افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣٤ - قصد و نِیّت انسان هنگام تلاوت قرآن
طرِیق و اِین هدف نزدِیک مِیسازِیم و از تو براِی تحقّق کامل اِین مقصد أعلِی مدد و استعانت مِیجوِیِیم، و با حرکتِی که اکنون براِی رسِیدن به اِین نقطه از ما شروع شده است، تو آن را به اتمام و پاِیان برسان! و لحاظ اِین معنا چه اشکالِی در پِی خواهد داشت؟
و در اِینجاست که مشاهده مِیکنِیم: نمازِی که با اِین طرز تفکّر بجاِی آورده شود، از زمِین تا آسمان با نمازِی که گفته مِیشود به قصد حکاِیت از کلام خداوند با پِیامبرش بدون ملاحظۀ خطاب به خود نمازگزار اقامه شود، فاصله دارد. آن نماز، نمازِی است زنده و جاندار و باروح و مستعدّ ترقِّی و عبور از نفس و تعلّقات؛ و اِین نماز، نمازِی بِیروح، بِیجان، صِرف اداء کلمات و عباراتِی بدون محتوا و براساس اسقاط تکلِیف است.
آِیا حقِیقتاً معنا و مفهوم آِیۀ شرِیفه:
(أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ)؛[١]
«آِیا زمان آن فرا نرسِیده است که مؤمنِین قلوبشان به ِیاد پروردگار خاضع و خاشع گردد و تسلِیم اراده و مشِیّت او شوند و به هر آنچه از حق و حقِیقت نازل شده است گردن نهند و سر سپرند؟»
آدمِی را در حِیطۀ سِیطره و مغناطِیس فضاِی قدسِی در نمِیآورد؟
نمازِی را که انسان بجاِی مِیآورد باِید حبل متّصل بِین مصلِّی و بِین پروردگار باشد، تا بتواند تأثِیر ملکوتِی خود را بر نفس و قلب مصلِّی بگذارد.
نمازِی که به قصد حکاِیت و إخبار از نزول سُوَر بر پِیامبر بوده باشد، دِیگر تأثِیر ندارد. نمازِی که انسان در آن (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) را به قصد جدِّی نگوِید فاِیدهاِی ندارد؛ اِین نماز فقط نقل داستان و تارِیخ است، نه نماز. آِیا ائمّه علِیهمالسّلام نِیز در هنگام قرائت سورۀ حمد، قصد تارِیخِی و حکاِیِی آن را مِیکردند؟ و آِیا با
[١]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ١٦.