افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦٤ - مفاسد مترتّب بر باطل و عبث بودن آِیات داراِی واژههاِی منطقهاِی و خاصّ به زمان نزول وحِی
اقامت در مکّه بر آن حضرت نازل شده است، امّا تفاوت کاملاً مشهود است.
و بر همِین اساس، طبق تئورِی سخِیف اِیشان، آِیات و سوَرِی که در اواخر حِیات رسول خدا نازل شدهاند باِید از متانت و اتقان و صلابت در بلاغت و معنا و مفهوم بِیشترِی برخوردار باشند، تا سورهها و آِیاتِی که در مکّه نازل شده است؛ زِیرا شخصِیّت پِیامبر در اواخر حِیات خود قطعاً بسِیار متکاملتر و سعۀ بِینش و اندِیشهاش فراختر و افق آراء و انظارش دوردستتر گشته بود و طبعاً اِین مسئله در کِیفِیّت شکلپذِیرِی آِیات در نفس آن حضرت تأثِیر جدِّی داشته است، درحالِیکه ما هِیچ فرقِی در سبک و سِیاق و اِیراد معارف و احکام در سالهاِی آخر حِیات رسول خدا با آنچه در مکّه نازل شده است مشاهده نمِیکنِیم ـو اگر هست، به ما بنماِیانِید!ـ و حتِّی شاِید بسِیارِی از سوَر که در مکّه نازل شدهاند مانند سورۀ کهف و مرِیم، داراِی وِیژگِیها و خصوصِیّاتِی بسِیار جالبتر از ساِیر سور بوده باشد و نِیز بسِیارِی از سور توحِیدِیّۀ قرآن در مکّه نازل شده است که داراِی حقاِیق و معانِی بس غرِیب و ژرف بوده که هر کسِی را ِیاراِی غور و غوص در بحار آنها نمِیباشد. بنابراِین باِید چنِین گفت:
|
بر بساط نکتهدانان
خودفروشِی شرط نِیست |
||||
|
ِیا سخن دانسته گو
اِی مرد عاقل ِیا خموش[١] |
||||
مفاسد مترتّب بر باطل و عبث بودن آِیات داراِی واژههاِی منطقهاِی و خاصّ به زمان نزول وحِی
نهم: بطلان و عبث بودن آِیاتِی است که داراِی چنِین واژهها و اصطلاحاتِی منطقهاِی و خاص به مقطعِی از زمان هستند. و طبعاً چنِین آِیاتِی پس از کشف خلاف، از مرتبۀ حجِّیت ساقط مِیشود، و استناد آن به مبدأ أعلِی لغو و کذب خواهد بود. و مترتّب بر اِین، نمازهاِیِی که چنِین آِیاتِی و سورههاِیِی در آن تلاوت شود باطل خواهند شد؛ زِیرا حجِّیت آِیه منوط به تنزِیل از ناحِیۀ پروردگار است، و پس از کشف خلاف و اثبات عدم تنزِیل از ناحِیه خداوند، نمِیتوان از آنها در نماز تلاوت نمود، و استحباب
[١]. همان، غزل ٢٩٢.