دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٧١ - ابن کثیر، ابومعبد
ابن کثیر، ابومعبد
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ كَثير، ابومعبد عبدالله بن كثير داری يا دارانی (٤٥ يا ٤٨-١٢٠ق / ٦٦٥ يا ٦٦٨- ٧٣٨م)، قاری مكه و از قرّاء سبع. كنيههای ديگری نيز برای او ياد كردهاند (ابن نديم، ٣١؛ نووی، ١(١) / ٢٨٣). مردم مكه به عطرفروش داری يا دارانی (منسوب به ناحيۀ دارين) میگفتند و نسبت «داری» ابن كثير از آن روست كه وی لااقل مدتی اين شغل را داشته است (خليفة بن خياط، ٧٠٩؛ ابن نديم، همانجا). اينكه گفته شده ابن كثير به بنی عبدالدارِ لَخم (نووی، همانجا؛ مزی، ٩ / ٣٧٥) يا بنی عبدالدار قريش (ذهبی، تاريخ، ٤ / ٢٦٩) منسوب بوده، نادرست است، بلكه وی با عمروبن علقمۀ كنانی نسبت ولاء داشت و از نسل ايرانيانی بود كه به يمن مهاجرت كرده بودند (دانی، ١٤؛ ابن نديم، نوويی، همانجاها). اهوازی بر اساس منبعی نامعلوم نسبت پدر او را به شكل «كثيربن عمروبن عبدالله بن زاذان بن فيروزان بن هرمز» ثبت كرده است (ابن جزری، غاية، ١ / ٤٤٣؛ قس: فاسی، ٥ / ٢٣٦). ابن كثير در مكه تولد يافت و در همانجا درگذشت (ذهبی، سير، ٥ / ٣١٩؛ ابن نديم، همانجا). برخی از اهل قرائت در سدههای ٨ و ٩ق به اقامت كوتاه وی در عراق اشاره كردهاند (ابن قاصح، ١٢؛ قسطلانی، ١ / ٩٥). شرح حال ابن كثير قاری توسط برخی از قدما چون ابن ابی حاتم (٢(٢) / ١٤٤) با فردی به نام عبدالله بن كثير بن مطلب قريشی (د ١٢٠ق) و نيز با عبدالله بن كثير ديگری (زنده در ١٢٢ق) كه قصهگوی مردم مكه بود، خلط شده و اين امر به آثار محقّقان بعدی سرايت كرده است (نك : نووی، مزی، همانجاها؛ بخاری، تاريخ، ٣(١) / ١٨١؛ ابن منجويه، ١ / ٣٨٤؛ ذهبی، سير، ٥ / ٣١٩؛ قس: ابن خلكان، ٣ / ٤١، كه در آن قاصّ الجماعة به قاضیالجماعة تحريف شده است). نظر به اشتراك اين سه تن از حيث زمان و مكان تشخيص هويت عبدالله بن كثير در اسنادی كه فاقد قرينه باشد، مشكل است (به عنوان نمونه، طبری، ١ / ٧٧، ٢ / ١٣٧؛ ذهبی، سير، ٥ / ٣١٩) و با توجه به اينكه حديث ابن كثير قريشی به صراحت در كتب حديث وارده شده (نك : مسلم، ٢ / ٦٦٩؛ ذهبی، ميزان، ٢ / ٤٧٣)، اينكه ابن كثير قاری به روايت حديث پرداخته باشد، مورد ترديد قرار میگيرد، هرچند ابن سعد (٥ / ٣٥٦) با عبارتی مختصر و مبهم روايت احاديثی را به وی نسبت داده است. بنابراين میتوان احتمال داد كه عبدالله بن كثير، شيخ ابن ابی نجيح و راوی ابوالمنهال در سند حديث «سلف» (بخاری، صحيح، ٣ / ١٧٤-١٧٥، ١٧٨؛ مسلم، ٣ / ١٢٢٦-١٢٢٧) همان ابن كثير قريشی باشد. از اين رو ذهبی (ميزان، ٢ / ٤٧٤) متقاعد شده است كه ابن كثير قاری در كتب حديث روايتی ندارد. با اين ترتيب توثيق وی توسط ابن سعد (همانجا)، ابن مدينی (مزی، ٩ / ٣٧٦)، ابن معين (ابن حجر، ٥ / ٣٦٨) و شايد نسائی (ذهبی، تاريخ، ٤ / ٢٧٠) ثمرۀ چندانی نخواهد داشت.
ابن كثير قرائت را به طريق عرض از عبدالله بن سائب (از صحابه)، مجاهد و درباس (مولای ابن عبّاس) فرا گرفت (دانی، ٨؛ ابن جزری، غاية، ١ / ٤٤٣). استفادۀ ابن كثير از ابن سائب به رغم اينكه مورد ترديد ابوالعلاء همدانی قرار گرفته (ابن جزری، همانجا)، با توجه به وفات ابن سائب در مكه در فاصلۀ ٦٤- ٦٨ق (قس: ابن سعد، ٥ / ٣٢٩؛ ابن عبدالبر، ٢ / ٣٨٠-٣٨١) معقول است. اگرچه گفته شده است ابن كثير در قرائت تابع نقل و مخالفت رأی بود (اندرابی، ٦٥)، ولی در هر حال برای ترجيح يك قرائت در موارد اختلاف، عاملی بجز روايت نيز دخيل خواهد بود. حتی موارد فراوان مخالفت وی با قرائت مهمترين استادش مجاهد (نك : ابن خالويه، مختصر، جم ) نشان میدهد كه او در پيروی از روايت افراط نكرده است. ابن كثير در قرائت برخی از آيات (توبه / ٩ / ١٠٠؛ كهف / ١٨ / ٩٥؛ نمل / ٢٧ / ٢١؛ غافر / ٤٠ / ٢٦) از رسم مصحف مكه كه با مصاحف ديگر اختلاف داشته، پيروی كرده است (ابن ابی داوود، ٤٧؛ ابن طاووس، ٢٨٠؛ دانی، ١١٩، ١٤٦، ١٦٧، ١٩١)، ولی در مورد آيهای (نساء / ٤ / ١٧١) و احتمالاً آيهای ديگر (محمد / ٤٧ / ١٨) پيروی وی از مصحف مكه ثابت نشده است (نك : ابن ابی داوود، ٤٧، ٤٩؛ ابن طاووس، همانجا). برخی از اصول حاكم بر قرائت ابن كثير چون تخفيف و تسهيل همزه، البته در حد اعتدال (دانی، ٣١-٤١، جم )، اجتناب از اماله (ابن خالويه، اعراب، ٩٧؛ دانی، ٤٨) و برخی تلفظهای او مانند كسر عينالفعل «يَحسِب» نشانۀ تأثير لهجۀ مكی است (دانی، ٨٤؛ قس: حاكم، ٢ / ٢٣١؛ رضیالدين، ٣ / ٤، ٣١؛ سيوطی، ٦ / ٣٩٣). احتمالاً برخی خصوصيات ديگر چون اظهار دال و ذال در مواضع ادغام متقاربين (دانی، ٤٢-٤٤، ١٤٨)، وصل هاءِ كنايه با اشباع ضمه و كسره (همو، ٢٩، ١٦٤)، وصل ضمير «هم» پس از حروف جر به ضم ميم و اشباع آن (همو، ١٩)، تلفظ خاص اسماءِ اشاره (همو، ٩٤، ٩٥، ١٥١، ١٧١) و اختيار لفظ انزال بر تنزيل (همو، ٧٥) و تضعيف بر مضاعفه (همو، ٨١، ١٦٤) نيز ناشی از لهجۀ مكی ابن كثير است. اختيار وزنهای ساكن العين در غالب موارد به جای وزنهای متحركالعين (دانی ٧٤، ٧٨، ٨٣، جم )، ترجيح مَيْت و ضَيْق به تخفيف عين بر تشديد آن (همو، ٨٧، ١٠٦) و ترجيح وزن فَعْل بر فاعِل در مورد اسماءِ مهموزالعين (همو، ٨٨، ١١٥) بيانگر گرايش وی به تخفيف الفاظ است.
ابن كثير به علوم عربيت آگاهی داشت (ابن جزری، غاية، ١ / ٤٤٥)، اما احتياط وی در حاكم كردن آراءِ نحوی بر روايت، يكی از مهمترين عوامل مقبوليت قرائتش بود، چنانكه حتی در زمان حياتش بر رقيبان مكی خود چون ابن محيصن (د ١٢٣ق) و حميد بن قيس اعرج (د١٣٠ق) فايق آمد و از زمان تدوين قرائات سبع توسط ابن مجاهد، قرائت وی به عنوان تنها نمايندۀ قرائت مكه مورد توجه قرار گرفت (همان، ٢ / ١٦٧؛ همو، النشر، ١ / ٢٤، ١٢٠-١٢١). شاطبی (ص ١٢) حتی آن را اشرف قرائات سبع دانسته است. در ميان شاگردان ابن كثير، شبل بن عباد و معروف بن مشكان عاملان اصلی انتقال قرائت وی به آيندگان بودهاند (حاكم، ٢ / ٢٣٣؛ دانی، ١١). روايت مستقيم اسماعيل بن عبدالله بن قسطنطين كه هم در آثار متقدمان (ابن نديم، ٣١) و هم متأخران (ابن جزری، النشر، ٢ / ٤١٤) مورد تأكيد قرار گرفته، قابل ترديد است. كليۀ موارد دانسته شده از روايت مستقيم وی از طريق بزّی از عكرمة بن سليمان نقل شده است (خواه روایت عام: دانی، ١١؛ ابن عبدالبر، ٢ / ٣٨١، و خواه روايت خاص: حاكم، ٣ / ٣٠٤؛ دانی، ٢٢٧؛ ابن جزری، النشر، ٢ / ٤١١-٤١٤؛ سيوطی، ٦ / ٣٦٠). به همين سبب ابن خزيمه احتمال داده كه بزّی يا عكرمه واسطه بين اسماعيل و ابن كثير را اسقاط كرده باشد (ابن جزری، همان، ٢ / ٤١٤)، در حالی كه صرفنظر از روايت بزی در روايت ديگران چون شافعی و قنبل واسطه حفظ شده است (حاكم، ٢ / ٢٣٠؛ دانی، ١١).
قرائت ابن كثير توسط دو راوی به نامهای محمد بن عبدالرحمن معروف به قنبل (د ٢٩١ق) و احمد بن محمد بزی (د ٢٥٠ق) رواج يافته است (دانی، ٤-٥، ١١-١٢؛ ابن جزری، همان، ١ / ١١٥-١٢١). ابن كثير در قرائت بصره نيز تأثير ملاحظهای داشته است؛ زيرا ابوعمروبن علاء، قاری بصره و از قراءِ سبع، از وی قرائت آموخته است (دانی، ٨؛ ابن جزری، غاية، ١ / ٤٤٤) و عمق تأثير وی بر او از توافقهای فراوان آن دو در موارد اختلاف روشن میگردد (به عنوان نمونه، نك : دانی، ٧٢-٧٦). ابن جزری (غاية، ١ / ٤٤٣-٤٤٤) فهرستی از شاگردان ابن كثير را ارائه كرده است. همچنين نووی (١(١) / ٢٨٣) و مزی (٩ / ٣٧٥-٣٧٦) فهرستی از مشايخ و راويان وی به دست دادهاند كه آثار خلط بين ابن كثير قاری و ديگران در آنها مشهود است. قرائت او در كليۀ آثاری كه از سدۀ ٢ق دربارۀ قرائات نوشته شده، انعكاس يافته است. برخی از موارد شاذ قرائت ابن كثير كه از نظر صحت استناد نيز قابل تأمل است، توسط ابن خالويه در مختصر گرد آمده است. در كتب قرائت گاه از ابن كثير به مكی، همراه ابن عامر به «ابنان» و همراه نافع به «حرميان» تعبير میگردد (به عنوان نمونه، نك : ابن خلف، ٤٠؛ صفاقسی، ٢٩).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق / ١٩٥٣م؛
ابن ابی داوود، عبدالله بن سلیمان، المصاحف، قاهره، ١٣٥٥ق؛
ابن جزری، محمدبن محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
همو، النشر فی القراءات العشر، به كوشش علی محمد ضباع، قاهره، كتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛
ابن خالويه، حسين بن احمد، اعراب ثلاثين سورة، حيدرآباد دكن، ١٣٦٠ق؛
همو، مختصر فی شواذّ القرآن، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٩٣٤م؛
ابن خلف، اسماعيل، العنوان فی القراءات السبع، به كوشش زهير زاهد و خليل العطية، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن سعد، محمد، الطبقات، به كوشش زاخاو و ديگران، ليدن، ١٩٠٤-١٩١٥؛
ابن طاووس، علی بن موسی، سعد السعود، نجف، ١٣٦٩ق / ١٩٥٠م؛
ابن عبدالبر، ابوعمر، الاستيعاب، در حاشيۀ الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
ابن قاصح، علی بن عثمان، سراج القاری المبتدی، بيروت، دارالفكر؛
ابن منجويه، احمدبن علی، رجال صحيح مسلم، به كوشش عبدالله ليثی، بيروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابن نديم، الفهرست؛
اندرابی، احمدبن ابی عمر، قراءات القراءِ المعروفين، به كوشش احمد نصيف جنابی، بيروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛
بخاری، محمدبن اسماعیل، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، صحیح، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
حاكم نيشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرك علی الصحيحين، حيدرآباد دكن، ١٣٢٤ق؛
خليفة بن خياط، الطبقات، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٦م؛
دانی، عثمان بن سعید، التيسير فی القراءات السبع، به كوشش پرتسل، استانبول، ١٩٣٠م؛
ذهبی، محمدبن احمد، تاريخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٩ق؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
رضیالدين استرآبادی، محمدبن حسن، شرح الشافية، به كوشش محمد نورالحسن و ديگران، بيروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
سيوطی، الدر المنثور، قاهره، ١٣١٤ق؛
شاطبی، ابوالقاسم ابن فیره، الشاطبية، به شرح و كوشش علی محمد ضباع، قاهره، مكتبة محمدعلی صبيح و اولاده؛
صفاقسی، سيدی علی، غيث النفع، در ذيل سراج القاری المبتدی، بيروت، دارالفكر؛
طبری، تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨م؛
فاسی، محمدبن احمد، العقد الثمين، به كوشش فؤاد سيد، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
قسطلانی، احمدبن محمد، لطائف الاشارات، به كوشش عامر سيد عثمان و عبدالصبور شاهين، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
مزی، يوسف بن عبدالرحمن، تهذيب الكمال، نسخۀ خطی كتابخانۀ توپكاپی، شم ٦٢٩٧؛
مسلم بن حجاج نيشابوری، صحيح، به كوشش محمدفؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥م؛
نووی، محيیالدين، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ١٩٢٧م.
احمد پاکتچی