دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥٣ - ابن طهمان
ابن طهمان
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ طَهْمان، ابوسعید ابراهیم بن طهمان بن شعبۀ (شعیب) خراسانی هروی، فقیه، مفسّر، متکلّم و محدّث (د ١٦٣ق / ٧٨٠م). از تاریخ تولد وی آگاهی دقیقی در دست نیست. اگر چه با توجه به تاریخ تولد ابوحنیفه (٨٠ق / ٦٩٩م) که از ابن طهمان بزرگتر بود (خزرجی، ١ / ٤٧)، و تولد ابن مقسم (١١٠ق / ٧٢٨م) که از ابن طهمان کوچکتر بود (ابن حجر، ١ / ٢٧٥)، به ویژه اشارۀ نعیم بن حماد که گفته است وی بیش از ٦٠ سال از ابن طهمان حدیث شنیده است، و نیز با توجه به زمان درگذشت ابن طهمان، میتوان حدس زد که او پس از ٨٠ق / ٦٩٩م متولد شده است. در هر حال ابن طهمان از خاندانی معروف از اهل باشانِ هرات برخاست (سمعانی، ٢ / ٣٧) و در طلب دانش به مرو، نیشابور، عراق و حجاز سفر کرد (خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٥-١٠٧؛ خزرجی، همانجا). وی در این سفرها از برخی از تابعین چون عبدالله بن دینار، عبدالعزیز بن رفیع، ابوزبیر محمدبن مسلم مکی، موسی بن عقبه (ابوداوود، ٤ / ١٢٦؛ خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٥)، حجاج بن حجاج (طبری، ٢ / ٣١٦) و عمروبن دینار و نیز از گروه زیادی از طبقۀ بعد یعنی تابعین تابعین حدیث شنید. چنانکه برخی از احادیثی که ابن طهمان روایت کرده، به دو یا سه واسطه متصلاً یا مرسلاً به پیامبر اکرم (ص) میرسد (مزی، ٢ / ١٠٩؛ ذهبی، سیر، ٧ / ٣٧٨-٣٧٩؛ ابن کثیر، ١ / ١٢، ٦ / ١٣٤؛ ابن ابی الوفاء، ٣٩).
ابن طهمان هنگام درگذشت ابوحنفیه (١٥٠ق / ٧٦٧م) در بغداد بود (خطیب بغدادی، ١٣ / ٤٢٣) و محتملاً این اقامت، پس از نخستین سفر وی به مکه و مدینه بوده است. زیرا گفتهاند که وی نخست در کوفه ابوحنفیه را ملاقات کرد و احادیث مالک بن انس را بر او عرضه داشت و به دنبال او به بغداد رفت و تا درگذشت او همانجا ماند (مالک، ١٩، ٢٠)؛ احتمالاً ابن طهمان در مدینه از مالک حدیث شنیده بوده است، خاصه که چند سال بعد حدیثی از مالک بن انس به روایت ابن طهمان برخود مالک در مدینه عرضه داشتند (خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٧-١٠٨). از اینجا میتوان دریافت که ابن طهمان قبل از ملاقات ابوحنیفه در کوفه، در حجاز بوده است. به هر حال ابن طهمان از عراق به خراسان بازگشت و در باشان رحل اقامت افکند، اما مدتی بعد دوباره قصد حج کرد و چون به نیشابور رسید، ارشاد مردم را که به عقاید جهمیه گرویده بودند، به ادامۀ سفر ترجیح داد و مدتی ماند و عقاید ارجاء را تبلیغ کرد (تمیمی، ١ / ١٩٩)، از آنجا رهسپار بغداد شد و در این شهر مدتی به املاء حدیث پرداخت و گویا از خلیفه مهدی (خلافت: ١٥٨-١٦٩ق / ٧٧٥-٧٨٥م) در آغاز خلافتش مقرری دریافت میکرده است (خطیب بغدادی، ٦ / ١١٠). با اینهمه اقامت وی در عراق به درازا نکشید و رهسپار حجاز شد، زیرا در ١٦٠ق / ٧٧٧م علی بن حسین بن واقد در مکه از قول ابن طهمان حدیث نوشته است (همو، ٦ / ١٠٧).
در برخی منابع به نقل گروهی از محدثان تاریخ درگذشت وی، ١٥٨ق / ٧٧٥م ذکر شده است (خطیب بغدادی، ٦ / ١١١؛ مری، ٢ / ١١٥)، اما خطیب بغدادی (همانجا) سال ١٦٣ق را درست دانسته است.
ابن طهمان در روزگاری میزیست که جدالهای کلامی در ابوابی چون اصول اعتقادات و افعال خداوند و کفر و ایمان، میان فرقی چون مرجئه و جهمیه و خوارج سخت گرم بود. او خود به ارجاء گروید و برخلاف خوارج، ارتکاب گناه به طور مطلق را موجب کفر و خروج از دین نمیدانست، بلکه برای مرتکبان گناهان کبیره نیز امید عفو و غفران از سوی پرودگار داشت (مزی، ٢ / ١١١؛ تمیمی، ١ / ١٩٩). وی همچنین بر جهمیه میتاخت (ذهبی، تذکرة، ١ / ٢١٣؛ ابن حجر، ١ / ١٣٠) و حتی آنها را مانند قدریه کافر میشمرد (ذهبی، سیر، ٧ / ٣٨١) و چنانکه گفتیم برای ارشاد مردم نیشابور که به جهمیه گرویده بودند، فسخ عزیمت حج کرد. کتاب سنن وی (نک : بخش پایانی همین مقاله) نیز حاوی اخباری است که عقاید جهمیه را باطل میکند (مالک، ٤٤-٤٥). با اینهمه گفتهاند که در اواخر عمر از عقیدۀ ارجاء عدول کرد (ابن حجر، ١ / ١٣١؛ خزرجی، ١ / ٢٤٧؛ داوودی، ١ / ١١). هیچ یک از منابع به صراحت و قطعیت دربارۀ مذهب وی در فقه سخن نگفتهاند و اصولاً در روزگار او این مذاهب یا هنوز پدید نیامده بود یا زعمای آنها هم طراز و هم عصر او بودهاند و ابن طهمان گرایش فقهی به آنها نداشته است. اگر چه برخی نام او را در شمار حنفیان (عبّادی، ٤؛ تمیمی، همانجا) ذکر کردهاند، اما ابن طهمان فقط در اعتقاد به ارجاء به روش ابوحنیفه بوده است. ابن حنبل در روزگار ابن طهمان هنوز متولد نشده بود، ولی به روایت سمعانی (٢ / ٣٨) و صفدی (٦ / ٢٣) وی به ابن طهمان اعتقاد بسیار داشت. دربارۀ مالک بن انس اگر چه ابن طهمان در مدینه در محضر او بود و از او حدیث شنید، اما دلیلی بر گرایش فقهی ابن طهمان به او در دست نیست. محمدبن ادریس شافعی نیز به هنگام فوت ابن طهمان حدود ١٥ سال بیش نداشته است. قابل توجه است که برخی تشیع او را نیز محتمل دانستهاند (امین، ٢ / ١٦٨)، ولی دلیل قاطعی بر این امر در دست نیست.
ابن طهمان نیز همچون سایر محدثان در معرض جرح و تعدیل بوده است، خاصه که به مکتبی کلامی «ارجاء» هم گرایش داشته و این معنی در اظهار نظر رجال شناسان دربارۀ او دخیل بوده و شاید از همین روست که برخی این گرایش را موجب جرح او دانسته (ذهبی، المغنی، ١٧) و کسانی چون محمدبن عبدالله بن عمار موصلی او را مضطرب الحدیث و ضعیف محسوب داشتهاند (خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٨؛ ابن حجر، ١ / ١٣٠)، در حالی که بیشتر محدثان او را به طور مطلق ثقه شمردهاند و با عناوین ثقة فی الحدیث، صدوق، حسن الحدیث، صحیح الحدیث و حسن الروایة از او یاد کردهاند (عجلی، ٥٢، ٥٧؛ ابن ابی حاتم، ٢ / ١٠٧؛ خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٦؛ ذهبی، سیر، ٧ / ٣٧٩؛ ابن ابی الوفاء، ٣٩-٤٠).
از بررسی این منابع آشکارا میتوان دریافت که وی در روزگار خود از جملۀ محدثان و فقهای معتبری به شمار میرفته است که مؤلفان صحاح عموماً از وی روایت کردهاند (مثلاً: بخاری، ١ / ١٠٨، ٤ / ٣٠، ٦٥؛ ابوداوود، ٤ / ١٢٦؛ نسائی، ٧ / ٢٣؛ دارقطنی، ٣ / ٨١) و به احادیث وی رغبت بسیار نشان دادهاند (سمعانی، ٢ / ٣٨). حتی برخی از مشایخ ابن طهمان، مانند صفوان بن سلیم، ابوحنیفه نعمان بن ثابت، عبدالله ابن مبارک، سفیان بن عیینه و خالدبن نزار، از خود ابن طهمان نقل حدیث کردهاند (خطیب بغدادی، ٦ / ١٠٥؛ تونکی، ٣ / ١٩٧). برخی ابن طهمان را در طبقۀ سوم محدثان جای دادهاند (خلیفة بن خیاط، ٢ / ٨٣٥) و برخی دیگر در طبقۀ مالک بن انس یعنی طبقۀ پنجم (سیوطی، ٩٦). گذشته از خود ابن طهمان، در پارهای مآخذ (حاکم نیشابوری، ١٥٦؛ سمعانی، ٩ / ١٠٨-١٠٩؛ ابن اثیر، ٢ / ٢٩١) از «طهمانی»ها نیز نام برده شده است که بعضی از آنها از فرزندان و نوادگان ابن طهمان بودهاند یا از جملۀ شاگردان مکتب و گردآورندگان احادیث او به شمار میرفتهاند، همچون ابوعبدالله بن البیع الضبی، ابوبکر محمد حمویه، ابوالعباس عیسی بن محمد، علی بن حجر و علی ابن حشرم.
آثـار
ابن ندیم (ص ٢٢٨) چهار کتاب به ابن طهمان نسبت داده است بدین قرار: السنن المناقب، العیدین و کتاب التفسیر. ظاهراً به دلیل کتاب اخیر است که او را مفسر نامیدهاند (داوودی، ١ / ١٠) به سبب کتاب سنن، فقیهش دانستهاند (عبادی، همانجا). سزگین یادآوری کرده که هیچ یک از آثاری که ابن ندیم معرفی کرده، در دست نیست، ولی نسخهای خطی دربارۀ شیوخ ابن طهمان متشکل از ٢٠ ورق در کتابخانۀ ظاهریه موجود است (١(١) / ١٧٠). محمد طاهر مالک (ص ٦) پس از پژوهشهای بسیار در باب کتاب مشیخة ابن طهمان، بر آن شده که این کتاب، همان سنن ابن طهمان است که قبل از صحاح تصنیف شده و حاوی ٢٠٨ حدیث، مشتمل بر ابواب فقهی و اصول عقاید است. این اثر نخستین بار در مجلۀ معهد المخطوطات العربیة (مجموعۀ ٢٢، ج ٢، سال ١٩٧٦م) به چاپ رسید و سپس با مقدمهای مفصل همراه با متن آن در مجمع اللغة العربیة بدمشق منتشر شد.
مآخذ
ابن ابی حاتم، محمدبن ادریس، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن ابی الوفاء، عبدالقادربن محمد، الجواهر المضیئة، حیدرآباد دکن، ١٣٣٢ق / ١٩١٤م؛
ابن اثیر، عزالدین، اللباب، بیروت، دارصادر؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، الضعفاء و المتروکین، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدر آباد دکن، ١٣٢٧ق / ١٩٠٩م؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، به کوشش فلوگل، لایپزیک، ١٨٧١م؛
ابوداوود، سلیمان بن اشعث، سنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، استانبول، المکتبة الاسلامیة؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح، استانبول، المکتبة الاسلامیة؛
تمیمی، تقیالدین بن عبدالقادر، الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیة، به کوشش عبدالفتاح محمد الحلو، قاهره، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
تونکی، محمد، معجم المصنفین، به کوشش عثمان علیخان، بیروت، ١٣٤٤ق / ١٩٢٥م؛
حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، معرفة علوم الحدیث، به کوشش سید معظم حسین، مدینه، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
خزرجی، صفیالدین احمد، خلاصة تذهیب تهذیب الکمال، به کوشش محمود عبدالوهاب فاید، قاهره، مکتبة القاهرة؛
خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق / ١٩٣٠م؛
خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦م؛
دارقطنی، علی بن عمر، سنن، به کوشش عبدالله هاشم یمانی، مدینه، ١٣٨٦ق / ١٩٦٦م؛
داوودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، به کوشش علی محمد عمر، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تذکرة الحفاظ، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی معلمی، بیروت، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
همو، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب انؤوط و علی ابوزید، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، المغنی، به کوشش نورالدین عتر، حلب، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ترجمۀ محمود فهمی حجازی، ریاض، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، به کوشش سید شرفالدین احمد، حیدرآباد دکن، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
سیوطی، طبقات الحفاظ، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش س. ددرینگ، بیروت، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
طبری، محمدبن جریر، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٩٦٠-١٩٦٨م؛
عبّادی، محمدبن احمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤م؛
عجلی، احمدبن عبدالله، تاریخ الثقات، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
مالک، محمد طاهر، مقدمۀ مشیخة ابن طهمان، دمشق، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مزی، جمالالدین یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، مدینه، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
نسایی، احمدبن شعیب، سنن، استانبول، ١٩٨١م.
جعفر سجادی