افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣١٥ - عدم تشابه حقاِیق وحِیانِی با واردات قلبِی شعراء در قالب کلِّی
لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).[١]
«تحقِیقاً چنِین است که شراب و قمار و بتها و تِیرهاِیِی که براِی قرعه زده مِیشود، پلِیدند و از کردار شِیطان سرچشمه مِیگِیرند؛ پس از آنها پرهِیز کنِید، امِید است که رستگار شوِید!»
ولِی رسول خدا در زمان رسالت خود در مکّه و حتِّی پِیش از آن، از آشامِیدن آن خوددارِی مِیورزِیدند و نِیز بسِیارِی از کسانِی که از خواصّ آن حضرت بهشمار مِیرفتند؛ همچنِین باقِی احکام و تکالِیف. و اگر رسول خدا با علم تفصِیلِی خود، قبل از نزول تدرِیجِی آن براِی جامعه و آِیندگان، به جمِیع احکام اطّلاع نداشت، چگونه خود و دِیگران را از ارتکاب اِین محرّمات منع مِیفرمود؟!
عدم تشابه حقاِیق وحِیانِی با واردات قلبِی شعراء در قالب کلِّی
پس اِینکه گفته مِیشود: «تشابه حقِیقت وحِی با اشعار شعراء است»[٢] نسبت به اشعارِی که شاعر آن معانِی را از عالم غِیب ملهَم مِیشود و خود نِیز بر اِین معنا واقف مِیگردد، صحِیح است؛ زِیرا چنانچه بهطور تفصِیل گذشت، وحِی عبارت از نزول حقاِیق و معانِی ثابت و لاِیتغِیّر و منطبق با حاقّ واقع است که بر قلب پِیامبر ِیا ولِیّ الهِی ِیا حتِّی افراد صالح، وارد مِیشود؛ چنانچه بر مادر حضرت موسِی نِیز اطلاق وحِی شده است.[٣] گرچه خود وحِی داراِی مراتب مختلف است؛ چنانکه قبلاً گذشت.[٤]
و امّا اِینکه هر شاعرِی گرچه معانِی عادِی را به صورت قالب منظّم و مسجّع و مقفّا درآورد و چنِین تصوّر کند که نِیروِیِی از غِیب، او را به اِین اوضاع و احوال هداِیت نموده است، سخنِی است بِیپاِیه و تصوّرِی است بِیاساس!
باِید توجّه نمود که قرِیحۀ شعر مانند ساِیر استعدادهاِی خدادادِی، موهبتِی است که از جانب خداوند به افراد ارزانِی مِیشود، و بسِیارند کسانِی که از چنِین
[١]. سوره مائده (٥) آِیه ٩٠.
[٢]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم.
[٣]. سوره قصص (٢٨) آِیه ٧.
[٤]. رجوع شود به ص ٢٥٢.