افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٨ - حدِیث شرِیف موسِی بن جعفر علِیهالسّلام در توصِیف ذات أحدِی
مگر اِینکه خداِی متعال چهارمِی آنها خواهد بود، و هِیچ پنج نفرِی به نجوا نمِینشِینند مگر اِینکه او ششمِی آنان مِیباشد، و نه کمتر از اِین و نه بِیشتر نمِیباشد الاّ اِینکه خدا با آنها است در هرجا و هر زمان)؛ بِین او و بِین مخلوقاتش حجاب و مانعِی نِیست جز همان مخلوقِیّت آنها؛ بدون پرده از مخلوقاتش در حجاب است، و بدون ساتر و مانع از آنها مستور مِیباشد. نِیست خداِی معبودِی جز همان وجود ِیکتا و ِیگانه و بلند مرتبه.»
در اِین رواِیت موسِی بن جعفر علِیهماالسّلام در توصِیف ذات احدِیّت فرمودهاند: خداِی متعال وراِی زمان و مکان است؛ چه زمان و مکان باشند (مثل زمان کنونِی) و چه نباشند (قبل از خلقت). پس وجود اقدس حضرت حق أعلِی و اشرف از همراهِی و مصاحبت با زمان و زمانِیّات و مکان و متمکّنها است. و اِین است معناِی رواِیت مروِیّه از رسول خدا که فرمود: «کان الله و لمِیکن معه شِیء.»[١]
و بر اِین اساس، مرحوم علاّمه طباطبائِی ـرضوان الله علِیهـ جملۀ:
و الآن کما کان؛ «اکنون نِیز همچون گذشته تفاوتِی در موقعِیّت و اتّصاف پروردگار حاصل نشده است.»
را به استناد اِین رواِیت، اضافه نمودهاند.[٢]
و نِیز برخِی دِیگر از اعاظم عرفان و اهل معرفت چون مرحوم سِیّد حِیدر آملِی در کتاب جامعالأسرار، اِین جمله را از معصوم علِیهالسّلام نقل نمودهاند.[٣]
بارِی مسئلۀ وحدت وجود، از اصول مسلّم مکتب اهلبِیت و تشِیّع است و کسِی که اِین مطلب را به طور صحِیح معرفت ننموده است، باِید اشکال را به خود باز گرداند، نه به مبانِی مکتب.
تمام آِیات توحِیدِی قرآن و خطب نهجالبلاغه و احادِیث وارده از حضرات
[١]. همان، ص ٦٦.
[٢]. الرسائل التوحِیدِیّة، ص ١٣.
[٣]. جامع الأسرار، ص ٥٦ و ١٩٣ و ٢٠٩ و ٣٠٣.