افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٢ - اختصاص سِیر طولِی و وصول به ذات بالصّرافة حق تعالِی فقط به انسان
(ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ)؛[١]
«سپس ما انسان را به نشئه دِیگر و خلقت دِیگر بِیافرِیدِیم و در اِینصورت شاِیستگِی بهترِین خلاِیق را پِیدا نمود و از مِیان جملۀ موجودات برترِی ِیافت.»
و همِینطور آِیاتِی دِیگر که همگِی دلالت بر نوع خاصِّی از خلقت انسان مِیکند که اِین خلقت را از ساِیر موجودات جدا و مجزّا مِیسازد.
اختصاص سِیر طولِی و وصول به ذات بالصّرافة حق تعالِیٰ فقط به انسان
بنابراِین چنانچه ساِیر موجودات از نقطهنظر سعۀ وجودِی در جمِیع مراتب همان حِیثِیّت عبودِیّت و مخلوقِیّت و نزول در مراتب مادون را حائز هستند، هِیچگاه و بههِیچوجه قابلِیّت ارتقاء و صعود به مرتبۀ ذات که مرتبۀ صرافت مطلقه و وجود اطلاقِی است را نخواهند داشت، گرچه مِیلِیونها سال از رشد و ترقِّی و عبادت و حرکت و سِیر آنها بگذرد؛ و تا خدا خداِیِی مِیکند مرتبه و مقام و منزلت آنها به همان کِیفِیّت باقِی مِیماند. و به تعبِیر دِیگر، سِیر و حرکت جوهرِی آنها فقط در سِیر عرضِی متنعّم به نعمتها و برکات و فِیوضات الهِی خواهد بود، نه در سِیر طولِی که مختصّ انسان است.
ولِی در مورد انسان از آنجا که نفس ذات پروردگار در جوهره و سرشت و کمون و شاکلۀ انسان تجلِّی و نزول پِیدا کرده است، گرچه اِین تجلِّی و نزول، بشر را نِیز همچون ساِیر موجودات در مرتبۀ مخلوقِیّت و معلولِیّت و وجود رابطِی قرار مِیدهد؛ امّا نفس حقِیقت ذات او همان ذات پروردگار است که به صورت محدود و مقِیّد و متعِیّن درآمده است، ِیعنِی از همان درِیا و اقِیانوس ذات قدرِی براِی او در نظر گرفته شده است، البتّه هر کس به مِیزان و اندازۀ خاصّ خود.
پس سجدۀ ملائکه به آدم در حقِیقت سجده به اِین جسم نِیست، اِینکه مشتِی خاک و گل است و ارزشِی ندارد که براِی او سجده کنند؛ بلکه سجده به همان ذات
[١]. سوره مؤمنون (٢٣) آِیه ١٤.