افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥١٩ - کِیفِیّت مشاهده و ارتباط رسول خدا با ملائکه
قرآن نموده است، همان تصوّرِی است که انبِیاِی گذشته داشتهاند بدون کمترِین فرقِی. آنها در عِین اِینکه ملائکه را داراِی بالهاِی مختلف مِیدِیدند، گاهِی همانها را به صورت آدمِی نِیز مشاهده مِیکردند؛ و همانطور که رسول خدا از جبرائِیل به ملکِی که داراِی صدها بال مِیباشد ِیاد مِیکند، در همان حال او را به صورت دحِیۀ کلبِی (جوانِی خوش سِیما که در مدِینه مِیزِیست) مِیبِیند و دِیگر اصحاب نِیز جبرائِیل را به همِین صورت مشاهده مِیکردند و هنگامِی که از آن حضرت سؤال مِیشد مِیفرمود: «اِین برادرم جبرائِیل بود که به من وحِی آورده بود.»[١]
من نمِیدانم اِین همه اخبار از شِیعه و سنِّی که دربارۀ کِیفِیّت ارتباط رسول خدا با ملائکه دارِیم، چرا باِید به دست فراموشِی و تغافل سپرده شود؟ و چه عناد و غرضِی است که باِید بر روِی تمامِی اِینها پرده افکند؟ و از اِین لِجاج و عناد، چه مطلوب و غاِیتِی بهدست مِیآورِیم؟ آخر ِیک تصوّر پوچ و واهِی، ارزش اِین همه تغافل و لجاجت و عناد و انکار بدِیهِیّات و ضرورِیّات، و نادِیده گرفتن حکاِیات و وقاِیع مسلّم تارِیخِی را دارد؟! براِی چه و به چه منظور؟ و آِیا افرادِی که نعرۀ حماِیت و طرفدارِی آنها از دموکراسِی، گوش فلک را کر کرده است و آن را بر همۀ ارزشهاِی موجود در عالم اندِیشه و فرهنگ، حتِّی بر وحِی الهِی و کلام صرِیح قرآنِی ترجِیح مِیدهند و منشور سازمان حقوق بشر را در جاِیگاهِی برتر از عرش و لوح محفوظ مِینشانند، و همۀ ادِیان را به بطلان و انقضاء تارِیخ محکوم و مطرود مِینماِیند، و تشِیّع و اعتقاد به وجود امام حِی را منافِی با دموکراسِی مِیپندارند، و کلام ائمّه علِیهمالسّلام را از حجِّیت ساقط مِیسازند و جاِیگاه «عقل و حق» تخِیّلِی و مندرآوردِی را موجب نجات فقه جعفرِی و بِیرون آمدن از اتّهام تعصّب و تحجّر و نارساِیِی مِیشمارند؛ خود در مراجعه به متون اسلامِی و منابع موثّق و معتبر فرِیقِین (شِیعه و سنِّی) و استمداد از حقّانِیت وقاِیع تارِیخِی، آِیا طرِیق و روش دموکراسِی را پِیمودهاند؟ و ِیا اِینکه گزِینش
[١]. الکافِی، ج ٢، ص ٥٨٧؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٢٧، ح ٣١؛ ج ٥٦، ص ١٧٤.