افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٨ - اشعار مولانا قدّس الله سرّه در حقِیقت توحِید افعالِی
|
ما کهاِیم اندر جهان پِیچ پِیچ؟ |
||||
|
چون الف کو خود چه دارد؟
هِیچ هِیچ![١] |
||||
بر اِین اساس، ذات اقدس حق همچنانکه در وجود و هوِیّت خود متفرّد به وحدت و ِیکتائِیّت است، در تفرّد به اسماء و صفات و افعال و اراده نِیز متّصف به همان صفت وحدت و مستقل در آن است. و لذا تمامِی اشِیاء عالم آِینۀ جمال و جلال او هستند و همگِی از او نشان و حکاِیت و اشارت دارند؛ و اگر به اندازۀ ذرّۀ مثقالِی از خود، وجودِ استقلالِی و صفت استقلالِی و فعل استقلالِی داشتند، دِیگر آن مظهرِیّت و ارائۀ حقِیقت ربطِیّه باطل مِیگشت و حدّ و مرزِی در وجود بالصّرافه و اطلاقِی حضرت حق پدِید مِیآمد، و اِین مساوِی است با ثنوِیّت و ترکِیب و احتِیاج ذات پروردگار.
کلام حضرت علاّمه طهرانِی رضوان الله علِیه در حقِیقت توحِید افعالِی از کتاب توحِید علمِی و عِینِی
در اِینجا بسِیار مناسب و بهجا مِیبِینم که پارهاِی از بِیانات و فرماِیشات حضرت والد ـروحِی له الفداءـ را که در کتاب توحِید علمِی و عِینِی در تذِیِیل خود بر فرماِیشات اساطِین حکمت و عرفان آوردهاند، بِیاورم تا حقِیقت مسئلۀ توحِید افعالِی بِیشتر و بهتر واضح و آشکار شود:
و بنابراِین جمِیع موجودات عالم از اسماء و صفات عالِیه و کلِّیه گرفته تا کوچکترِین اسم از أسامِی جزئِیّه، همگِی تعِیّنات حقِیقت وجود و ظهورات آن مِیباشند. و به عبارت دِیگر: همه و همه معانِی حرفِیّه هستند که از خود أصالتِی و استقلالِی ندارند، و از خود بروز و ظهورِی ندارند. آنچه دارند از معنا و مفهوم، در ساِیۀ خداست و در پرتو خداست. آنها حالات و کِیفِیّات و أطوار و شئون متعلَّقات خود را نشان مِیدهند. و اگر به قدر سر سوزنِی از اِین تعلّق و بستگِی دست بردارند، وجود مستقل مِیگردند و تبدّل و تغِیّر در حقِیقتشان پِیدا مِیگردد؛ و در اِین صورت خُلف لازم مِیآِید، زِیرا گفتِیم که: معانِی حرفِیّه غِیر از تعلّق و ارائۀ غِیر، و عدم استقلال در معنا و مفهوم، چِیزِی ندارند.
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر اوّل.