افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٧٠ - دِیدگاه صاحب مقاله نسبت به خطاپذِیرِی قرآن
اِیشان در بخش دِیگرِی از سخنان خود در پاسخ به اِین سؤال:
پس قرآن جنبۀ انسانِی و بشرِی دارد؛ اِین ِیعنِی قرآن خطاپذِیر است؟
چنِین مِیگوِید:
از دِیدگاه سنّتِی، در وحِی خطا راه ندارد؛ امّا مفسّران بِیشتر و بِیشترِی فکر مِیکنند وحِی در مسائل صرفاً دِینِی مانند صفات خداوند، حِیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذِیر نِیست. آنها مِیپذِیرند که وحِی مِیتواند در مسائلِی که به اِین جهان و جامعۀ انسانِی مربوط مِیشوند، اشتباه کند. آنچه قرآن دربارۀ وقاِیع تارِیخِی، ساِیر ادِیان و ساِیر موضوعات عملِی زمِینِی مِیگوِید، لزوماً نمِیتواند درست باشد. اِین مفسّران اغلب استدلال مِیکنند که اِین نوع خطاها در قرآن خدشهاِی به نبوّت پِیامبر وارد نمِیکند، چون پِیامبر به سطح دانش مردم زمان خوِیش فرود آمده است و به زبان زمان خوِیش با آنها سخن گفته است.
من دِیدگاه دِیگرِی دارم؛ من فکر نمِیکنم که پِیامبر به زبان زمان خوِیش سخن گفته باشد درحالِیکه خود دانش و معرفت دِیگرِی داشته است. او حقِیقتاً به آنچه مِیگفته باور داشته است، اِین زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمِیکنم دانش او از دانش مردم هم عصرش دربارۀ زمِین، کِیهان و ژنتِیک انسانها بِیشتر بوده است. اِین دانشِی را که ما امروز در اختِیار دارِیم نداشته است. و اِین نکته خدشهاِی هم به نبوّت او وارد نمِیکند، چون او پِیامبر بود، نه دانشمند ِیا مورّخ.[١]
اِین سخنان را اِیشان پس از ردّ استدلال به رواِیات سنّتِی که پِیامبر را تنها وسِیله مِیدانند که پِیامِی را از جبرائِیل درِیافت مِیکند و سپس آن را به مردم عرضه مِیدارد، بِیان مِیکند.
و در توضِیح استدلال فوق چنِین مِیگوِید:
اِین الهام از نفس پِیامبر مِیآِید و نفس هر فردِی الهِی است. امّا پِیامبر با ساِیر
[١]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، پاسخ به سؤال سوّم.