افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥٠ - پاسخ به شبهۀ نقش شخصِیّت پِیامبر در تلقِّی و تبِیِین وحِی
مثلاً اگر وحِی بر ِیکِی از بلغاء عرب در شعر و نثر چون إمرؤالقِیس نازل مِیشد، چقدر مناسبتر و بلِیغتر و رساتر و به آن واقعِیّت نهفته و حقِیقت مجهول و بِیصورت وحِی (به قول اِین شخص) نزدِیکتر مِینمود! و چرا خداِی متعال اِین فِیض را از بندگان خود درِیغ نمود و آنان را از ادراک مراد خوِیش محروم ساخت و وحِی را به شخصِی فرو فرستاد که حتِّی در اظهار مراد خوِیش درمِیماند، تا چه رسد به مراد او، آن هم مرادِی بدون صورت و در هالهاِی از ابهام و تردِید؟!
بگذرِیم از اِینکه خود اِیشان در کتاب بسط تجربۀ نبوِی تصرِیح دارد بر وحِی با صورت،[١] مانند داستان ذبح اسماعِیل که حضرت ابراهِیم در رؤِیا مشاهده کرده بود، و آِیه قرآن بر اِین مطلب صراحت دارد:
(إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى)؛[٢] «حضرت ابراهِیم به فرزندش خطاب نمود که: من به طور پِیوسته در خواب چنِین مِیبِینم که تو را در راه خدا قربانِی کردم. حال، نظر خود را در اِینباره بِیان کن!»
و همچنِین درصورتِیکه پِیامبر در حالت افسردگِی از ناملاِیمات روزگار و شراِیط محِیط خوِیش بوده و حوصلۀ توضِیح و تبِیِین وحِی را نداشته باشد، که در اِینصورت به گفتۀ اِین شخص، آن مراد و مقصود جدِّی از وحِی طبعاً به صورتِی ناصحِیح و مبهم به مخاطبِین القاء مِیشود؛ زِیرا در حال نزول وحِی رسول خدا آنطور که شاِیستۀ پذِیرش و تلقِّی وحِی است نبوده و از سر بِیحوصلگِی و خستگِی و ِیا کوفتگِی از راه و سفر و مشقّتهاِی متنوّع، حال و مزاجش نتوانسته به درستِی پذِیراِی مفاد و مفهوم وحِی گردد! چنانچه اِیشان مِیگوِید:
اِین حقِیقت در بسِیارِی از آِیات قرآن روشن است که حضرت در حال غم و افسردگِی بسر مِیبرده است و آن نشاط و انبساط کافِی را براِی پذِیراِیِی از خطاب پروردگار نداشته است، و طبعاً با همان حال افسردگِی و ناتوانِی به
[١]. بسط تجربۀ نبوِی، ص ٦.
[٢]. سوره صافّات (٣٧) آِیه ٣٢.