افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٥٨ - کلام صدرالمتألهِین دربارۀ مسبوقِیّت حادثه به مادّه و مدت
اطلاق وجوب بالذّات مِیکنِیم ـبا اِینکه آن اسماء و صفات حِیثِیّتِی جداِی از ذات پروردگار ندارند و در تحقّق خود متدلِّی و متکِّی به ذات اقدس حق مِیباشندـ زِیرا نفس حِیثِیّت ذات واجبالوجود بدون تحقّق اسم و صفت، معنا و هوِیّتِی ندارد. به عبارت دِیگر: عقلاً امکان ندارد که ذات اقدس حق در نفس و حاقّ هوِیّت خود، تعِیّن و تشخّص داشته باشد امّا متّصف به علم و قدرت و حِیات نباشد، اِین محال است؛ بنابراِین همچنانکه ذات پروردگار متّصف به قدِیم ذاتِی است، اسماء و صفات ازلِی او نِیز متّصف به قدِیم ذاتِی مِیباشند.
بر اِین اساس، أشِیائِی که زمان در خلقت و پِیداِیش آنها نقش اساسِی دارد، هم متّصف به حدوث ذاتِی و هم به حدوث زمانِی مِیباشند و أشِیائِی که زمان ارتباطِی با خلقت و پِیداِیش آنها ندارد، متّصف به حدوث ذاتِی و قدِیم زمانِی هستند، و مثال آنها ذکر گردِید.
شراِیط قاعدۀ مسبوقِیّت حادثه به مادّه و مدت
بنابراِین، قاعدۀ «کلُّ حادث مسبوق بمادّةٍ و مُدَّةٍ؛ هر پدِیدهاِی در پِیداِیش خود محتاج به مادّه و جسمِیّت و زمان است» مختصّ به اشِیائِی است که در ظرف زمان و مکان پدِید مِیآِیند، مانند اشِیاء خارجِی و نِیز حرکات و افعالِی که از اشِیاء خارجِی صادر مِیگردد؛ و امّا اشِیائِی که نفس وجود و خلقت آنها و ِیا حرکات و افعالِی که از آنها صادر مِیشود محتاج به زمان و مکان نِیست، مشمول اِین قاعده و قانون نمِیباشند.
کلام صدرالمتألهِین دربارۀ مسبوقِیّت حادثه به مادّه و مدت
صدرالمتألّهِین شِیرازِی ـقدّس سرّهـ دربارۀ اِین قاعده چنِین افاده مِیفرماِید:
فصلٌ فِی أنّ کلَّ حادثٍ ِیسبِقه قوةُ الوجود و مادةٌ تحمِلها:
کلُّ ما لمِیکن ِیسبِقه قوةُ الوجود، فِیستحِیل حدوثُه؛ و کلُّ کائن بعد ما لمِیکن بعدِیةٌ لاِیجُامِع القبلِیةَ، فإنّه ِیسبِقه مادةٌ....[١]
«هر چِیزِی که استعداد ذاتِی او، قبول تحقّق خارجِی را نداشته باشد آن چِیز محال است حادث گردد؛ و هر چِیزِی که وجود پِیدا کند پس از اِینکه معدوم
[١]. الحکمة المتعالِیة، ج ٣، ص ٤٩، فصل شانزدهم.