افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٨ - عدم منافات خلقت مادِی و بشرِی پِیامبر اکرم با وصول آن حضرت به عالم قدس و مقام تعِیّن اوّل
نفسانِی او اضافه نشده است و پس از گذشت نود سال به اندازۀ همان دوران چهارده، پانزده سالگِی از معلومات و مسائل اطّلاع دارد، بشر است و ِیک انسان کامل که در مسِیر معرفت، جمِیع قلل اوصاف کمالِیّه و عوالم غِیب را به تسخِیر خود درآورده است و وجود او وجود حضرت حق گشته است و اوصاف و افعال او تمامِی، حکاِیت از آن مقام رفِیع دارد، او نِیز بشر است. آرِی، رسول خدا بشر است امّا آِیا مانند شما است؟! و آِیا فهم و ادراکش و مِیزان معرفتش به مانند فهم و معرفت شما است؟! که اگر چنِین باشد پس واوِیلا!
باِید به اِین نفهمها چنِین گفت: گرچه رسول خدا بشر است امّا مگر همِین بشر، مسجود ملائکه واقع نشد؟! و اگرچه رسول خدا به حسب ظاهر، همان کارها و اعمالِی را انجام مِیدهد که ساِیر افراد بشر براِی گذران حِیات خوِیش انجام مِیدهند، امّا چه شد که جبرائِیل امِین را قدرت و ِیاراِی نزدِیکِی به او در معراج نماند و با نداِی: «لو دَنَوتُ أنمُلةً لاحتَرَقت»،[١] اقرار و اعتراف به عجز و ناتوانِی خوِیش نموده، در سِیر علمِی وتجرّد روحِی از رسول خدا باز ماند.
آرِی، رسول خدا با وجود آنکه بشر بود و از همِین خاک و گل خلق شده بود و از نسل آدم ابوالبشر بهوجود آمده بود و در دوران حِیات خوِیش همان کارها و رفتارِی را داشت که ساِیر افراد با آن، روزگار خوِیش را مِیگذرانند، امّا ِیک فرق با ما و شما داشت و آن اِینکه: او با اطاعت از دستورات حضرت حق و تسلِیم در برابر خواست و ارادۀ حق و تفوِیض اختِیار خود به خداِی متعال و تبدِیل آن به اختِیار و مشِیّت حضرت حق و با ارادهاِی متِین و عزمِی استوار، با اتّکا بر لطف و فضل بِیزوال او و پرداختن به مجاهدات و رِیاضات روحانِی و شرعِی و انطباق جمِیع امور حِیات بر رضا و خواست پروردگار، نفس خود را از عالم حِیوانِیّت و بهِیمِیّت و شهوات و کثرات و دنِیاِی دنِی بِیرون آورد و در فضاِی قدس، چنان به طَِیَران آمد که تمام ملائکه
[١]. بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٨٢.