افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤١٢ - قابل استفاده بودن قرآن براِی همۀ سطوح مختلف معرفتِی افراد
بنابراِین دِیگر علم، منافات و تعارض و تناقض با وحِی پِیدا نمِینماِید و هر دو در دو مقام مختلف به اثبات دو موضوع مختلف در دو عرصۀ مختلف مِیپردازند و کارِی به کار هم ندارند. بنابراِین ما هِیچ نِیازِی به انتظار کشفِیّات علمِی نمِیبِینِیم، و به قول مولانا:
|
پشّه کِی داند که
اِین باغ از کِی است |
در بهاران زاد و مرگش در
دِی است[١] |
اِین کشفهاِی علمِی با اِین محدودِیّت در توان و قابلِیّت بشر، کجا مِیتواند از رازها و اسرار عالم خلقت پرده برگِیرد و مگر ما چقدر عمر مِیکنِیم که به انتظار اِین کشفها بنشِینِیم و دِین و اِیمان خود را در گرو اِین انکشافات و بروزها بگذارِیم؟ و مگر گذشتگان ما چه گناهِی کرده بودند که از اِین کشفِیّات محروم بودند؟ و آِیا قرآن فقط مربوط به دورۀ رنسانس علمِی و زمان شکافت اتم است؟ پس در اِین هزار و چهارصد سال، امثال مولانا چه کردهاند؟ بوعلِیها از قرآن چه آموختهاند؟ صدرالدِینها و نوابغ علمِی و معرفتِی با نبودن اِین انکشافات و عدم ظهور اِین پدِیدهها چه معرفتِی از قرآن کسب کردهاند؟ آِیا همه به انتظار کشف علمِی نشسته بودند، ِیا همه نعوذ بالله حکم به خرافه بودن و دروغ بودن و توخالِی بودن اِین حقاِیق دادهاند و اِین حقاِیق را مطابق فرهنگ اعراب بادِیهنشِین تفسِیر و تعبِیر نمودهاند؟!
قابل استفاده بودن قرآن براِی همۀ سطوح مختلف معرفتِی افراد
بلِی، مطلبِی که هست اِین است: از آنجا که قرآن براِی همۀ افراد و همه سطوح مختلف معرفتِی نازل شده است، از جهت تعبِیر به نحوِی است که حتِّی افراد بِیبضاعت علمِی و نفوس ساده و بسِیط نِیز مِیتوانند به اندازۀ مرتبۀ معرفتِی خود استفاده کنند؛ نه اِینکه آن تعابِیر خلاف واقع و کذب باشد، بلکه همان تعابِیر حکاِیت از واقعِیّاتِی در سطح معرفت و سعۀ وجودِی خود آنها مِیکند. چنانچه مِیفرماِید:
|
چونکه با کودک سر و کارت
فتاد |
پس زبان کودکِی
باِید گشاد[٢] |
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر دوّم.
[٢]. همان، دفتر چهارم.