دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٩ - جواهر الکلام
جواهر الکلام
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَواهِـرُ الْکَلام، عنوان کتابی مشتمل بر دورۀ فقه که یکی از مبسوطترین و مؤثرترین نوشتهها در دورۀ متأخر از فقه امامی محسوب میگردد. این کتاب شرحی است مبسوط و استدلالی بر کتاب مشهور شرائع الاسلام از محقق حلی (د ٦٧٦ ق / ١٢٧٧م) که به قلم محمدحسن بن باقر بن عبدالرحیم نجفی (د ١٢٦٦ق / ١٨٥٠م) نگاشته شده است. عنوان کتاب در فارسی به معنای «گوهرهای سخن»، عنوانی تزیینی است که به تناسب سجع با نام متن مورد شرح، یعنی شرائع الاسلام انتخاب شده است. اهمیت کتاب موجب شده است تا شهرت کتاب بر مؤلف غالب آمده، و در طی دو سده مؤلف بیشتر با نام صاحب جواهر شناخته شده است (خوانساری، ٢ / ٣٠٠، ٧ / ١٣٥، جم ؛ خاقانی، ٢٥؛ امین، محسن، ٨ / ٨٨، جم ؛ قمی، الکنى ... ، ١ / ٥١، جم ؛ مظفر، مقدمه بر ... ، ١ / ٢؛ برای شرح حال، نک : ه د، صاحب جواهر).
کتاب در طی سالیان دراز تألیف شده است؛ بر اساس نقل قولی از زبان مؤلف، وی در آغازِ تألیف این اثر تنها ٢٥ سال داشته است (آقابزرگ، ٥ / ٢٧٦)، هرچند ممکن است این سخن ناظر به آن دورهای باشد که مؤلف هنوز تصمیم به فراهم آوردن شرحی بر شرائع نگرفته، و نوشتههایش حالت یادداشتهایی از نوع تعلیقه داشته است (حرزالدین، ٢ / ٢٢٦؛ آل محبوبه، ٢ / ١٣٣). حتى آنگاه که مؤلف مصمم شد تا این نوشتهها را در صورت شرحی بر شرائع سامان دهد، مقید به ترتیب متن نبود و بخشهای مختلف کتاب را بدون آنکه کاملاً به ترتیب کتاب، کار را پیش برد، شرح نمود، چنانکه از تاریخهای ذکر شده در پایان هریک از مجلدات جواهر آشکار میگردد (نک : آقابزرگ، ٥ / ٢٧٦-٢٧٧). از جمله میدانیم که وی بخشی از کتاب الطهارة را در زمان حیات استادش شیخ جعفر کاشف الغطاء، یعنی پیش از ١٢٢٧ق / ١٨١٢م به پایان آورده (همو، ٥ / ٢٧٦)، و ضبط تاریخ ١٢٥٧ق / ١٨٤١م بر پایان کتاب جهاد و امر به معروف نشان میدهد که مؤلف تا اواخر عمر خود همچنان مشغول تألیف کتاب بوده است (همو، ٥ / ٢٧٧). بر این پایه، تألیف کتاب افزون بر ٣٠ سال به طول انجامیده است. همین طولانی بودن دورۀ زمانی، موجب شده است تا در سبک کار مؤلف در فاصلۀ میان مجلدات اول تا پایانی، اختلافاتی دیده شود؛ از جمله، تفصیل در مجلدات اولیه بیشتر از مجلدات پایانی است؛ در مجلدات اولیه بیشتر نقل، و در اواخر بیشتر مباحث تحقیقی غلبه دارد. حتى تنکابنی که از شاگردان او ست، یادآور میشود که در اوایل کار جواهر، مؤلف هنوز به قوۀ استنباط نرسیده بود و به نقل و تبیین اقوال بسنده میکرد، اما به تدریج شرایط دگرگون شد (ص ١٠٣).
تألیف کتاب جواهر، رخدادی برخاسته از نشاط اصولیه در فضای نجف بود که با کوششهای وحید بهبهانی (د ١٢٠٥ق) آغاز شده بود و در طی برههای حدود نیم قرن با گذار از آثار ماندگاری چون کشف الغطاء از جعفر کاشف الغطاء و ریاض المسائل از صاحب ریاض و برخی آثار میرزای قمی و نراقیین (مهدی و احمد نراقی)، زمینهساز تألیف این اثر پردامنه بود. گویا در زمان مؤلف این انتظار وجود داشت که وی یکی از نوشتههای همین اصولیان متأخر، مثلاً کشف الغطاء را شرح کند (امین، محسن، ٤ / ١٠٠)، اما عدول مؤلف از چنین گزینهای و روی آوردنش به یکی از آثار کلیدی در سدههای میانی، نشان از استقلال نسبی وی در گرایش فقهیاش دارد. با تکیه بر همین استقلال میتوان گفت که وی به نوبۀ خود مقدمهای بر انتقال از مکتب اصولی وحید و پدید آمدن مکتب شیخ انصاری (د ١٢٨١ق / ١٨٦٤م) در نسل پسین بوده است. بدین ترتیب میتوان تألیف جواهر را اوج شکوفایی و ختامی پرارج برای مکتب اصولی وحید و نقطۀ انتقالی برای گذار از این مکتب به مکتب اصولی شیخ انصاری تلقی کرد. با وجود پیشی داشتن این کتاب بر پیدایی مکتب شیخ انصاری، اهمیت آن به سبب جامعیت تحلیل و نقل، به اندازهای است که در کنار آثار نسبتاً کمحجم و بنیادی شیخ انصاری، جواهر توانست در طی یک و نیم سدۀ اخیر نقش مکمل برای دستاوردهای شیخ انصاری را ایفا کند و در ساختار فقاهتی پیروان مکتب شیخ، کارآمدی خود را به طور کامل حفظ کند. این نکته که صاحب جواهر از شذوذ پرهیز داشته، و بیشترین تبعیت را از قول مشهور داشته است ــ تا حدی که به «لسان المشهور» شهرت یافته (مثلاً خمینی، الخلل ... ، ١٣٩) ــ بر اقبال فقیهان بدان افزوده است. بر همین اساس قابل درک است که چگونه فقه و اجتهاد متأخر امامی که به تعبیر دقیقتر، فقه مکتب شیخ انصاری است، گاه در کلام صاحبنظران چون امام خمینی فقه جواهری و اجتهاد جواهری نیز خوانده شده است (مثلاً صحیفه ... ، ٢١ / ٩٨؛ نیز صغیر، ٩٩؛ دربارۀ ویژگیهای فقه مؤلف، نک : ه د، صاحب جواهر).
دربارۀ گستردگی محتوای جواهر، باید اشاره کرد که این کتاب در عمل، یک دائرةالمعارف فقه امامی از آغاز مباحث نظری فقه در حوزۀ امامیه تا زمان مؤلف بوده، و در این باره نظیـری در میـان آثـار پیشین نداشتـه است (نک : مظفر، اصول ... ، ٣ / ٢٢١) و دقیقتر آن است که پس از جواهر نیز کتابی به این گستردگی پدید نیامده است (انصاری، ١ / ٦٠٣)؛ حتى نوری در عبارتی کوتاه یادآور شده که در میان کل مذاهب اسلامی، کتابی همچون جواهر در باب حلال و حرام نوشته نشده است (٢ / ١١٥؛ نیز امین، محسن، ٩ / ١٤٩؛ کنتوری، ١٦٧). گفتنی است در برخی از کوششهای معاصر در راستای تدوین یک دائرةالمعارف فقهی برای امامیه مانند الموسوعة الفقهیة المیسرة از انصاری (نک : انصاری، همانجا) و برخی طرحهای مؤسسۀ دائرةالمعارف فقه اسلامی، جواهر به عنوان منبع محوری برگزیده شده است.
جامعیت و شیوۀ دائرةالمعارفی جواهر زمینهساز آن بوده است تا متأخران و معاصران، گاه آثاری چون ریاض العلماء از افندی تبریزی و سماء المقال از ابوالهدى کلباسی را هریک در موضوع خود اثری مانند جواهر بشمارند (نک : قمی، همان، ٢ / ٤٩؛ حسینی قزوینی، ٢٩).
جواهر با وجود آنکه در نقل اقوال فقها و نیز نقل اجماعات به جامعیت شناخته است، اما شیوۀ مؤلف در آن اصرار بر ارجاع مستقیم به کتب پیشینیان نیست و نقل قول با واسطه به فراوانی در آن دیده میشود. یکی از منابعی که اندکی پس از مؤلف توسط محمدجواد عاملی (د ١٢٢٦ق / ١٨١١م) نوشته شده، مفتاح الکرامة است که منبع بخش وسیعی از نقلیات جواهر از اقوال فقهی پیشینیـان و اجمـاع و شهـرت نـزد فقهـا ست (نک : صاحب جواهر، جواهر ... ، ١ / ٣٣٨، ٣٣٩، جم ؛ نیز خالصی، ١ / ١٠). با این حال، در منابع پس از جواهر بسیار اتفاق میافتد که در نقل فتوایی یا اجماع و شهرت و استفاضهای به جواهر ارجاع شده است (مثلاً نک : قزوینی، ١ / ٥٦، ٧٦، جم ؛ آشتیانی، ٣٨؛ همدانی، ١(١) / ١٠، جم ؛ بحرالعلوم، ١ / ٣٣٨، جم ).
مؤلف جواهر در این اثر از منابع بسیاری نقل قول دارد، اما میدانیم که بخش وسیعی از آن غیرمستقیم است و مؤلف در نقل خود با تعبیر صریح «فی المحکی عن» به این واسطه اشاره کرده است. با این حال از برخی آثار مبسوط مؤلفان متأخر امامی مانند جامع المقاصد محقق کرکی، مسالک الافهام شهید ثانی، مدارک الاحکام محمد عاملی، مفتاح الکرامۀ محمدجواد عاملی و کشف اللثام فاضل هندی به فراوانی سود برده است (نک : ١ / ١٤، ١٥، ١٨، جم ؛ نیز حرزالدین، ٢ / ٢٢٥-٢٢٩؛ نیز در این باره، نک : التعریف ... ، سراسر اثر).
با وجود فراوانی نقل در جواهر، همواره بیشترین شهرت کتاب به ارزش تحلیلی و تحقیقی آن بوده است و به هنگام تبیین دو اصطلاح تحقیق و تتبع در زبان فقهای متأخر، صاحب جواهر به عنوان برجستهترین شاخص برای فردی محقق، و نه متتبع معرفی شده است. اعتماد صاحب جواهر بر نقل با واسطه و بیدقتی او در نقل قولها به اندازهای است که گاه اشتباهات او در نقل آراء فقهی، ادعای اجماعات و حتى نقل احادیث از سوی منـابع بعـدی گـوشـزد شـده است (مثـلاً نک : بجنوردی، ١ / ٢٧١؛ خویی، ٢ / ٤٢٢).
افزون بر نقل آراء و استدلالات فقهای پیشین، و اشاره به اجماع و شهرت منعقد نزد آنان، از سویی تحلیلهای لغوی و ادبی، و از سوی دیگر داوری و ارزیابیهای مؤلف دربارۀ اقوال و روایات، بر ارزش کتاب افزوده است. همچنین از ویژگیهای جواهر آن است که در تفریع فروع، از حد متن شرایع بسیار فراتر رفته و به طرح فروعی پرداخته است که در آثار فقهی پس از شرایع یا حتى در عصری نزدیک به خود، مطرح بوده است.
بر اساس آنچه از مقدمۀ مؤلف بر کتاب بر میآید، وی از آنرو شرایع را به عنوان متن کار خود برگزیده که در عین مختصر بودن، از حیث احاطه بر دیگر آثار برتری داشته، و خود کوشش کرده است تا در رویارویی با این متن، قواعد آن را استخراج کند، ظرایف و ابهامات آن را توضیح دهد و ادله و مستندات اقوال متنوع را تبیین و ارزیابی، و وجه گزینش قول مختار را بیان کند (١ / ٣-٣). تأیید همین ویژگیها در اظهارنظرهای ستایشآمیز پسین نیز دیده میشود (مثلاً نک : خوانساری، ٢ / ٢٩٧؛ امین، محسن، ٨ / ٤٧٥). از شخص صاحب جواهر چنین نکتهای نقل میشود که اگر فقیهی جامع المقاصد محقق کرکی، وسائل الشیعۀ حر عاملی و جواهر را در اختیار داشته باشد، امکان استنباط حکم فقهی را دارد (آصفی، ١ / ٩٢).
در میان متأخران رجوع به وسائل به عنوان یک منبع روایی، و رجوع به جواهر به عنوان منبعی تحلیلی جامع اقوال و اجماعات و استدلالات فقها، دو ابزار مهم از ابزارهای استنباط محسوب بودهاند و گاه چنین انگاشته میشد که این دو میتوانند موجب استغنا از منابع دیگر روایی و فقهی باشند. محسن امین که این کتاب را با تعبیر معجزه ستوده، بر این نکته تأکید کرده است که تکیۀ علما تا زمان وی بر جواهر است (١ / ١٤٦). منصفانهترین سخن در این باره آن است که دستکم گفته شود فقیهی از مراجعه به جواهر مستغنی نیست (خازم، ٢٣). این نقش کلیدی برای جواهر از سویی در براعت استهلال برخی از آثار پسین فقهی بازتاب یافته (مثلاً حائری، ١) و از سوی دیگر در نقل قولهای وسیع از آن نزد فقها دیده میشود (مثلاً شیخ انصـاری، الوصایا ... ، ٤٨، الصلاة، ١٠٧؛ قـزوینـی، ١ / ٣٨، ٤٧، جم ؛ آشتیانـی، ٣٨، جم ؛ همدانی، ١(١) / ٧، جم ؛ بحرالعلوم، ١ / ٩١، جم ؛ طباطبایی، ٤ / ٣٦١، ٣٧٥، جم ). حتى در برخی آثار اصولی (مثلاً مظفر، اصول، ٣ / ٢٢١) و مجموعههای حدیثی نیز ارجاعات به جواهر دیده میشود (مثلاً قمی، الانوار ... ، ٩٨؛ نمازی، ٧ / ٢١٢). در المکاسب شیخ انصاری نیز برخی دیدگاههای مؤلف با تعبیر بعض المعاصرین نقل شده است (مثلاً ١ / ٢٤٩، ٣ / ٢٥، جم ).
جواهر به سبب محوری بودنش در مطالعات فقهی متأخر، برای تعیین جایگاه و ارزش علمی فقیهان نیز محوریت داشته است؛ از جمله اینکه اطلاق لقب «فاضل» به نراقیین در جواهر (مثلاً ٦ / ٣٠٢، ٣٦ / ١٤٢)، زمینهساز این شهرت برای آنان نزد پسینیان بوده است (حسنزاده، ١٤).
با آنکه ساختار جواهر شباهتی به یک متن درسی ندارد، ولی بخشهایی از آن مانند کتاب الصلاة گاه در حوزههای علمی خوانده میشده است (مثلاً نک : حسینی، ١ / ٣٦١؛ سبحانی، ١٤(٢) / ٦٨٨).
رواج گستردۀ کتاب در محافل فقه امامی، موجب شده است تا با وجود حجم بزرگ، نسخههای متعددی از آن در کتابخانههای مختلف ایران و عراق، مانند کتابخانۀ مجلس، مسجد گوهرشاد و کتابخانۀ غرب همدان، کتابخانههای مختلف قم در ایران، و کتابخانۀ مکتبة امیرالمؤمنین(ع) در نجف موجود باشد (نک : آقابزرگ، ١٣ / ٣١٩؛ مدرسی، ٣٤٣؛ استادی، ٣ / ٧، ١٠٨، جم ).
نخستین انتشار کتاب در زمان حیات مؤلف در ١٢٦٢ق، در ٦ جلد به چاپ سنگی بوده است. پس از آن تا پیش از چاپ تحقیقی، افزون بر ٢٠ چاپ از کتاب، از جمله سنگی، ١٢٧١ق و ١٣٣٥ق شناخته شده است (نک : سرکیس، ٢ / ١٦٤٧؛ مشار، ٢٦١-٢٦٣) و این نشان از اهمیت ویژۀ اثر دارد. چاپ تحقیقی این کتاب به کوشش عباس قوچانی در طی سالهای متمادی از ١٣٧٧ تا ١٤٠١ق در نجف، تهران و قم به طور پراکنده در ٤٣ جلد صورت گرفته، و همین چاپ به صورت یک شکل در چاپهای بعدی تکرار شده است.
با وجود مفصل بودن کتاب، چند شرح نیز بر آن نوشته شده که از آن جمله است: الانصاف فی تحقیق مسائل الخلاف من جواهر الکلام، شرحی بر وجهی از وجوه کتاب به عربی از محمد طه نجف تبریزی (د ١٣٢٣ق)، چاپ بخشی از اوایل آن در تهران (١٣٢٤ق؛ نک : آقابزرگ، ٢ / ٣٩٧؛ نیز معرفی به عنوان حاشیه، همو، ٦ / ٥٨)؛ بحرالجواهر به فارسی از علی بن محمدباقر بروجنی در اوایل سدۀ ١٤ق که نسخههایی از آن در کتابخانههای وزیری یزد و مسجد اعظم قم شناخته شده است (مدرسی، همانجا) و الهدایة الی المرام من مبهمات جواهر الکلام، از محمدباقر موسوی همدانی (چ قم، ١٣٧٩ش). حواشی متعددی نیز از زمان شاگردان مؤلف بر جواهر نوشته شده است که مهمترین آنها عبارتاند از: حاشیۀ محمدامین بن حسن بن اسدالله شوشتری از علمای کاظمین در نیمۀ اخیر قرن ١٣ق (امین، محسن، ٩ / ١٣٧)، حاشیۀ موسی بن حسن فلاحی احسایی (د ١٢٨٩ق؛ نک : سبحانی، ١٣ / ٦٦٩)، حاشیۀ علی بن محمدحکیم حسینی (د ١٣٠٠ق؛ همو، ٨ / ٣١٤)، حاشیۀ میـرزا محمـد تنکـابنـی صـاحب قصص العلمـاء (د ١٣٠٢ق؛ نک : آقابزرگ، ٦ / ٥٨)، حاشیۀ ملاعلی کنی (د ١٣٠٦ق؛ همانجا)، حاشیۀ زینالعابدین بارفروشی مازندرانی (د ١٣٠٩ق؛ نک : امین، محسن، ٧ / ١٦٨؛ سبحانی، ١٤(١) / ٢٦٦)، حاشیۀ سیدالحکماء علی ابن محمد مرعشی تبریزی (د ١٣١٦ق؛ همو، ١٤(١) / ٤٤٠)، حاشیۀ عبدالله بهبهانی (د ١٣٢٨ق؛ همو، ١٤(١) / ٣٧٤)، حاشیه بر کتاب القضاء از عبدالحسین دزفولی لاری (د ١٣٤٢ق؛ همو، ١٤(١) / ٣١٠)، حـاشیه بـر کتاب الخمس از ابوتراب خوانساری (د ١٣٤٦ق؛ نک : آقابزرگ، ٦ / ٥٨)، حاشیۀ محمد بن موسى کمالی همدانی (د ١٣٤٩ق؛ نک : امین، محسن، ١٠ / ٧٨؛ کحاله، ١٢ / ٩٣)، حاشیۀ ابوالفضل واعظ قمی (د ١٣٩٨ق؛ نک : موسوعة ... ، ٢ / ٣٢٧)، حاشیۀ محمدعلی معصومی (د ١٣٧٢ق؛ نک : امین، حسن، ١ / ٢١٩؛ سبحانی، ١٤(٢) / ٧٦٥) و حاشیهای از محمدحسین بروجردی (د ١٣٨٠ق؛ نک : فاضل، ٢٢). از کوششهای معاصر، به خصوص باید کتاب جواهر الکلام فی ثوبة الجدید را یاد کرد که از نشریات مؤسسۀ دائرةالمعارف فقه اسلامی است و در آن، متن شرایع با بیانات صاحب جواهر در متن قرار گرفته، و به عنوان پاورقی، اقوال مخالفان و مستندات آنان ارائه شده است (نک : مآخذ).
همچنین باید به فهرستی در معرفی تفصیلی کتاب و رئوس مطالب آن اشاره کرد که علی بن زینالعابدین مازندرانی (د ١٣٤٥ق) فراهم آورده است (آقابزرگ، ١٦ / ٣٨٣). از دیگر راهنماهای تألیف شده برای کتاب باید به معجم فقه الجواهر در ٦ جلد (نک : مآخذ) اشاره کرد که دربردارندۀ فرهنگنامهای برای اصطلاحات و مفاهیم مورد بحث در جواهر است. همچنین ناصر کرمی شرح حال رجال مذکور در کتاب را در اثری با عنوان البدر الزاهر فی تراجم اعلام الجواهر، منتشر کرده است (چ قم، ١٤٢٢ق).
دربارۀ رسالۀ نجاة العباد نوشتۀ صاحبجواهر که رسالهای عملیه برای مراجعۀ مقلدان بوده است، صاحبجواهر خود در مقدمۀ این رساله (نک : ص ٢)، آن را چکیدۀ جواهر الکلام دانسته، و همین از سوی دیگران هم تکرار شده است (مثلاً نک : آقابزرگ، ٣٤ / ٥٩). با توجه به اینکه تفاوت هدف، تفاوت بنیادین در ساختار کتاب و اختلاف بسیار در حجم دو کتاب و حتى تفاوت برخی فتاوای منقول در این دو کتاب با یکدیگر، پذیرش این امر را دشوار مینماید (مثلاً نک : آملی، ٢ / ٤٧٠، ٣ / ٧٤، جم )، ولی باید گفت، مقصود مؤلف آن است که نجاة العباد ثمرۀ تحقیقات چندین سالۀ وی در جواهم الکلام بوده است.
مآخذ
آشتیانی، محمدحسن، القضاء، چ سنگی، ١٣١٨ق؛
آصفی، محمدمهدی، «تاریخ فقه اهل البیت(ع)»، در مقدمه ریاض المسائل، قم، ١٤١٢ق؛
آقابزرگ، الذریعة؛
آل محبوبه، جعفر، ماضی النجف و حاضرها، نجف، ١٣٧٦ق؛
آملی، محمدتقی، مصباح الهدى، تهران، ١٣٨٠ش؛
استادی، رضا، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ آیتالله العظمى گلپایگانی، قم، ١٤٠٢ق؛
امین، حسن، مستدرکات اعیان الشیعة، بیروت، ١٤١٨ق / ١٩٩٧م؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، قم، ١٤١٥ق؛
بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیة، به کوشش مهدی مهریزی و محمدحسین درایتی، قم، ١٤١٩ق؛
بحرالعلوم، محمد، بلغة الفقیه، به کوشش محمدتقی بحرالعلوم، تهران، ١٣٦٢ش؛
التعریف بمآخذ الجواهر، قم، ١٣٧٨ش؛
تنکابنی، محمد، قصص العلماء، تهران، ١٣٩٦ق؛
جواهر الکلام فی ثوبة الجدید، قم، ١٤٢١ق؛
حائری، عبدالکریم، الصلاة، قم، ١٣٦٢ش؛
حرزالدین، محمد، معارف الرجال، قم، ١٤٠٥ق؛
حسنزادۀ آملی، حسن، مقدمه بر انیس الموحدین نراقی، قم، ١٤٠٣ق؛
حسینی، احمد، تراجم الرجال، قم، ١٤١٤ق؛
حسینی قزوینی، محمد، مقدمه بر سماء المقال کلباسی، قم، ١٤١٩ق؛
خازم، علی، مدخل الى علم الفقه عند المسلمین، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
خاقانی، علی، رجال الخاقانی، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، قم، ١٤٠٤ق؛
خـالصی، محمدباقـر، مقدمه بر مفتاح الکرامۀ عاملی، قم، ١٤١٩ق؛
خمینی، روحالله، الخلل فی الصلاة، قم، چاپخانۀ مهر؛
همو، صحیفۀ نور، تهران، ١٣٧٢ش؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
خویی، ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، قم، ١٣٩٦ق؛
سبحانی، جعفر و دیگران، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، ١٤٢٤ق؛
سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة، قاهره، ١٩٢٨م؛
شیخ انصاری، مرتضى، الصلاة، چ سنگی، ١٣٠٥ق؛
همو، المکاسب، قم، ١٤٢٠ق؛
همو، الوصایا و المواریث، قم، ١٤١٥ق؛
صاحب جواهر، محمدحسن، جواهر الکلام، به کوشش عباس قوچانی، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، نجاة العباد، با حاشیۀ طباطبایی یزدی و صدر موسوی، نجف، ١٣١٨ق؛
صغیر، جلال، لهذا کانت المواجهة، بیروت، ١٤٢١ق / ٢٠٠٠م؛
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقى، قم، ١٤٢٠ق؛
فاضل لنکرانی، محمد، مقدمه بر نهایة التقریر، قم، مرکز فقهی ائمۀ اطهار(ع)؛
قزوینی، علی، ینابیع الاحکام، به کوشش علی علوی قزوینی، قم، ١٤٢٤ق؛
قمی، عباس، الانوار البهیة، قم، ١٤١٧ق؛
همو، الکنى و الالقاب، تهران، کتابخانۀ صدر؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ق / ١٩٥٧م؛
کنتوری، اعجاز حسین، کشف الحجب و الاستار، قم، ١٤٠٩ق؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمد آصف فکرت، مشهد، ١٣٦٨ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران، ١٣٤٤ش؛
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، جامعۀ مدرسین؛
همو، مقدمه بر جواهر الکلام، تهران، ١٣٦٥ش؛
معجم فقه الجواهر، بیروت، ١٤١٧-١٤١٩ق؛
موسوعة مؤلفی الامامیة، قم، ١٤٢٠ق؛
نمازی شاهرودی، علی، مستدرک سفینة البحار، به کوشش حسن نمازی، قم، ١٤١٩ق؛
نوری، حسین، خاتمة المستدرک، قم، ١٤١٥ق؛
همدانی، آقارضا، مصباح الفقیه، چ سنگی، ١٣٥٣ق.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث