-١٧؛ سیوطی، جلالالدین، نظمالعقیان، به کوشش فیلیپ حِتی، نیویورک، ١٩٢٧م، ص ١٣٩؛ غنیمه، عبدالرحیم، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ترجمۀ نورالله کسایی، تهران، یزدان، ١٣٦٤ش، صص ١٤٣-١٤٤؛ کحاله، عمررضا، معجمالمؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ٩ / ٢٩.
کاظم موسوی بجنوردی