افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٩ - مقصود از تسبِیح و حمد پروردگار توسّط تمام موجودات عالم هستِی
”کسِی که راهِی را انتخاب کند که به معرفت و علم منتهِی شود، خداوند راه بهشت را براِی او هموار خواهد ساخت. و بهدرستِیکه ملائکه بالهاِی خود را براِی جوِیندگان معرفت و بِینش مِیگسترانند؛ زِیرا به اِین مسئله رضاِیت دارند و اِین راه را مِیپسندند. و بهدرستِیکه هرآنچه در آسمان و زمِین است براِی جوِیندۀ علم طلب مغفرت و آمرزش مِیکنند، حتِّی ماهِیان در قعر درِیا. و برترِی عالم بر عابد همچون برترِی ماه تمام است بر ستارگان در شب چهاردهم. و بهدرستِیکه علما وارثان پِیامبراناند؛ و پِیامبران درهم و دِینار از خود بهجاِی نگذاردند، ولکن علم و معرفت از خود به ِیادگار نهادند، پس هرکه از علم و دانش نصِیبِی برده باشد حظّ و بهرهاش بسِیار عالِی و افزون خواهد بود.“»
مولانا جلالالدِّین محمّد بلخِی ـقدّس الله سرّهـ در اِین باب مِیفرماِید:
|
باش تا خورشِیدِ حَشر
آِید عِیان |
تا ببِینِی جنبشِ
جسمِ جهان |
|
|
چون عصاِی موسِی
اِینجا مار شد |
عقل را از ساکنان إخبار شد |
|
|
پارۀ خاک تو را چون
زنده ساخت |
خاکها را جملگِی
باِید شناخت |
|
|
مرده زِین سوِیند و
ز آن سو زندهاند |
خامُش اِینجا و آن طرف گوِیندهاند |
|
|
چون از آن سوشان فرستد
سوِیِ ما |
آن عصا گردد سوِیِ ما، اژدها |
|
|
کوهها هم لَحنِ داودِی
شود |
جوهرِ آهن به کف مومِی
بُوَد |
|
|
باد، حمّال
سلِیمانِی شود |
بحر با موسِی سخندانِی
شود |
|
|
ماه با احمد اشارَتبِین
شود |
نار، ابراهِیم را
نسرِین شود |
|
|
خاک، قارون را چو مارِی
در کَشَد |
اُستُنِ حَنّانه آِید در
رَشَد |
|
|
سنگ، احمد را سلامِی مِیکند |
کوه، ِیحِیِی
را پِیامِی مِیکند |
|
|
جملۀ ذرّات عالم در
نهان |
با تو مِیگوِیند
روزان و شبان |
|
|
ما سمِیعِیم و
بصِیرِیم و خوشِیم |
با شما نامحرمان ما
خامُشِیم |
|
|
چون شما سوِیِ
جمادِی مِیروِید |
مَحرم جانِ جمادان کِی
شوِید؟ |