دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٢ - جصاص
جصاص
نویسنده (ها) :
علی تولایی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَصّاص، ابوبکر احمد بن علی رازی (٣٠٥-٣٧٠ق / ٩١٧-٩٨١م)، فقیه و عالم حنفی ساکن عراق. لقب جصاص به معنای گچکار (سمعانی، ٢ / ٦٣؛ نیز نک : ابن منظور، ذیل جصص) در معرفی او از سوی ابن ندیم (ص ٢٦١)، خطیب بغدادی (٥ / ٧٢) و محمد ذهبی (سیر ... ، ١٦ / ٣٤٠) ذکر نشده است. در منابع فقه حنفی از او با لقب جصاص یاد شده است (عبدالقادر، ١ / ٨٤؛ غزی، ١٢٢؛ ابن قطلوبغا، ٢٩، ٣١؛ نیز نک : سرخسی، ٧ / ٧٦؛ سمرقندی، ١ / ٢١١، ٢ / ١٥)، اما در غالب منابع شرح حال، او را ابوبکر رازی یا به اختصار، رازی نامیدهاند. برخی نیز به اشتباه ابوبکر رازی و جصاص را دو نفر دانستهاند (غزی، همانجا).
جصاص در ری متولد شد. از خانواده و تحصیلات او در شهر ری اطلاعی در دست نیست. وی در ٣٢٥ق در عنفوان جوانی به بغداد آمد و در مجلس درس ابوالحسن کرخی (د ٣٤٠ق) شرکت کرد. کمبود ارزاق در بغداد (احتمالاً در ٣٢٩ق و پس از آن، نک : ابن کثیر، ١١ / ٢٢٦، ٢٢٨، ٢٣٢، ٢٣٥) او را روانۀ اهواز کرد. وی پس از برطرف شدن قحطزدگی به بغداد مراجعت کرد. جصاص که یکی از بزرگترین شاگردان کرخی بود (ذهبی، محمد، همان، ١٥ / ٤٢٦)، با نظر و مشورت استاد، همراه با حاکم نیشابوری (د ٤٠٥ق) رهسپار نیشابور شد و چندی در آنجا فعالیت داشت. وی در ٣٤٤ق، ٤ سال پس از درگذشت کرخی به بغداد آمد و عهدهدار ریاست حنفیان بغداد در تدریس و افتا شد. در بغداد در محلۀ «سویقه غالب» و «درب المقبر» درس میداد، سپس در ٣٦٠ق به «درب عبده» نزدیک ابوسعید بردعی منتقل شد (عبدالقادر، ١ / ٨٥؛ لکهنوی، ٢٨؛ غزی، همانجا؛ نمشی، ١٤).
از نظر جایگاه علمی، جصاص را با القابی چون «امام اصحاب رأی» (خطیب، همانجا) و «علامه، مفتی و مجتهد» (ذهبی، محمد، همان، ١٦ / ٣٤٠) ستودهاند. تصانیف او بر حفظ و بصیرت وی به حدیث دلالت دارد (همو، تاریخ ... ، ٤٣٢). او همانند کرخی به زهد و تقوا شهره بود (خطیب، همانجا؛ ابن تغری بردی، ٤ / ١٣٨). براساس گزارش خطیب بغدادی (٥ / ٧٢-٧٣)، جصاص در زمان خلافت مطیع، به قاضیالقضاتی بغداد فرا خوانده شد، اما از قبول آن سر باز زد.
آموختههای فقهی جصاص از طریق ابوالحسن کرخی از مشایخ حنفی عراق چون بردعی به محمد بن حسن شیبانی منتهی میشود (لکهنوی، ٢٧)، وی از مشایخ عراق، نیشابور و اصفهان چون دعلج بن احمد، ابوالقاسم اصم نیشابوری، سلیمان بن احمد طبرانی و عبدالله بن جعفر بن فارس اصفهانی حدیث شنید (خطیب، ٥ / ٧٢؛ ذهبی، محمد، سیر، همانجا). مهمترین شیخ وی در زمینۀ استماع حدیث، عبدالباقی بن قانع (د ٣٥١ق)، محدث بغدادی و صاحب سنن است (نک : جصاص، احکام ... ، ٢ / ٥٢١، الفصول ... ، ١ / ١٨٧) و سراسر کتاب احکام القرآن جصاص، مشحون از روایاتی است که با سلسلۀ سند از او نقل شده است (برای نمونه، نک : ١ / ٢٢، ٦٢، جم (. همچنین از ابوالقاسم عبدالله بن محمد مروزی (همان، ١ / ١١٤، ١٥٠، جم )، عبدالله بن عبد ربه بغلانی (همان، ١ / ٢٥٦)، عبدالرحمان بن سیما (همان، ١ / ٦١٢، ٦١٧، ٦١٨)، احمد بن خالد جزوری (همان، ٣ / ٧٠، ٧١) و ابوالحسن کرخی (همان، ١ / ١٧، ٢ / ١٥٧، ٤٢٩) نیز حدیث شنیده است، وی از ابوعمر غلام ثعلب، لغت آموخته است (عبدالقادر، ١ / ٨٥؛ نیز جصاص، همان، ١ / ٤٤٤، ٦٤١، جم (. جصاص از طریق ابوبکر مکرم بن احمد از احمد بن عطیۀ کوفی از محمد بن سماعه از ابویوسف از حماد بن ابی سلیمان از ابراهیم نخعی از حضرت علی(ع) روایتی نقل کرده است (همان، ١ / ٦١٢؛ نیز برای دیگر روایتها از علی(ع)، نک : همان، ١ / ١٧٣، ٣٩٣، ٢ / ٣٣، ٣ / ١٩٧، ٤٠١).
از میان شاگردان وی از ابوبکر خوارزمی (د ٤٠٣ق)، ابوعبدالله جرجانی (د ٣٩٨ق) (برای اختلافنظر او با جصاص نک : کاسانی، ٢ / ١٧٤)، ابوالفرج احمد بن محمد بن عمر معروف به ابن مسلمه (د ٤١٥ق)، ابوجعفر نسفی (د ٤١٤ق)، ابوالحسین زعفرانی (د ٣٩٣ق) و ابوالحسین محمد بن احمد بن طیب کماری میتوان یاد کرد (عبدالقادر، غزی، همانجاها). براساس گزارش ابنکثیر (١١ / ٣٠٩) در ٣٦٢ق، جصاص همراه با ابوالحسن علی بن عیسى رمانی و ابن دقاق حنبلی نزد عضدالدوله آمدند و او را بر جنگ با روم ترغیب کردند و وی در این جنگ پیروز شد. جصاص روز یکشنبه ٧ ذیحجۀ ٣٧٠ فوت کرد و شاگردش ابوبکر خوارزمی بر او نماز گزارد (ابن ندیم، همانجا؛ خطیب، ٥ / ٧٣؛ ذهبی، محمد، همان، ١٦ / ٣٤١).
در طبقهبندی فقیهان متأخر حنفی از عالمان حنفیه، جصاص را در طبقۀ چهارم با عنوان «مقلدان صاحب تخریج» جای دادهاند. این گروه از فقیهان اصلاً قادر به اجتهاد نیستند (ابن عابدین، ١ / ٨٣). این نظر مورد انتقاد برخی قرار گرفته است (نک : نمشی، ٢١). جصاص به آراء فقهی و اصولی ابوالحسن کرخی اهتمام کامل داشته است (برای نمونه، نک : احکام، ١ / ٢٣٥، ٢ / ١٩٧، ٤٧٢، ٣ / ٤١، ١٢٩، ١٩٠، الفصول، ١ / ٤٦، ٦١، ٦٨، ٧٧، ١٠١-١٠٢، ١٦٧، جم ، ٢ / ٢٩٥، ٣ / ١٤٦، ١٧٧، ٢١٥). اگرچه جصاص گاه در کنار شیخ خود، نظری مخالف با دیگر مشایخ حنفی ابراز کرده است (برای نمونه، نک : ابن عابدین، ٣ / ٩٤)، در مواردی با نظر استاد خود نیز مخالف است (برای نمونه، نک : سرخسی، ١٠ / ٩؛ سمرقندی، ٢ / ١٥؛ ابن نجیم، ٨ / ٣٤٤). وی پس از گزاردن حج، نظر ابوالحسن کرخی مبنی بر جواز اقامۀ جمعه در مِنى را بر خطا دانست (یاقوت، ٥ / ١٩٨). جصاص پس از کرخی از آراء اصولی عیسی بن ابان تأثیر پذیرفته، و از کتابهای او نقل کرده است. (نمشی، ٢٥-٢٦؛ نیز برای نمونه، نک : جصاص، الفصول، ١ / ٦٣، ١٠٣، ١٥٦، ١٦٧، جم ، ٢ / ١٤٤، ٢٨٨، ٢٩٨، ٣ / ٣٥، ٧٥، ١٠٦، جم ). برخی جصاص را در مقایسه با طحاوی در نقل اختلاف، پرخطا دانستهاند (ابن عابدین، ٢ / ٥٩٦).
از نظر جهتگیریهای کلامی از تمایل جصاص به اعتزال سخن گفته شده است (ذهبی، محمد، همانجا). با توجه به اینکه ابوالحسن کرخی از سران اعتزال (همان، ١٥ / ٤٢٧) محسوب شده است، احتمال صحت این گرایش میرود. افزون بر آن این گرایش در آثار جصاص در مباحثی چون «رؤیت» به چشم میخورد (همان، ١٦ / ٣٤١؛ نیز نک : جصاص، احکام، ٣ / ٦). پذیرش حجتهای عقلی (همان، ١ / ٣٤) و مردود دانستن عقیدۀ قائلان به تشبیه (همان، ١ / ١٢٨) و قول حشویه و اصحاب حدیث در موضوعاتی مانند سحر (همان، ١ / ٥٨)، امر به معروف (همان، ٢ / ٤٣) و تقلید (همان، ٣ / ٥)، میتواند مؤید این گرایش باشد.
گفتنی است که جصاص، گاه دیدگاههای اصولی، کلامی و فقهی شیعه را مورد نقد قرار میدهد (نک : همان، ٢ / ٣٦، ٢٦٥، ٥٦١، ٦١١: قول خطابیه). آراء او بهویژه کتاب احکام القرآن مورد عنایت فقیهان امامی بغداد در سدۀ ٥ ق بوده است (نک : سید مرتضى، ٣٩٤، ٣٩٥، ٥٧٦، ٥٧٨؛ طوسی، الخلاف، ١ / ٢٨٧، ٣١٢، ٣٣٠، ٣ / ٣٩، ٦ / ٣٤٩، التبیان، ٢ / ٤٨٥، ٣ / ٥٥٨-٥٥٩).
آثـار
الف ـ چاپی
١. اختصار اختلاف الفقها اثر ابوجعفر طحاوی (GAS, I / ١٠٣). این اثر با عنوان مختصر اختلاف العلماء به کوشش عبدالله نذیر احمد در ٥ جلد در بیروت (١٤١٧ق) چاپ شده است. ٢. الفصول فی الاصول ( اصول الفقه)، اثری که به گفتۀ جصاص به عنوان راه استنباط معانی قرآن و استخراج دلایل آن مورد نیاز است (نک : احکام، ١ / ٥). جصاص در کتاب احکام القرآن به مناسبت به طرح مباحث اصولی پرداخته، و تفصیل آن را به اصول الفقه ارجاع میدهد (نک : ١ / ٤١، ٧١، ٧٢، ٢٤٧، ٢٥٤، ٥٦٩، ٢ / ٢٥، ١٦٤، ١٩٨، ٢٠٣، جم ، ٣ / ٦). این اثر را میتوان نخستین اثر کامل و منسجم در اصول فقه حنفی شمرد که به دست ما رسیده است. تمامی فقیهان حنفی در دورههای بعد بر آن تکیه کردهاند (نمشی، ٤؛ برای نسخههای خطی، نک : GAS، همانجا؛ نمشی، ٢٦-٢٩). این کتاب به کوشش عجیل جاسم نمشی در ٤ مجلد در بیروت (١٤٠٥-١٤٠٩ق / ١٩٨٥-١٩٨٩م) به طبع رسیده است. ٣. احکام القرآن (ابن ندیم، ١٠٣؛ برای نسخههای خطی، نک : GAS، همانجا)، که چند بار از جمله به کوشش محمدعلی شاهین در ١٤١٥ق / ١٩٩٤م در ٣ مجلد در بیروت چاپ شده است (برای سبک نگارش آن، نک : ذهبی، محمدحسین، ٢ / ٤٣٨ بب ).
ب ـ خطی
١. شرح الجامع الکبیر محمد بن حسن شیبانی. ابن ندیم (ص ٢٦١) از نسخۀ اول و دوم کتاب یاد میکند (برای نسخههای خطی، نک : GAS, I / ٦٠). ٢. شرح مختصر الطحاوی (ابن ندیم، همانجا؛ برای نسخههای خطی، نک : GAS, I / ٩٥). این کتاب دربارۀ فروع فقه حنفی است (کحاله، ٢ / ٧) و جصاص در احکام القرآن خود بارها به آن ارجاع میدهد (نک : ١ / ٩٩، ٤٨٧، ٣ / ٥٤، ١٩٨، ٤٨٥).
دیگر آثار وی اینها ست: کتاب المناسک (ابن ندیم، همانجا)؛ شرح ادب القاضی خَصّاف (د ٣١٧ق) (حاجی خلیفه، ١ / ٤٦)، جوابات المسائل (همو، ١ / ٦٠٩)، شرح الاسماء الحسنى (همو، ٢ / ١٠٣٢) و شرح مختصر الکرخی (همو، ٢ / ١٦٣٥؛ نیز برای آثار، نک : عبدالقادر، ١ / ٨٥؛ غزی، ١٢٣). جصاص در احکام القرآن (٢ / ٥٨٢) خود از کتاب الاشربة یاد کرده است. ابوسعد اسماعیلی (د ٣٩٦ق) از عالمان گرگان، کتابی با عنوان کتاب الاشربة در رد بر جصاص دارد (سهمی، ١٤٧).
گفتنی است که عبدالمنعم هاشمی در کتابی با عنوان الامام الجصاص، ابوبکر احمد بن علی الرازی الحنفی، به بررسی زندگانی، آثار و آراء او پرداخته است.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن عابدین، محمد امین، رد المحتار (حاشیة)، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن قطلوبغا، قاسم، تاج التراجم، بغداد، ١٩٦٢م؛
ابن کثیر، البدایة و النهایة، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابن منظور، لسان؛
ابن نجیم، زینالدین، البحر الرائق، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، ١٤١٨ق؛
ابن ندیم، الفهرست؛
جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمدعلی شاهین، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٤م؛
همو، الفصول فی الاصول، به کوشش عجیل جاسم نمشی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٧م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث و وفیات ٣٥١-٣٨٠ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنوؤط و دیگران، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
ذهبی، محمد حسین، التفسیر و المفسرون، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
سرخسی، محمد، المبسوط، بیروت، ١٤٠٦ق؛
سمرقندی، محمد، تحفة الفقهاء، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٤م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
سید مرتضى، علی، الانتصار، قم، ١٤١٥ق؛
طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، ١٤٠٩ق؛
همو، الخلاف، به کوشش علی خراسانی و دیگران، قم، ١٤١٧ق؛
عبدالقادر قرشی، الجواهر المضیئة، کراچی، ١٣٣٢ق / ١٩١٤م؛
غزی، تقیالدین، الطبقات السنیة، قاهره، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
کاسانی، ابوبکر، بدائع الصنائع، کراچی، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
لکهنوی، محمد عبدالحی، الفوائد البهیة، بیروت، ١٣٢٤ق؛
نمشی، عجیل جاسم، مقدمه بر الفصول فی الاصول (نک : هم ، جصاص)؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAS.
علی تولّایی