افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٤ - تبِیِین معناِی رواِیات «إذا شاءُوا علِموا»
و اظهار آن در فکر و بِیان، نِیاز به احضار دارد؛ و اِین احضار در اختِیار خود امام علِیهالسّلام است، هرگاه بخواهد آن علم را به فکر خود مِیآورد و هرگاه نخواهد نمِیآورد.
درست مانند ذهنِیّات و مرتکزات در نفس خود ما؛ هرِیک از ما در مِیان قوّۀ حافظۀ خود ممکن است مطالب بسِیارِی اندوخته باشد که از سالِیان دراز همِینطور بر روِی هم انباشته شده است، امّا هِیچوقت اتّفاق نِیفتاده که در آنِ واحد انسان نسبت به همۀ آنها حضور ذهنِی داشته باشد و به تفصِیل همۀ مطالب ذخِیره شده را در ِیک لحظه بداند، ولِی دربارۀ هر مطلب وقتِی به حافظۀ خود مراجعه مِیکند مِیتواند پس از صرفِ وقت، حال کم ِیا زِیاد، بالأخره آن مطلب مورد نظر را احضار نماِید.
امام علِیهالسّلام نِیز بهواسطۀ حضور عِینِی همۀ اشِیاء ـنه فقط صورت و نقش و ِیا ِیک حالت مبهم از اشِیاءـ در نفس ملکوتِی او، احاطه و اشراف عِلِّی بر همۀ موجودات دارد؛ و اِین مطلب از زبان خود آنان براِی مردم بِیان شده است، و إنشاءالله تفصِیل آن تا حدودِی پس از اِین خواهد آمد. امّا احضار اِین حقاِیق به صورت علمِی در نفس بشرِی و متعلّق به بدن، به خواست و ارادۀ خود او انجام مِیگِیرد.
تبِیِین معناِی رواِیات: «إذا شاءُوا علِموا»
از اِین بِیان دو مطلب استفاده مِیشود:
اوّل اِینکه: امام علِیهالسّلام در آنِ واحد، چه در حالت بِیدارِی ِیا خواب و چه در حال صحبت با افراد ِیا سکوت و چه در حال عبادت و ِیا غِیر آن، در همۀ احوال با جنبۀ ولائِی و سِیطرۀ ملکوتِی بر اعِیان خارجِی اشِیاء، به بقاِی آنان و تحوّلات در آنها و حرکت آنها اشتغال دارد و آن اراده و فعل، ارتباطِی به نفس متعلّق به بدن ـکه در هر آن، به شکل و صورتِی ظاهر و بارز مِیشودـ ندارد. اِین جنبۀ اوّل.
و امّا جنبۀ دوّم امام اِینکه: در عالم مادّه و شهادت، ادراک فعلِی و شعور فعلِی او نسبت به اشِیاء، منوط و مربوط به خواست اوست. اگر بخواهد، تمام آنچه را که حضور عِینِی و فعلِی در نفس لاهوتِی او دارند به همان حال و وضع ـمنتها با صورت علمِیـ در ذهن و قواِی مفکّرۀ خود احضار مِینماِید؛ و اگر نخواهد، برخِی از آن را