افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨١ - جاودانگِی بعثت نبوِی به سبب حِیات نفس قدسِی رسول خدا
دِیگر همان آِیات را تلاوت مِیکرد باز قصد و نِیّت را بر همان قصد و هدف آغازِین قرار مِیداد.
نِیّت انسان هنگام تلاوت قرآن
و ما نِیز باِید اِینچنِین باشِیم تا همان جذبه و کشش و سوق به عالم نور و بهاء و فِیوضاتِی که بر رسول خدا هنگام تلاوت قرآن در نماز و غِیره نازل مِیشد، بر ما نِیز به مقدار استعداد و سعۀ هر کس عناِیت گردد؛ و در غِیر اِینصورت، از تلاوت قرآن کرِیم طرفِی نخواهِیم بست و به فِیض نخواهِیم رسِید.
اِینکه ما هنگام تلاوت قرآن اِینگونه تصوّر کنِیم که اِین آِیات سابقاً بر پِیامبر اسلام نازل شده است، دردِی از ما دوا نخواهد کرد و ما را از ماء معِین و سرچشمۀ جوشان خود سِیراب و سرمست نخواهد ساخت، و پِیوسته خود را مهجور از حضور حق و محروم از فِیض و عناِیت بر سابقِین احساس مِیکنِیم و بر گذشت زمان و حرمان از اکتساب فِیض در زمان رسول خدا و ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام آهِ حسرت برمِیکشِیم؛ غافل از اِینکه بعثت رسول خدا محدود به زمان و مکان نِیست، بعثتِی است که سراسر گِیتِی را تا روز قِیامت در سعۀ ولائِی و وجودِی خود مستغرق نموده است و ما در هر کجاِی از عالم باشِیم، در زمِین باشِیم ِیا در کرۀ ماه ِیا در دور دستترِین کهکشان، هِیچ فرقِی براِی ما در استفاده و استناره از فِیوضات و انوار اِین بعثت وجود ندارد.
جاودانگِی بعثت نبوِی به سبب حِیات نفس قدسِی رسول خدا
بعثت و حِیات روحِی مُنشأ از نفس قدسِی رسول خدا، زنده است تا نفس او زنده است، و نفس او که موت و زوال و فناء ندارد! آنچه که دستخوش زوال و فناء است، جسم اوست نه نفس او، بدن اوست نه جان و روح او، عمر ظاهرِی و دنِیوِی اوست نه سِیطرۀ ولائِی و قواِی جبروتِی و لاهوتِی او؛ تازه رسول خدا پس از انتقال از اِین عالم به عرصۀ بقاء و آخرت، بر مِیزان إحاطه و ولاِیت روحانِی او افزوده مِیگردد و همچنان در سِیر عرضِی اسماء و صفات کلِّیۀ حضرت حق، بر مِیزان علم و معرفت و قدرت ولائِی او اضافه مِیشود.