افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤١٣ - زبان اشاره و رمزِی قرآن براِی ارباب معرفت و معنا
بنابراِین تمام آنچه که در قرآن دربارۀ معاد، از حشر و نشر و تطاِیر کتب و حساب و مِیزان و صراط و بهشت و خصوصِیّات آن و جحِیم و اوصاف آن همه و همه حق است و واقع، ولِیکن در آن نشئه براِی مقرّبِین درجات و مراتبِی است که در وصف نگنجد و در کلمات قرار نگِیرد؛ چنانچه به همِین مطلب اشاره شده است که مِیفرماِید: (وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ)،[١] در آن مراتب دِیگر خبرِی از حورِی بهشتِی و فواکه و نعمتهاِیِی که خداوند براِی اصحاب ِیمِین و مؤمنِین و ابرارِی که داراِی مقامات متوسطه هستند مقرّر فرموده، نِیست. در آنجا مقام، مقام تجلِّیات ذاتِیّه است، و حورالعِین و امثال او مشمول و تحت نزول اسماء جمالِیّه هستند، و مقام تجلِّی ذات کجا و ظهور و تجلِّی اسماء و صفات جمال کجا!
زبان اشاره و رمزِی قرآن براِی ارباب معرفت و معنا
اِینجاست که قرآن کرِیم از آنجا که نمِیتواند مراد جدِّی خداِی متعال را به هر فرد و بندهاِی تفهِیم نماِید، آن را با اشاره و رمز براِی ارباب معنا و معرفت بازگو مِیکند، و اگر کسِی ماِیل به ادراک واقعِی مراد و مطلوب حضرت حق است باِید مسِیرِی جداِی مسِیر ساِیرِین، و روشِی ممتاز از راه و روش افراد و مکلّفِین عامِّی و عادِی برگزِیند و راه اولِیاِی الهِی را طِی نماِید و از بند هوِی و هوس و نفس امّاره خلاصِی ِیابد و دنِیا را به اهل دنِیا بسپارد و نفس قدسِی خود را ملوّث به جاه و مقام و شهرت و کثرات و توغّل در دنِیا ننماِید؛ تا کمکم بهواسطۀ تربِیت و تزکِیه، تعلّق به دنِیا و کثرات از قلب و ضمِیر آن رخت بربسته، جاِی خود را به قرب و بهاء و تجرّد و نور بدهد و صفاِی عالم قدس بر وجود آنان ساِیه افکند و بهاء قرب حق، شراشر وجود آنان را فرا گِیرد و حقاِیق عالم معنا بهواسطۀ اِین سنخِیّت بر درِیچۀ قلب و فکر آنان تجلِّی نماِید. در اِینصورت است که فهم آنان از قرآن با فهم امثال ما تفاوت مِیِیابد و آنچه را که ما از ادراک آن عاجز و ناتوانِیم، آنها ادراک خواهند کرد و به مراد جدِّی و منظور حق نائل خواهند شد.
نقد مدّعاِی صاحب مقاله در کِیفِیّت استفاده از علم براِی ادراک حقاِیق قرآنِی
[١]. سوره ق (٥٠) آِیه ٣٥. ترجمه: «و از آنچه گذشت، بِیش از آن نزد ما موجود است.»